پایان نامه با کلمات کلیدی فراشناختی، مهارت های فراشناختی، یادگیری ریاضی، آموزش و پرورش

دانلود پایان نامه ارشد

و درک موقعیت زمانی و مکانی است. در حیطه عاطفی این اهداف شامل :احترام به بزرگسال،علاقمند شدن به نظم و مسولیت پذیری،علاقه به مطالعه و فعالیت های اجتماعی میشود.در حیطه روانی _حرکتی :ایجاد عادات بهداشتی ، رعایت حقوق دیگران ،تقویت مهارت خواندن ، نوشتن، حساب کرن و استدلال بعنوان اهداف ذکر شده اند(صافی،1382). دقت نظر در اهداف یاد شده مبین این واقعیت است که اگر چه اهداف مهم و اساسی مطرح شده است ولی جایگاه مهارتهای فراشناختی و ضرورت رشد آنها در دانشجویان نادیده انگاشته شده است .
در اینجا نزدیکترین مفاهیم به مهارتهای فراشناخت، آموزش استدلال ، علاقه به یادگیری ، کنجکاوی و خلاقیت و علاقمندکردن به مطالعه است که بصورت سهمی مطرح شده اند که البته هیچکدام به درگیر کردن دانش آموزان و دانشجویان به مهارتهای فراشناختی و تقویت این مهارتها منجر نمیشود. در گزارش مصوبه 1373 کمیسیون دوره پیش دبستانی و دبستان اصولی اعلام شده است که رد پای مهارتهای فراشناختی در آنها یافت میشود.در اصول آموزش و پرورش ابتدایی آمده است که :باید به علاقه کودک پرداخت (صافی،1382).با این وجود روشها و راههای اجرای این اصول و جایگاه آنها در اهداف آموزش به روشنی مشخص نشده است و معلوم نیست که معلمان برای پرورش تفکر و آموختن روش یادگیری که در اصول آمده است چه روشها، محتوا و یا اهدافی را باید دنبال کنند و اصول راه دستیابی به این اصول کدام است (صفری،1388) از طرفی اعتقاد بر این است دانش آموزان از طریق مهارت های فراشناختی می توانند به انجام فعالیت های متفاوتی نائل شوند که برخی از آنها را می توان به شرح زیر فهرست کرد : تحلیل موقعیت آموزش وحل مساله ،ربط اندیشه های متفاوت به ساختار فعلی دانش ،پرسش از خود ،انتخاب اطلاعات یا ویژگی های مهم تکلیف یا کتاب و توجه به آن، تجسم مطالب در ذهن خود هنگام خواندن و حل مساله ،نا دیده گرفتن اطلاعات یاویژگی های نا مر بوط تکلیف یا کتاب ،درک ارزش اندیشه های متفاوت، تشخیص اینکه چه وقت کمک بخواهند،بیان اند یشه های مهم مطالب خواندنی به زبان خود. مهارت های فراشناختی فرایند های نظارتی هستند که هنگام یادگیری، فراگیران از آنها استفاده می کنند .چون این مهارت ها صرفا از راه تجربه به دست می آیند و همه افراد به ویژه دانش آموزان از لحاظ آموزش پذیری و از لحاظ شناختی و رفتاری با هم متفاوتند ،بنا بر این لازم است که شیوه خود گردانی (از بعد رفتاری ) و شیوه مساله گشایی (از بعد شناختی )کاملا به دانش آموزان آموزش داده شود تا از این طریق بتوان به هدف هایی که در نظر است دست یافت ( مجد فر ،1385). نقش مهم مولفه ها و مهارتهاي فراشناختي در يادگيري موثر درمطالعات متعدد به صراحت نشان داده شده است پينيتريچ و ديگروت براساس پژوهشي که روي دانش آموزان پايه هفتم در دروس علوم و زبان انگليسي داشته اند به اين نتيجه رسيدند که فراشناخت با عملکرد يادگيري دانش آموزان رابطه مثبت دارد.
همچنین در پژوهشی که درسال1387 به وسیله غباری بناب و را قبیان انجام شد تاثیر مثبت راهبرد های فراشناختی بر درک مطلب خواندن دانش آموزان را نشان داد. در تحقیقی دیگر که در سال1391 تحت عنوان “اثر آموزش فراشناختی حل مساله بر ناتوانی یادگیری ریاضی” توسط زارع و همکاران به عمل آمد نتایج نشان دادند که آموزش فرا شناختی حل مساله باعث بهبود عملکرد دانش آموزان در حل مساله ونمره کلی ریاضی در پس آزمون نشد، اما با گذشت زمان این توانایی ها بهبود یافتند وبه سایر تکالیف نیز تعمیم پیدا کردند .
2-2-4 مفهوم حل مسأله
مفهوم حل مسأله به صورت نظام مند در تعليم و تربيت اولين بار از سوي جان ديويي و ويگوتسكي مطرح شد . امروزه اهميت مهارت هاي حل مسأله بر كسي پوشيده نيست. اهميت آن به ويژه در دنياي مدام در حال تغيير امروز بيشتر هم شده است. فراگيران هر چقدر كه به مراحل بالاتر يادگيري از جمله آموزش عالي نزديك تر مي شوند بايد مهارت هاي يادگيري و حل مسائل خود را به طورمستقل به دست بياورند تا از وابستگي آنها به استاد كاسته شود (بوكارتس، 1997،به نقل از راستگو و همکاران). مهارت حل مسأله افراد، با تمركز آنها بر مسأله و خودارزيابي مرتبط است (هپنر21،.، بومگاردنر و جكسون22،1985،به نقل از راستگو و همکاران 1389). براساس نظریه عناصر همانند، دو عامل اصلی منجر به انتقال یادگیری از موقعیتی به موقعیت دیگر و در نتیجه حل مساله جدید می شود .این دو عامل عبارتند از: ا- اصول مشترک بین موقعیت قبلی و موقعیت جدید. 2- روش های مشترک موجود بین آن دو موقعیت. اهمیت آموزش اصول وقواعد را نه تنها ثرندایک وهمکاران او بلکه بسیاری از متخصصان دیگر یادگیری از جمله گانیه وبرونر مورد تاکید قرار داده اند .گانیه (1984) معتقد است که ایجاد توانایی حل مساله مستلزم یادگیری اصول تشکیل دهنده مسا له است براون (1960) نیز به اهمیت آموزش اصولی برای انتقال یادگیری تاکید فراوان داشته ودر این باره گفته است : فهم اصول واندیشه های بنیادی راه اصلی رسیدن به توانایی انتقا ل یادکیری است.درک یک مورد خاص به عنوان نمونه از یک قاعده کلی ، که ما آن را راه رسیدن به یک اصل یا ساخت کلی می دانیم ، نه تنها منجر به یادگیری آن مورد خاص می شود، بلکه سبب یادگیری سایر اموری که فرد با آن ها رو برو خواهد شد نیز می گردد(به نقل از سیف 1386). در مورد حل مساله نیز دید گاه هایی وجود دارد. برای مثال مورگان و همکاران (1984) مساله را عبارت از تعارض بین یک موقعیت موجود و موقعیت دیگری که می خواهیم که می خواهیم ایجاد کنیم می دانند. وقتی که شخص با موقعیت یا تکلیفی روبرو می شود که نمی تواند از طریق کاربرد اطلاعات و مهارت هایی که در آن لحظه در اختیار دارد به آن موقعیت یا تکلیف پاسخ دهد،گفته می شود او با مساله ای روبرو شده است (به نقل از سیف1386).
2-2-5 فرایند حل مساله
جان دیویی فرایند حل مساله را با پیداکردن عواملی که موجب حل مساله شده اند، آغاز می کند وسر انجام راه حل نهایی را به کار می گیرد و مساله را حل می کند . روش دیویی دارای 5 مرحله است 1-مشخص کردن مساله 2- حدس زدن یا مشخص کردن علل مساله 3-در نظر گرفتن را حل های ممکن 4- انتخاب بهترین راه حل 5- اجرای راه حل انتخابی ونتیجه گیری ( صفوی ،1385 ). تحقيقات گوناگوني درباره نقش فراشناخت در زمينه هاي مختلفي ازجمله حل مساله صورت گرفته است. در بيشتر اين تحقيقات ملاحظه شده است که افراد واجد فعاليتهاي فراشناختي موفق تر از سايرين هستند. به عنوان مثال کاي23 مشاهده کرد که رفتارهاي فراشناختي نقش مهي در حل مساله دارند و چنين نتيجه گرفت که تفاوتهاي افراد درحل مساله را ميتوان به تفاوتهاي فراشناختي آنها نسبت داد و اين تفاوتها کمتر به ميزان دانش پايه و يا حتي انتخاب راهبردهاي راه حل مربوط مي شوند ( صادقی ومحتشمی ،1389).
پژوهش هاي برانسورد، استرنبرگ و زيمرمن24 نشان ميدهند که ميان خودآگاهي شناختي و يادگيري ارتباط مثبت وجود دارد و خودآگاهي شناختي لازمه يادگيري است. بسياري از فراگيراني که مشکل يادگيري را برآمده از ناتواني خود ميدانند، در حالي که مشکل واقعي آنها چگونگي کاربرد راهبردهاي يادگيري است. خودگرداني دريادگيري عاملي مهم در پيشرفت تحصيلي است و فراگيران خودگردان با تعيين اهدافي، براي دستيابي به آنها برنامه ريزي و ارزيابي ميکنند.آنهايي که راهبردهاي خودگرداني را بيشتر به کار ميگيرند، در تحصيل خود بيشتر پيشرفت ميکنند. خودگرداني دانش آموز را وادار ميکند تا به طور فراشناختي، انگيزشي و رفتاري در اداره تفکر و يادگيري خود فعال باشد و کنترل يادگيري را در دست بگيرد(به نقل از صادقی ومحتشمی،1389).پرتز،ناپلس واسترنبرگ (2003) معتقدند در مقایسه با مسائل خوش ساختار، مطالعه مسائل بد ساختار عمدتا چندان نتیجه بخش نبوده است .نظریه های موجود حل مساله مسائل خوش ساختار را به خوبی توصیف نموده اند ،در حلی که ، مسائل بد ساختار که اغلب مبهم وپیچیده می باشند ، از سوی روان شناسان به خوبی درک نشده است .هر چند به طور مستدل این واقعیت پذیرفته شده است که بیشتر مسائل دنیای واقعی خوش ساختار نمی باشند. پیشینه نظری و پزوهشی در حیطه حل مساله (کینگ وکیچنر ،1981؛ شومر 2002؛ ووس و همکاران، 1991،جاناسان،1997؛شین هانگ ،1998؛ دیوید سون ،1987؛استرنبرگ،2003) که در حل مسائل بد ساختار مجموعه ای از مولفه های گوناگون اعم از دانش حیطه خاص، دانش ساختاری،فراشناخت، قضاوت های تاملی یا باورهای معرفت شناسی، مهارت های استدلالی جهت توجیه باز نمایی ها وراه حل های انتخاب شده و عوامل غیر شناختی چون هیجان، نگرش، انگیز ش ، باور ها و ارزش ها دخالت دارند (به نقل از هاشمی و شهر آرای1386). لاكسمن25 ( 2010) تحقيقي با عنوان ” طراحي چهارچوب مفهومي كاربرداستراتژي هاي جست وجوي اطلاعات براي حل مسأله بد سازماندهي شده و خوب سازماندهي شده”انجام داد كه خلاصه آن به شرح زير است: يادگيري مبتني بر مسأله يك رويكرد آموزشي است كه حول بررسي و حل مسائل سازماندهي شده است. مسائل نه مشابه هستند و نه يكساند.جانسن26( 2000) در طرح نظريه حل مسأله، مسائل را به دو نوع گسترده طبقه بندي كرده است :مسائل بدسازماندهي شده و مسائل خوب سازماندهي شده. او هم چنين مهارت هاي واسطه اي را كه بر نتايج حل مسأله تاثير مي گذارد توصيف كرده است(به نقل ازراستگو و همکاران 1389).در بررسی به عمل آمده تحت عنوان ” بررسی مولفه های روان شناختی در فرایند حل مساله علوم اجتماعی در دانش آموزان که توسط هاشمی وشهر آرای(1386) انجام شد یافته های پژوهش حاکی از آن است که تمامی دانش آموزان با عملکرد موفق در مقایسه با دانش آموزان با عملکرد نا موفق در ارائه بحث و استدلال جهت توجیه باز نمای ها وراه حل های ارائه شده عملکرد خوبی داشتند آموزش حل مسأله، فرآیندی برای یافتن پاسخ ها ارایه می دهد. در این راستا فرآیند حل مسأله (دزوریلا 27 و گلدفراید 1971 ؛اسپیواک28 ، پلات29 و شور30 1976) تا کنون کاربرد زیادی داشته
و مهارت هایی را در این زمینه، فراهم نموده است (گلدشتاین31؛ کار32؛ داویدسون33 ؛ و وهر341981).
2-2-6-راه های حل مساله
راه های مختلفی برای حل مساله وجود دارد که برخی از آنها به شرح زیر است:
2-4-1- حل مساله از طریق آزمون وخطا :
چنانچه با مساله ای روبرو شویم که برای آن« ،قاعده و اصول از پیش شناخته شده ای نداشته باشیم آن را از طریق آزمون وخطا حل می کنیم.این روش قاعده واصول معینی ندارد و موجب اتلاف وقت می شود و تنها چیزی که از این رهگذر می آموزیم حل همان یک مساله است؛ اما قاعده ای را فرا نمی گیریم که بتوانیم آن را برای حل سایر مسائل تعمیم دهیم.
2-4-2- حل مساله از طریق بینش وشناخت :
هنگامی که عناصر وروابط مربوط به یک مساله برای انسان شناخته شده باشد می توان آن را از طریق بینش حل کرد. این روش به کشف قواعد و الگوی روابط و یا اصولی که در مساله نهفته است ،دلالت دارد و به محض این که عوامل مذکور شناخته شدند، مساله مستقیما حل خواهد شد
2-4-3- حل مساله با روش تحلیلی:
تحلیل تدریجی و گام به گام در جهت رسیدن به حل مساله به فهم کامل کلیه مراحل و روابط مربوط نیاز دارد این روش آمیزه ای از روش آزمایش و خطا، بینش وتفکر منطقی است .بسیاری از مسائل هندسی به این گونه حل می شوند.
2-4-4- حل مساله با روش دیویی :
جان دیویی فرایند حل مساله را با پیدا کردن عواملی که موجب مساله شده اند آغاز می کند .
روش دیویی دارای 5 مرحله است ا-مشخص کردن مساله 2- حدس زدن یا مشخص کردن علل مساله 3- در نظر گرفتن راه حلهای ممکن 4- انتخاب بهترین را حل 5- اجرای راحل انتخابی و نتیجه گیری حل مساله با این روش به الگوی “روش تحقیق “شباهت دارد و دانش آموزان را با فرایند پژوهش آماده میکند .
2-4-5-روش های آموزش حل مساله
2-4-5-1-روش آموزش حل مساله با توجه به مراحل حل مساله
حل مساله از 5 مرحله تشکیل یافته که با توجه به حروف اول کلمات این مراحل در زبان انگلیسی با سر واژه IDEAL معرفی کرده اند .1- تشخیص مساله 2- تعریف ،معرفی و درک

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی فراشناختی، برنامه درسی، توانایی ها، خود ارزیابی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی فراشناختی، یافته های پژوهش، دانش آموزان دختر، تفکر انتقادی