پایان نامه با کلمات کلیدی قرآن کریم، رسول اکرم (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

موسی به دریا نزدیک شد و به آن دستور داد که شکافته شود، دریا گفت: ای موسی طلب بزرگی و استکبار میکنی که میخواهی من برای تو شکافته شوم، در حالی که من لحظهای پروردگارم را عصیان نکردهام، اما در میان شما نافرمان و گنهکار هم وجود دارد، موسی گفت: بترس از این که نافرمانی کنی، چون آدم را معصیتش از بهشت بیرون کرد و ابلیس را معصیتش دچار لعن الهی نمود، دریا گفت: پروردگارم عظیم و بلندمرتبه است و من از امر او اطاعت میکنم.
در این وقت یوشع بن نون برخاست و از موسی پرسید: ای رسول خدا امر پروردگارت چیست؟ فرمود: باید از دریا عبور کنیم و این در حالی بود که پاهای اسبش در اب بود، همان دم خداوند به موسی وحی فرمود: (با عصایت به دریا بزن) وقتی موسی با عصای خود به دریا زد، ناگهان دریا از هم شکافت و از هر جانب آب چون کوهی سر برآورد و چون قوم موسی دوازده فرقه بودند، در میان دریا دوازده راه خشک پدید آمد که هر فرقه از راه مخصوص خود عبور کردند، گروهی که همراه موسی بودند با ناراحتی پرسیدند: ای موسی برادران ما کجا هستند؟
آن حضرت گفت: آنها در کنار شما در حال عبور از دریا هستند، اما کسی این گفتار را باور نکرد، لذا خداوند مهربان آن راهها را به هم متصل نمود، به طوری که هر فرقه، فرقه دیگر را مشاهده کرده و با آنها سخن گفتند و آرامش یافتند، در همان دم فرعون و سپاهیانش به کنار دریا رسیدند، فرعون به یارانش گفت: آیا نمیدانید من که پروردگار برتر شما هستم، دریا را برای شما شکافتهام، همراه من وارد اب شوید، اما کسی جرأت نکرد و همه از بیم جان خود ایستاده بودند و نگاه میکردند.
فرعون خود قدم در میان آن راه دریایی گذاشت، منجم به او گفت: وارد این راه مشو، اما فرعون قبول نکرد و سوار بر اسب شد و قصد عبور کرد، اسب او از رفتن امتناع کرد. اما جبرئیل اسب را به پیش راند، وقتی فرعون وارد شد و آسیبی ندید، سایرین هم جرأت یافتند و وارد آب شدند، وقتی همه فرعونیان وارد شدند و از آن طرف همه پیروان موسی خارج شدند، ناگهان دو بخش جدا شده آب به هم متصل شد و آب چون کوهی بر سر آنها فرو ریخت، در آن لحظه فرعون گفت: «ایمان آوردم که هیچ معبودی جز خدایی که بنی اسرائیل به آن ایمان آوردند وجود ندارد و من تسلیم او هستم.» ولی جبرئیل مشتی از خاک برگرفت و در دهان او پاشید و به او گفت: «اکنون ایمان آوردهای؟ در حالی که قبلاً عصیان کردی و از مفسدان بودی، پس امروز بدن تو را نجات میدهیم تا نشانه عبرتی برای آیندگان باشد» واین چنین بود که فرعون قوم خود را کلاً غرق و نابود کرد و از آنجا نیز جملگی وارد آتش شدند، اما خود فرعون، خداوند فقط بدن او را به ساحل رسانید تا سایرین در او به دیده عبرت بنگرید و بدانند کسی که ادعای ربوبیت میکرد، سرانجام چون لاشهای در کنار دریا افتاده است.192
3-2-2-2- بلعم با عورا
یکی دیگر از افرادی که قرآن معرفی میکند و مصداق واقعي افراد از خودبيگانه مي‌باشند، بلعم با عورا میباشد. وی که از علماء بنیاسرائیل بود، و تا آنجا پیش رفت که مستجاب الدعوه گشت، اما بواسطه دنیاطلبی و انحراف عقیدتی که یکی از مصادیق بارز از خودبیگانگی میباشد، کارش به جایی رسید که رو در روی پیامبر الهی یعنی حضرت موسی (ع) قرار گرفت و نهایتاً جزء زیانکاران گردید.
در اینجا سرگذشت این انسان جدا شده از فطرت اصیل را مورد بررسی قرار میدهیم.
اگر «بلعم» واژهای عربی باشد به معنی مردی است که زیاد میخورد و غذا میبلعد.193 اما گویند بلعم همان «بِلعام» در تورات و نامی عبری میباشد به معنای «خداوند مردم».194
«بلعم باعورا» از علماء بنیاسرائیل، معاصر حضرت موسی (ع) بود که در یکی از قریههای بلقاء شام زندگی میکرد.برخی او را از نوادگان لوط یا داماد وی ذکر کردهاند. بلعم پیشگویی میکرد و از حوادث آینده خبر میداد. گویا پیرو آیین ابراهیم بوده و مردم از اطراف به نزد او میآمدند تا درباره آنان پیشگویی کند و برای برکت یافتن دارایی و زندگی آنها دعا کند.
نام بلعم صریحاً در قرآن نیامده است لکن بسیاری از مفسران مضمون آیات 175 و 176 سوره اعراف را درباره او دانستهاند.
﴿وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِيَ آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ﴾195«و بر آنها بخوان سرگذشت آن کس را که آیات خود را به او دادیم ولی (سرانجام) خود را از آن تهی ساخت و شیطان در پی او افتاد، و از گمراهان شد.»
قرآن در اینجا داستان دیگری از بنیاسرائیل را شرح میدهد و آن داستان «بلعم بن باعورا» است، خدای تعالی رسول اکرم (ص) را دستور میدهد که داستان مزبور را برای مردم بخواند تا بدانند صرف در دست داشتن اسباب ظاهری و وسایل معمولی برای رستگار شدن انسان و سعادتش کافی نیست، بلکه مشیت خدا هم باید کمک کند، و خداوند، سعادت و رستگاری را برای کسی که به زمین چسبیده (سر درآخور تمتعات مادی فرو کرده) و یکسره پیرو هوا و هوس گشته و حاضر نیست به چیز دیگری توجه کند، نخواسته است، زیرا چنین کسی راه به دوزخ میبرد. علامت اینگونه اشخاص این است که دلها و چشمها و گوشهایشان را در آنجا که به نفع ایشان است، بکار نمیگیرند و علامتی که جامع همه علامتها است این است که مردمی غافلند.196
امام باقر (ع) میفرمایند: «اصل آیه، درباره بلعم است. سپس خداوند آن را مَثل قرار داده برای مردمی که اهل قبله هستند و هوای خود را بر هدایت الهی مقدم میشمارند.»197
بلعم نخست در صف مؤمنان بود و حامل آیات و علوم الهی گشته بود، حتی موسی (ع) از وجود او به عنوان یک مبلغ نیرومند استفاده میکرد و کارش در این راه آنقدر بالا گرفت که مستجاب الدعوه شد.198
اینکه منظور از آیاتی که به او داده شده چیست، مورد اختلاف است، برخی آن را اسم اعظم، برخی استجابت دعایا برخورداری از معارف تورات، علم و حجج دانستهاند. این آیات، کرامتهای خاصی است که راه شناخت خداوند را واضح به وی نشان میداده که به موجب آن هیچ شک و تردیدی نسبت به حق برایش باقی نمی‌مانده است.
قرآن سرانجام این عابد مستجاب الدعوه را چنین بازگو میکند: ﴿وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ‏ بِها وَ لكِنَّهُ‏ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون﴾199‏«و اگر میخواستیم (مقام او) را با این آیات و علوم و دانشها بالا میبردیم اما او به پستی گرایید، و از هوای نفس پیروی کرد. مثل او همچون (سگ هار) است که اگر به او حمله کنی، دهانش را باز، و زبانش را بیرون میآورد و اگر او را به حال خود واگذاری، باز همین کار را میکند (گویی چنان تشنه دنیاپرستی است که هرگز سیراب نمیشود.) این مثل گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند این داستانها را (برای آنها) بازگو کن، شاید بیندیشند (و بیدار شوند).»
تشبیه به سگی که در هر حال زبانش بیرون است برای کسی است که چه او را موعظه کنی یا موعظه نکنی، سودی به حالش نمیکند و همیشه به گمراهی میرود. همچنین او را از این جهت به سگ تشبیه کرده است که پستی و بیارزشی او را برساند.200
بلعم بر اثر تمایل به فرعون وعده و عیدهای او از راه حق منحرف شدو همه مقامات خود را از دست داد، تا آنجا که در صف مخالفان موسی (ع) (قرار گرفت).201
برای انحراف بلعم دلایل دیگری نیز مطرح شده از جمله، نفرین او بر بنی اسرائیل و به فساد و ارتداد کشاندن آنها به وسیله زنان، دنیاطلبی و حسادت او نسبت به موسی (ع).
از امام رضا(ع) نقل شده است: «… روزی که فرعون برای دستگیر کردن موسی و یارانش در طلب ایشان میگشت، عبورش به بلعم افتاد، گفت: از خدا بخواه موسی و اصحابش را به دام ما بیندازد، بلعم بر الاغ خود سوار شد تا او نیز به جستجوی موسی برود، الاغش از راه رفتن امتناع کرد، بلعم شروع کرد به زدن آن حیوان، خداوند قفل از زبان الاغ برداشت و به زبان آمد و گفت: وای بر تو برای چه مرا میزنی؟ آیا میخواهی با تو بیایم تا تو بر پیغمبر خدا و مردمی با ایمان، نفرین کنی؟ بلعم این را که شنید آن قدر آن حیوان را زد تا کشت و همانجا اسم اعظم از زبانش برداشته شد.»202و203
در برخی احادیث از الاغ بلعم در کنار چند حیوان دیگر یاد شده، که استثنائاً وارد بهشت میشوند.204
قرآن نتیجه کلی از سرگذشت بلعم و علمای دنیاپرست را اینگونه بیان میکند: ﴿سَاء مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَأَنفُسَهُمْ كَانُواْ يَظْلِمُونَ﴾205 «چه بدمثلی دارند گروهی که آیات ما را تکذیب کردند و آنها تنها به خودشان ستم مینمودند.»
«بلعم باعوراها» و «بو راهبها» و «امیه بن ابی الصلت»ها و همه دانشمندانی که علم و دانش خود را در اختیار فراعنه و جباران عصر خود قرار میدهند و در اثر هواپرستی و تمایل به زرق و برق جهان ماده یا به خاطر انگیزه حسد، همه سرمایههای فکری خود را در اختیار طاغوتها میگذارند و آنها نیز برای تحمیق مردم عوام، از وجود اینگونه افراد حداکثر استفاده را میکنند، در حقیقت در حق خویش ظلم میکنند و عاقبت شومی در انتظار آنهاست و رهایی از این لغزش تنها در سایه هدایت الهی امکانپذیر است.206
﴿مَن يَهْدِ اللّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَمَن يُضْلِلْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ﴾207 «آن کس را که خدا هدایت کند، هدایت یافته (واقعی) اوست و کسانی را که (بخاطر اعمالشان) گمراه سازد، زیانکاران (واقعی) آنها هستند.»
اين سرگذشت كساني است كه از حق منحرف گشته‌اند و از انسانيت واقعي فاصله گرفته و در بحر عميق از خودبيگانگي فرو غلتيده‌اند.
3-2-2-3- قارون
در قرآن کریم از فردی دنیاطلب که سعی وافر در جمعآوری مال داشته و بدینوسیله دچار کبر و غرور شده است، نام میبرد که به مردم عادی فخرفروشی میکرد و با غفلت از یاد خدا و قیامت مغرور و شادمان به متاع قلیل دنیا بدنبال بهرهبرداری هر چه بیشتر از مظاهر مادی بود.
قارون نیز یکی از مصادیق بارز افراد از خود بیگانه بوده است که قرآن کریم برخی از زوایای زندگی او را برای عبرت گرفتن انسانها مطرح کرده است. کسانی که بدنبال اصلاح خود هستند و از هر واقعهای سعی میکنند عبرت بگیرند مطالعه زندگی افرادی امثال قارون که با داشتن آن همه ثروت و شهرت و مقام به عاقبتی سوء گرفتار آمد میتواند عامل مهمی برای اصلاح خطاها و اشتباهات آنها و تلاش و کوشش در پیمودن مسیر کمال باشد اینک با بررسی مختصری در زندگی وی به معرفی او میپردازیم.
لغتشناسان برای لفظ «قارون» معنی خاصی ذکر نکردهاند، به گفتی بعضی از آنان ممکن است وجه تسمیهاش به خاطر این باشد که او قرین (نزدیک) فرعون بوده است.208
«قارون بن یصهر» از بنی اسرائیل و از نزدیکان حضرت موسی (ع) بوده است (پسر عمو یا پسر خاله او). چنین به نظر میرسد در نزد فرعون مقام عالی داشت؛ به نقلی هامان، وزیر فرعون و قارون خزانهدار وی یا عامل و کارگزار فرعون بر بنی اسرائیل بوده است.209
نام قارون 4 بار در سه سوره از قرآن آمده است. در بخشی از سوره قصص سخن از درگیری بنی اسرائیل با این مرد ثروتمند و سرکش به میان آمده، قارونی که مظهر ثروت آمیخته با کبر و غرور و طغیان بود.
حضرت موسی (ع) در طول زندگی خود با سه قدرت طاغوتی تجاوزگر مبارزه کرد: فرعون که مظهر قدرت حکومت بود، و قارون که مظهر ثروت بود، و سامری که مظهر صنعت و فریب و اغفال بود. (گرچه مهمترین مبارزه موسی (ع) با قدرت حکومت است، ولی دو مبارزه اخیر نیز برای خود واجد اهمیت و محتوی درسهای آموزنده و بزرگ است). قارون از نظر اطلاعات و آگاهی، معلومات قابل توجهی از تورات داشت، نخست در صف مؤمنان بود ولی ضعف ایمان و غرور و ثروت و کمی ظرفیت، او را به آغوش کفر کشانید.210
قرآن درباره ثروت قارون چنین میگوید: ﴿إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَيْهِمْ وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ…﴾211«قارون

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی قرآن کریم، پیامبر اسلام (ص)، نزول قرآن Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی قرآن کریم، نفس اماره، عوامل اجتماعی، معنای اصلی