پایان نامه با کلمات کلیدی قانون مدنی، موقوف علیه، امام صادق، شورهای اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

مصرف دیگری نداشتند .
هم چنین باید گفت آشفتگی ها و نابسامانی های سیاسی ، اقتصادی و اداری دوره عباسی که از سده سوم هجری آغاز گردید و گسترش بیداد و عدم احترام حکام به مالکیت های خصوصی همه در تقویت نهضت اوقاف بر مراکز عام المنفعه در بین مالکان بزرگ تاثیر داشت . 36
2 : بعد از اسلام
اوقاف که احباس هم نامیده می شود در دوره بعد از ظهور اسلام نیز با توجه به تعالیم نوع دوستانه ای که در دین الهی آمده است با شکلی گسترده و فراگیر شیوع یافته و اختصاص آن به معابد و پرستشگاه ها نبود بلکه در راه تعلیمات و زدودن فقر نیز به کار گرفته شد و نقش اجتماعی و فرهنگی گسترش یافته ای را در حیات مسلمانان ایفا نمود .طبق مدارک تاریخی نخستین وقف در اسلام توسط رسول اکرم انجام شد و ایشان باغهایی که به حضرت هبه شده بود وقف نمودند .به طور کلی در دوران بعد از اسلام هر وقت امنیت و آرامش نسبی پدیدار می شد زمامداران و وزرا و مردم ثروتمند انسان دوست دست به فعالیت های عام المنفعه می زدند و یا مبادرت به وقف املاک خود می نمودند .در صدر اسلام تعداد موقوفات بسیار نموده ,ولی بتدریج با فتوحات مسلمین و گسترش سرزمین های اسلامی و یا بهبود وضع مسلمانان از نظر مالی ,به همان میزان موقوفات آنها هم از جهت کمی و کیفی گسترش پیدا کرد .در زمان حکومت عباسیان تقربیا در کشورهای اسلامی آن روز از راه موقوفات و صدقات مقداری از منابع عامه تامین می شد.37
2 -1 : جایگاه وقف در قرآن
در قرآن کریم آیه ای به طور خاص درباره وقف وجود ندارد ولی می توان از باب اولویت به آیات مربوط به احسان و انفاق و قرض الحسنه و تعاون و صدقه به جواز بلکه رجحان و استحباب وقف استدلال کرد . برخی از نویسندگان کتب آیات الاحکام آیاتی را که به شکلی به وقف اشاره دارند بیان کرده اند از جمله :
1-لکل وجهه هو مولیها فاستبقواالخیرات اینما تکونوایات بکم الله جمیعا38 هر کس را راهی است به سوی حق ( یا قبله ای است در دین خود ) که بدان راه یابد و به آن قبله روی آورد . پس بشتابید به سوی خیرات که هر کجا باشید ، همه شما را خداوند به عرصه محشر خواهد آورد .
در خصوص جمله ، فاستبقوا الخیرات می توان گفت : کلمه خیرات شامل همه خوبی ها از واجبات و مستحبات می شود . از آن جا که کلمه الخیرات جمع است و معنای جمع می دهد هر نوع کار خوبی را شامل می شود بدیهی است که با توجه به تشویق روایات به سنت وقف و با توجه به انجام وقف به وسیله معصومان (ع ) وقف می تواند که یکی از مصادیق خیر باشد .
2-« لن تنالوا البر حتی تنفقوا معاتحبون و ما تنفقوا من شی فان الله به علیم » هرگز به نیکوکاری یا مقام عالی نخواهید رسید مگر آن که قسمتی از آن چه را دوست می دارید انفاق کنید و هر آن چه ببخشید خداوند از آن آگاه است .
برخی مفسران معتقدند که « بر » هر کاری است که خیر باشد خواه فعل قلبی باشد مثل اعتقاد حق و نیت پاکیزه یا فعل اعضا و جوارح باشد مثل عبادت کردن برای خدا و انفاق در راه خدا . با توجه به معنایی که برای « بر » بیان شد بدیهی است که وقف می تواند یکی از مصادیق « بر » باشد به ویژه با توجه به این که در تفسیر آیه به مواردی اشاره شده که افرادی مالشان را انفاق یا وقف کرده اند .

3- « المال و البنون زینه الحیوه الدنیا و الباقیات الصالحات خیر عند ربک ثوابا و خیر املا » .39
اموال و پسران ، تجمل زندگی دنیوی است و کارهای ماندگار شایسته نزد پروردگارت خوش پاداش تر و امید بخش تر است .
در خصوص معنا ومفهوم « الباقیات الصالحات » وجوه چندی بیان شده « بهترین تفسیر باقیات صالحات آن است که نظریات گوناگون بیان شده درباره آن را مصادیق آن بدانیم و بگوئیم باقیات صالحات به معنای اعمال صالح است و با تعبیرآن به اعمال صالح یا مطلق کارهای نیک ، وقف نیز یکی از مصادیق آن خواهد بود چه آن که تشویق گفتاری و عملی معصومان ( ع ) درباره وقف نشان می دهد که وقف از مصادیق عمل صالح است ، به ویژه با توجه به این که درپاره ای از روایات ، وسیله نجات انسان در قیامت دانسته شده .
4- « فاقا من اعطی اتّقی و صدّق بالحسنی فسینسره بالحسنی »40 پس اما آن کس که بخشید و پرهیزگار بود و نیکوتر را تصدیق کرد ، او را برای کار خیر آماده می سازیم و توفیق می بخشیم . » در این آیه از عطا و بخشش سخن به میان آمده بدون اینکه به مورد بخشش اشاره شود چون اصل بخشندگی و بخشش است هر چه که می خواهد باشد .بدیهی است یکی از عناوینی که می تواند تحت واژه « اعطی » قرار بگیرد ، وقف است . چون وقف هم یک نوع اعطا و بخشش مال در را ه خداست و از همین روی در کتاب میزان الحکمه در مبحث وقف آیه مزبور راجع به وقف دانسته شده و از طریق روایات به تفسیر قرآن اقدام شده است . 41
افزون بر آیاتی که در خصوص وقف به آنها اشاره شد آیاتی که در قرآن به انفاق ، احسان ، عمل صالح ایثار اشاره دارند می توانند مشوق وقف باشند و از سویی در قرآن در آیات بسیاری با کنزمال ، طغیان ، کسب حرام ، حب مال ، راندن قهر آمیز یتیم ، خودبینی و… مبارزه شده که به شکلی می توانند به مقام و جایگاه وقف در قرآن اشاره داشته باشند .
2 -2 : جایگاه وقف در سنت و سیره معصومین
وقف های خیریه ای از زمان خود پیامبر اکرم ( ص ) شروع شد . مردی به نام مخیریق وصیت کرد که هفت باغستان او در مدینه پس از مرگش به پیامبر اکرم ( ص ) برسد . مخیریق در سال 626 میلادی از دنیا رفت و پیامبر باغستان های هفتگانه را وقف فقراء و نیازمندان نمود .42
در جایی دیگر آمده ربعی بن عبدا… از امام صادق ( ع ) نقل کرده است که امیر مومنان علی ابن ابی طالب ( ع ) خانه خودشان را در مدینه در محله بنی زریق تصدق کرد و نوشت « بسم الله الرحمن الرحیم ، علی ابن ابی طالب در حال حیات و در حال صحت و سلامت خانه خودش دربنی زریق صدقه ای قرارداد که به فروش نرود ، هبه نشود و به ارث نیز برده نشود تا آن گاه به خداوند وارث آسمان و زمین به ارث رسد . وی این خانه را برای سکونت خاله هایش و فرزندان آنها قرارداد و هر گاه نسل آنها منقرض شد برای مسلمانان نیازمند باشد . 43 از امام صادق نقل شده که فرمود : رسول خدا اموالی از خود را به صورت جاریه قرارداد و بر مهمانان خود از همین صدقه انفاق می کرد . موقوف علیه این موقوفه : حضرت فاطمه ( س ) بود . از جمله آن ، منطقه عراف و برقه ، صافیه و مشربه ام ابراهیم بود . در جایی دیگر روایت شده که حضرت فاطمه ( س ) باغستان خود را در مدینه وقف کرد . در وقف نامه حضرت امیر آمده است : علی ابن عبدالله ، امیر مومنان دو مزرعه ابی نیزر و بغیبغه را برای فقرای مدینه و ابن سبیل قرارداد تا خداوند در روز قیامت چهره او را از حرارت آتش مصون دادر ، پس فروخته و بخشیده نمی شود تا به دست وارث هستی برسد.44
دکتر محمد عبید الکبیسی در کتاب احکام وقف در شریعت اسلام نیز عنوان می کند : عمربن خطاب در وقف نامه خود مقرر کرده بود : برای فقراء ، خویشاوندان ، بندگان راه خدا ، متولی نیز می تواند طبق متعارف از عواید موقوفات استفاده کند و یا به فقیری از دوستانش بدهد یا در جایی دیگر آورده اند که ابو طلحه به دستور پیامبر ( ص ) مالی را براشخاص معین از خویشان خود وقف کرد . 45
این روش خدا پسندانه در بین معصومین وجود داشته و بعدها اصحاب و تابعین یکی پس از دیگری برای تاسی به سنت نبوی و جلب رضایت الهی اموالی را در راه خدا و یا برای اقربا و ذریات وقف می نمودند .
2 -3 : وقف در کشورهای غیر اسلامی
همان گونه که بیان شد وقف تاسیس اسلام نیست بلکه در میان پیروان ادیان دیگر حتی جوامعی که با دین بیگانه اند نیز نهادهایی شبیه وقف وجود داشته و دارد که به ذکر چندین نمونه از آنها می پردازیم . در میان مردم بین النهرین ( بابل ) وقف وجود داشته مردم با انواعی از تصرفات مالی شبیه وقف آشنا بودند مثلا پادشاه زمینی را از ملک خودش در اختیار یکی از کارکنان خود می گذاشت تا از درآمد آن بهره گیرد بدون آن که مالک زمین شود و یا بتواند آن را به دیگری منتقل نماید . مردم مصر قدیم نیز با فکر وقف اجمالا آشنا بودند . آنان املاکی را به خدایان ، معبد ها و مقبره ها اختصاص می دادند تا درآمد آنها به مصرف تغییرات و نوسازی این مکان ها و اقامه مراسم و هزینه کاهنان ( رهبران دینی ) و خادمان برسد و این گام به قصد تقرب به خدایان برداشته می شد 46
بند دوم : ارکان وقف
در مباحث ذیل ارکان وقف مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد .
1 : صیغه وقف
از ظاهر کلمات علما این نکته اجماعا بر می آید که باید وقف ,صیغه خوانده شود و وقف بدون صیغه صحیح نیست .47
الفاظی که در عقد وقف می توان آورد ,سه گونه اند :
1 : الفاظی که اجماعا صریح در وقف هستند بطوری که بدون قرینه بر وقف دلالت می کند .
2 :الفاظی که اجماعا متوقف بر قرینه اند .
3 : الفاظی که اختلاف است که صریح در وقفند یا نه48 .
لازم به ذکر است هر جمله ای که بر معنای وقف دلالت کند ,اگر چه این دلالت با ضمیمه کردن قرائن باشد ,در تحقق وقف کافی است ؛ چنان که در سایر عقود چنین است ,زیرا بر شرط بودن لفظی مخصوص دلیلی نداریم .نیز عربی بودن صیغه یا ماضی بودن آن هم لازم نیست ,بلکه جمله اسمیه کفایت می کند ؛مثل این که کسی بگوید : ” این مال وقف است ” 49
2 : موقوف
مال موقوف باید عین باشد و وقف منفعت صحیح نیست .ضمنا وقف نمودن مالی که انتفاع از آن ممکن نباشد ؛مگر با نابود کردن آن ,صحیح نیست ؛مثل وقف نان و غذا و میوه .اما اگر مالی به جهت از جهات در حین عقد دارای منفعت نباشد و در آینده منفعت پیدا کند می توان آنرا فعلا وقف نمود بنا بر این وقف نمودن بچه حیوان صحیح می باشد . موقوفه با اذن واقف در قبض و تصرف موقوف عليهم و يا نماينده آنان قرار گيرد و در وقف عام حاکم شرع يا متولي آن را قبض کندمال وقفي بايد عين باشد نه منفعت و نيز قابل ملکيت و قابل انتفاع با بقاء عين و قابل قبض وتصرف باشد، مدت قابل توجهي دوام داشته باشد، منفعت مقصود از وقف حلال باشد و در رهن ديگري نباشد، بنابراين وقف مواد غذايي که قابل انتفاع با بقاء عين نيست و يا مانند گل که مدت قابل توجهي باقي نمي‌ماند و مانند آن صحيح نيست.50
3 : واقف
واقف باید اهلیتی را که قانون در معاملات لازم دانسته است واجد باشد و نیز نسبت به آنچه قصد دارد وقف کند مالک باشد مقصود از اهلیت در این مورد همان است که در ماده 211 قانون مدنی که در ذیل آورده می شود؛ بیان شده است .ماده 211 (برای اینکه متعاملین اهل محسوب شوند باید بالغ و عاقل و رشید باشند).بنابراین صغار و اشخاص غیر رشید و مجانین نمی توانند اموال خود را وقف کنند زیرا موافق ماده 1207 قانون مدنی نامبردگان محجور و از تصرف اموال و حقوق مالی خود ممنوع شناخته شده اند .51
این که شرط شده است که واقف باید مالک مالی باشد که می خواهد وقف کند منظور بیان وقف صحیح و نافذ است چنانکه در مورد بیع همین شرط می شود و این منافات با بیع و وقف فضولی ندارد چنانکه از مفاد ماده 65 قانون مدنی این معنی مستفاد می شود بنابراین اگر کسی بطور فضولی مال دیگری را وقف کند و پس از انجام یافتن عقد وقف شرایط آن مالک اصلی آن را تنفیذ کند وقف صحیح خواهد بود.52
ماده 57 قانون مدنی درباره اهلیت و مالکیت واقف چنین می گوید 🙁 واقف باید مالک مالی باشد که وقف می کند و بعلاوه دارای اهلیتی باشد که در معاملات معتبر است)
4 : موقوف علیه
صحت وقف از نظر موقوف علیه مستلزم شروطی است :
1: موقوف علیه باید در حین وقف موجود باشد , پس وقف بر معدوم جایز نیست بنابراین اگر واقفی منافع وقف را اختصاص باشخاص یا شخص معینی بدهد و پس از اجرای صیغه وقف معلوم گردد که آن شخص یااشخاص در هنگام عقد وقف مرده بوده اند چنین باطل است همچنین اگر وقف کند بر اولاد دیگری که هنوز وجود ندارند باز هم درست نیست در مورد وقف بر حمل بعضی از فقهای اسلام آن را صحیح و بعضی دیگر آن را نادرست می دانند.53
2: اگر مالی وقف بر موجود ومعدوم بشود نسبت به موجود نافذ و صحیح است نسبت به معدوم نادرست می باشد.54
3: می توان مالی را به تبع موجود وقف بر معدوم کرد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی شخصیت حقوقی، شرکتهای سهامی، شركت سهامی، ایران باستان Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی مال موقوفه، قانون مدنی، فقهای امامیه، حقوق ایران