پایان نامه با کلمات کلیدی فقه و احکام، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

شمار مي‌رود. او هم در اصول (اعتقادات و کلام) و هم در فروع دين (فقه واحکام شرعي) داراي نظرات ويژه‌اي بوده است.1163 از اين‌رو عده‌اي وي را صاحب مقاله (ديدگاه خاص) ناصريه معرفي کرده‌اند.1164 هر چند ناصر اطروش آموزش ديده مکتب زيديه عراق (کوفه) به ويژه استادش محمد بن‌منصور مرادي (زنده در اواخر قرن 3) بوده است. ولي او در زمينه کلام و فقه به تبيينهاي نويني دست يازيد. مثلا در باب وضوء هم به مسح و هم به شستن سرو پا باور داشته است.1165 پاره‌اي از آراي فقهي وي با فقه اماميه نزديک بوده است. سيد مرتضي از دانشيان عالي رتبه اماميه و از نوادگان دختري ناصر نگاشتن کتاب “الناصريات” در شرح يکي از کتابهاي فقهي وي از مجموع 207 مساله فقهي 81 مساله را هم نظر با اماميه تشخيص داد.1166 ناصر در موضوع کلام نيز داراي نظرات ويژه‌اي بوده است. مثلا او برخلاف انديشه اکثر زيديان به قاعده “تقيه” اعتقاد داشته و در اين باره از امام صادق (ع) حديث نقل مي‌نمايد.1167 پس از ناصر برخي از عالمان ناصري گرا به تبيين آراي ناصر پرداختند. محمد بن‌يعقوب هوسمي (م 445ق) با نوشتن کتابهاي چون “شرح الابانه” در شرح کتاب “الابانه” ناصر اطروش1168 و نيز علي بن‌ابي جعفر پيرمرد ديلمي (لاهيجي) در قرن با نگاشتن کتاب “المغني في رووس مسائل الخلاف بين الامام الناصر الي الحق و سائر فقهاء اهل البيت”1169در راستاي تبيين نظرات ناصر گامهاي مهمي برداشتند. مکتب ناصر در گيل وديلم مخصوصا در بين اهالي گيلان طرفداران فراواني داشته است.1170 ابن‌اسفنديار (زنده قرن 7) در اين زمينه مي‌نگارد: “مذهب و طريقت او (ناصر) معتقد گيل و ديلم است.”1171 مکتب ناصريه در نواحي گيل وديلم به قدري فراگير شده بود که زيديه گيلان به عنوان پيروان ناصر شناخته مي‌شدند. کاشاني (م 738ق) تاريخ نگار دوره ايلخاني در اين باره مي‌نويسد: “شرقي (سفيدرود گيلان) از خطه لياهجان (لاهيجان) است وحدود آن و آن قوم ناصري1172 مذهب باشند و ناصر از اولاد الحسين بن‌علي عليهما السلام است.”1173
4-1-1-2- مکتب قاسميه
همانطور که اشاره شد قاسم بن‌ابراهيم رسي (م 246ق) در آغاز در کوفه با بنيانگذاران مکتب عراق مانند احمد بن‌عيسي بن‌زيد و حسن بن‌يحيي بن‌حسين بن‌زيد در عرصه تبيين مباني زيديه همراه بود.1174 او سپس به دليل فشارهاي سياسي ناگزير از عراق به ناحيه “رس” در اطراف مدينه کوچيد. قاسم رسي در آن سامان در راستاي تبيين و مدلل سازي مذهب زيديه مباحث علمي خويش را پيگري نمود. او مکتب علمي اي در آنجا پديد آورد که بعدها حدوسط مکتب نواده‌اش هادي الي الحق و نظرات عالمان متقدم زيديه شناخته شد.1175 در زمان قاسم رسي برخي از ديلمي‌ها مانند عبدالله بن‌حسن کلاري با وي در ارتباط بوده‌اند. وي کتاب “مسائل الکلاري” را در پاسخ عبدالله بن‌حسن کلاري نگاشت.1176 قاسم علاوه ديلمي‌ها با طبرستانيهاي هم جوار ديلم نيز مراوده علمي داشته است. کتابهاي مسائل النيروسي1177 طبري و مسائل الطبريين وي گويا اين مطلب است.1178 به تدريج پس از مرگ قاسم رسي انديشه او به همراه تفکر نواده‌اش هادي الي الحق وارد ديلم شد.1179 از اين‌رو بسياري از ديلمي‌ها پيرو مکتب قاسميه گرديدند.1180 تا جاييکه برخي از امامان زيديه گيل وديلم از مروجان افکار قاسم به شمار مي‌رفتند.1181
4-1-1-3- مکتب هادويه (يحيويه)
هادي الي الحق يحيي بن‌حسين بن‌قاسم رسي (م 298ق) با تکميل و نوين سازي آراء و انديشه جدش قاسم رسي، تلاش نمود تا مباني عقيدتي و نيز فقه زيديه را به تکامل برساند.1182 آراء و نظرات وي در تعاليم مذهب زيديه موجب شکل گرفتن مکتبي به نام “هادويه” گرديد. امروزه نيز پيروان آن مکتب در يمن زندگي مي‌کنند. هرچند برخي از زيديان متمايل به اهل سنت مکتب هادويه را تخطئه کرده و آن را از زيديه حقيقي نمي‌دانند و اظهار مي‌دارند هادويان در تأليفاتشان سخنان دروغي را به زيد بن‌علي (م 122ق) نسبت داده‌اند و سخنان زيد را در راستاي نظرات هادي تحريف کرده‌اند.1183 هادي الي الحق علم کلام را در نزد ابوالقاسم بلخي رهبر معتزله بغداد فراگرفت.1184 البته نظرات بلخي در انديشه کلامي وي تاثير گذار بوده است.1185 همچنين او در زمينه فقه و احکام شرعي نيز تا حدودي متاثر از آراء ابوحنيفه موسس فقه “حنفيه” بوده است. 1186هادي الي الحق تأليفات فراواني در موضوعات مختلف از جمله فقه و کلام از خويش برجاي گذاشت. که دو کتاب “جامع الاحکام في الحلال والحرام” و “المنتخب و الفنون” از مهمترين آنهاست.1187 امروزه آثار وي در قالب موسوعه‌اي به نام “مجموع کتب و رسائل الامام الهادي” در دسترس است.1188 مذهب هادويه در نيمه دوم قرن چهارم در گيل و ديلم رواج پيدا کرد. در اين دوران يکي از نوادگان وي به نام يحيي بن‌مرتضي بن‌هادي الي الحق به گيل و ديلم آمد و به نشر انديشه اجدادش قاسم رسي و هادي پرداخت.1189 از اين‌رو مکتب هادويه با تلفيق مکتب قاسميه در گيل و ديلم به ويژه ديلم انتشار يافت. عالماني چون ابوالعباس حسني، علي بن‌بلال آملي و برادران هاروني (ابوطالب و مؤيد بالله) در نزد يحيي بن‌مرتضي انديشه و آراء قاسم رسي و هادي الي الحق را فراگرفتند1190و به ترويج آن در گيل وديلم پرداختند.
4-1-1-4- مکتب مويديه (هارونيه)
دو تن از امامان زيديه گيل وديلم به نامهاي مؤيد بالله احمد بن‌حسين (م 411ق) و ابوطالب الناطق بالحق يحيي بن‌حسين (م 424ق) تبيين جديدي را در مذهب زيديه ارائه دادند. برادراني هاروني که در مکتب قاسميه و هادويه تعليم ديده بودند.1191 در بستر اين دو مکتب نظرات تازه‌اي را مطرح کردند. مؤيد بالله هاروني در پاره‌اي موارد آراء قاسم رسي و هادي را برنتافته و با آنان مخالفت ورزيده است.1192 او کتابهاي چون “البلغه” و “التجريد”و “شرح التجريد” با تکيه بر فقه هادي به رشته تحرير در آورد.1193 وي در کتاب التجريد به اختلافات فقهي قاسم رسي و هادي الي الحق پرداخت.1194 برادرش ابوطالب که کتابهاي “الاحکام” و “المنتخب” هادي الي الحق را در نزد نواده وي يحيي بن‌مرتضي فراگرفته بود1195 نيز با نگاشتن کتاب معروف “التحرير” و “شرح التحرير” با مستدل سازي و تکامل مکتب هادويه در تأسيس مکتبي نوين (مويديه يا هارونيه)گام برداشت.1196 مکتب مؤيد بالله در مناطق زيدي نشين ايران، حجاز، يمن گسترش يافت.1197 همچنين در اوائل قرن ششم آن مکتب در کنار مکتب هادويه در کوفه جاي باز کرد.1198 در قرون پسيني آراء و انديشه‌هاي مؤيد بالله و برادرش ابوطالب هاروني در رديف کساني چون ناصر مورد تحليل قرار گرفت.1199 از آنجاييکه خاستگاه اصلي اين مکتب مانند مکتب ناصريه گيل و ديلم بوده است. تا اواخر قرن نهم برخي از نواحي گيل و ديلم و حتي مازندران پيرو مکتب مويديه بوده‌اند. ظهير الدين مرعشي (م892ق) در اين باره گزارش مي‌دهد: “اين سيد رکابزن کيا از تيره هدايت پناه، عرفان دستگاه، امامت قباب، عدالت انتساب کيا ابوالحسين المشهور به مويدبالله قدس سره که مردم آن ولايت (تنکابن) و بعضي از رستمدار و کوهستان آن ديار مذهب او دارند…”1200
4-1-1-5- در گيري ناصريه و قاسميه در گيل و ديلم
با فعاليتهاي فرهنگي ناصر اطروش (م304ق) در گيل و ديلم، مردم آن ديار به اسلام شيعي روي آوردند. (قبلا به اين مباحث پرداخته شد.) از اين‌رو براي مدتها آراء و نظرات ناصر مورد توجه مردم گيل وديلم قرار داشت. تا آنکه رفته رفته آرا و افکار قاسم رسي (م246ق) و نواده‌اش هادي الي الحق (م298ق) در گيل وديلم انتشار يافت. مکتب ناصريه با مکتب قاسميه و هادويه در پاره‌اي از موارد با يکديگر اختلاف نظر داشتند. اختلاف اين دو مکتب در زمان ناصر اطروش (م304ق) نيز برجسته بوده است. پس از آنکه هادي الي الحق (م298ق) با نگارش کتابي در فقه در بسياري از موضوعات فقهي به نظرات ابوحنيفه متمايل شد.1201 از سوي ناصر اطروش مورد اعتراض قرار گرفت. تا جاييکه ناصر بسياري از مسايل آن کتاب را به نقد کشيد.1202 اين اختلاف ديدگاه مکتب ناصريه با مکتب قاسميه و هادويه به درگيري ناصريان با قاسميان و هادويان (قبلا اشاره شد که قاسميه و هادويه در گيلان به همديگر بسيار نزديک بودند.) در گيل وديلم منجر گرديد. به گونه‌اي که اکثريت ديلم که قاسمي بودند و اکثريت گيل که ناصري بودند به تکفير و تفسيق يکديگر مي‌پرداختند.1203 اين کشمکشهاي عقيدتي سالها در گيل وديلم ادامه داشته است تا آنکه يکي از امامان زيديه گيل و ديلم به نام ابن‌داعي علوي (م360ق) با طرح موضوع “کل مجتهد مصيب” در صدد رفع اختلاف برآمد.1204 با فعاليتهاي آشتي جويانه ابن‌داعي، آتش اختلاف آن دو گروه تا حدي فروکش نمود1205 ولي هيچگاه از بين نرفت. زيرا پس از اين دوره برخي از امامان قاسمي و هادوي گراي گيل وديلم در پاره‌اي از مباحث ديني با علماي ناصري مذهب در گير بودند. ابوحرب بن‌يزدقول از عالمان ناصري پيرامون نظريه تصويب “کل مجتهد مصيب” با مؤيد بالله هاروني (م411ق) مخالفت ورزيده و بارها در اين زمينه با وي مناظره نمود.1206 يا يکي از علماي ناصري مذهب به نام ابوالفرج بن‌قاراصي بن‌وهسودان اشکوري درباره برخي از مباحث شرعي با امام هادي حقيني (م490ق) به بحث ومناظره پرداخته است.1207 ابوطالب اخير (م520ق) نيز يکي از فقهاي ناصري به نام شرف شاه لاهيجاني را به دليل مخالفت با امامتش به طرز فجيعي به قتل رساند.1208
4-1-2- فعاليت معتزله در گيل و ديلم
معتزليان از دير باز با زيديان در مرتبط بو ده‌اند. برخي از سران معتزلي حتي در قيامهاي علويان زيدي شرکت مي‌جستند.1209 در قيام ابراهيم بن‌عبدالله علوي (م 145ق) بسياري معتزليان از جمله رهبر آنان بشير رحال در رکاب ابراهيم کشته شدند.1210 همراهي معتزليان با زيديه موجب شد تا برخي از فرقه نگاران، معتزله بغداد مانند جعفر بن‌حرب همداني (م236ق)، جعفر بن‌مبشر ثقفي (م 234ق) و محمد بن‌عبدالله اسکافي (م240ق) را به دليل پذيرش افضليت و احقيت امام علي (ع) در ذيل گروهها زيديه ذکر کرده‌اند.1211 به دليل اين قرابت فکري، زيديان و به ويژه علويان در مباحثي چون عدل به معتزله گرويدند.1212 هرچند ابتدا زيديان به شاخه بغدادي اعتزال گرايش داشته‌اند ولي با افول اعتزال بغداد آنان به معتزله بصره خصوصا قاضي عبدالجبار همداني (م 415ق) تمايل پيدا کردند.1213 البته زيديان جارودي به ويژه علويان زيدي مذهب هيچگاه در مساله امامت (منصوص بودن امامت امام علي) با معتزله هم نظر نشدند بلکه در اين باره در مقابل آنان موضع مي‌گرفتند.1214 به هر روي تفکر اعتزال در بدو ورود علويان به شمال ايران در مناطق زيدي نشين کرانه‌هاي درياي خزر حضور پيدا کرد. داعي کبير حسن بن‌زيد بنيانگذار حکومت علويان طبرستان تمايلات معتزلي داشته است و از اين‌رو به شدت قائلين به مساله خلق قرآن را مجازات مي‌نمود.1215 پس از وي در زمان حکومت برادرش محمد بن‌زيد نيز برخي از سران معتزلي مانند ابوالقاسم بلخي (م319ق) و ابومسلم محمد بن‌بحر اصفهاني (م 322ق) در دربار علويان حضور داشته‌اند.1216 بعد از آنکه حکومت علويان زيدي مسلک در گيل و ديلم انحصار يافت. انديشه اعتزال نيز به آن سامان راه پيدا کرده و در آنجا ماندگار شد. به ويژه آنکه برخي از امامان زيدي گيل و ديلم پيرو تفکر اعتزالي بودند. در ادامه حضور معتزله در گيلان را از جنبه گوناگون مورد بررسي قرار مي‌دهيم.
4-1-2-1- گرايش برخي از علويان گيل و ديلم به انديشه اعتزال
باتوجه به مطالب پيشين عده‌اي از امامان زيديه گيل و ديلم به انديشه اعتزال تمايل پيدا کرده بودند. که به آنها اشاره مي‌کنيم
4-1-2-1-1- گرايش ابن‌داعي علوي به اعتزال
ابوعبدالله محمد بن‌حسن (داعي صغير) بن‌قاسم (م 360ق) ملقب به “المهدي لدين الله” و مشهور به “ابن داعي” که در سال 353ق در گيل و ديلم قيام کرده و حکومت تشکيل داد.1217 داراي انديشه اعتزال بوده است. از اين‌رو حاکم جشمي (م 494ق) وي را در طبقه يازدهم دانشمندان معتزله قرار داده است.1218 ابن‌داعي در بغداد در نزد ابوعبدالله حسين بن‌علي بصري (م 369ق) از بزرگان معتزله بغداد1219 کلام اعتزالي را فراگرفت.1220 او بسيار مورد توجه و احترام ابوعبدالله

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی جهان اسلام، امام سجاد (ع)، امام حسن (ع)، شاه طهماسب Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی ديلم، گيل، زيديه، گيلان