پایان نامه با کلمات کلیدی كريم، پيش، امري، خويش

دانلود پایان نامه ارشد

براي اولياي الهي رخ داده و ميدهد.
6-2. پيش‌بيني حضرت عيسي(علیه السلام) از آمدن پيامبري پس از خود با نام و نشان
من مژدهدهنده به رسولىام كه پس از من مى‏آيد و نامش «احمد» است. پس چون با معجزات، به سوى آنان آمد گفتند: اين جادويى آشكار است: «مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتي‏ مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَد».233 نكتهي افزون بر بازگويي امر خارق عادت، اين است كه در پي ناتواني از برابري با آن امور واكنش رودررويان مخالف را نشان داده به اينكه كار تو جادويي آشكار است.
6-3. پيش‌گويي كتاب رسول گرامي اسلام(صلی الله علیه و آله)
گرچه همهي قرآن كريم، با ادبياتهاي گونهگون آگاهي دادن آدمي به رويدادهاي پيش و پس از خود است اما خبر از شكست روميان در آيندهي آن زمان صدر اسلام در نظر مردم شگفت مينمود. قرآن كريم هم اين سخن را با هيمنهاي كه در گفتار هم رخ نمايان كرده است چنين مي فرمايد كه گويا پيش از اين، اين كار به وقوع پيوسته است: «غُلِبَتِ الرُّوم: روميان شكست خوردند.»234
6-4. پيش بيني حضرت لوط(علیه السلام) در فريادرسي نهاني خداوند از وي در برابر ناپاكي مردمان
«جاءَتْ رُسُلُنا لُوطاً… إِنَّا مُنَجُّوكَ وَ أَهْلَكَ»:235 فرشتگان زماني بر خود لوط فرود آمدند و او اندوهگین شد، مبادا به آنان آزاری رسد كه آنها خبر نابودي قومش را به وي دادند.
7. درمان بيماران به‌گونه فراعادي
مداواي بيماري جسمي، امري است كه به بدن آدمي مربوط مي شود و مي بايست از راه انجام فعاليت هاي پزشكي مداوا شود اما گاه رخ داده كه به گونه اي جز امور پزشكي بيماري سلامت خويش را به دست آورده است.در قرآن كريم نيز مواردي هست كه اين مدعا را گواه است.
7-1. شفاي بيماران بي‌علاج
قرآن كريم بارها از شفاي بيماران لاعلاج به دست قدرت روح توانمند عيساي مسيح(علیه السلام) آگاهي می‌دهد، كه وي كور مادرزاد را بينا می‌کرد و پيسي را درمان می‌نمود.و حتي مردگان را جان می‌بخشید كه در جاي خود گذشت: «وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَص‏…»236
صد هزاران طبِّ جالينوس بود
عيسي قادر بود كه از يك دعا
كآن فسوس و اسم اعظم را كه من
اكمه و ابرص چه باشد مرده نيز

پيش عيسي و دمش افسوس بود237
بي توقف بر جهاند مرده را238
بر كر و كور خواندم شد حسن239
زنده گردد از فسون آن عزيز240

7-2. درمان بيماري از دور
پيراهن يوسف(علیه السلام) و روشني چشم پدر داستاني است دلانگيز كه آغازي اميدبخش براي پيامبري سوختهدل در غم هجران يوسف گم‌گشته‌اش را قرآن كريم به زيبايي به تصوير می‌کشد: «اذْهَبُوا بِقَميصي‏ هذا فَأَلْقُوهُ عَلى‏ وَجْهِ أَبي‏ يَأْتِ بَصيراً: اين پيراهنم را ببريد و آن را بر روى پدرم بياندازيد تا بينا گردد.»، «پس چون بشارت دهنده [به نزد او] آمد، آن [پيراهن‏] را بر رويش افكند و بينا شد.»241 و بيش از آن، قلبش آرام گرفت.
بوي بد مر ديده را تاري كند
در قضا يعقوب چون بنهاد سر

بوي يوسف ديده را ياري كند242
چشم روشن كرد از بوي پسر243

8. خلق و ايجاد
در قرآن كريم به روشني بر انحصار آفرينش براي خداوند متعال آياتي بيان شده است اما آياتي نيز وجود دارد كه برخي پيامبران ادعاي آفريدن اشياء را نمودهاند و يا به حقيقت، آفريده اند و اين، افزون بر اينكه يك امري بس شگفت است پرسشي بنيادين در باب انجام امور خارق عادت از برخي انسانها نيز مي باشد كه در بحث اذن الهي بدان پرداخته خواهد شد.
8-1. خلق ‌شتر از سوي صالح(علیه السلام)
«هذِهِ ناقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَة»: اين مادهشتر از سوي خداوند به عنوان معجزه براى شما است‏ حضرت صالح(علیه السلام) در پس ايمان نياوردن قومش مجبور به آوردن امري شگفت شد اما نكته اين است كه باز هم همانند ديگر اوليا و پيامبران الهي به آنها يادكرد مي كند كه مبادا به او آسيبي رسانيد كه آنگاه عذابى دردناك شما را فروگيرد داستان ناقه صالح(علیه السلام) به همراه اين سخن، در دو جاي قرآن بازگو شده است.244
صالح از يك دم كه آرد باشكوه
ناقه‏ى صالح به صورت بُد شتر
تا بر آن امت ز حكم مرگ و درد
شحنه‏ى قهر خدا ز يشان بجُست

صد چنان ناقه بزايد متنِ كوه‏245
پى بريدندش ز جهل آن قوم مُر
ناقَةَ اللَّهِ وَ سُقْياها چه كرد
خونبهاى اشترى شهرى دُرُست246‏

آوردن شتر ماده در پي اين بود كه منكران ايشان را ساحر ميناميدند و ميگفتند: اگر ميخواهي تو را بپذيريم، امري شگفت بياور. و نكته ديگر پشيماني آنها پس از نحر شتر.247
8-2. از گِل، پرنده ساختن عيساي مسيح (علیه السلام)
آنچه عيسي(علیه السلام) براي ايمان آوردن بنياسرائيل خبر از انجام امور خارق عادت ميدهد و مي‌گويد: «أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فيهِ فَيَكُونُ طَيْراً: من از [جانب‏] پروردگارتان نشانه‏اى براى شما آورده‏ام. [تا آنجا كه‏] من براى شما از گل، چون شكل پرنده مى‏سازم، آن گاه در آن مى‏دمم، و به حكم الهى پرنده مى‏شود.»248
بر تن مرده بخواندم گشت حَي
آب و گِل چون از دم عيسي چريد

برسر لاشَي بخواندم گشت شَي249
بال و پر بگشاد مرغي شد پريد250

9. دست‌هاي پنهان در هنگام نياز اولياي خدا
خداوند متعال در كتاب خويش به دوستان خويش وعده ياري داده است و اين سنت الهي، گاه به انجام امري غير عادي كشانده ميشود كه در قرآن كريم به برخي از آن موارد اشارت رفته است.
9-1. ناديده شدن برگزيده‌ي خدا با پوشش تار عنكبوت
از شگفتی‌هایی كه در سال‌های نخستين و دشوار اسلام بر مردمان آن زمان آشكار شد و قرآن بدان گواهي می‌دهد ناديده شدن برگزيدهي خدا در غار با تار عنكبوتي بود كه ساعاتي پيش وارد آن شده بود. در حالي كه خون‌آشامان نادان در پي ايشان، كوه و برزن را می‌گشتند حتي نشاني از او نيافتند و این‌گونه شد كه «أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها: او را با سپاهيانى كه آنها را نمى‏ديديد توان داد.»251
9-2. كمك فرشتگان در نبردهاي نابرابر
يكي از نيروهاي نهاني خداوند در ياريرساندن اولياي خويش فرشتگاناند كه به فرمان الهي دست به كارهاي نامأنوس ميزنند.
9-2-1. در هم كوباندن لشكري با مشتي از خاك
در صحنه نبرد پيامبر گرامي اسلام(صلی الله علیه و آله) با لشكر دشمنان بيايمان، آنگاه كه كار از دست بشر به در رفت
پيامبر عزيز ما با افكندن مشتي خاك زمين به سوي لشكر سر تا پا مسلح دشمن، آنان را به خاك ذلت نشاند. از اين رو خداوند در قرآن كريم، اين كار حيرتآور را به خود نسبت ميدهد و ميفرمايد: «پس شما آنان را نكشته‏ايد، بلكه خداوند آنان را كشت و هنگامى كه [به سوى آنان خاك‏] افكندى، تو نيفكندى بلكه خداوند افكند و تا از [سوى‏] خويش به مؤمنان عطايى نيك ببخشد. بى گمان خداوند شنواى داناست.»252
ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ253 راست دان هر چه كارد جان بود از جان جان254
9-2-2. دست‌هاي غيب در گاه نياز لشكر خدا با ياري‌رساني فرشتگان در نبردهاي نابرابر
از جمله کاستی‌های مسلمانان در سال‌های نخستين اسلام، نابرابري در جنگ‌ها بود، اما خداوند هماره با دست‌های نهان و نيروهاي ناديدني، دوستان خود را ياري می‌نمود. گاهي به «هزاران فرشته» و گاه به «پاشيدن سنگریزه‌هایی به سوي دشمنان‌» و خود، آشكارا در كتابش از ين امدادهاي غيبي، پرده برداشته تا مؤمنان بدانند كه هماره دست خدا در كار است. آنگاه كه «پروردگارتان شما را به سه هزار [نفر] از فرشتگان فرو فرستاده شده [از آسمان‏] مدد رساند؟»255 و آن زمان كه «[كافران‏] با اين جوش [و خروش‏] به سويتان آيند، پروردگارتان شما را به پنج هزار [نفر] از فرشتگان نشان‌گذار، مدد مى‏رساند.»256 نكتهاي كه در اين مورد است اين است كه پيش از يادكرد كمك غيبي، خداوند سبب اينگونه امدادها را شكيبايي در راه حق و پرهيز گاري می‌داند.257
اين امر را ميتوان در نجات بنياسرائيل در جريان شكافت دريا به دست حضرت موسي(علیه السلام) نيز به گونهاي ديگر به نظاره نشست، كه پيشتر، از آن سخن رفت.
9-3. باز شدن درهاي كاخ براي يوسف(علیه السلام)
آنگاه كه وليّ زيباروي خداوند متعال، مورد مكر خوبرويان زشتسيرت مصر قرار گرفت و با ديوار درهاي بسته روبرو شد برونرفتي جز كار شگفتي چون گشوده شدن درها، يكي پس از ديگري به خداوند متعال نبود.258
10. بيدار شدن پس از صدها سال خفتن
يكي از چهار موردي كه خداي سبحان در قرآن كريم نام شگفت ـ البته براي آدمي ـ را بر آن می‌نهد همين داستان خفتگان در غار است:«أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً: آيا پنداشته‏اى كه اصحاب «كهف» و «رقيم» از [زمره‏] نشانه‏هاى ما [چيزى‏] شگفت بودند؟»259 بيدار شدن تكاندهندهي برخي گرويدگان به خدا، پس از صدها سال خفتن، امري است كه هنوز كه پس از هزاران سال، آدمي را به شگفتي واميدارد. نكتهي قابل يادكرد در اين مورد از گونههاي قرآنيِ امر خارق عادت، اين است كه خداوند هدايت پاداشي خود260 و و باز هدايت الهي261 ـ در پي ايمان نخستين و استقامت آنها ـ را مايهي انجام اين كار شگفت در حق آنها می‌داند. دعاي آنها به فراهم ديدن راهي به رهايي262 را، به استجابت رساند و بهگونهاي حيرتآور آنها را از شكنجههاي جسمي چون سنگسار و آزارهاي روحياي چون برگرداندن به كفر، رهايي داد. «پس چندين سال در [آن‏] غار بر گوشهايشان پرده افكنديم.»263
البته در اين داستان، كارهاي فراعادي بيشتري در آيه، بدان اشاره شده بهمثل اينكه: «و خورشيد را مى‏ديدى كه چون بر مى‏آمد از غارشان به جانب راست گرايش مى‏يابد و چون غروب مى‏كرد، از آنان به جانب چپ در مى‏گذشت و آنان در [جايى‏] فراخ از آن بودند. اين از آيات خداوند است.»264 يا «و آنان را بيدار مى‏پنداشتى حال آنكه خفته بودند. و آنان را به جانب راست و به جانب چپ مى‏گردانديم و سگشان دو دستش را بر آستانه در گشاده بود. اگر بر آنان آگاهى مى‏يافتى قطعاً گريزان از آنان روى مى‏گردانى و به راستى بسيار از آنان بيمناك مى‏شدى.»265 همه اين لطف‌ها را خداوند در باره كساني می‌کند كه: «خداوند [او را] هدايت كند، او راه يافته است.»266 پس ديگران هم می‌توانند مورد امدادهاي نهاني حضرت حق قرار گيرند.
11. زنده شدن انساني، ساليان دراز پس از مرگ
انديشه در داستان آن بزرگي كه از دِهي سقففروريخته گذر كرد ناگاه به زبان حال گويا از خالق متعال خواسته باشد كه چگونگي زنده شدن اينان در قيامت را به من نشان بده. سپس خداوند قادر، خود او را براي 100 سال ميراند و آنگاه زنده كرد، بهگونهاي كه خود آن ولي خدا از اين كار بزرگ شگفت زده شده بود. «به داستان كسى كه بر دهى گذشت كه سقفهايش فرو ريخته بود، [نينديشيده‏اى؟ او] گفت: خدا [اهل‏] اين [ده‏] را پس از مرگش چگونه زنده مى‏كند؟ فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَه:‏ پس [از اين شكّ‏] خداوند او را صد سال ميراند، آن گاه او را برانگيخت [و به او] فرمود: چه مدّت [به اين حال‏] مانده‏اى؟ [او] گفت: يك روز يا قسمتى از روز را [در اين حال‏] مانده‏ام. فرمود: بلكه صد سال مانده‏اى. پس به خورد و نوشت بنگر. دگرگون نشده [و رنگ نباخته‏] است. و به دراز گوشت بنگر. و [مى‏خواهيم‏] تا تو را براى مردم نشانه‏اى قرار دهيم. و به استخوانها بنگر [كه‏] چگونه آنها را برداشته به هم پيوند مى‏دهيم و بر آن گوشت مى‏پوشانيم. آن گاه چون [قدرت الهى‏] براى او روشن شد، گفت: [به راستى‏] مى‏دانم كه خداوند بر هر كارى تواناست.»267 به راستي كه جز ولي خدا كسي را شايستگي اين امر هست تا خود او به استجابت اين خواسته سترگ برسد؟ او پيامبر و ولي خدا، عزير(علیه السلام) بود كه با انديشهي درونياش محل انجام اين شگفتي قرار گرفت.
هين عُزَيرا در نگر اندر خرت
پيش تو گردآوريم اجزاش را
دست نى و جزو بر هم مى‏نهد
چشم بگشا حشر را پيدا ببين

كه بپوسيده ست و ريزيده برت
آن سر و دُم و دو گوش و پاش را
پاره‏ها را اجتماعى مى‏دهد268
تا نماند شبهه‏ات در يوم دين‏269

12. گرفتن سفره و غذاي آسماني از نهان
شنيدهايم از زبان مردمان عادي كه خدا از آسمان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی قرآن کریم، اصل موضوع Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی پيش، يوسف(علیه، اينكه، عيسي(علیه