پایان نامه با کلمات کلیدی قانون مدنی، شخص ثالث، وجود خارجی، تعبیر و تفسیر

دانلود پایان نامه ارشد

(مانند انجمن دوست داران ورزش یا کانون و کلاه)، موصی له از هر حیث تابع ماده 850 قانون مدنی است و باید در زمان وصیت شخصیت حقوقی داشته باشد.

2-10- شیوه های تعیین موصی له:
مسلم است که هیچ حقی نمی تواند به معدوم تعلق گیرد همچنین برای آن که صاحب حق بتواند آن را تملک و تصرف کند باید علاوه بر وجود معین نیز باشد در قانون مدنی هیچ یک از مواد به معین بودن موصی له تصریح نکرده است ولی در لزوم این تعیین، تردید نباید کرد76 زیرا برای آن که موصی له بتواند وصیت انشاء‌شده را قبول و موصی به تملک کند باید به اصالت یا توسط قائم مقام قانونی خود را از وصیت آگاه باشد. بخش اخیر ماده 850 قانون مدنی می گوید: «موصی له باید … بتواند مالک چیزی بشود که برای او وصیت شده است.» به لزوم معلوم بودن موصی له اشاره دارد.
موصی له ممکن است به وسیله موصی یا شخص ثالث انجام پذیرد: در صورت اول نیز، گاه موی له با نام و نام خانوادگی معین می شود، به گونه ای که اراده ی موصی نیاز به هیچ تعبیر و تفسیری ندارد. ولی گاه نیز محاکم می توانند با رعایت نشانه های مجملی که از سوی موصی داده شده است و با استفاده از معانی عرفی الفاظ، موصی له را معین کنند.

2-10-1- تعیین موصی له به وسیله موصی
به طور معمول موصی له به طور کامل در وصیت نامه معین می شود یعنی نام و نام خانوادگی و گاه نسبتی را که با او دارد تعیین می کند.
اگر نام و مشخصاتی که در وصیتنامه تعیین شده بر چندین کس قابل اطلاق باشد دادرسی باید شخص مورد نظر موصی را از بین آنان با استفاده از قرائن تعیین کند. وصیت بر فقرا و به طور کلی بر غیر محصور صحیح است. به این ترتیب اگر موصی فرمان دهد که مبلغی به عنوان خیرات برای او صرف کنند وصیت را که به طریق عهدی انشاء‌شده است با وصایای مجهول نباید قیاس کرد77.
اگر به گونه ای بتوان شخص موردنظر موصی یا جهتی را که برای مصرف اموال خود در نظر گرفته تعیین کرد وصیت نافذ است ولی در صورتی که نتوان موصی له را تشخیص داد وصیت به علت عدم امکان اجرای آن باطل است78
طبق نظر مراجع عالیقدر79 اگر وصیت برای گروهی که موصوف به صفت خاصی هستند مثل فقرا باید صفت فقر در هنگام مرگ موصی موجود باشد و وجودش در زمان وصیت کافی نیست

2-10-2- تعیین موصی له به وسیله شخص ثالث:
ممکن است انتخاب موصی له در اختیار شخص ثالثی قرار گیرد؛‌در این صورت شخص ثالث وکلی یا وصی در انتخاب شخصی است که باید از موصی به منتفع گردد.
در این گونه موارد اجرای وصیت بستگی به نظر شخص ثالث دارد و در صورتی که موصی له را انتخاب نکند مانند وقتی است که، موصی له از طرف موصی انتخاب نشده باشد به همین دلیل در نفوذ این وصایا بین نویسندگان توافق نظر وجود ندارد و قوانین نیز، راه حل های مختلف در این باره ارائه کرده اند.
ذکر این نکته ضروری است که هرگاه وصیتی به سود چند تن معین باشد و فقط تعیین سهم هر یک از موصی در اختیار شخص ثالثی قرار گیرد، وصیت بی گمان نافذ است80.
همچنین اگر وصیتی به سود شخص یا جهت معینی انشاء‌شود و بر موصی له شرط کنند که منافع موصی به را بین اشخاص غیر معین و به انتخاب شخص ثالثی تقسیم کند مانند این که وصیت به نفع مسجدی شود که در آن به انتخاب پیش نماز مسجد، برای مستمندان رخت خواب تهیه شود تردیدی در صحت وجود ندارد.
کسانی که اختیار شخص ثالث را در انتخاب موصی له موجب بطلان وصیت می دانند استدلال می کنند که در جامعه ی کنونی هیچ مالی را بدون مالک نمی توان تصور کرد بنابراین چون بعد از موت موصی و پیش از انتخاب موصی له، موضوع وصیت، بدون مالک خواهد ماند، وصیت مانند وصیتی است که به نفع معدوم انشاء‌شده باشد. همچنین، امکان دارد که برگزیده ی ثالث، با کسی که مورد نظر موصی بوده است منطبق نباشد و وصیت، برخلاف اراده ی موصی اجرا شود از نظر عملی نیز قبول این گونه وصایا دشواری هایی ایجاد می کند که بهتر است برای جلوگیری از اختلاف، صحت آن مورد قبول قرار نگیرد81.

2-10-3- اختیار محاکم در تغبیر اراده ی موصی:
در موردی که عبارت وصیت نامه ناقص یا مبهم است دادرس در تعبیر آن عبارت، و احراز قصد موصی اختیار کامل دارد.
در فقه نیز، تعبیرهای بسیاری در این مورد پیش بینی شده است: فقیهان، با استفاده از عرف و عادات و روایات، در موردی که عبارت موصی مبهم باشد، شخص یا اشخاصی را که باید از موصی به منتفع شوند، معین کرده اند.
قانون مدنی ما در این باره ساکت است؛‌پس دادرس می تواند با توجه به اوضاع و احوال زمان و قرائن موجود اراده ی موصی را آزادانه تعیین کند82.
در جست جوی قصد موصی، دادرس باید پیش از هرچیز به نوشته های موصی در وصیت نامه توجه کند با وجود این اگر عبارت وصیت نامه، به اندازه ی کافی روشن و واضح نباشد ممکن است به سایر اوضاع و احوال و حتی سایر اسنادی که توسط موصی تنظیم شده است توجه شود.

2-11- شرایط موضوع وصیت:
تشریح وصیت به این منظور است که موصی بتواند اعمالی را که در زمان حیات فرصت انجام دادن آن را نیافته است، برای بعد از موت خود تدارک کند به همین جهت، در وضع مقررات این باب، نظر قانون گذار بیشتر متوجه به اجرای اراده ی موصی است تا رعایت قوانین و مقررات عمومی معاملات.
برای مثال، به موجب ماده ی 834 قانون مدنی: ممکن است مالی را که هنوز موجود نشده است وصیت نمود و حال آن که تملک مالی که وجود خارجی ندارد در سایر قراردادها پذیرفته نشده است.
2-11-1- وجود موصی به:
2-11-1-1-قابلیت وجود:
در فرضی که موصی، دستور تملیک مالی را می دهد (وصیت عهدی) لزومی ندارد که موضوع آن موجود باشد؛‌چنان که می تواند از وصی یا ورثه بخواهد که نخستین محصول باغ موروثی را به آوارگان بدهند ولی در فرضی که تملیک،‌ به طور مستقیم انجام می گیرد، مطابق قواعد عمومی، موضوع آن باید مال موجود باشد و معدوم نمی تواند مورد تملیک واقع شود.83
در مورد وصیت، کافی است موصی به، قابلیت وجود را داشته باشد: مانند میوه ی درخت یا نتایج حیوانات (طبق ماده 824 قانون مدنی) یعنی برای تحقق تملیک، مال باید وجود خارجی پیدا کند و هنگام وصیت نیز این قابلیت را داشته باشد. بنابراین موصی می تواند به عینی که بعد به وجود می آید یا مالی که خواهد خرید، وصیت کند؛‌هرچند که آن عین هنگام موت نیز معدوم باشد.
اگر موضوع،‌وصیت کلی باشد ممکن است در ترکه از آن جنس موجود نباشد. در این صورت وارثان موظف اند که موصی به را تهیه و به موصی له تسلیم کنند کافی است موصی به قابلیت و صلاحیت وجود را داشته باشد. اموالی که به حکم عادت، احتمال وجود آن ها نمی رود، هرچند که در صورت ایجاد نیز قابل انتقال باشد موضوع وصیت قرار نمی گیرد.84
2-11-1-2- وصیت به عین موجود:
اگر موصی، اشاره به عین معینی بکند یا تصریح نماید که به عین موجود وصیت می کند یا از قرائن چنین برآید که مقصود موصی از انشاء وصیت اموال موجود بوده است وجود موصی به در حین وصیت از شرایط صحت عقد است زیرا اگرچه به موجب ماده 842 قانون مدنی، موصی می تواند اموالی را که در آینده به وجود می آید. مورد وصیت قرار دهد اگر اراده ی او ناظر به عین موجود باشد و هنگام انشاء‌عقد آن عین وجود خارجی نداشته باشد، وصیت به سبب فقدان موضوع باطل است85.
در صورتی که وصیت به عین معین موجود شود نه تنها وجود موصی به در زمان وصیت شرط است که بقای آن تا هنگام قبول موصی له برای حفظ مقتضای عقد، ضرورت دارد. زیرا در این فرض، وصیت به ذات موصی به تعلق می گیرد و قائم به وجود آن است و اگر موصی به از بین برودع وصیت نیز به دلیل انتفاء موضوع آن از بین خواهد رفت86.

2-11-1-3- وصیت به منافع
اگر موصی به (در وصیت تملیکی یا عهدی) منافع باشد این وصیت را وصیت به منافع می نامند ماده 846 قانون مدنی به این موضوع اشاره کرده است.
هرگاه موصی به منافع ملکی باشد، دائما یا در مدت معین به طریق ذیل از ثلث اخراج می شود بدواً، عین ملک با منافع آن، تقویم می شود سپس ملک مزبور با ملاحظه ی مسلوب المنفعه بودن در مدت وصیت، تقویم شده، تفاوت بین دو قیمت از ثلث حساب می شود. اگر موصی به منافع دائمی ملک بوده و بدین جهت عین ملکع قیمتی نداشته باشد، قیمت ملک با ملاحظه ی منافع، از ثلث محسوب می شود.
در صورتی ک موصی به منافع مالی باشد ممکن است اشکال شود که منافع ترکه بعد از موت ایجاد می شود و داخل در ترکه نیست، تا موصی بتواند آن را به دیگری تملیک ند. چنان که برای پرداخت دیون میت نیز که باید از اصل ترکه موضوع شود، منافع ترکه به حساب نمی آید؛‌ یعنی هم نمافع را از اموال ندانسته اند و هم بر این پایه در صحت وصیت و منافع تردید کرده اند.87
برای رفع این اشکال می توان استدلال کرد که وجود نداشتن موصی به در حین وصیت، و حتی در زمان حیات موصیع خللی به صحت آن وارد نمی کند. و برای صحت عقد کافی است که موصی به قابلیت وجود را داشته باشد و چون موصی به موجب قاعده ی تسلیط (ماده 30 قانون مدنی) حق دارد هر تصرفی را که می خواهد، در مال خود بکند، مالکیت وارثان نسبت به منافع ترکه در صورتی تحقق می یابد که بوسیله ی مالک به دیگری تملیک نشده باشد88.
2-12- موصی به باید قابل تعیین باشد:
ابهام در وصیت، ممکن است در اثر اجمال القاط موصی، یا در اجرای وصیت ایجاد شود گاه الفاظ موصی در عرف و لغت دارای مدلول مشخص نیست.
در صورتی که کلام موصی دارای معنای صریح و روشنی نباشد، دادرس باید با توجه به عرف و عادت محل و حتی رسوم خانوادگی متوفی، مقصود را از استعمال کلمات وصیت نامه، روشن کند. ولی اگر در عرف محلی نیز نتوان معنی روشنی برای وصیت نامه یافت، دادگاه می تواند از تمام قرائن و شواهد برای تعیین موصی به استفاده کند.
همچنین اگر از انگیزه ها و جهاتی نیز که موصی برای تملیک، بیان نموده است، بتوان مقدار موصی به را تعیین کرد، وصیت صحیح و نافذ است.
موصی می تواند تعیین مقدار موصی به را به عهده ی شخص ثالثی بگذارد. در این صورت، مقدار موصی به تابع اراده ی آن شخص است که به وکالت یا وصایت، از طرف موصی و بر پایه ی هدف ها و آرمان های او معین خواهد کرد. موصی می تواند به دوستی مورد اعتماد اختیار دهد که با رعایت وضع مالی و نیازهای وارثان او، مقداری را که به سود بنیاد مورد نظر وصیت کرده است، تعیین کند.
اگر شخص ثالث، قبل از تعیین موصی به فوت کند، وصیت باطل می شود، و در صورت امتناع، موصی له می تواند اجبار شخص ثالث را از دادگاه تقاضا کند و دادرس می تواند با استفاده از قانون آیین دادرسی و با تعیین غرامت نامبرده را به تعیین موصی به اجبار کند.

2-12-1- صحت وصیت مبهم:
در قانون مدنی، گرچه به صحت وصیت بر مجهول اشاره نشده، ولی از ماده 845 که مناط اعتبار را برای تعیین میزان ثلث، زمان وفات موصی دانسته است. چنین بر می آید که در وصیت، برخلاف سایر عقود علم طرفین به موضوع عقد، شرط نیست، همچنین وقتی وجود موصی به در حین وصیت شرط نباشد، به طریق اولی،‌باید پذیرفت که مشخص بودن آن هم از حیث مقدار و جنس و وزن، ضرورتی ندارد.
فرض غرر در عقود تبرعی، موضوع ندارد و عرف ساده نیز وصیت به مجهول را می پذیرد89.
در وصیت بیان اراده ی موصی باید به وارثان او، که از هر حیث جانشین مورث خود هستند واگذار شود. وارثان موصی،‌نزدیک ترین اشخاص به او هستند و از سایرین به مقصود و هدف او آشناترند و بهتر از همه می توانند نقص بیان او را جبران کنند.
ملاک ماده 874 قانون مدنی می باشد زیرا به موجب این ماده: «اگر موصی به کلی باشد تعیین فرد با ورثه است …» سپس اگر موصی به مورد تردید بین چند کالا باشد،‌هرچند اختلاف بهای فاحشی هم بین کالاها وجود داشته باشد همچنین در صورتی که موصی به از هر حیث مجهول باشد، وارثان در تعیین موصی به اختیار کامل دارند90 اگر موصی وارثی نداشته باشد تعیین موصی به عهده ی حاکم است (ماده 866 قانون مدنی) زیرا ترکه به خزانه ی دولت تعلق دارد منتها حاکم، باید مدلول الفاظ موصی را رعایت کند.

2-12-2- دلایل بطلان وصیت مبهم
به موجب ماده 216 قانون مدنی: «مورد معامله باید مبهم نباشد، مگر در موارد خاصه، که علم اجمالی به آن کافی است». این ماده در کلیات

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی قانون مدنی، اتباع ایران، اموال غیر منقول، اتباع خارجی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی امور حسبی، شورای نگهبان، قانون اساسی، فقهای امامیه