پایان نامه با کلمات کلیدی فیض کاشانی، علم الهدی، عام و خاص، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

كنيد.
قوله (عليه السلام):« فعليكم بالاحتياط» الظاهر أن المراد بالاحتياط في الفتوى بترك الجواب بدون العلم، و يحتمل أن يكون المراد الأعم منه و من الاحتياط في العمل أيضا.
علامه مجلسي مينویسد: که مراد از احتیاط ظاهراً احتیاط در فتوا باشد نه ترک فتوا هنگام عدم علم و همچنین احتمال دارد مراد اعم از احتیاط در فتوا وعمل باشد.151
احتیاط در تعیین وقت اذان
بن وضاح قال: كتبت إلى العبد الصالح يتوارى القرص و يقبل الليل ارتفاعا و تستر عنا الشمس و ترتفع فوق الجبل حمرة و يؤذن عندنا المؤذنون فأصلي حينئذ و أفطر إن كنت صائما أو أنتظر حتى تذهب الحمرة فكتب إلي أرى لك أن تنتظر حتى تذهب الحمرة و تأخذ بالحائطة لدينك. 152
عبد الله بن وضاح مینویسد: نامه ای به امام کاظم (علیّه السلام) نوشتم که قرص خورشید پنهان میشود و شب نزدیک میشود و خورشید پنهان میشود و از بالای کوه قرمزی بالا میزند و موذن های نزدیک ما اذان میگویند و ما نماز میخوانیم و اگر روزه باشیم افطار میکنیم و یا اینکه منتظر باشیم تا سرخی از بین برود پس امام ( جواب نامه را ) نوشت: باید منتطر باشی تا سرخی برود و جانب احتیاط را بخاطر دینت بگیر.
«يعني إذا شككت في دخول الوقت فعليك بالاحتياط في التأخير حتى تتيقن»؛ فیض کاشانی در الوافی میگوید : یعنی زمانی که در دخول وقت شک کردی باید در تاخیر انداختن احتیاط کنی تا اینکه یقین به دخول وقت کنی.153
خریدو فروش
أبو عليّ الأشعريّ، عن محمّد بن عبد الجبّار، عن صفوان بن يحيى، عن إسحاق بن عمّار قال: سألت أبا إبراهيم عليه السّلام عن الرّجل يبيعني الورق بالدّنانير و أتّزن منه و أزن له، حتّى أفرغ. فلا يكون بيني و بينه عمل إلّا أنّ في ورقه نفاية و زيوفا و ما لا يجوز، فيقول: انتقدها و ردّ نفايتها. فقال: ليس به بأس. و لكن لا تؤخّر ذلك أكثر من يوم أو يومين، فإنّما هو الصرف. قلت: فإن وجدت في ورقه فضلا مقدار ما فيها من النّفاية؟ فقال: هذا احتياط. هذا أحبّ إليّ.
به ابو ابراهيم موسى بن جعفر(عليه السلام) گفتم:
صراف همكارم به من درهم نقره مى‏فروشد و در مقابل آن دينار طلا دريافت مى‏كند. او نقره خود را وزن مى‏كند و تحويل مى‏دهد و من نيز طلاى خود را وزن مى‏كنم و تحويل مى‏دهم. كار معامله، از هرجهت تمام است، جز اينكه دراهم او قدرى ساييدگى دارد و برخى به‏خاطر غش بايد عيار شود.صراف می گوید:دراهم نقره را ببر و وارسی کن،انچه ساییدگی ونقص دارد،برگردان.ولی وارسی انرا بیش از یک روز ودو روز به تاخیر میفکن،چرا که این معامله ارزی است.من گفتم اگر وارسی کردم ودیدم دراهم او به میزان نقص ساییدگی وغش،وزن اضافی دارد،می توانم معامله را امضاء کنم؟ ابو ابراهیم فرمود:احتیاط در همین است.این کار نزد من محبوب تر است.
به ابو عبد الله صادق(علیه السّلام) گفتم: مردى از علاقهمندان مكتبى، خدمت شما سلام مى‏رساند. او مى‏خواهد با خانمى ازدواج كند كه موافقت او را جلب كرده و برخى از صفات آن خانم، مايه عشق و علاقه او است. اين خانم شوهر داشته و شوهرش برخلاف سنّت او را سه‏طلاقه كرده است. لذا اين مرد مكتبى رضايت نداد كه قدم پيش‏بگذارد و با آن خانم ازدواج كند، مگر بعد از آنكه از شما كسب تكليف كند و شما به او فرمان بدهيد. ابو عبد الله صادق(علیه السّلام) گفت: مسئله ازدواج اهميت زيادى دارد و پاى نسل و فرزند در ميان است. ما خاندان رسول، در اين مسئله احتياط مى‏كنيم. بنابراين با آن خانم ازدواج نكند.154
همچنین به ابو الحسن موسى بن جعفر(علیه السّلام) فرمودند: خانم جوانى كه همسالان او عادت مى‏شوند از شوهر خود طلاق مى‏گيرد و عادت او قطع مى‏شود، تكليف او چيست؟ ابو الحسن فرمود: بايد سه ماه تمام عدّه نگه دارد.
من گفتم: خانم ادعا دارد كه آبستن است؟ ابو الحسن فرمود: بايد تا نه ماه عده نگه دارد. من گفتم: اگر بعد از گذشتن نه ماه زايمان صورت نگيرد و خانم بگويد: من حامله هستم. چه صورت پيدا مى‏كند؟ ابو الحسن فرمود:دوران آبستنى نه ماه است. من گفتم: بعد از نه ماه، مى‏تواند ازدواج كند؟
ابو الحسن فرمود: احتياطاً سه ماه ديگر نيز تأمل كند. من گفتم: اگر بعد از سه ماه ديگر، باز هم بگويد: من حامله هستم؟ ابو الحسن فرمود: بعد از گذشت يكسال تمام، ديگر شك و ترديدى باقى نمى‏ماند. اگر مايل باشد، مى‏تواند ازدواج كند.
توجّه: دوره آبستنى نه ماه است، ولى با قيد «به ندرت» امكان دارد، زايمان به‏طور طبيعى تا حدود يك‏سال به تأخير افتد. اينك تشخيص آبستنى با وسائل علمى كار آسانى است، ولى اين وسائل در همه نقاط مسكونى وجود ندارد، و اگر احيانا غده گوشتى مايه ترديد خانم باشد و تصور كند آبستن شده است ايجاب مى‏كند كه راه احتياط را از دست ندهد.155
احتیاط در امر دین
داود بن قاسم جعفرى (رحمه اللَّه) گويد: از حضرت علىّ بن موسى(عليه السّلام) شنيدم كه مى‏فرمود: از جمله مطالبى كه امير المؤمنان(علیه السّلام) به‏ كميل بن زياد فرموده، اين است كه فرمود: «قَالَ لِكُمَيْلِ بْنِ زِيَادٍ أَخُوكَ‏ دِينُكَ‏ فَاحْتَطْ لِدِينِكَ بِمَا شِئْتَ»156 كميل، برادر (واقعى) تو دين توست، پس هر طور كه مى‏خواهى از دين خود احتياط و محافظت بعمل آورد.
و قال الصادق (علیه السّلام): «لك أن تنظر الحزم و تأخذ الحائطة لدينك»؛
امام صادق (علیّه السلام) می فرمایند : بر تو باد که کمربند را محکم ببندی و در امر دینت احتیاط را پیشه کنی.157

فصل چهارم
اصل احتیاط نزد فقهای شیعه و اهل سنت

گفتار اوّل: بررسی اصل احتیاط از عصرغیبت کبری تا عصر علامه حلّی
لزوم احتیاط و مشغول بودن ذمّه مکلَّف به تکلیف در ضمن برخی از مسائل فقهی شیعه حتّا در نخستین کتابها نیز به چشم میخورد، چرا که در برخی از روایات صراحتاً به لزوم احتیاط و اجتناب از امور مشتبه فرمان داده شده است. امّا این امر همچون یک مسأله اصولی مستقل و تحت عنوان (اصالة الاشتغال) تا این اواخر در کتاب های اصولیان مطرح نشده بود و شکل خاص مباحث خود را تنها از زمان شیخ انصاری و کتاب فرائد الاصول او گرفته است. برای روشن شدن مطلب سیر بحث را در کتاب‌های عمده اصولی شیعه از آغاز تا زمان انصاری پی میگیریم.
اگر امامان شيعه را بنيانگذار علم اُصول ندانيم ، اين نکته را نميتوان انکار کرد که عالمان شيعه از همان آغاز پيدايش اين علم کتابهايي دربارهي آن نوشته بودهاند کتابهايي چون: الخصوص و العموم و نقص اجتهاد الرأي158؛ ابطال القياس159، خبر الواحد و العمل به، العموم و الخصوص160، ابطال القياس161، مسائل الحدیثین المختلفین؛162 کشف التمویه والالتیاس فی ابطال القیاس163 و … که همان گونه که از عناوين اين کتاب‌ها پيداست، تنها به مبحثي خاص از اين علم پرداخته‌اند.
ظاهراً نخستین کتاب شیعی که مجموعهای از مباحث اصولی را در خود جای داده کتاب شیخ مفید (د413ق) تحت عنوان التذکرة باصول الفقه است که شاگرد او، ابوالفتح کراجکی ( د 449 ق)، خلاصه آن را در کتاب کنزالفوائد نقل کرده است. شیخ مفید در این کتاب عمدتاً مباحث الفاظ، امر و نهی، عام و خاص، و … را مطرح میکند و تنها در اواخر کتاب به اختصار مینویسد:
درجایی که امکان ورود دلیلی نقلی بر اباحه وجود دارد، مجالی برای عمل به اباحه و در جایی که امکان ورود دلیل نقلی بر حظر وجود دارد مجالی برای علم به حظر ندارند، امّا عقل هیچگاه از دریافت دلیلی نقلی بر اباحه و حظر جدا نبوده است…. 164
پس از او علی بن حسین موسوی، علم الهدی سیّد مرتضی ، ( د 436 ق) کتاب الذریعه الی الاصول الشریعه را در علم اصول تألیف میکند. او در اواخر کتاب بابی تحت عنوان باب الکلام فی الحظَر و الاباحه آورده و در آن ابتدا به مسائل مقدّماتی مباح و محظور میپردازد و آنگاه مینویسد:
مردمان در مورد آنچه میتوان از آن انتفاع برد و در آن ضرری به هیچ کس نمیرسد با یکدیگر اختلاف دارند، گروهی به حظر معتقدند، گروهی برآنند که مباح است، و گروهی توقف کردهاند…. نظر صحیح نظر آن کس است که حکم چنین فعلی را از نظر عقل اباحه میداند. دلیل صحت آن این است که علم به آنچه در آن سودی خالص و نیز ایمنی نسبت به زیانی عاجل یا آجل وجود دارد مباح و اقدام به آن نیکوست، همچنانکه علم به آنچه در آن ضرری خالص وجود دارد قبیح و اقدام به آن محظور (و ممنوع ) است. علم به آنچه گفتیم ضروری (و بدیهی) است، همچون علم به قبح ظلم و حسن احسان و انعام و… تبیین مطلب این که هر نوع کاری باید اصلی ضروری در عقل داشته باشد، آیا نمیبینید که باید در نظر عقل ظلم، قبیح و انصاف و شکر، واجب باشد؟ همچنین باید در عقل اصلی برای مباح بودن افعالی که صفتی خاص دارند (و در مورد این صفت جز منفعت خالص که به آن اشاره کردیم هیچ چیز دیگری نمیتوان برشمرد) وجود داشته باشد…165.
آنگاه به تفصیل به استدلالهای قائلان به اباحه و حظر میپردازد، سپس جایی دیگر بابی تحت این عنوان که آیا نفی کننده‌ی حکم و استصحاب باید دلیل بیاورند یا نه، میگشاید.
او بعد از آنکه برمیگزیند که نفی کننده حکم عقلی یا شرعی و همچنین استصحاب کننده باید دلیل بیاورند، به ذکر چند دلیل برای اثبات این ادعا که با نبودن دلیل اثبات، باید نفی کرد میپردازد و آخرین دلایل را برائت ذمّه برمیشمرد و امّا استدلال به برائت ذمّه برای نفی حکمی که دلیل بر اثبات آن وجود ندارد امری است که میتوان به آن تکیه کرد؛ زیرا تعلّق گرفتن حق به ذمّه (عقلا یا شرعاً) نیاز به سبب استحقاق دارد، و چون جستجوی شخص به نبودن سبب استحقاق انجامید برائت ذمّه معلوم می‌شود… اگر این طریقه صحیح نبود عقلا علم به برائت ذمّه‌های خویش نمییافتند… اگر بگویند بر نبودن حکم شرعی از طریق نبودن دلالت بر آن تنها باید عالمانی استدلال کنند که ادله را بررسی کرده و در ژرفای آنها غوص کردهاند، خواهیم گفت : همینگونه است، و هر کس عالم نبوده و ظهور ادله برای او حتمی نشده باشد نباید به این طریقه اعتماد کند..166
بدین ترتیب سیّد مرتضی اباحه و برائت را بدون اینکه به واژه اصل ارتباطی دهد و در ترکیب اضافی (اصالة الاباحة) یا (اصالة البرائة) بیاورد مورد بحث و بررسی (و البتّه تایید) قرار داده است.
شیخ طائفه، ابوجعفر محمّد بن حسن طوسی (د 460ق) در عدة الاصول مسائل اصولی را با تفصیل بیشتر مورد بحث و بررسی قرار میدهد امّا در باب اباحه و حظر سخنی افزون بر آنچه سیّد مرتضی گفته بود، نمیآورد.167
پس از شیخ طوسی اجتهاد و اصول فقه شیعه دچار رکود میشود و گرچه کتابهایی در اصول فقه به رشته تحریر در می آیند همچون التقریب؛168 المصادر و التبیین والتنقیح فی التحسین و التقبیح؛169 به علّت تاثیر بسیار زیاد آرای شیخ طوسی، دیگران راه استنباط جدید نمیپویند تا اینکه ابوالمکارم حمزه بن علی بن زهره (د 585 ق) با کتاب غنیه النزوع الی علمی الاصول والفروع170 و به مخالفت برخاستن با بخشی از آرای شیخ طوسی زمینه های اجتهاد جدید را میگشاید و آنگاه ابن ادریس حلّی ( د 598ق) با کتاب السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی171 به کلی رکود را میشکند و بدینسان عصر جدید اجتهاد آغاز میشود. السرائر به طور مستقل به مباحث اصولی نمی پردازد و غنیة النزوع172 نیز که دارای بخشی ازاصولی است سخن تازه ای در باب اباحه و حظر به میان نمی آورد.
گفتار دوّم: بررسی اصل احتیاط از عصر علامه حلّی تا آخوند خراسانی
سیر پویایی اصول فقه شیعه با چند کتابی که نجم الدین جعفر بن الحسین بن یحینی بن سعید، معروف به محقّق حلّی، (د676ق) و پس از او خواهر زاده اش حسن بن یوسف بن علی بن مطهر، معروف به علامۀ حلّی(د726ق) در باب این علم به رشته تحریر در آوردند(از جمله معارج الاصول از محقّق و مبادی الوصول الی علم الاصول از علامّه)173 تداوم یافت امّا در کتاب های این دو عالم بزرگ نیز چیزی جدید در باب اباحه و حظر به چشم نمی خورد.
چند قرن بعد محمّد حسن بن زین الدین جبعی عاملی، فرزند شهید ثانی(د1011 ق) مقدّمه ای اصولی بر کتاب معالم الدین و ملاذالمجتهدین خویش نوشت و این مقدّمه، که خود کتابی مستقل بود، به دلیل جامعّیت در عین اختصار و نیز

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی امام صادق، منابع معتبر، احکام شرعی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی اصل برائت، اختلال نظام، حسن و قبح عقلی، کتاب درسی