پایان نامه با کلمات کلیدی قرآن کریم، پیامبر اسلام (ص)، نزول قرآن

دانلود پایان نامه ارشد

در روز قیامت درباره آن چه در آن اختلاف مى‏کنند، میانشان حکم خواهد کرد.
منظور از جملۀ ﴿لَیسَت الیَهوُد عَلی شَیٍء وَ لَیسَت اَلنَصَاری عَلی شَیءٍ﴾172 در این آیه اشاره به آن است که قوم یهود و نصارا هیچ جایگاه و منزلتی نزد خداوند ندارند، یا این که دین آنان هیچ ارزشی پیش پروردگار ندارد. در قسمت بعد آیه که می فرماید: ﴿وَ هُمْ‏ يَتْلُونَ‏ الْكِتاب﴾173‏؛ یعنی خداوند برای هدایت آنان کتاب فرستاد که نزد آنها است؛ کتابی که می توانند از نور معرفتش در این مسائل بهره گیرند، اما متأسفانه در احکام خود از تعصب، لجاجت و عناد پیروی می کنند. سپس در ادامه می فرماید: «همچنین آنها که ناآگاهند سخنى چون سخن آنان گویند.» این آیۀ کریمه سخن این گروه را تشبیه به کلام متعصبان از جاهلان دوگانه پرست کرد.
3-2-1-4-5-حسادت نسبت به مسلمانان
خدای تعالی در قرآن کریم به این صفت یهود اشاره کرده و میفرماید: «از میان اهل کتاب آنان که کافر شدند، و نیز مشرکان، دوست نمى دارند که از جانب پروردگار به شما خیرى برسد. و حال آنکه خدا هر کس را که بخواهد به بخشایش خویش مخصوص مى‏دارد. خدا صاحب فضلى بزرگ است.»174
دور از ذهن و عجیب نیست اگر مشرکان، یهود، نصارا و منافقان، از نزول قرآن بر پیامبر اسلام (ص) خشنود نشدند و از این که خداوند وی را برگزید و کسانی که با او بودند را هدایت و برتری بخشید، خوشحال نشدند و استقبال نکردند، بلکه اگر استقبال میکردند عجیب به نظر می‌آمد!
حسادت به گونهای در ذات آنان رسوخ پیدا کرده بود که خداوند به پیامبرش امر نموده که به آنان بگوید:﴿قُلْ‏ مُوتُوا بِغَيْظِكُم﴾175‏؛ در عصبانیت خود بمیرید.
3-2-1-4-6-رحمت و فضل خداوند
آنان (مشرکان، یهود و …) نبوت و رسالت را خیر و خوبی میدانستند و از آن رو که خداوند غیر آنها را برتری داده و به رسالت برگزیده، نزدیک بود که از کینه و عصبانیت منفجر شوند؛ در حالی که ﴿اللَّهُ‏ أَعْلَمُ‏ حَيْثُ‏ يَجْعَلُ‏ رِسالَتَه﴾176‏، رسالت مانند دیگر رحمتهاست که خداوند طبق خواست خود و به هر کسی که خود اراده فرموده عطا میکند، نه بر طبق خواست مردم. ﴿والله ذوالفضلِ العَظیم﴾177 ممکن است فضل الاهی نصیب تمام مردم بشود، اگر حسادت نورزند و اعمال خود را در حال خلوص برای خدا انجام دهند. ممکن است انسان مشرک یا یهودی با یک نظر لطف الاهی مسلمان واقعی شود و بر بسیاری از مؤمنان پیشی بگیرد؛ چرا که این فرصت برای همه فراهم است و رحمت واسعه الاهی شامل همه مردم میشود.178
اینها برخی از خصایص و صفات بارز قوم یهود بود که در این جا به صورت خلاصه و از باب نمونه بیان شد، البته این قوم دارای صفات فراوانی است که قرآن کریم آنها را بیان کرده است. نفاق، غرور، قساوت قلب، تکبر و استکبار، اهانت نسبت به مقام ربوبی، نسبت سحر به حضرت سلیمان، استهزا و تمسخر پیامبر خود و …، از دیگر ویژگیهای قوم یهود است.
شايان ذكر است كه اين همه صفات مذموم و زشت كه در قوم يهود مشاهده مي‌شود و برخورد بسيار بد آنان با پيامبر عظيم‌ و شأن الهي همچون موسي عليه‌السلام گواه روشني است بر، از خودبيگانگي يك جامعه‌اي كه اصول اوليه‌ي انسانيت را رها كرده و دچار غفلت و از خودبيگانگي شده است.

3-2-2-افراد از خودبیگانه
در قرآن کریم علاوه بر جوامعی که دچار از خودبیگانگی گشته از افرادی نیز یاد میکند که دچار بیهویتی گشته و از اصل خویش دور مانده و از مصادیق بارز انسانهای از خود بیگانهاند که در این جا برخی از آنها را مورد بررسی قرار میدهیم.
3-2-2-1-فرعون مصر
یکی از افرادی که در قرآن کریم بطور ویژه مورد بحث قرار گرفته است، پادشاه معاصر حضرت موسی(ع) است که با عنوان کلی فرعون از او یاد شده است. با بررسی زندگی این فرد به خوبی مشخص میشود که چگونه فردی که از راه انسانیت جدا گشته و دچار از خودبیگانگی شده است، مسیر انحراف را پیموده و از فطرت و انسانیت دور گشته و سردمدار قتل و غارت و نسلکشی شده است.
از دید ما اینگونه اعمال صرفاً از افرادی نشأت میگیرد که دچار از خودبیگانگی گشته و از خودیت خود جدا شدهاند. فرعون نیز یکی از اینگونه افراد میباشد که در زیر بصورت اجمالی زندگی وی را مورد بررسی قرار میدهیم.
فرعوناسم غیر عربی است که به اعتبار گستاخی و گردنکشی او این چنین نامیده شده است،179بعید نیست از ماده «فارع» مشتق شده باشد به معنی قتل، انتقام و غارت و یا از ماده «فرع» به معنی هرج و مرج یا فقدان نظم باشد.180
   فرعون اسم عام است و به تمام سلاطین مصر گفته می‌شده چنان که قیصر لقب سلاطین روم و کسری لقب شهریاران فارس میباشد.181 
فراعنه مصر 26 نفر بودند و مدت حکومت آنها نزدیک به سه هزار سال بوده است.182 
در قرآن آیات زیادی راجع به فرعون و سرنوشت او مطرح شده است که به برخی از آنها اشاره می شود:
﴿وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِن تَحْتِي أَفَلَا تُبْصِرُونَ * أَمْ أَنَا خَيْرٌ مِّنْ هَذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَلَا يَكَادُ يُبِينُ * فَلَوْلَا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِّن ذَهَبٍ﴾183
فرعون به ملک مصر و نهرهایش و مقدار طلایی که او و هواخواهانش داشتند، مباهات میکند و چیزی نمیگذرد که با همین داراییش بانگ ﴿أَنَا رَبُّكُمُ‏ الْأَعْلى﴾را هم مینوازد و این همان فرعون و هواخواهان او هستند که معجزات حضرت موسی (ع) یعنی طوفان و ملخهای بالدار و بیبالی که زراعتهایشان را نابود کرد و قورباغههایی که عرصه زندگی را بر آنان تنگ نمود و سایر معجزاتش روز بروز از قدرتشان کاهیده و به ذلتشان میافزود.184وی تا آنجا پیش رفت که ادعای الوهیت نمود.
﴿وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرِي﴾185 «و فرعون گفت: ای جمعیت اشراف من خدایی جز خودم برای شما سراغ ندارم»
در این هنگام موسی با برادرش هارون پیش فرعون آمده و رسالت خویش را بیان داشتند و گفتند: ما دو فرستاده پروردگار تو هستیم، بنی اسرائیل را به ما واگذار و عذابشان نکن بر تو معجزهای از خدایت آورده ایم. سلام بر آن که تابع راه هدایت است، خداوند فرموده: هر که ما را تکذیب کند و از حق روی گرداند عذاب خدا در کمین اوست.
﴿ثُمَّ أَرْسَلْنَا مُوسَى وَأَخَاهُ هَارُونَ بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ * إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْمًا عَالِينَ﴾186 «آنگاه موسی و برادرش هارون را با آیات خود و دلایل روشن به سوی فرعون و پسران قومش فرستادیم، اما آنها که مردمی برتریجو بودند کبر ورزیدند.
فرعون گفت:﴿فَمَنْ‏ رَبُّكُما يا مُوسى﴾‏
«موسی پروردگارا شما دو برادر کیست؟ گفت: ﴿رَبُّنَا الَّذِي‏ أَعْطى‏ كُلَ‏ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ‏ ثُمَ‏ هَدى﴾ «پروردگار ما آنست که هر چیز را آفریده و به راههای ادامه زندگی هدایت فرموده است.»
فرعون گفت: ﴿فَما بالُ‏ الْقُرُونِ‏ الْأُولى﴾‏ «حال مردمان گذشته (که به خدا ایمان نیاوردند) چیست؟» موسی گفت: ﴿فِي كِتابٍ لا يَضِلُ‏ رَبِّي‏ وَ لا يَنْسى﴾‏ «ماجرای آنها در کتابی موجود است خدایم نه یکی را جای دیگری میگیرد و نه فراموش میکند همان خدایی که زمین را برای زندگی آماده کرد و در آن راهها قرار داد و از آسمان آب بارانید و اصناف مختلف نباتات را به وسیله آن به وجود آورد، بخورید و چهارپایانتان را بچرانید و در آنها خردمندان را دلائلی است بر وجود و تربیت پروردگار، شما را از این زمین آفریدهایم و در آن باز میگردانیم و بار دیگر از آن بیرون میآوریم.» ﴿مِنْها خَلَقْناكُمْ‏ وَ فِيها نُعِيدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى﴾‏
فرعون که نخوت سلطنت وجودش را فرا گرفته بود در مقابل موسی و هارون تسلیم نشد. نبوت آنها را تکذیب کرد و از پذیرش امتناع نمود و با کمال غرور گفت: ﴿أَ جِئْتَنا لِتُخْرِجَنا مِنْ‏ أَرْضِنا بِسِحْرِكَ يا مُوسى‏﴾ « موسی آمدهای تا با جادوی خودت ما را از دیارمان بیرون کنی؟! ما هم سحری در مقابل سحر تو میآوریم روزی را معین کن که بدون عذر در آن روز گرد آییم و با جادوگران ما مبارزه کن تا جواب جادوی تو را بدهیم. موسی فرمود: روز عید و آنگاه که مردم در وقت چاشت جمع گردند روز ملاقات ما باشد.187
فرعون مأمورانی به اطراف فرستاد تا عده زیادی ساحر از هر طرف جمع کرده به پایتخت آوردند. فرعون قول داد که در صورت غلبه به موسی از مقربین درگاهش خواهند بود. موسی به ساحران فرمود: ﴿وَيْلَكُمْ لَا تَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَيُسْحِتَكُمْ بِعَذَابٍ وَقَدْ خَابَ مَنِ افْتَرَى﴾188 «وای بر شما به خدا نسبت دروغ ندهید و با این آمادگی خود مرا مانند خودتان جادوگر قلمداد نکنید من مأموری از جانب آفریدگارم، خدا شما را با عذابی در این صورت خواهد کوبید هر که به خدا دروغ بندد زیانکار است …
عدهای گفتند: این دو برادر دو جادوگراند، میخواهند شما را بوسیله جادو از دیارتان برانند و طریقه شریفتان را از بین ببرند و شما را به خود برده کنند، حیله خود را یکجا کنید و در برابرشان صف آرایی نمایید هر که امروز پیروز گردید نجات یافته است.
ساحران گفتند: موسی تو اول سحر خودت را بکار میبندی یا ما اول بکار بندیم؟ موسی گفت: نه شما اول بیاندازید، جادوگران سحر خویش را بکار بردند، مردم از سحر آنها چنان خیال کردند که ریسمانها و عصاهایی که به زمین انداختهاند به مارها مبدل شده و حرکت میکنند و حتی خود موسی نیز چنان خیال کرد.
﴿فَإِذا حِبالُهُمْ‏ وَ عِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى﴾‏189 «موسی با دیدن آن منظره ترسید (از این که مردم گمان کننداینها واقعیات است).» خطاب رسید: نترس تو پیروزی، عصایت را بینداز آن چه به باطل کردهاند خواهد بلعید کار اینان کار ساحر است و رستگاری از ساحر به دور.
عصا در دم اژدها شد و همه آن ابزار را به کام خویش فرو برد، جادوگران از دیدن آن دانستند که موسی ساحر نیست و مبعوث از طرف خدا و کارش معجزه است. لذا به موسی ایمان آوردند.
فرعون در کارش فرو ماند و به تهدید و ارعاب دست زد و به ساحران فریاد کشید: آیا بی آنکه من اجازه دهم به موسی ایمان آوردید و استاد شما است که تعلیمتان داده، بدانید که دست و پاهاتان را به عکس میبرم و در درختان خرما بدارتان میآویزم و خواهید دانست که عذاب کدام یک از ما سختتر است شاخ و شانه کشیدن فرعون مؤمنان را ارعاب نکرد و در جواب فرعون گفتند: ﴿لَنْ‏ نُؤْثِرَكَ‏ عَلى‏ ما جاءَنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الَّذِي فَطَرَنا فَاقْض‏﴾190
ساحران در جواب فرعون گفتند: تو را بر معجزاتی که برای ما آمده (و مکشوف گردیده) و بر کسی که ما را آفریده است برنمیگزینیم، پس حکم کن هر حکمی که میکنی، جز این نیست که تو در این زندگانی دنیا حکم میکنی، (ولی در آخرت کاری از تو ساخته نیست). البته ما به پروردگارمان ایمان آوردیم و تا گناهان ما را (از شرک و نافرمانیها) و عملیات سحریهای که ما را بر آن مجبور کردی، بیامرزد و خدا خوب است و پاینده است.191
سپس فرعون همه کسانی را که ایمان آورده بودند زندانی کرد و پس از آن بود که خداوند بلای طوفان، ملخ و … را بر آنها فرستاد و سرانجام فرعون آنها را آزاد کرد تا همراه موسی بروند.
آن وقت خداوند به موسی وحی کرد (بندگانم را حرکت بده)، پس موسی همراه بنی اسرائیل حرکت کرد تا از دریا عبور کنند و مصر را پشت سر بگذارند. فرعون هم یاران خود را جمع کرد و پیش قراول سپاه او ششصد هزار نفر پیاده بود و خود همراه دو هزار سواره به دنبال آنها به راه افتاد، همانطور که خدای متعال حکایت میکند، (ما آنها را از باغها، چشمهها، گنجها، جایگاه نیکویشان بیرون آوردیم و آنها را به میراث به بنیاسرائیل دادیم، وقتی که پیروان موسی به کنار دریا رسیدند و دیدند فرعونیان به آنها نزدیک میشوند، گفتند: هر آینه ما دستگیر میشویم، اما موسی گفت: هرگز، پروردگارم همراه من است و مرا هدایت میکند.
یعنی مرا نجات میدهد، آن وقت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی قرآن کریم، ظلم و ستم Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی قرآن کریم، رسول اکرم (ص)