پایان نامه با کلمات کلیدی قانون مدنی، حقوق مالی، موت فرضی، شخص ثالث

دانلود پایان نامه ارشد

عقود و تعهدات و در مقام بیان شرایط اساسی صحت معاملات آمده و شامل تمام قراردادهاست.91
درست است که در وصیت ضرورتی ندارد که موصی به از لحاظ مقدار و جنس و وصف، معین باشد ولی دست کم، دو طرف باید نسبت به آن علم اجمالی داشته باشند و دادگاه بتواند بدون مراجعه به متعهد (ورثه) میزان و موضوع تعهد را معین کند92.
به هر صورت از ماده 845 قانون مدنی، نمی توان دلیل مستحکمی برای صحت وصیت بر مجهول استخراج کرد.
نتیجه این که باید پذیرفت که هرگاه موضوع وصیت برای دادگاه قابل تشخیص نباشد، نفوذ آن در قانون مدنی بسیار دشوار است و بطلان آن باید ترجیح داده شود93.
2-12-3-موصی به باید مال باشد:
مطابق ماده 215 قانون مدنی: «مورد معامله باید مالیت داشته و متضمن منفعت عقلایی مشروع باشد» بنابراین موصی به، خواه عین باشد و خواه منفعت و یا حق، باید در نظر خردمندان مفید و با ارزش باشد. منفعت موردنظر نیز باید مشروع باشد و از دیدگاه قانون، ناشایسته و ممنوع نیاید.
به طور کلی موصی به باید قابلیت تملیک را داشته باشد عناصر احوال شخصی، برای مثال نام شخص، موضوع وصیت قرار نمی گیرد.94
خدمات نیز به طور کلی و دائمی، مورد وصیت قرار نمی گیرد زیرا وصیت برای تملیک و واگذاری اموال است و منفعت انسان به ملکیت در نمی آید به ویژه وقتی این خدمات مربوط به شخص موصی باشد؛ وصیت بی گمان بدون موضوع است زیرا اثر وصیت ناظر بر زمانی است که موصی وجود خارجی ندارد با وجود این اگر شخصی برای مدتی اجیر شده باشد، مستاجر می تواند منافع اجیر را در صورت فوت خود، به دیگری واگذار کند95.
طبق نظر فقها96 مالی که مورد وصیت واقع می شود باید دارای منفعت حلال باشد، و شرع آن را مال محسوب نماید. پس وصیت کردن به شراب، خوک، آلات لهو و لعب، قمار و حشرات، سگ وحشی و … صحیح نیست. البته آب انگوری که برای تهیه سرکه گرفته شد، اشکالی ندارد. و نیز اگر موصی به منفعت باشد باید حلال باشد پس وصیت به کنیز آوازه خوان و منفعت آلات لهو و لعب و میمون و … صحیح نیست.
همچنین در وصیت عهدی، شرط است: عملی که به آن وصیت می شود، جایز باشد و منفعت و غرض عقلایی نیز داشته باشد پس وصیت به اینکه بعد از مرگ من فلان مبلغ مال مرا برای فلان ستمکار و یا هر ستم کار و … خرج نمایید، وصیتی باطل است. همچنین اگر وصیت نماید که بعد از مرگ من فلان مبلغ را برای فلان کار لغو و بیهوده هزینه نمایید همین حکم را دارد.
2-12-4-موصی به باید قابل انتقال باشد:
برای صحت وصیت، کافی نیست که موصی به دارای مالیت باشد؛ وصیت تملیکی سبب انتقال مال به موصی له است و موضوع آن باید قابلیت انتقال را داشته باشد مال موقوف با آن که دارای مالیت است با وصیت منتقل نمی شود. همچنین حق شفعه که برای جلوگیری از ضرر شریک مقدر شده است به موجب وصیت، قابل انتقال به غیر نیست97.
درباره ی انتقال خیار، گفته شده است که چون، خیار برای اشخاص ثالث نفع مادی ندارد، وصیت به آن در صورتی که همراه مال، موضوع خیار نباشد، صحیح نیست. ولی در صورتی که مال، موضوع خیار نیز مورد وصیت قرار بگیرد، اصل خیار نیز به تبع آن به موصی له منتقل می گردد98.
نتیجه این که هرچه در نظر خردمندان مال محسوب می شود و قابلیت انتقال را داشته باشد موضوع وصیت قرار می گیرد.
2-13-وصیت به حقوق مالی:
موضوع وصیت تملیکی، باید مال و قابل انتقال باشد. حقوق مالی نیز اموال است، زیرا می دانیم آن چه به ملکیت درمی آید و به دیگران انتقال می یابد.
2-13-1-انتقال طلب:
حقوق مالی، مانند حق ارتفاق و حق تحجیر ممکن است مورد وصیت واقع شود. همچنین طلبی را که موصی از دیگران دارد، هرچند مربوط به خدمات باشد، می تواند به موجب وصیت، به دیگران واگذار کند.
در این نوع وصایا، در فرضی که موضوع وصیت، طلب مشخصی نباشد، دادگاه برای تعیین حدود و وسعت آن، دچار اشکال می شود و برای حل آن باید بیش از هر چیز، به منظور موصی توجه داشته باشد99.
2-13-2- حق انتفاع:
به موجب ماده 49 قانون مدنی: «حق انتفاع، عبارت از حقی است که به موجب آن شخص، می تواند از مالی که عین آن ملک دیگری است یا مالک خاص ندارد استفاده کند» در حقوق ما، باید بین حق انتفاع و مالکیت منافع، و در نتیجه ، وصیت به حق انتفاع و وصیت به منفعت، تفاوت گذارد100 در فرضی که شخص، مالک منافع است، چون منافع عین، در ملک او به وجود می آید و صلاحیت انتفاع از آن اوست؛ می تواند منافع را به دیگری به موجب وصیت منتقل کند101.
ولی در سایر موارد حق انتفاع نیز مانند سایر حقوق مالی، با وصیت منتقل می شود؛ مگر این که از عرف با قرائن موجود معلوم شود که حق انتفاع، قائم به شخص منتفع یا وارثان او بوده است102
2-13-3- وصیت به تملیک طلب:
مقصود از تملیک طلب به موجب وصیت، عقدی است که به موجب آن طلب کاری برای بعد از موت دین بدهکار خود را به او می بخشد. (ماده 806 قانون مدنی)
تملیک طلب ممکن است نسبت به تمام، یا بخشی از آن باشد؛ و در هر حال می تواند ناظر به اصل طلب یا منافع آن گردد.
در این فرض اگر دین، قبل از مرگ پرداخته شود، یا طلب کارهای موصی، پیش از مرگ او طلب را به سود خود توقیف کنند وصیت با انتفاء‌موضوع، خود باطل می شود. ولی اگر پرداخت دین، بعد از موت و قبول موصی له باشد، وصیت اثر خود را خواهد داشت و مدیونی که بدون آگاهی از آن، تملیک دین را بپردازد حق دارد آن را پس بگیرد103 (ماده 302 قانون مدنی)
2-14- ملکیت موصی به
2-14- 1- بطلان وصیت به مال غیر:
به موجب ماده ی 841 قانون مدنی: «موصی به باید ملک موصی باشد و وصیت به مال غیر، ولو با اجازه ی مالک، باطل است» بنابراین یکی از شرایط موصی به در حقوق ما، این است که ملک موصی باشد.
منظور از این ماده، این است که شخص، مالی از اموال دیگران را مورد لحوق وصیت خویش قرار دهد و آن را تملیک به دیگری نماید معلق بر وفات خویش، این وصیت بی تردید باطل است104. هرچند که مالک آن مال موافقت نماید. جهت این حکم روشن است زیرا عرفا، این مورد از مصادیق وصیت محسوب نمی شود.
وصیت به مال غیر در صورتی باطل است که حائز این دو شرط باشد:
1. موصی به عین معین باشدک در صورتی که موصی به کلی است و موصی مالک هیچ یک از افراد آن کلی نیست، وصیت نافذ است (ماده 842 قانون مدنی) در واقع این عمل حقوقی را باید وصیت به تملیک و در شمار وصایای عهدی آورد105.
2. وصیت باید حاکی از تملیک مال غیر در حالی باشد که موصی به ملک غیر است. بنابراین اگر موصی، وصیت خود را مشروط به تملک مال غیر کند وصیت را نباید باطل پنداشت.106

2-14- 2- وصیت به مالی که متعلق حق غیر است
موضوع وصیت ممکن است متعلق به حق غیر باشد، بدین معنی که به نفع شخص ثالثی تامین شده یا در مقابل طلبی، رهن باشد. در این صورت، با استناد به ماده 835 قانون مدنی که: «موصی باید نسبت به مورد وصیت جائزالتصرف باشد» و با استفاده از قواعد کلی رهن، ممکن است گفته شود این نوع وصایا نیز تابع وصیت فضولی است و نفوذ آن بستگی به اجازه ی دائن دارد107. این ادعا را نباید پذیرفت زیرا تصرفات مدیون مالک در عین مرهونه در صورتی منوط به اجازه ی مرتهن است که با حقوق او منافی باشد.108.
دیون متوفی بر وصایای او مقدم است (مواد 869 و 870 قانون مدنی) یعنی، بدون این که شخص موصی نیز اراده کند وصیت به عینی که متعلق حق دیگری است با حفظ آن حق انتقال می یابد.
بنابراین اگر موصی به در اثر مزایده به شخص ثالث تملیک شود یا میزان طلب به اندازه ی بهای آن باشد، حقی برای موصی له باقی نمی ماند. برعکس اگر طلب در اثر وفای به عهد از طرف ورثه یا موصی له ساقط شود، موضوع وصیت به موصی له تعلق دارد. بدین ترتیب هیچ گاه وصیت با حقوق طلب کاران در تعارض نمی افتد تا مانع اختیار مالک شود. به همین جهت نیز باید اعتراف کرد که وصیت ورشکسته نیز در اموال خود جایز است و در صورتی اجرا می شود که ترکه زاید بر طلب بستانکاران باشد109.

فصل سوم
شیوه های تنظیم وصیتنامه و اقسام آن

مقدمه
شاید مرسوم ترین نوع وصیتنامه آنهایی باشد که شخص وصت کننده حرف هایش خطاب به ورثه را بر ورقه ای از کاغذ با دستخط خودش می نویسد و از چند معتمد محل نیز می خواهد تا زیر آن را امضاء‌کنند. البته این نوع وصیتنامه از لحاظ حقوقی، وصیتنامه عادی تلقی می شود اگر ورثه بر صحت و درستی آن اقرار نکنند معمولا در مراجع رسمی پذیرفته نمی شود. پس برای کم شدن از مشکلات پس از مرگ موصی، باید وصیتنامه به 3 شکل رسمی، خود نوشت و سری تنظیم شود. ویژگی وصیتنامه رسمی این است که در یکی از دفترخانه های اسناد رسمی نوشته می شود و تابع تشریفات و مقررات اسناد رسمی است. همچنین وصیتنامه خود نوشت وصیتنامه ای است که به خط وصیت کننده است و دارای تاریخ به روز، ماه و سال به همراه امضای وصیت کننده است این در حالی است که وصیتنامه سری ممکن است به خط وصیت کننده یا فرد دیگری باشد، ولی در هر صورت امضای وصیت کننده باید زیر آن باشد. چنین وصیتنامه ای باید در اداره ثبت یا محل دیگری که آن اداره معین می کند به امانت گذاشته شود (شخص وصیت کننده هر وقت اراده کند می تواند وصیتنامه اش را از اداره ثبت پس بگیرد) این در حالی است که شخص بی سواد نمی تواند چنین وصیتنامه ای تنظیم کند.
وصیتنامه به این علت تنظیم می شود تا تکلیف بخشی از اموال موصی تعیین شود و آنچه موجب تحقق ارث می شود مرگ است که به دو نوع موت حقیقی و موت فرضی تقسیم می شود. منظور از موت حقیقی خارج شدن روح از بدن است و منظور از موت فرضی این است که شخص مدت ها غایب بوده و خبری از او نباشد.
البته به جز این شیوه های تنظیم وصیتنامه نوع دیگری نیز وجود دارد که به وصیتنامه در مواقع اضطراری معروف است. منظور از مواقع اضطراری زمان هایی است که حالت فوق العاده بر جامعه حاکم است، مثل شرایط جنگی، بمباران هوایی یا شیوع بیماری های مسری که در چنین حالتی شخص می تواند به طور شفاهی نزد 2 شاهد وصیت کند به شرط آن که یکی از شاهدان مفاد وصیتنامه را با تاریخ روز، ماه و سال تنظیم کند و به امضای حاضران برساند. همچنین اشخاصی که وصیتنامه اضطراری نزد آنها تنظیم می شود باید در اولین فرصت وصیتنامه را در یکی از دفاتر اسناد رسمی به امانت بگذارد و علام کند که وصیت کننده آن را در سلامت عقل نوشته است. البته اگر به موضوع نوشتن وصیتنامه از ××× دیگر نیز آگاه شود ×××‌دو نوع عهدی و تملیکی تقسیم می شود. در وصیت عهدی، وصیت کننده فرد یا افرادی را برای اداره بخشی از اموال خود و نیز سرپرستی فرزندانش پس از مرگ تعیین می کند و مسئولیت را به آنها می سپارد. این در حالی است که در وصیت تملیکی شخص بخشی از اموال خود را پس از مرگ به فرد یا افرادی تملیک می کند که این فرد یا افراد می توانند فردی از خانواده یا فرد دیگری باشد.
3-1- تنظیم وصیت نامه
به دلیل تصرفات رایگان که انشاء‌کننده ممکن است در معرض فشار و تهدید و ترس واقع شود قانون گذار بر ای انشاء‌این اعمال، رعایت تشریفات خاصی را اجباری قرار داده است.
به ویژه در وصیت، که به طور معمول نزدیک به مرگ موصی انشاء می شود و ناتوانی مادی و معنوی به سودجویان، فرصت بیشتری را برای سوء‌استفاده می دهد، تشریفات تنظیم وصیتنامه را می توان ضامن حفظ آزادی و استقلال فکر موصی دانست.
همچنین باید دانست که مفاد وصیتنامه باید پس از مرگ موصی اجرا شود، پس اگر اصالت آن،‌مورد نزاع واقع گردد، به دلیل فوت امضاء‌کننده وصیتنامه، احراز اصالت آن دشوار است. قانون به این دشواری ها بی اعتنا نیست و برای جلوگیری از هرگونه الحاق و تزویر، رعایت تشریفات خاصی را در تنظیم وصیتنامه ضروری و اجباری قرار می دهد.
اما باید بدانیم که وصیت در حقوق ایران، نباید از اعمال تشریفاتی به معنی خاص شمرد110 زیرا نه تنها ایجاب وصیت با هر عبارت که دلالت بر قصد موصی کند بدون هیچ گونه قیدی واقع می شود. عدم رعایت تشریفات مربوط به تنظیم وصیت نامه، موجب بطلان عقد وصیت نیست و تنها پذیرش وصیتنامه را در دادگاه ممنوع می سازد. (ماده 291 امور حسبی).
این ماده مقرر می دارد که هر وصیتی که به ترتیب مذکور

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی قانون مدنی، شخص ثالث، وجود خارجی، تعبیر و تفسیر Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی امور حسبی، قانون مدنی، ثبت اسناد، اسناد و املاک