پایان نامه با کلمات کلیدی قانون مدنی، اتباع ایران، اموال غیر منقول، اتباع خارجی

دانلود پایان نامه ارشد

نظر آید.32.

2-1- موانع نفوذ اراده
در وصیت موصی در انشاء وصیت تملیکی باید قصد تملیک مالی را داشته باشد و نمی تواند وارثان خود را از ارث محروم سازد. (ماده 837 قانون مدنی).
به موجب ماده 199 قانون مدنی (رضای حاصل در نتیجه ی اشتباه یا اکراه موجب نفوذ معامله نیست) و قواعد مربوط به تاثیر اکراه و اشتباه را در کلیات قراردادها می خوانیم.

2-1-1-اشتباه:
مواردی که اشتباه، موجب بطلان وصیت است:
مواردی که اشتباه موجب بطلان (یا عدم نفوذ) معامله است، در مواد 200، 201 قانون مدنی به اجمال بیان شده است اشتباهی در تراضی موثر است که مربوط به نوع عقد خود موضوع معامله یا شخصیت طرف معامله باشد.
1. اشتباه در مورد نوع عقد و موضوع معامله در وصیت بسیار کم است و اغلب درباره شخصیت طرف معامله و بشیتر از همه در جهت و علت پیش آمده است.
2. اشتباه دیگر، اشتباهی ست که در بیان اراده موصی است موصی می خواهد مالی معین را به شخصی تملیک کند و در وصیتنامه نام موصی له یا موضوع وصیت را اشتباه قید می کنند.
3. اشتباه در شخص موصی له موجب بطلان وصیت است زیرا وصیت و همچنین در سایر عقود رایگان، شخصیت طرف، علت عمده عقد است. (ماده 201 قانون مدنی)
4. اشتباه در علت: راجع به تاثیر اشتباه در علت قراردادها قانون مدنی حکم صریحی ندارد ولی از ماده 201 که اشتباه در شخص طرف را در صورتی مخل به صحت معامله می داند که شخصیت او علت عمده عقد باشد اشتباه در محرک و علت قطعی هر معامله موجب بطلان آنست. بنابراین اگر موصی نسبت به علتی که او را به انشاء‌وصیت برانگیخته، تصور غلطی داشته باشد به گونه ای که اگر حقیقت را می دانست به وصیت تصمیم نمی گرفت وصیت باطل است، خواه اشتباه قانونی باشد یا موضوعی33.

2-1-2- اکراه:
موصی در انشاء وصیت و موصی له در قبول آن باید مختار و آزاد باشد. ماده 203 قانون مدنی مقرر می دارد که: (اکراه، موجب عدم نفوذ معامله است)
اکراه، اعم از اینکه جسمانی یا معنوی باشد، موجب بطلان وصیت نیست زیرا کسی که در معرض تهدید یا شکنجه است در قبول آن یا انشاء‌عقد اختیار دارد پس نمی توان ادعا کرد که اکراه موجب فقدان قصد و رضا است به همین دلیل ماده 209 می گوید: (امضا معامله بعد از رفع اکراه موجب نفور معامله است).
اگر تهدید و آزار، چنان شدید باشد که به کلی اراده مکره را برای تصمیم گرفتن از بین ببرد، وصیت باطل است ولی در سایر موارد، مکره حق دارد پس از رفع اکراه وصیت را تنفیذ کند34
طبق نظر مراجع عالیقدر نیز کسی که وصیت می کند باید عاقل باشد و بر وصیت اکراه نشده باشد35.

2-2- اهلیت طرفین
اهلیت عبارت است از توانایی شخص برای دارا شدن حق یا اعمال و اجرای آن از این تعریف چنین استنباط می شود که اهلیت بر دو قسم است: اهلیت تمتع یا توانایی دارا شدن حق و اهلیت استیفاء‌یا تصرف، یعنی قدرت اعمال و اجرای حقوق36 .
نمایندگان قانونی موصی نمی توانند به نمایندگانی از طرف او انشاء وصیت کنند اعم از این که این نماینده ی قانونی ولی، وصی یا قیم باشد. این حکم در قوانین ما، تصریح نشده است ولی صرف نظر از آن که تملیک رایگان اموال محجور از اعمال اداری لازم برای حفظ دارایی او نیست تا انجام دادن آن در صلاحیت ولی یا قیم باشد. طبع این گونه تصرفات ایجاب می کند که حجر مصوی به طور کلی عدم اهلیت تمتع باشد. به همین ترتیب اگر کسی، دیگری را به طور مطلق وکیل خود کند، وکین نمی تواند به نمایندگی از طرف موکل خود وصیت کند. (ماده 561 قانون مدنی).
شاید با توجه به چهره ی شخصی وصیت است که قانون گذار برخلاف قاعده کلی وصیت فضولی را باطل دانسته است.37

2-3-عدم اهلیت تملیک (موصی)- عام
موصی باید کبیر باشد:
مطابق ماده 835 قانون مدنی (موصی باید نسبت به مورد وصیت جایزالتصرف باشد) واضح است که شخصی می تواند جایزالتصرف محسوب شود که علاوه بر اهلیت تمتع، به استقلال نیز بتواند در اموال خود تصرف کند، یعنی کبیر و عاقل و رشید باشد.
در فقه اسلام با آن که مطابق قواعد کلی متعاملین باید به سن بلوغ برسند در مورد موصی سختگیری کمتری شده است. بیشتر فقیهان با استناد به روایات وصیت کودک ده ساله را مجاز شمرده اند38. از جمله روایت صدوق از ابی بصیر از حضرت صادق (ع): (اذا بلغ الغلام عشر سنین و اوصی بثلث ماله فی حق جازت وصیته) همچنین به روایت زراره از حضرت صادق(ع): «اذا اتی الغلام عشر سنین فانه یجوز له فی ماله ما اعتق و تصدق و ما اوصی علی وجه معروف و حق فهو جایز» ولی بعضی دیگر مانند شهید ثانی و ابن ادریس به استناد عمومات و آیات قرآن مانند (و ابتلوا الیتامی حتی اذ ابلغوا الناح فان رشدا فاذ فعوا الیهم اموالهم…) و مراعات احتیاط، بلوغ را شرط صحت وصیت دانسته اند و قانون مدنی از این عقیده پیروی کرده است39.
همچنین در اکثر نظر مراع عالیقدر اشاره شده است به این موضوع که40 کسی که وصیت می کند باید عاقل و بالغ باشد ولی بچه ی ده ساله ای که خوب و بد را تمیز می دهد اگر برای کار خوبی مثل ساختن مسجد و آب انبار و نیز پل وصیت کند صحیح می باشد.
موصی باید رشید باشد:

غیر رشید کسی ست که تصرفات او در اموال و حقوق مالی خود عقلانی نباشد (ماده 1208 قانون مدنی) با توجه به قوانین کنونی باید رشد بالغ را احراز کرد و رسیدن به 18 سالگی می تواند اماره ی قضایی بر کمال شعور قرار گیرد، چنان چه در عمل نیز چنین است41.
غیر رشید می تواند با اجازه ی ولی یا قیم خود در اموالش تصرف کند اعم از اینکه ولی یا قیم اجازه داده باشد یا بعد از انجام عمل آن را تنفیذ کند. (ماده 1214 قانون مدنی) بنابراین قاعده، باید حجر سفیه در وصیت، عدم اهلیت تصرف باشد و غیر رشید بتواند با اجازه ی ولی یا قیم خود انشاء‌وصیت کند42. ولی با توجه به آن چه در مورد اهلیت موصی گفته شد. به نظر می رسد که عدم اهلیت در این مورد تفاوتی با صغیر و مجنون نداشته باشد43.
موصی باید عاقل باشد:
مجنون نیز در هر درجه ای از جنون باشد از انشاء‌وصیت ممنوع است (ماده 1211 قانون مدنی)
نماینده ی قانونی مجنون نیز نمی تواند اموال موصی علیه را به رایگان تملیک کند ولی، در صورتی که جنون ادواری باشد و وصیت در حال افاقه انشاء‌شود صحیح است و زوال عقل هرچند بلافاصله بعد از عقد عارض شده باشد تاثیری در وصیت گذشته ندارد44.
از نظر مراجع عالیقدر نیز اهلیت موصی مورد توجه میباشد45. وصیت افراد بالغ و عاقل صحیح است وصیت کننده باید از روی اختیار وصیت کند و کسی او را مجبور نکرده باشد و در غیر این صورت صحیح نیست، وصیت شخص سفیه صحیح نیست مگر این که عقلایی باشد و مربوط به امور مالی نباشد و وصیت کسی که ورشکست شده اگر وصیت او مزاحمت با حقوق طلب کارهایش نباشد صحیح است.

2-4-عدم اهلیت تملیک (موصی) خاص:
2-4-1-عدم اقدام خودکشی موصی قبل از وصیت
ماده 836 قانون مدنی، نوعی عدم اهلیت خاص، برای موصی پیش بینی کرده است در این ماده می خوانیم «هرگاه کسی به قصد خودکشی خود را مجروح یا مسموم کند یا اعمال دیگر از این قبیل که موجب هلاکت است، مرتکب گردد و پس از آن وصیت نماید، آن وصیت در صورت هلاکت باطل است.»
در توجیه بطلان وصیت در این مورد استدلال شده است که: در این مورد موصی را باید به منزله کسی دانست که از او زوال عقل شده است. پس، وصیت چنین شخصی به علت سفاهت باطل است46. بعضی نیز افوزده اند که موصی بعد از اقدام به خودکشی حیات مستقر ندارد و در حکم میت است و بطلان وصایای او استثنایی بر قواعد کلی نیست47. برخی از حقوق دانان مخالف این گفته هستند که وصیت این گونه افراد باطل باشد48. از آنچه گفته شد نتیجه آنکه ماده 836 قانون مدنی با هیچ یک از قواعد حقوقی منطبق نیست پس باید به طور محدود تفسیر شود و فقط در مورد نص، اجرا گردد49.

2-4-2- شرایط بطلان وصیت قبل از اقدام به خودکشی
1. موصی باید خود را مجروح یا مسموم کند تا اعمال دیگری از این نوع که موجب هلاکت شود انجام دهد. بنابراین هرگاه موصی اعمال مرتکب شود که نوعا موجب هلاکت نمی شود. مانند آن که سر خود را از عصبانیت به دیوار بزند و فوت نماید، وصیتی که پس از آن می کند باطل نمی باشد.
2. موصی عمل مزبور را به قصد خودکشی مرتکب شده باشد.
3. وصیت پس از ارتکاب عمل واقع شود چنان که کسی، سمی را به قصد خودکشی بخورد و سپس وصیت بنماید و در نتیجه ی نوشیدن سم فوت کند، وصیتش باطل است، اما در صورتی که قبل از ارتکاب عمل، وصیت بنمایدع وصیت صحیح است. اگرچه در حین وصیت، قصد خودکشی داشته است زیرا در ماده قانونی قید شده است که پس از ارتکاب عمل خودکشی، وصیت نماید.
4. عمل موصی منتهی به فوت او شود؛ در صورتی که عمل ارتکابی، منتهی به فوت موصی شود، وقتی که پس از آن نموده، باطل خواهد بود والا هرگاه منتهی به فوت او نگردد و بهبودی یابد به موجب صریح ماده ی بالا، وصیت او نافذ خواهد بود50. برخی معتقدند که بطلان وصیت در چنین مواردی منحصرا در وصیت های مالی مطرح است خواه تملیکی و خواه عهدی، و در وصایای غیر مالی مانند دستور تجهیز و تایید وصی، مطرح نیست، چون در نص مزبور کلمه ثلث مال آمده است.51
در میان حقوق دانان عده ای معتقدند که حکم ماده 836 شامل وصایای غیرمالی نمی شو و ملاحظات تاریخی مبانی ماده 836، این قید را توجیه می ند هرچند که اطلاق ماده مخالف آن است و برخی با توجه با اطلاق ماده 836، معتقدند که روئایت ها بر انحصار این حکم در وصیت های مالی ندارد و این ماده از این جهت مطلق است52 .
طبق نظر مراجع عالیقدر نیز53 کسی که به قصد خودکشی، زخمی به خود بزند یا کار دیگری انجام دهد اگر وصیتی کند و سپس در اثر آن کار بمیرد، وصیتش صحیح نیست.
54کسی که اسباب قتل خود را فراهم کرده است مثلا عمدا سمی خورده است اگر بعد از آن راجب اموالش وصیت کند صحیح نیست. ولی اگر قبل از خودکشی وصیت کرده است صحیح است چنان چه راجب به غیر اموالش چه قبل از آن عمل و چه بعد از آن اگر وصیت کند صحیح است.

2-5-عدم اهلیت تملک (موصی له):
فرض عدم اهلیت تملک، در عقد رایگان (مانند وصیت) غیر منطقی به نظر می رسد زیرا آنچه واقع می شود به سود تملک کننده است ولی به دلیل تعهدهای سنگینی که ممکن است بر محجوران تحمیل شود و نیز برای خنثی کردن نیرنگ کسانی که می کوشند عقود معوض را مجانی وانمود سازند، دخالت قانون گذار برای حمایت کودکان و دیوانگان ضروری است.
در قانون مدنی موارد عدم اهلیت تمتع موصی له نادر است، و از این لحاظ بر قوانین دیگر ، برتری دارد ولی برای قبول وصیت موصی له باید اهلیت تصرف داشته باشد، یعنی مانند سایر قراردادها کبیر و رشید و عاقل باشد.
در مورد عدم اهلیت مطلق به بررسی سه مورد می پردازیم:
(اتباع خارجه- عدم اهلیت کافر- اهلیت حمل)

2-5-1-عدم اهلیت اتباع خارجه:
حق تملک اموال غیرمنقول در غالب کشورها برای اتباع خارجی محدود شده است. در حقوق فعلی ایران، خارجیان فقط حق دارند که برای سکونت یا شغل و صنعت خود اموال منقول تحصیل کنند قانون مورخ 16 خرداد 1310 نیز در تایید این مقررات، ضمن محروم ساختن بیگانگان از تملک املاک مزروعی، آنان را ملزم ساخته است که املاک مزروعی و اموال غیر منقول خود را که در سابق تحصیل کرده اند به دولت یا اتباع ایرانی انتقال دهند55.

2-5-2-عدم اهلیت کافر
در هیچ یک از مواد قانونی، محدودیتی برای تملک موصی در مورد کافر وجود ندارد در فقه، نسبت به اعتبار وصیت به سود کافر ذمی، اختلاف نیست. فقهای امامی نظر به عدم صحت وصیت برای کافر ذمی داده اند.56 فتوای فقهای معاصر مطابق نظر مشهور است57 و برای دادگاه ها همین نظر متبع است.
ولی در کافر حربی پاره ای از فقیهان نظر به بطلان وصیت داده اند بنابراین چون عدم اهلیت، امری است خلاف قاعده، می توان گفت در حقوق ما منعی برای وصیت به سود کافر وجود ندارد.58
59وصیت چیزی که کافر مالک نمی شود مانند قرآن برای او و همچنین برای مرتد ملی صحیح نیست و غیر از آن صحیح است. اما این که وصیت برای کافر حربی و مرتد فطری صحیح نباشد محل تامل است.

2-5-3-عدم اهلیت حمل
مطابق قاعده کلی مندرج در ماده 957 قانون مدنی: «حمل از حقوق مدنی متمتع می گردد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی قانون مدنی، ماهیت حقوقی، بیمه عمر، بیمه گذار Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی قانون مدنی، اشخاص حقوقی، سقط جنین، شخص حقوقی