پایان نامه با کلمات کلیدی قرآن کریم، اصل موضوع

دانلود پایان نامه ارشد

و طي زمين و غير آن.» به دنبال آن سخن، با بيان اينكه بيدينان نيز تواناي بر اين جنس اموراند تا چه رسد به اولياي الهي، تاكيد خود را بر كم اعتبار بودن اينگونه امور می‌رساند.194
به هر روي نگارندهي اين سطور، عارف و يا عرفانپژوهي را نيافت كه قائل به ناشدني بودن كرامات از اولياي خدا بوده باشد؛ و آنان كه ساز مخالف ميزنند نيز در هر دانشي كه به سرميبند بايد دليلشان فراخوانده شود تا چندوچون آن نقد و بررسي گردد.
4. نظرگاه مخالفان
در ميان گرایش‌های كلامي و فكري و فلسفي اسلامي، تنها معتزليان هستند كه به يكباره، صدور كرامات و خوارق عادات اوليا و صالحانِ ديگر را منكرند. آنان بر اين باورند كه قائل شدن به اين مسئله، تالي فاسد به همراه دارد چرا كه اگر بر دستان كساني جز پيامبران خدا، اينگونه امور جاري
شود، دلالت معجزه از ميان می‌رود و مردم از فراخواني پيامبران به حق گريزان می‌شوند.
قاضي عبدالجبار همداني، از متكلمان نامدار اعتزالگرا بر اين انديشه است كه ادعاي تواتر دربارهي كرامات اوليا و صالحان، درست نيست و اين شنیده‌ها و حديث كرامات، در حكم خبرهاي واحد است. بيشتر روايات آن را از ديگري شنیده‌اند و مشاهدهي مستقيم در اين زمينه بسيار كمياب است و دليلش اين است كه اگر صالحان امت، داراي كرامتاند لازم است كه بزرگان صحابه و خلفاي راشدين نيز اهل كرامت باشند؛ و حال آنكه نه تنها اينگونه نيستند بلكه با مشكلات بسياري روبهرويند و كرامتي در كارشان آشكار نشده است. او می‌گوید: كرامت معنايي همسان با معجزه دارد و عبارت ديگر از معجزه است و اينكه می‌گویند فلان وليّ بر آب رفت يا طي زمين كرد و يا به همتش از ژرفاي بيابان از نهان، آب و غذا پيدا شد، اگر چيزي بر معجزه بيش نداشته باشد، كم ندارد. وي برخي کارها را چون شمشير به گلو فرو بردن يا بر آتش گذركردنِ شعبدهبازان را در اصل، عمل عادي طبيعي می‌داند اما از شدت ممارست و تحمل سختی‌ها اين كارها طبيعتشان ساخته است. آنگاه فصل ويژهاي را به نادرستخواني حکایت‌های منصور حلاج اختصاص می‌دهد و كارهاي حلاج را به يكباره ترفند و تردستي و نیرنگ و شعبده و چشمبندي دانسته و بر اين باور است كه او در پي مريدتراشي و بهرهبرداري دنيوي بوده است، جناب قاضي عبدالجبار با تحليل چند كرامت از حلاج پنداشته است كه نيرنگِ پنهان آن را آشكار نموده است.195 در اينجا جاي اين پرسش از قاضي عبدالجبار است و او را ميتوان به قاضي برد كه چه شد كه نادرست دانستن ادعاي تواتر همه را با قطعي بودنِ صدور خوارق عادات از حلاج عوض نموديد و آنگاه كراماتش را تحليل و با پيشداوري به جاي پاسخ علمي به آنها، خودِ وي را دروغ‌زن و نیرنگباز ديديد.196
از ردكنندگان ديگر كرامت در ميان متكلمان، شبه‌گرايش كلاميسنيمعتزلي جبائيه است كه بر اين نگرش و نكول خويش اتفاق نظر دارند.197
ديگر مخالف سرسخت صوفيه و باورها و گفتارهاي ايشان جمال‌الدین ابوالفرج عبدالرحمن جوزی (م 597 ه‍) است كه چندين فصل از كتاب معروف خود، تلبيس ابليس را در ردّ و نادرستخواني باورهاي صوفيان قرار داده و فصلي را در رد كرامات دارد. او نيز به حلاج می‌تازد و او را تزويركار در تراشيدن كرامات براي خود متهم می‌کند و او را حيلهگري ماهر انگاشته است. آنجا كه گفته: فی‌المثل مقداري نان و حلوا و خوراکی‌های ديگر در محلي دور افتاده از بيابان پنهان می‌کرد و سپس با هواخواهان و مريدانش به عزم سياحت و تأمل و تماشا به صحرا ميشد چون بدان موضع نزديك می‌شدند يكي از همدستانش كه پيشتر آموزش گرفته بود اظهار ماندگي و گرسنگي ميكرد و حلاج دو ركعت نماز حاجت می‌گذارد و سپس به مدد كرامات آن مائده زميني را از نهانگاه بيرون مي آورد و به آنان عرضه می‌داشت. يا ديگري بدن خود را طلق اندود می‌کرد و در تنور گداخته می‌نشست و نمی‌سوخت.198 پيش از اين در يادكرد انديشهي متكلمان سخن رفت كه قدريهاي ها نيز بر پايهي نيافتن كرامت در ميان بزرگان خويش، به انكار اصل مسئلهي كرامت رفتهاند.
در پايان اين گفتار، ناگفته نماند كه مخالفان دوران ما چه معتزلي و چه ديگر گرایش‌ها با ادبياتي نو و اهداف جديد، به مراتب از صاحبان سخناني كه گذشت، تندترند و بيشتر كرامات را دروغ و حكمتهاي عرشي خداجويان و الهيان را كفرگويي و بندگان ويژهي الهي را تكفير و تنجيس می‌کنند؛ به قول معروف اينان، دست معتزليانِ پيشين را از پشت بسته‌اند.
سياههاي كه بر صفحات پيشين از ديد خواننده گذشت پيش‌گفتار و نوشتاري از سياق تأمل آدميان دانش‌مدار بر مسئلهي كرامات اوليا بود، اما بر پایهي رويكرد اصلي نگارنده، آنچه مهم مي‌نمايد بردن اصل موضوع به پيش‌گاه وحي است.
نتيجه و ره‌آورد گفتار:
با اينكه انديشمندان اسلامي بر كتاب آسماني قرآن يگانگي رأي دارند اما از ديرباز، برداشت‌های متفاوت بر اساس مباني گوناگون، مايهي اختلاف آنان در جستارهاي ديني شده است. كرامات اوليا نيز در اصل پذيرش و نيز در رخ دادن آن دستخوش تعدد اندیشه‌ها بوده است. بيشترين اختلاف نظر در این مسئله را می‌شود در لابهلاي نوشتههاي گرایش‌های گونهگون متكلمان مسلمان يافت.
شيعيان از اماميه و زيديه گرفته تا بهائيان، به يكسره پذيرنده كرامات اوليا هستند. متكلمان سني نيز به جز اكثر قريب به اتفاق معتزليان، انجام كرامت را بر دست اولياي الهي، شدني می‌دانند.
فيلسوفان سينوي با همه خشك نظري در فلسفه، اين باب عرفاني را به ديده قبول، نگاه کرده‌اند. اشراقيان نيز متواضعانه این مسئله را پذیرفته‌اند؛ و حكيمان حكمت متعاليه نيز كه بهسان فيلسوفان اشراقي با عرفان، همخوني دارند با لحن فلسفي خود از اينگونه امور پشتيباني نمودهاند. عارفان عرفان نظري و عملي كه خود بنيانگزار اينگونه اموراند نيز هر جا كه لازم دانستهاند با سند قرار دادن آيات قرآني و حديث كردن كرامات اوليا از حيثيت حوزه تفكر خود دفاع كرده اند.
اما در هر حوزهاي هماره مخالفاني با دليل يا بيدليل، مسئلهای را با انگيزه علمي و يا انگارهي غيرعلمي به چالش ميبرند گرچه در اين جستار اندكاند.
و پاياني‌سخن در اين باب اينكه: هم جهان، غيبي و هم غيب، جهاني دارد.
***
**
*

ژ
بخش دوم:
بررسي‌هاي قرآني كرامات اوليا

• گفتار نخست: گونه‌شناسي قرآني امور معجزه‌گونه و خارق عادت با دو روي‌كرد
• گفتار دوم: بازيابي مفهومي و بررسی‌هایی درباره‌ي مفهوم كرامت و ولايت در قرآن كريم
• گفتار سوم: زمينه‌هاي تحقق ولايت تكوينی ( تصرف) در قرآن كريم

گفتار نخست:
گونه‌شناسي قرآني امور معجزه‌گونه
و خارق عادت قرآني با دو روي‌كرد

پیش از این در بخش نخستین گذشت که در هیچ آیهای از قرآن، سخنی که به بررسی و ارزشیابی معرفتی امور خارق عادت و اعجازگونه پرداخته باشد یافت نمی‌شود و تنها، جنبه اقناعی برای مردمان و به ویژه منکران دین و پیامبران و اینگونه مسائل را بررسیده است، چرا که این بخش در زمان بیشتر پیامبران هماره مورد چالش بوده است. اما برخی، اینگونه کارها را بهگونهای اصل دانسته‌اند و چنان، ملاک عرفانش قرار داده‌اند که گویی هر که کرامت از وی سرزند عارف است و هر که دهان دوخت و چیزی از اسرار نگشود خداشناس نیست. نگارنده در نگارش نامهي پایانی خويش چندین بار به دقت و حساسيت، خطبهخط قرآن كريم را از دید گذرانده اما در هیچکدام از موارد یادشده اشارهای به ارزشدار بودن و معرفت‌زایی آنها نشده است و جز مبارزهخواهی، آن هم در برابر بهانه‌جويي‌های پی‌در‌پی منکران پیامبریِ پیام‌آوران الهی، از چیزی سخن نکرده است. حتی ميتوان اينگونه گفت كه: همگی اعجازگونههای اولیاي خدا، در پاسخ به درخواست دیگران بوده است.
این را هم گفتیم که کرامت و معجزه، خلاف عادت است نه خرق علت. و سالک راه خدا، در پی بندگی محض خدا و ریاضت‌های شرعی به انجام امور خارق عادت بار می‌یابد و مهم، ولایت باطنیِ اوست. بر اين اساس اگر در میانهي راه دچار سرپیچی از پلههای دستورات شریعت شود، از بام ولایت به خاك رذالت خواهد افتاد. پس آنان که در عین سرپیچی از حق، خرق عادت می‌کنند ولیّ خدا نیستند و کار آنها بهرهي نفس از دشواری‌هایی است که بر خود وارد کرده‌اند و کرامت به شمار نمی‌آید چرا که کرامت از آن ولیّ خداست و کوچک‌ترین گناه، آدمی را از ولایت الهی به رذالت نفساني می‌اندازد.
اینک نمونههايي از خوارق عادات با دو رويكرد گونهشناسي قرآني امور معجزهگونه و گونهشناسي شخصيتهاي دارندهي اعجازگونه را میآوریم چرا که قرآن کریم هر چه از امور خارق عادت مثال آورده از راه ولایت و مسير عبودیت بوده است نه ریاضتهای مرتاضانهای که بیشتر آنها با سنجههای دین هم‌خوانی ندارد. و اين، يعني اينكه قرآن نمونههايي پرشمار از امور خارق عادت را از مجراي اولياي خود بر ما نشان ميدهد و آنان كساني بودند كه همگي از راه «عبوديت» و «معرفت» به جايگاه بلند ولايت تكويني شكوه يافتند و تصرف در عالم هستي را بر خود هموار ساختند و همان كردند كه خالقشان ميكند. باري، اين كارها شدني است و اگر پس از اين هم كسي سالك اين راه شود، آنچه مسيحا – به عنوان مثال- كرد را ميتواند انجام دهد.
در اين گفتار بنابر استقرايي كه نگارنده در متن مقدس قرآن كريم داشته و تمام تلاش خود را نموده است كه اين گذار در قرآن، تام باشد و نه ناقص، بر اين مدعاييم كه ميتوان نمونههاي پرشماري از خوارق عادات اعم از معجزه و كرامت و جز اين دو نشان داد. با در كنار هم نشستن آنها، مبانياي را دست دهيم كه انديشهي قرآني پايههاي كرامات اوليا را بيان كند. اين نكته نيز گفتني است كه هيچ استلزامي وجود ندارد كه همهي مصاديق ياد شده از كرامات اوليا باشد. همين كه خرق عادتي را كه در قرآن كريم بازگو شده است را مي رساند براي مدعاي ما بس است. از اين رو برخي از اين امور، مواردي است كه از مجراي جز انسان رخ داده است.
از رهگذر گذار در قرآن كريم، دو نوع گونهشناسي قرآني دست داد. يكي گونهشناسي خرق عادت و ديگري صنفشناسي دارندگان خوارق عادات. اولي يعني اينكه در كتاب خدا از اموري شگفتآور ياد شده كه هر كدام تحت يك عنوان و نوع خرق عادت قرار ميگيرد. و دومي به اين معناست كه چه افرادي خوارق ياد شده را انجام داده يا چه موجوداتي مجراي انجام گرفتن آن امور قرار گرفتهاند. گرچه اين گفتار خود، يك نگاشتهاي جداگانه ميطلبد و نگارندهي سطور تلاش خود را در سه سال در اين زمينه به انجام رسانده است اما اين حجم و موضوع رساله بيش از بيان فهرستوار گونهها و اصناف گفته شده را ندارد. از اين رو به دو فهرست به ذكر منبع قرآني هر مورد بسنده ميشود و به نظر ميرسد اين نمايه خود مهر تأييدي باشد بر مدعاي ما يعني مباني قرآني كرامات اوليا به اين معنا كه در قرآن كريم هم اموري ياد شده است كه از كرامات اوليا يا همگون با اين امور است. در پايان ياد كرد مصاديق قرآني خوارق نيز رهآوردهايي دست دادهايم كه موجب روشنگري بيشتري در گفتارهاي پسين باشد.
روي‌كرد نخست: گونه‌هاي خوارق قرآني
ابتدا فهرستي از گونههاي ياد شده ارائه ميشود و سپس با نمونههاي قرآني هر نوع پي ميكيريم تا دليلي باشد بر اينكه در قرآن كريم نيز اينگونه كارها بازگو و بر امكان انجام آنها صحه نهاده شده است. گفتني است كه در ذيل برخي از اين نمونههاي قرآني، شاهدي نيز از ادبيات عرفاني مورد پذيرش اهالي عرفان آورده شده است و از ديد نگارنده، ميتواند پيوندي ميان قرآن و عرفان اسلامي و ادبيات عرفاني زبان فارسي باشد. البته حجم اين پيوند بسيار بيش از اين ميتواند باشد كه ما بهخاطر دور نشدن از محل بحث از آن خودداري كرديم و به اندك ابياتي بسنده نموديم..
فهرست گونه‌شناسي قرآني خوارق عادات:
1. رهايي دادن اولياي الهي از بند مكرهاي دشمنان خدا
2. آگهي از غيب و اشراف بر ضماير
3. زنده كردن مردگان
4. ديدار و گفتوشنود فراحسي
5. فرزند دار شدن معجزه آسا
6. پيشبینی‌ها
7. درمان بيماران بهگونه فراعادي
8. خلق و ايجاد
9. دستهاي پنهان در هنگام نياز اولياي خدا
10. بيدار شدن پس از صدها سال خفتن

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی فلسفه اشراق، اصل موضوع Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی كريم، پيش، امري، خويش