پایان نامه با کلمات کلیدی محکم و متشابه، امام رضا ع

دانلود پایان نامه ارشد

– ضلع دوم: متون فراسياقي؛
– ضلع سوم: مباني فرامتني.
بافت سياقي به مجموعه‌اي از دوال موجود در متن گويند که به گونه جمعي متن را به سوي مدلول مشخصي سوق مي‌دهد. اين دوال در دو قسم لفظي و غير لفظي تبلور پيدا مي‌کنند. دوال لفظي به دو قسم افراد کلام و قرائن متصل ( تعليل‌ها و مستثنيات ) و دوال غير لفظي به ظروف ( زماني و مکاني ) و به ملابسات ( شأن نزول کلام، سبب ورود کلام، نوع سؤالات، موقعيت مخاطب، لحن خطاب و پيشينه و پسينه متن ) تقسيم مي‌شوند.
متون فراسياقي مجموعه‌اي از دوال خارج از متن را گويند که معطوف به متن هستند و در پي تتبع کامل گردآوري مي‌شوند و همچو انواري تابنده بر بافت سياقي متن مي‌تابند. اين دوال بر اساس نوع ارتباط انحاي مختلفي دارند. اين ارتباط نيز به دو قسم ارتباط تناظري و ارتباط تعارضي تقسيم مي‌شوند.
ارتباط تناظري از اشتراک مضموني متون مشابه که ناظر به يک موضوعند، نشأت مي‌گيرد. بر اساس اصل هماهنگي ميان آيات الهي و احاديث امامان معصوم و بر اساس اصل انعطاف آيات به يکديگر و احاديث به يکديگر و آيات به احاديث و احاديث به آيات مي‌توان متون متناظر را که هم مضمون هستند، در يک جورچين قرار داد؛ يعني يافتن متون متناظر چينش پازل‌گونه قطعه‌هايي است از يک تصوير نامشخص که با نشاندن هر قطعه در جايگاه واقعي و درست خود به سيما و نماي نهايي تصوير نزديک‌تر مي‌شويم. اين متون که ناظر به يک موضوع هستند، اجزاي موضوع و مفهوم ارائه شده توسط امامان معصوم را که در واقع يک امر واحد هستند و در گستره‌اي پراکنده شده‌اند، در کنار هم مي‌نشاند و به آنها جان مي‌بخشد. هر چه تعداد اين متون به استيفاي تام نزديک‌تر باشد و طبقه‌بندي و کشف ارتباطات مختلف آنها نسبت به هم دقيق‌تر باشد، به نگرش حقيقي و روح معنايي نهفته در پس زمينه متون نزديک‌تر شده‌ايم. بر اين اساس در بازيابي متون متناظر يافتن احاديثي که با متن اصلي يکي از رابطه‌هاي تخصيص و تعميم، اطلاق و تقييد و اجمال و تبيين را دارند، ضروري است164.
در ارتباط تناظري دو نوع ارتباط از آن رو که مي‌توانند ظهور تصديقي جدي را به بالاترين ارزش اعتبار تنجيري برسانند، با ارزش‌ترين ارتباط به شمار مي‌آيند:‌ يکي ارتباط متن با متوني است که به نوعي ظاهر همان متن را تکرار مي‌کنند و اين تکرار ظاهر خود متن را به مرز نص نزديک مي‌کند و ديگري ارتباط متن با نصوصي است که مضمون يکساني با آن متن دارند؛ نصوصي که مي‌توانند مرجع آن ظواهر و پايه حجيت آن ظواهر نيز به شمار آيند.
اما ارتباط تعارضي که با تکيه بر قاعده ” تعرف الاشياء باضدادها ” در رده متون فراسياقي قرار گرفته، محط بحثش در تعادل و تراجيح علم اصول مي‌باشد، از اشتراک موضوعي دو يا چند دليلي که بحسب نظر بدوي در دلالت بر آن موضوع تعارض دارند، نشأت مي‌گيرد. چراکه ضابطه تعارض تکاذب دو دليل به حسب دلالت است، به نحوي که هر يک به دلالت التزامي مستلزم نفي ديگري است؛ لذا اجتماع صدق‌ هر دو ممتنع است؛ امتناعي که از تنافي دو مدلول نشأت مي‌گيرد165. محقق خراساني مي‌نويسد: “التعارض هو تنافي الدليلين او الادله بحسب الدلاله و مقام الاثبات “166.
البته تعارض از آن حيث که تعارض است و در تعادل به تساقط مي‌انجامد، نمي‌تواند از اضلاع نظام ظهور تصديقي باشد، بلکه از حيث تبديل تعارض به تخالف و امکان جمع دلالي بياني دو طرف تخالف يا ترجيح يکي از آن دو يا از باب حکومت و ورود يکي بر ديگري چنين جايگاهي را به دست مي‌آورد. اثر اين جايگاه در يافتن ظهور تصديقي جدي يکي تأثير در مفهوم متن و ديگري تأثير در فهم مقصود اصلي است.
در کنار دو ضلع بافت سياقي متن و متون فراسياقي، بايد به مباني فرامتني – ضلع سوم نظام مذکور – توجه ويژه نمود.
مباني فرامتني مجموعه دوال متحقق‌الصدور و الدلاله هستند که از جهت دالّي و مدلولي نه با متن ارتباط تناظري دارند و نه با آن ارتباط تعارضي، بلکه به عنوان معيارهاي پايه يعني اصول عام يقيني در شرع ظهور متن را از خطاي دلالي منصرف و چه بسا افزون بر انصراف، موجب انعطاف آن ظهور به صواب دلالي مي‌شود و چه بسا افزون بر انصراف و انعطاف، موجب تعيين ظهور مدلولي يعني مراد جدي نيز مي‌شود. براي نمونه متن ” ما تشاؤون الا أن يشاء الله ” با آن که ظهور دلالي در نفي تفويض به طور اطلاقي دارد، ليک اصل عدل الهي به ضميمه اصل کيفر الهي آن ظهور را منصرف مي‌سازد و اين انصراف موجب انعطاف آن متن به ظهور دلالي نفي جبر اطلاقي مي‌شود و البته با قاعده لاجبر و لاتفويض بل بين الامرين ظهور مدلولي را در بين نفي جبر و نفي تفويض مستقر و متعين مي‌سازد. در تشريح اين ضلع از نظام مذکور پژوهش جامعي بايد داشت که در اين پاره دفتر ممکن نيست.
دوم: محکم و متشابه
بر اساس روند بحث، روي سخن اين فراز آن است که محکمات و متشابهات از جهت معياري در چه موقعيت هستند؟ آيا مي‌توانند معيار باشند؟ اگر مي‌توانند، معيارهاي پايه‌اند يا غيرپايه؟
پيش از ورود در بحث نخست اين نکته را بايد يادآور شد که همان گونه که در آيات قرآن محکمات و متشابهات وجود دارند، در اخبار نيز محکمات و متشابهات وجود دارند. امام رضا عليه السلام مي‌فرمايند:
ان في اخبارنا متشابها کمتشابة القرآن و محکما کمحکم القرآن فردّوا متشابهها الي محکمهما و لاتتبعوا متشابهها دون محکمها فتضلوا 167
در طول تاريخ براي محکم و متشابه تعريف‌ها و تفسيرهاي گوناگوني نشان داده شده‌168 که البته در بيشتر آن تعاريف به آيات ناظر بوده‌اند. برخي از مهمترين آن تعاريف عبارتند از:
برخي برآنند که محکم آيه‌اي است که براي علم به مراد آن نيازي به دليل و قرينه نيست، بلکه آيه در مقصود خود گوياست و حال آن که متشابه نياز به دليل و قرينه دارد169.
عده‌اي نيز بر اين باورند که عبارات محکم چنان داراي استحکام هستند که راه هر گونه احتمال و اشتباه بر آن بسته است. به همين دليل ام الکتاب يعني اصل کتاب هستند؛ ليکن عبارات متشابه با يکديگر مشتبه شده و احتمالات متعددي را برمي‌تابند. به اين منظور بايد به محکمات ارجاع داده شوند170.
گروهي نيز محکمات را آن چيزي مي‌دانند که از حيث لفظ و معنا راه هيچ گونه شبهه‌اي نداشته باشند و متشابهات را آن چيزي مي‌دانند که تفسير آن مشکل باشد. زيرا به غير خودش شباهت دارد؛ خواه از حيث لفظ و خواه از حيث معنا171.
اما در تعريف برخي محکمات گفتاري هستند که رسا و شبهه‌ناپذير باشند و مورد کج فهمي قرار نگيرند. ولي متشابهات گفتاري هستند که احتمال چند معنا داشته و اين موجب شک و شبهه مي‌شود172.
از نگاه بعض مشايخ محکمات مجموعه آياتي هستند که از هر گونه موجب پيچيدگي، دشواري و اختلاف در فهم مراد به دورند و لذا هيچ ترديدي به آن فهم راه ندارد. متشابهات مجموعه آياتي هستند که از حيث زمينه، محتوا، برابر ايستا، ساختار و غايات منظور از آنان، داراي موجبات پيچيدگي، دشواري و اختلاف در فهم مرادند173 و البته اين نه به دليل ابهام، بلکه به دليل محتواي چند مرحله‌اي و براي ايستاي درج شده در ملاک محتواست.
بررسي لغوي، روايي و قرآني محکم و متشابه خواسته اين نوشته نيست؛ هم چنان که نقل و تحليل تعاريف علماي بزرگ ما که با رويکردهاي ادبي، اصولي، کلامي، فلسفي، عرفاني و تفسيري نشان داده‌اند174، نيز دور شدن از بحث معيارهاي سنجش ديني است؛ ليک براي تحصيل يک مبناي قويم در اين بحث نياز به گزينش و تبيين يک انديشه فخيم داريم که رويکرد اجتهادي – تفسيري بر آن حاکم باشد و انديشه حضرت علامه طباطبايي از اين نوعست175. پيش از ورود به بحث نيکوست که يک نظر کلي بر جايگاه اين انديشه بياندازيم. حضرت‌ استاد آيت‌الله جوادي آملي در اين باره مي‌نويسد:
بررسي دقيق سخنان متقدمان و متأخران در زمينة سرّ اشتمال قرآن بر متشابه روشن مي‌کند که رأي علامه طباطبايي تحولي است در تفسير؛ نه نظريه‌اي در رديف ديگر نظريات176؛ زيرا همه آراي ديگران بر اين استوار است که متشابه را نيز مانند محکم خداي سبحان نازل کرده است؛ اما ايشان سراسر قرآن را محکم مي‌داند و متشابه را برگرفته از فکر بشر غير معصوم مي‌شمارد… ( به تعبيري) سراسر قرآن کريم محکم است و هنگام رسيدن به نشئه فکر بشر غير معصوم تشابه مي‌يابد. 177
فراز اول: تعريف محکم و متشابه
نخست اين نکته را تذکر دهيم که کلام الهي احکام و تشابه را در دو مقام بکار بسته؛ يکي مقام جمعي براي کل کتاب الهي و ديگري مقام تفصيلي براي آيات کتاب الهي.
در مقام جمعي، قرآن از آن جهت که نظمي متقن و بياني قاطع دارد، محکم است ” کتاب احکمت آياته”178 و از آن جهت که همه آياتش از نظر نظم و بيان، داشتن نهايت درجه اتقان، نداشتن هيچ گونه نقص و کاستي و داشتن خصيصه حکمت و هدايت شبيه يکديگر هستند، متشابه است. ” کتابا متشابها مثاني “179
اما در مقام تفصيلي آيات به دو دسته محکمات و متشابهات تقسيم مي‌شوند و اين تقسيم از آن روست که هيچ آيه‌اي نيست، مگر آن که بر مدلولي دلالت دارد و اين مدلول به اعتبار فهم شنونده آگاه به کلام يا محکم است و يا متشابه.
محکم آيه ( و خبري ) است که معنا و مدلول آن به عنوان مراد الهي براي شنونده آگاه به کلام تعين دارد. مانند آيه ” ليس کمثله شيء”180 و ” لاتدرکه الابصار “181
متشابه آيه ( و خبري ) است که معاني و مداليل متعدد محتملي را برمي‌تابد، به نحوي که آن مداليل به دليل داشتن وجه تشابه، بر شنونده آگاه به کلام مشتبه شده و از فهم مراد الهي که يکي از آن مداليل است، بازمي‌ماند، تا آن که آن مداليل به اصول محکمه ارجاع داده شود و معناي مناسب و ملائم با آن اصول به عنوان مراد الهي مستقر گردد. مانند آيه ” الي ربها ناظره “182 که اين ناظره مي‌تواند بر رؤيت بصري؛ و مي‌تواند بر رؤيت غيربصري دلالت کند. اين دو مدلول، اگرچه در اصل رؤيت اشتراک دارند و اين اشتراک مايه التباس شده، ليکن با ارجاع آيه به آيه محکم ” لاتدرکه الابصار “183 رؤيت بصري از آن آيه منصرف شده و رؤيت غيربصري استقرار مي‌يابد.
با توجه به اين تعريف به سه مؤلفه که جايگاه محکم و متشابه را در قرآن مشخص مي‌کنند، بايد اشاره نمود:
مؤلفه اول: محکم و متشابه از احکام و اوصاف معنا هستند و نه از اوصاف لفظ هستند و نه از اوصاف اعم از لفظ و معنا. اين گونه نيست که متشابه در مورد شبهه لفظيه مانند غرابت لفظ، اغلاق ترکيب و عموم و خصوص آيد تا تشابه وصف لفظ گردد. زيرا ملاک در فهم معناي متشابه ارجاع آن به مراجع لغوي نيست، بلکه ملاک، ارجاع به محکمات است. چنان که اين گونه نيست متشابه در مورد ترديد دلالي لفظ بر معناي موضوع له باشد تا با جريان قواعد اهل لسان مانند ارجاع عام به خاص و اطلاق به تقييد، آن لفظ با حفظ اصل آن معناي مدلول – بي گذر از آن معنا – به صورت مخصص و يا مقيد بر آن معنا دلالت کند. زيرا متشابه پس از ارجاع به محکم آن معناي مرددي را که با محکم تناسب ندارد، به کل از دست مي‌دهد، نه آن که آن معنا محفوظ باشد و فقط تحيث پيدا کند.
مؤلفه دوم: نبايد متشابه را مجمل و محکم را مبين و مفصل دانست. زيرا اوصاف محکم و متشابه بر مجمل و مبين تطبيق نمي‌کند. چراکه اجمال لفظ به معناي اندماج جهات معناي لفظ است، به نحوي که شنونده نمي‌داند که گوينده کدام جهت را اراده کرده و لذا در تشخيص مراد وي متحير مي‌شود. اين موجب آن مي‌شود که مجملات تنزيلا در رده کلمات جامعه بي تفصيل قرار گيرد؛ اما متشابه با آن که مفصل است و تبيين دارد قوه دانش از رسيدن به شناخت محتواي آن ناتوان است. با اين وصف اهل زيغ بدان گونه که کتاب خدا مي‌گويد در پي متشابهات مي‌باشند تا متشابهات را در راستاي اميال به تأويل برند و معناي راستين آنها را حذف کنند.
مؤلفه سوم: نبايد محکم به نص يا ظاهر قوي؛ و متشابه را به مؤوّل تعريف کرد؛ آنگاه نتيجه گرفت که محکم متن تنزيل است، از آن رو که در محکم معناي صريح يا ظاهر قوي آن مراد الهي است و متشابه جز با تأويل به فهم در نمي‌آيد، از آن رو که در متشابه بايد خلاف معناي ظاهر را به عنوان مراد الهي تلقي کرد. اما اين تلقي و اين نتيجه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی استعمال لفظ، عام و خاص Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی محکم و متشابه، عام و خاص