پایان نامه با کلمات کلیدی فصوص الحکم، عقل و نقل

دانلود پایان نامه ارشد

حضوري تام وجود دارد، عين صواب هستند و هرگز خطا نمي‌پذيرند و لذا نيازي به ميزان ندارند. اين نظريه يعني نياز عرفان به ميزان آن هم فقط در ساحت مشاهده خيالي را مي‌توان در آثاري بزرگاني چون محقق قيصري در مقدمه شرح فصوص الحکم ديد که گفته: هم چنان که ارباب حکمت براي تفکيک صواب و خطاي قياسات به منطق نياز دارند، ارباب شهود نيز براي تمايز امور حقيقي نفس‌الامري از امور خيالي صرف در عرصه مشاهده به ميزان نياز دارند100.
در مقابل، برخي چون صدرالدين قونوي101 و به تبع وي عبدالرزاق کاشاني102، ابوحامد محمد ترکه اصفهاني103 و محمد بن حمزه فناري104 براي کل دانش عرفان نظري که از گزارش مشاهده‌ها به خصوص مشاهده‌هاي فراخيالي تشکيل شده‌ است، ميزان قائلند. چراکه عرفان نظري از آن روي که علم است و هر علمي بر اساس قاعده ” لکل علم معيار ” معياري دارد، بايد ميزاني داشته باشد تا محققان نه تنها ملاکي براي سنجش صواب و خطاي گزاره‌هاي آن داشته باشند، بلکه از تقليد متتبعانه رها و به وادي تحقيق نقادانه ورود يابند.
در آثار اين بزرگان، به گونه پراکنده و نه منسجم از دو نوع ميزان ياد شده که هر يک با ماهيت و مولفه‌هايي از دو نظام دين و عقل برخواسته که مي‌توان بر اساس خاستگاه‌شان بر آن دو نام ميزان ديني و ميزان عقلي نهاد.
اين تحقيق با توجه به نقد و بررسي نظريه‌هاي مقابل نظريه سنجش‌پذيري با نظر محقق قونوي و پيروان وي همراه است. لذا بر پايه نظر آنان ميزان عرفان نظري را به سه ميزان ديني، عقلي و عرفاني تقسيم کرده و براي هر يک، تعريف مختصري نشان داده است و در آينده ماهيت و مؤلفه‌هاي هر يک از آنان و دلايل گزينش‌شان را بررسي خواهد کرد.
الف. ميزان ديني يک دستگاه نظارتي بر گزاره‌هاي عرفان نظري است که بر پايه اصول و دلايل ديني به عنوان معيار به سنجش آن گزاره‌ها مي‌پرازد؛ اصولي برگرفته از کتاب و سنت، آن هم متناسب با آن گزاره‌ها که به دو گونه معيارهاي پايه چون احتجاجات و معيارهاي غيرپايه چون تنجيزات تقسيم مي‌شوند؛ که اولي به صرف استخراج و عرضه مستقيم نقش‌افريني مي‌کنند و دومي پس از نگاه مجموعي و تحصيل دليل ديني به روش اجتهادي به دست مي‌آيند؛‌ اما اين که مقصود از دين چيست، چرا دين به عنوان ملاک صدق و معيار سنجش برگزيده شده، انواع و اقسام معيارهاي ديني چيست و روش بکارگيري اين ميزان در سنجش چگونه است؟ نکته‌اي است که در آينده بررسي خواهيم کرد.
سعيد‌الدين فرغاني در منتهي المدارک چنين مي‌نويسد:
‌ و لا بدّ لكل خليفة كامل من ميزان كلّي من طرف الحقّ معتدل يحفظ حكم الوحدة و العدالة على طرف خلقيته التي يتعلق به جانب نبوّته في نفسه أولا، و فيمن يأخذ المدد الوجودي الوحداني بوساطته ثانيا؛ لأن لا تعتوره الأحكام الإمكانية و الآثار المتكثّرة النفسانية و الشيطانية يسمّى ذلك الميزان شريعة.105
ب. ميزان عقلي يک دستگاه سنجشگر ناظر بر عرفان نظري است که بر اساس اصول و دلايل عقلي به عنوان معيار به سنجش گزاره‌هاي عرفاني مي‌پردازد؛‌ اصولي برگرفته از منطق و فلسفه که به دو صنف معيارهاي پايه چون ضروريات و معيارهاي غيرپايه چون نظريات تقسيم مي‌شوند، که اولي با استخراج اصول عام به دست مي‌آيند و به صورت مطلق ضرورت صدق دارند و دومي با بررسي اصول خاص به دست مي‌آيند و به نحو مشروط ضرورت صدق دارند؛ اما اين که مقصود از عقل چيست، چرا عقل به عنوان ملاک صدق و معيار سنجش برگزيده شده، انواع و اقسام گزاره‌هاي معيار عقلي چيست و روش بکارگيري اين ميزان در سنجش چگونه است؟ اين نيز پرسشي است که در آينده بايد از منظر عقل و نقل به آن پاسخ گفت.
ابوحامد محمد ترکه اصفهاني مي‌نويسد:
لا بُدَّ للسالكين من اصحاب المجاهدة ان يحصِّلوا العلوم الحقيقيَّة الفكرية النظريَّة اولًا بعد تصفية القلب بقطع العلايق المكدِّرة المظلمة و تهذيب الأخلاق و ترتيبها حتى يصير هذه العلوم النظريَّة التي تكون من جملتها الصناعة الاليَّة المميِّزة بالنسبة إلى المعارف الذوقيَّة كالعلم الآلىِّ- المنطقي بالنسبة إلى العلوم النظريَّة الغير المتسقة المنتظمة. 106
ب. روش سنجش گزاره‌هاي عرفاني
با توجه به اين که ميزان ديني و عقلي ناظران و سنجشگران برون علمي و برون مجموعه‌اي هستند، مي‌بايست در اينجا روش سنجش برون علمي و برون مجموعه‌اي را تشريح نمود.
به نظر مي‌رسد روش ياد شده را بايد به دو مرحله تقسيم کرد:
1- مرحله پيشا سنجش؛
2- مرحله سنجش.
مرحله پيشاسنجش
اين مرحله براي فراهم ساختن بستري روشن جهت سنجش و خيزش سنجش‌گر است که به حوزه عرفان پژوهي و به تخصص محقق در دانش عرفان نظري برمي‌گردد.
اين مرحله با چند گام تحقق مي‌يابد107:
– کنار گذاشتن تعصب‌هاي مدافعانه و حذف پيش‌فرض‌ها با رويکردي عالمانه و منصفانه در زمان ورود به عرصه سنجش‌ها؛
– تشخيص باور عرفاني به عنوان مسأله مورد سنجش که با تقرير متتبعانه و محققانه از باور جهت تعريف اصطلاحات، تفکيک اصل مدعا از فروع، رفع تعارضات در تفسيرها، رفع تعارض مدعا با اصول اصلي و مشترک عرفان نظري و فهم کامل و جامع از آن مدعا صورت مي‌گيرد؛
– استخراج دلايل و استدلالهاي موجود در متن گزاره باور، اعم از دليل کشفي، نقلي و عقلي؛
– کشف و بررسي مباني (= پيش‌فرض‌ها ) و لوازم (= باورهاي در پي ) مدعا تا دامنه سنجش تنها به اصل مدعا محدود نشود و نقاط ضعف و قوت – چه پنهان و چه آشکار – به دست آيد؛
– روشن ساختن دامنه مسأله مورد سنجش که آيا اصل باور و مدعاست يا دلايل و حدود وسطاي آن باورست يا هر دو که البته در عرفان استخراج حدود وسطا کاري دشوار اما براي سنجش کاري ضروري است؛
– تبيين پيشينه مدعا که پيشينيان در اين باره چه ظرايف و دقايق تفسيرگرايانه‌اي داشته‌اند و يا چه نقدها و ابرام‌هايي بر آن مدعا نگاشته‌اند تا پرسش‌هاي سنجشگرانه در صحراي ابهام سرگردان نمانند.
مرحله سنجش
اين مرحله، مرحله ورود در عرصه داوري و ارزيابي است تا در فرجام، صدق و يا خطاي گزاره به دست آيد.
اين مرحله با چندين گام تحقق مي‌يابد:
– تفکيک سنجش باورها از سنجش استدلالات آن باورها و سنجش مباني آن باورها جهت روشن ساختن ميدان سنجش؛
– مرحله بندي عرضه سنجش‌گرايانه باورها به معيارها براي کشف صدق و خطا؛ مرحله اول کشف تعارض و عدم تعارض و مرحله دوم کشف تطابق و تأييد پس از کشف عدم تعارض؛
– روشن ساختن نوع باور مورد سنجش که به کدام حوزه وجود شناسي تعلق دارد؛ توحيد شناختي، جهان شناختي و يا انسان شناختي؛
– عرضه باور يا دليل باور به معيارهاي پايه موجود در ميزان‌ها مانند ضروريات و احتجاجات تا در اولين گام، تعارض و يا عدم تعارض آن باور با آن اصول کشف شود که در صورت عدم کشف تعارض عرضه به معيارهاي غيرپايه و مشروط انجام مي‌گيرد؛
– بررسي متتبعانه و محققانه اصول و دلايل موجود در ميزان‌ها جهت استخراج اصول معيار متناسب با آن باور که اين بررسي يا در حيطه ميزان ديني صورت مي‌گيرد تا اصول استنباطي به دست آيند و يا در حوزه ميزان عقلي که اصول نظري به دست آيند؛
– عرضه آن باور و يا دليل آن باور به آن اصول استخراجي که يا به کشف تعارض‌ها مي‌انجامد که بر خطاي باور و يا خطاي دليل باور دلالت دارند و يا به عدم کشف تعارض که بار امکان صدق را دارد، مي‌انجامد تا آن که با مراجعه به معيارهاي غير پايه و کشف عدم تعارض به نحو مشروط دلالت بر ثبوت صدق آن باور و يا صدق دليل باور داشته باشد؛
– اقدام به اصلاح و تکميل باور در صورت صدق مشروط باور و يا خطاي دليل که در صورت اول بدون تغيير قالب کلي گزاره در نسبت محمول به موضوع، با افزودن يک يا چند قيد يا حيثيت به نهادهاي گزاره انجام مي‌گيرد و در صورت دوم نيز با جايگزيني دليل صادق به جاي دليل پيشين صورت مي‌بندد؛
– اقدام به تأسيس در صورت خطاي باور به همراه خطاي دليل که با جايگزيني باور نو به جاي باور پيشين و طرح دليل جديد به جاي دليل پيشين با هدف ايجاد روند معمارگرايانه درباره مجموعه عرفان نظري انجام مي‌گيرد.

فصل دوم: ميزان ديني

گفتار اول: شناسه ميزان ديني
از باب پيش گفته اين سخن را بايد به زبان آورد که از ديدگاه اهل معرفت مهم‌ترين و برجسته‌ترين ميزان براي عرفان نظري دين است که ” معيار الفرق ميزان الشرع “108؛ زيرا به ديده آنان در سنجش يک اصل حاکم است و آن اين که سنجش وجدان عرفاني و گزاره عرفاني به حکم مناسبت وزن و موزون بايد با برترين وجدان عرفاني و صادق‌ترين گزاره عرفاني صورت گيرد109 و اين برتري منحصر در دين است. چراکه به ديده آنان نبي خاتم و اوصياي شريفش سلام الله عليهم کامل‌ترين انسان‌ها و کشف‌شان از حقايق هستي برترين و تام‌ترين کشف‌هاست. لذا دين ابلاغي آن شرفا درباره دقايق هستي‌‌شناختي صادق‌ترين گزارش‌هاست، بلکه محض صدق، که خود متن واقع است؛ هر چند بايد اذعان داشت که هستي‌شناسي ديني نيز به مراتب قياس‌ناپذيري برتر از هستي‌شناسي فلسفي و عرفاني است، بلکه نه در عرض و نه در طول اين دست هستي‌شناسي‌هاست.
افزون بر اين، دين به سه خصيصه منحصر به فرد عموميت، اطلاق و جامعيت متصف است. چراکه دين از حيث عموميت براي همه سالکان و عارفان و از حيث اطلاق براي همه مراحل و مراتب سلوکي و عرفاني و در تمام ساحت‌هاي حضوري و حصولي و از حيث جامعيت براي تمامي شهودها و گزاره‌ها از حقايق کلي تا دقايق جزئي درباره جهان هستي مي‌تواند سنجه باشد. از اين رو محقق قيصري دين را ميزان عام ناميده و نوشته است:
منها ما هو ميزان عام و هو القرآن و الحديث المنبئ كل منهما عن الكشف التام المحمدي، صلى الله عليه و آله 110
براي شناخت ميزان ديني در چند ساحت بايد بحث نمود:
ساحت اول: ماهيت ميزان ديني؛
ساحت دوم: اقسام و گونه‌هاي ميزان ديني؛
ساحت سوم: چرايي و لمّيت ميزان ديني.
ساحت اول: ماهيت ميزان ديني
در آغاز، پيش از تعريف ميزان، بايد به اين پرسش پاسخ دهيم که دين از چه ساحتي ميزان است؟
عارف مشاهد – آن گونه که در گفتار نخست از فصل اول گفته شد – همواره در دو مقام و موقعيت قرار دارد:
موقعيت نخست به هنگامه شهود تعلق دارد؛ هنگامي که قوه ادراک شهودي در مقام ادراک حضوري فعال بوده و بصيرت عارف نيز مستغرق در مشهود است و لذا به آن، مقام حين شهودي گويند.
موقعيت پسين به حالت پس از شهود تعلق دارد؛ زماني که قوه ادراک مفهومي در مقام ادراک حصولي فعال شده و تبديل رويداد شهودي به گزاره مفهومي آغاز شده و گزارش از آنچه که در حين شهود رؤيت شده، صورت گرفته است و لذا به آن، مقام پسا شهودي گويند.
آنچه که در اينجا از ميزان ديني سخن به ميان آمده، ميزان سنجش در موقعيت دوم است و نه موقعيت اول.
اينک اين پرسش پيش‌روي ما قرار مي‌گيرد که دين چيست؟ مقصود از ديني که وصف ميزان است، چيست؟
اين که دين چيست، پرسش فيلسوفانه جهان معاصر است که با رويکردهاي متفاوت در فلسفه دين پاسخ گرفته111و بررسي همه آن تعريف‌ها و رويکرد‌ها روي سخن اين نوشته نيست؛ هرچند مي‌شايد در تعريف دين به عنصري نظر داشت، که شناخت همگاني به اوست، بي آن که قيد فرهنگ و زمانه در بين باشد و رويکرد جامعه‌شناختي، روان‌شناختي و غايت گرايانه و اخلاق‌گرايانه به آن شناخت افزون گردد. آن عنصر مرکز و مبدأ نظام‌واره دين است و متدينان به آن مرکز و مبدأ توجه دارند؛ عنصري که هسته اصلي همه باورهاي ديني است، عنصري که به حتم يک امر متعالي است و نه تنها آن متدينان را به آگاهي و ادراک از خود فرامي‌خواند، بلکه آنان را در برابر خويش به احترام و خضوع مي‌کشاند و بر سجده سرسپردگي مي‌نشاند. بنابراين سنخ دين نظام‌واره‌اي است که يک امر متعالي مبدأ و مرکز آن است و انسان را به ادراک و پرستش آن حقيقت متعالي دعوت مي‌کند که البته در فرهنگ اسلامي به او خدا گويند112.
اين نظام‌واره مجموعه‌اي سازوار از گزاره‌هاي موجود در کتاب و سنت است؛ به تعبيري منظومه‌اي است از موضوع متعالي به نام خدا و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی صدق و کذب، نفس الامر Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی انسان کامل، منازل سلوک، فاعل شناسا، امام صادق