پایان نامه با کلمات کلیدی فراشناختی، راهبردهای شناختی، پردازش اطلاعات، مهارت های فراشناختی

دانلود پایان نامه ارشد

راهبرد های شناختی اعمال کنترل می کنند و به آنها جهت می دهند. بنا بر این برای موفقیت در یادگیری لازم است راهبر های فرا شناختی و شناختی را با هم به کار برد. این پزوهش با هدف بررسی تاثیر آموزش مبتنی بر پردازش فرا شناختی در ارتقاء سطح مهارتهای حل مسئله دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه انجام گرفت. بود. روش انجام پژوهش، شبه تجربی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه که در سال تحصیلی 93-92 ( 4283 نفر) بود . تعداد40 نفر، به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند . قرار دادن نمونه ها در گروه های گواه و آزمایش به صورت تصادفی انجام شد. برای گروه آزمودنی آموزش مبتنی بر فرا شناخت مهارت های حل مساله در 8 جلسه یک و نیم ساعته اجرا گردید و برای گروه شاهد مهارت های حل مساله به روش متداول آموزش داده شد . ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه مهارت حل مساله هیپنر 1988 بود . که روایی و پایایی پرسشنامه قبلا احراز شده بود . برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی، میانگین و انحراف معیار و به منظور بررسی فرضیه های تحقیق از آزمونt استفاده شد. یافته ها نشان داد که میانگن کل نمرات مهارت های حل مساله دانشجویان گروه آزمايش (75/99) در پس آزمون از میانگین گروه شاهد (800/26) بیشتر بود (0001/0p). این تفاوت در مولفه هاي اعتماد به حل مساله، سبک گرایش- اجتناب از فعاليت هاي حل مساله و كنترل شخصی رفتار و هيجانات خود حين حل مساله معنا دار شناخته شد (0001/0 p). همچنین میانگین نمرات دانشجویان از نظر جنسیت و نوع رشته تحصیلی معنادار نگردید. با توجه به تاثیر مثبت راهبردهای فراشناختی بر عملکرد دانشجویان ، همچنین ضرورت آموزش فراشناخت برای موفقیت تحصیلی ، آموزش این راهبرد ها به دانشجویان توصیه می گردد.

کلید واژه: فراشناخت ، مهارت حل مساله، آموزش فرا شناخت، دانشجویان علوم پزشکی، کرمانشاه

فصل یکم:

کلیات تحقيق

1-1-مقدمه
تلاش برای فهم فرایند های شناختی انسان و نیز یافتن روش هایی به منظور تقویت و بهبود این توانایی ها همواره مورد توجه فیلسوفان تر بیتی، متخصصان تعلیم وتربیت و روان شناسا ن بوده است . برای مثا ل دیو یی1 وکانت ( به نقل از کنلر ، 1971 ، ترجمه بازرگان 1377) . پیاژه2 ( به نقل از محسنی1372 ) . با وجود این نگاه آنها با یکدیگر متفاوت است . برحسب نظریه های مختلف تربیتی ، مهارتها و فرایندهای شناختی از قبیل : درک مطلب، حل مساله ، تفکر نقادی ، تفکر منطقی ، استنباط و استدلال هدف اساسی یاگیری و نیز پایه اساسی سایر یادگیری ها محسوب می شوند و آموزش آنها ضروری است (انیس، لیمپن3 ، پل ، 1985، به نقل از مارزینو4 و همکاران، 1380) . با پذیرش این که راهبردها و فرایند های شناختی آموزش پذیرند ، لازم است نسبت به آموزش و یادگیری آنها اقدام نمود.
یکی از مهمترین دست آوردهای قرن بیستم پیدایش نظریه هایی است که بر فرایند های عالی موثر بر مهار و هدایت فرایندهای شناختی تاکید می کنند. این فرایندهای عالی تر فراشناخت5 نام دارند. اصطلاح فراشناخت برای اولین بار توسط فلاول6 (1979 ) مطرح شد. از نظر وی فراشناخت در بردارنده آگاهی در باره فرایندها ودست آوردهای شناختی است ( به نقل از نیاز آذری ، 1382). بنا به تعریف فراشناخت دانش فرد در باره فرایندهای شناختی خود و چگونگی استفاده بهینه از آنها برای رسیدن به هدفهای یادگیری است. به عبارت دیگر فراشناخت دانش یا آگاهی فرد از نظام شناختی خود است (سیف ،1386 ).
وول فولک7(1994) ، از دید نظریه پردازش اطلاعات، فراشناخت را فرایندهای کنترل اجرایی (از قبیل : توجه، مرور و تمرین ، سازمان دهی و دستکاری اطلاعات ) می داند . میزان استفاده از فرایندهای کنترل اجرایی سبب تفاوت فرا گیران در یاد گیری و یادآوری می شو د. به عبارت دیگر ، هر چه در افراد فرایند های کنترل اجرایی قوی تر باشد، فرایند پردازش اطلاعات در حافظه آنها بهتر انجام می شود ( به نقل از لطف آبادی، 1384). دمبو8 معتقد است که راهبردهای فرا شناختی بر راهبردهای شناختی اعمال کنترل می کنند و به آنها جهت می دهند. بنا بر این برای موفقیت در یادگیری لازم است راهبردهای فرا شناختی و شناختی را با هم به کار برد. فلاول (1979) راهبردهای شناختی و فراشناختی را با هم مقایسه می کند . او راهبردهای شناختی را موجب پیشرفت شناختی و راهبردهای فرا شناختی را موجب نظارت وکنترل بر پیشرفت شناختی می داند ( به نقل از سیف ،1386). فراشناخت شامل برنامه ریزی، هدایت، نظارت و اصلاح فرایندها و فعالیت های شناختی است. ساده ترین معنای فراشناخت، شناخت شناخت یا شناخت در باره شناخت است. مقایسه شناخت و فراشناخت درک بهتری از آن را فراهم می آورد. شناخت به معنای عام آن یعنی دانستن و شامل فرایندهای عالی ذهن مانند حل مساله، خلاقیت، درک مطلب، استنباط ، ربط دهی و استدلال می گردد در حالی که فرا شناخت دانش نسبت به تمام فرایند های شناختی است. دانش فرا شناختی همراه تجربه های هدایت ، مهار، نظارت و اصلاح، فرایندها و فعالیت های شناختی را ا یفاء می کنند (لطف آبادی،1384). در باره ابعاد فراشناخت دو مدل عمده مطرح است. در مدل اول که توسط فلاول طراحی شده است فراشناخت دارای دو بعد دانش فرا شناختی وتجربه های فراشناختی است. دانش فراشناختی به معنای، دانش و مهارت های فرد در باره عوامل یا متغیرهای شناختی است که به طور متقابل با هم در تعاملند، این متغیر ها عبارتند از : مقوله شخص (دانش مربوط به ویژگی های فردی فراگیر)، مقوله تکلیف (دانش مربوط به تکلیف مورد یادگیری و نوع پردازش اطلاعات)، مقوله راهبرد (دانش در مود اینکه چه موقع وکجا از راهبردها استفاده شود. بعد دوم فرا شناخت، تجارب فرا شناختی است که احساس فرد در باره درک و فهم پدیده هاست البته بعدها فلاول این بعد را نظارت و خود تنظیمی شناختی نامید که حاصل تعامل چهار متغییر است. این متغیر ها عبارتند از: تجارب فرا شناختی، تکالیف شناختی، راهبردهای شناختی و دانش فراشناختی (پانا یورا و فیلیپ9و ،2003، به نقل از امین ایزدی وعالی). دومین مدل فراشناختی توسط براون10 (1978) طراحی شده که در آن دو مولفه کلی برای فراشناخت فرض شده است: دانش فراشناختی ( آنچه فرد در باره شناخت خود می داند )، تنظیم فراشناختی (این که چگونه از این دانش استفاده می کند ) ،آنها دانش فراشناختی را شامل سه نوع آگاهی فراشناختی می دانند .الف- دانش اخباری : به معنی مطالبی است که بر آگاهی فرد از دانش خود دلالت دارد . ب – دانش فرایندی: به معنی مطالبی است که بر دانش فرد در باره چگونگی استفاده از راهبردهای یادگیری دلالت دارد . ج- دانش وضعیتی: به معنی مطالبی است که به فرد یاد می دهد که چه موقع و چرا از یک راهبرد یا مهارت یادگیری در مقایسه با راهبردهای دیگر استفاده کند. براون تنظیم فراشناختی، را شامل سه مولفه می داند: 1- برنامه ریزی: به انتخاب راهبردهای مناسب و اختصاص منابع مربوط می شود 2- نظارت: شامل مهارت های ضروری مانند خود – آزمایی برای کنترل یادگیری است 3- ارزشیابی: به ارزیابی محصولات و فرایندهای تنظیم کننده یاد گیری فرد مربوط می شود . در مجموع دو مدل، فراشناخت را دارای دو بعد می داند که با یکدیگر تعامل دارند و برهم تاثیر می گذارند (به نقل از نیاز آذری ،1382).
نتایج تحقیقات پانا یورا و فیلیپو 2003، پیج و بیلی112003، اسپرلینگ12 و همکارانش 2001 و مک یوزد131997 نشان داده است که با افزایش دانش فراشناختی افراد ،توانایی آنها در تنظیم شناخت خود بهبود می یابد و این خود – تنظیمی شناختی ، سبب پیشرفت یاد گیری می شود بسیاری از پژوهش های اخیر،رحیم پور (1380)، قاسمی و احدی(1380)، نحوه استفاده از نظریه فراشناخت را در آموزش مورد بررسی قرار داه اند. محور اصلی این پژوهش ها این بوده است که “آیا آموزش فرایند های فراشناختی می تواند یاد گیری را تسهیل نماید؟”
همچنین متولی (1367) ، آوانسیان (1377) ، ابراهیمی قوام آبادی (1377) ، استوار (1381) ، شقایی(1382) ، نجف آبادی (1382) ، یوسفی و سیف (1385) ، و عابدی (1391) ، صفری(1392)، در اکثر این تحقیقات نشان داده اند که آموزش راهبر های شناختی و فراشناختی به افراد موجب بهبود عملکرد آنان در حل مساله و پیشرفت تحصیلی می شود. با توجه به تایید فرضیه های مختلف در باره تاثیرمهارت ها و راهبردهای فراشناختی بر یادگیری این سئوال مطرح است که این مهارت ها چگونه رشد می یابند و چه روش ها و شرایطی برای ارتقاء آنها مورد نیاز است ؟ پاسخ به این پرسش را از دو جنبه می توان مورد بررسی قرار داد :
1- با تکیه بر تحقیقات پاریس14و همکاران (1984) که برطبق این پژوهش ها راهبردها ومهارت های فراشناختی آموختنی هستند و بر این اساس برنامه های آموزشی زیادی برای بهبود آگاهی ها ومهارت های فراشناختی پیشنهاد شده و اثر بخشی آنها مورد آزمون قرار گرفته است .
2- به عقیده وینمن15 و همکاران (20004) تاثیر روش های آموزش مستقیم بر فراشناخت ، واضح نیست، حتی اگر آگاهی های فراشناختی افراد به دنبال آموزش مستقیم افزایش یابد، احتمالا در مقایسه با دانش فراشناختی خود ساخته فایده کمتری برای دانش آموزان خواهد داشت. (نیاز آذری،1384)
روان شناسان و نظریه پردازان مختلف بر نقش یاد گیرنده ،در ضمن فعالیت های مختلف یادگیری به ویزه فعالیت حل مساله ،در کشف وساخت دانش تاکید فراوان داشته اند .جان دیویی ، جروم برونر ، ژان پیازه و لئوویگوتسکی16 از جمله کسانی هستند که برنقش فعالیت یاد گیرنده در جریان حل مساله بر دانش اندوزی تاکید داشته اند. ونظریه سازندگی یا ساختن گرایی از ثمرات افکار این دانشمندان است. بنا به گفته کیلپاتریک(1918، به نقل از هاشمی،1386 ). “یادگیری در آموزشگاه باید هد ف مند باشد و نه انتزاعی و یادگیری هد فمند از راه واداشتن دانش آموزان به انجام پروژه های مورد علاقه وانتخاب خودشان بهتر امکان پذیر است “.(سیف، 1384).
گانیه معتقد است که محور تعلیم وتربیت، آموزش تفکر به افراد، استفاده از توانایی های ذهنی و پرورش افرادی توانا در حل مساله می باشد( پالینسکار، به نقل از هاشمی وشهر آرای،1386) . حل مساله ،فرایند هدف مداری است، در جهت مرتفع ساختن موانعی که در راه رسیدن به هدف وجود دارد (استرنبر، 1999 به نقل از زارع، 1391) .
چی وگلاسر (1985).در تعریف مساله بیان می کنند یک مساله شرایطی است که در آن شخص تلاش می کند به هدفی دست یابد و برای این منظور باید راه هایی را برای رسیدن به آن بیابد (بست ،1999 به نقل از هاشمی ،1386). علی رغم همگرایی در تعریف مساله از سوی صاحب نظران ،روان شناسان شناختی معتقدند، مسائل، از نظر ماهیت با یک دیگر متفاوت می باشند و یکی از شیوه های ساده در طبقه بندی،تفکیک مسائل به دو دسته خوش ساختار وبد ساختار بوده است.
1-2- بیان مساله
یادگیری چگونه آموختن، یعنی تدوین و ایجاد مجموعه ای از فرایندهای تفکرکه می توان برای حل مساله مورد استفاده قرار داد، از اهداف اصلی آموزش و پرورش در قرن حاضر است. چون در این عصر فراپیچیده افراد با موقعیت هایی مواجه می شوند که از طریق پاسخ های آموخته شده قبلی قادر به حل آنها نیستند در این جاست که رفتار فراشناختی به صحنه می آید و فرد را در حل مسائل پیچیده کمک میکند .آگا هی های فراشناختی در مواردی که استفاده از پاسخ های آموخته شده وکلیشه ای قبلی موفقیت آمیز نیستند مورد نیاز می باشند لذا هدایت دانشجویان در درک، تشخیص وکاربرد استراتژی های فراشناختی به آنها کمک میکند تا مشکلات سراسر زندگی خود را با موفقیت حل کنند (صفری وهمکاران،1392).
روش های متعددی برای آموزش مهارت های فراشناختی وجود دارد که از جمله می توان به موثر ترین آن یعنی مجهز کردن دانش آموزان به دانش استراتژیها و فرایندهای شناختی و تمرین و تجربه استفاده از استراتژیهای فراشناختی و ارزشیابی نتایج (توسعه تنظیم فرا شناختی ) اشاره نمود. بررس

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی پیش آزمون، انحراف معیار، رشته تحصیلی، محدودیت ها Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی فراشناختی، مهارت های فراشناختی، مبانی نظری، روان شناسی