پایان نامه با کلمات کلیدی محکم و متشابه، عام و خاص

دانلود پایان نامه ارشد

درست نيست. زيرا اولا محکم و متشابه از اوصاف مدلولند، ولي نص، ظاهر و مؤول از اوصاف دال هستند. ثانيا تأويل اختصاص به متشابه ندارد، بلکه همه آيات الهي اعم از محکمات و متشابهات تأويل بردارند. ثالثا در هيچ آيه‌اي از آيات الهي معناي خلاف ظاهر اراده نشده است؛ وگرنه قاعده تکلم و تفاهم نقض مي‌شود. با اين وجود شايد نسبت نصوص و ظواهر به محکمات و متشابهات به پرسش درآيد که چندي بعد درباره آن سخن خواهيم گفت.
فراز دوم: اقسام محکم و متشابه
در طول تاريخ تفسير، علماي بزرگ بر اساس نظريه‌ها و منظرهايشان به تقسيم محکم و متشابه پرداختند که در اين بين به هفت تقسيم قابل توجه مي‌توان اشاره کرد که عبارتند از: محکم و متشابه لفظي و معنوي، محکم و متشابه حقيقي و اضافي، محکم و متشابه اصلي و عرضي، محکم و متشابه عام و خاص، محکم و متشابه مطلق و نسبي، محکم و متشابه فعلي و شأني، محکم و متشابه قطعي و نسبي184. هر يک بر اساس مبناي انديشمندي وارد عرصه تفسير شده که تعريف هر يک مطالبه اين نوشته نيست و تنها يکي از آن تقسيم‌ها يعني محکم و متشابه مطلق و نسبي که از علامه طباطبايي به ارث رسيده و مبناي معيارگرايانه اين نوشته قرار گرفته، بررسي و تبيين مي‌شود.
علامه در يک سخن چنين مي‌گويد:
ان الاحکام و التشابه وصفان يقبلان الاضافه و الاختلاف بالجهات بمعني ان آيه ما يمکن ان تکون محکمه من جهه و متشابهه من جهه اخري فتکون محکمه بالاضافه الي آيه و مشابهه بالاضافه الي الاخري و لامصداق للمتشابه علي الاطلاق في القرآن و لا مانع من وجود محکم علي الاطلاق.185
با توجه به اين بيان آيات الهي از حيث محکم و متشابه به سه قسم تقسيم مي شوند: محکم اطلاقي، محکم نسبي و متشابه نسبي.
محکمات اطلاقي آن دسته از آيات و اخبار هستند که مراد و مدلول همه بخش‌ها و همه جهات آن آيات و اخبار براي شنوندگان آگاه به کلام تعين دارد. مانند آيه ” ليس کمثله شيء”186
محکمات نسبي آن دسته از آيات هستند که مراد و مدلول بخش يا جهتي از آيه براي شنوندگان آگاه به کلام که با آن مورد تناسب دارند، تعين دارد، اگرچه مدلول بخش‌ها و جهت‌هاي ديگر آن آيه از اين تعين برخوردار نباشد. مانند آيه ” لايکف‌ الله نفسا الا وسعها “187
متشابهات نسبي آن دسته از آيات و اخبار هستند که مراد و مدلول بخش يا جهتي از آيه ‌بحسب مورد آيه براي برخي از شنوندگان آگاه به کلام که با آن آيه تناسب ندارند، مشتبه مي‌شود. بيشتر آيات و اخباري که در باب معارف توحيدي وجود دارند، از متشابهات نسبي هستند که البته ” حدوثاً متشابه و بقاءً محکم”188هستند؛ يعني اين گونه آيات و اخبار في حد نفسها از آن حيث که مراد و مدلول‌شان معلوم نيست، متشابه هستند؛ ليکن با ارجاع به محکمات و برطرف شدن اشتباه، به محکمات نسبي تبديل مي‌شود189. مانند آيه ” يدالله فوق ايديهم “190 که يد براي عموم مخاطباني که با امور حسي تناسب دارند، به معناي يد مادي تلقي شده و مشتبه مي‌شود که با ارجاع به ” ليس کمثله شيء “191 معناي تجسيمي را از دست مي‌دهد.
با توجه به اين، يک آيه مي‌تواند از جهتي محکم نسبي و از جهتي متشابه نسبي باشد؛ اما متشابه اطلاقي امکان‌پذير نيست؛ زيرا تشابه اطلاقي به معناي عدم امکان فهم مدلول مراد آيه متشابه براي همه شنودندگان آگاه به کلام است، به گونه‌اي که به هيچ وجه نمي‌توان به آن دست يافت؛ در صورتي که اولا اين توان در راسخان در علم وجود دارد. چراکه آنان مصداق ” انما يعرف القرآن من خوطب به “192 هستند. ثانيا اين عدم امکان با قانون بيان مبين، قاعده تفاهم و اصل هدايت‌گري که قرآن بر هر سه آنها تأکيد دارد، منافات دارد.
فراز سوم: نسبت نصوص و ظواهر با محکمات و متشابهات
در پايان بايد به پرسش چيستي نسبت نصوص و ظواهر به محکمات و متشابهات پاسخ داد.
اين پرسش به دو سؤال منحل مي‌شود؛ يکي چيستي نسبت نصوص و ظواهر به متشابهات و ديگري چيستي نسبت نصوص و ظواهر به محکمات.
در نسبت نصوص و ظواهر به متشابهات به ديدگاه حضرت استاد عابدي شاهرودي اشاره مي‌کنيم. به ديده ايشان ظاهر آن گونه که در علم اصول تعريف شده، کلمه يا کلامي است که مقصود و مراد گوينده از دلالت عمومي عقلائي در حد ظهور تعيين پذير باشد. اگر دلالت از مرز ظهور فراتر رفت کلام به عنوان نص توصيف مي‌شود. بنابراين ظاهر نوعي از کلام است که مراد حقيقي آن از نظر عقلا واضح است و تشابه که موجب ترديد در فهم مراد است، در آن نيست. پس ظواهر به معناي اصولي و عقلايي قطعا از محدوده آيات و اخبار متشابه تا زماني که متشابه هستند، بيرونند193.
اين دليل، هم چنان که ظاهريت متشابهات را نفي مي‌کند، به طريق اولي نصوصيت آن را نيز منتفي مي‌‌سازد. افزون بر آن که نصوص ادله‌اي هستند که به گونه متعين بر مدلول واقعي دلالت صريح دارد؛ ولي متشابهات از اين تعين دلالي برخوردار نيستند.
با توجه به اين اگر همه آيات داخل در محدوده محکمات و متشابهات باشند، به نحوي که هيچ رده‌اي از آنها برکنار نباشد، بايد بپذيريم که ظواهر همانند نصوص به موجب قاعده حصر از جمله محکمات هستند. پس محکمات به نصوص و ظواهر تقسيم مي‌شود. چنان که طريحي، صاحب مجمع‌ البحرين مي‌گويد:
قد نص اللغويون علي ان المتشابهات هي المتماثلات. يقال هذا شبهه هذا اي شبيهه و مثله يقال ايضا بينهما شبهه و شبهه بالتحريک اي مماثله و فسروا الشبهه بکل لون يخالف معظم لون صاحبه و من هذا يتبين ان الظواهر ليست من المتشابه؛ اذ ليس فيها شيء من هذه المعاني و ان احتملت – ضعفاً – خلاف المعني الظاهري علي ان ذلک الاحتمال منها من حيث الاراده لا من حيث الدلاله و ينقسم المحکم الي النص و هو الراجح المانع من النقيض کقوله تعالي: و هو بکل شيء عليم 194 و الظاهر هو الرجح الغير المانع من النقيض کقوله تعالي: فاقتلوا المشرکين 195196
اما نسبت نصوص و ظواهر به محکمات چيست؟
اگر محکمي از حيث دلالت متحقق‌الدلاله باشد، به نحوي که لفظ آن به عنوان دال به صورت تحققي و يقيني بر مراد متعين دلالت کند، از نصوص خواهد بود؛ اما اگر محکمي از حيث دلالت متحقق‌الدلاله نباشد، يعني لفظش به صورت قطعي – قطع اصولي و و نه قطع منطقي – بر مراد الهي دلالت کند، در رده ظواهر قرار مي‌گيرد.
بر اين اساس اگر ثابت شد که محکمات – چه مطلق و چه نسبي – از نصوص هستند، در اين صورت در رده احتجاجات قرار مي‌گيرند و به عنوان معيارهاي پايه به حساب مي‌آيند. و اگر به اثبات رسيد که از ظواهر هستند، به حتم در رده تنجيزات قرار مي‌گيرند و به عنوان معيارهاي غير پايه تلقي مي‌شوند.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی محکم و متشابه، امام رضا ع Next Entries منبع پایان نامه درمورد شبکه های عصبی، توسعه شهر، شبیه سازی، تصاویر ماهواره ای