پایان نامه با کلمات کلیدی غرب گرایی، روشنفکران، جهان اسلام، کشورهای اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

هیچگاه اتحاد و انسجام در بین آنها رخ نخواهد داد.
به همین جهت میباشد که استعمارگران تلاش میکنند بین ملتهای اسلامی تعصب کورکورانه و منفی را رواج دهند و حتی در داخل کشور هم با ایجاد تعصب مذموم بین گروه‌ها و اقوام مختلف وحدت ملی را از بین میبرند.

4-2-2- تحمیل فر هنگ منحط غربی
از دیگر عواملی که زمینه ساز بحث از خودبیگانگی جوامع، تبلیغات وسیع غرب برای تحمیل فرهنگ منحط خود بر دیگر جوامع بشری میباشد. از آنجا که غرب در طی قرون متمادی با استعمار ملتها، سلطه خود را بر جوامع مختلف تحمیل کرده است و از این رهگذر سود سرشاری را برده و ثروتهای مادی و معنوی آنان را به تاراج برده است و از طرف دیگر با همین ثروتهای بادآورده و استثمار ملتها کشورهای خود را آباد کرده و جاذبههای زیادی برای دیگران ایجاد کرده است، نمیتواند نسبت به از دست دادن این امکانات بادآورده ساکت بوده باشد بنابراین ازآنجا که دراثر گرایش ملتها و افراد و جوامع به فطرت اصیل انسانی منافع خود را در خطر میبیند و همچنین اصول حاکم برفرهنگ آنها با مبانی فطری همخوانی ندارد دائماً در چالش با افراد و جوامعی است که ندای بازگشت به خویشتن را سر داده و بدنبال یافتن هویت واقعی خود میباشند.
بنابراین از اهم اموری که آنها مدنظر دارند تبلیغات وسیع برای غافل ماندن جوامع انسانی از حقیقت انسانیت و عدم گرایش آنها به خویشتن واقعی میباشد لازم به ذکر است که منظور از غرب گاهی غروب معنویت است.307 و گاهی اوقات منظور از غرب یک دوره تاریخی و فرهنگی از حدود قرن هفتم قبل از میلاد در یونان باستان تا به امروز است.308
در تعریفی دیگر منظور از فرهنگ غرب فلسفهای جدید مبتنی بر اومانیسم، لیبرالیسم، راسیونالیسم، سکولاریسم، ناسیونالیسم و مانند آن میباشد.309
بنابراین منظور از فرهنگ غرب بعد جغرافیایی آن نمیباشد بلکه سیطرهای بمراتب وسیعتر است که بیشتر بر ابعاد فرهنگی و تمدن تکیه دارد لذا تفکری دنیاگرایانه، تجربی و غیردینی است که مبتنی بر استثمار و سلطه و با تکیه بر تمایلات نفسانی و خودخواهیهای انسان است.310
براین اساس هرآنچه که از غرب میآید اصیل است و اجازه بقاء دارد. چالش اصلی فرهنگ غرب با دین و فطرت است و بدنبال حذف دین از جامعه می باشد. این فرهنگ دارای مفاسد زیادی از قبیل پوچگرایی، اومانیسم، اصالت سود، اصالت لذت، زیاده طلبی، مصرفگرایی، فرو ریختن ارزشها و … میباشد.
در اثر تبلیغات وسیع غرب هم در سطح روشنفکران و هم در سطح عوام، گرایش آنان به غرب مشاهده میشود. در میان روشنفکران تبعیت کورکورانه از اندیشههای غربی است که عامل اساسی از خود بیگانگی بشمار میرود این تقلید کورکورانه چیزی نیست که به غلط به روشنفکران وابسته نسبت داده شود بلکه اعتراف برخی از سردمداران اندیشه غربی است. ژان پل سارتر در این باره میگوید:
«ما روسای قبایل، خان زادهها، پولدارها و گردن کلفتهای آفریقا و آسیا را میآوریم. چند روزی در آمستردام، لندن، نروژ، بلژیک و پاریس میچرخانیم. لباسهایشان عوض میشد، روابط اجتماعی تازهای یاد میگرفتند و … آرزوی اروپایی شدن را در دلهایشان بوجود میآوردیم. بعد اینها را به کشورهای خود پس میفرستادیم کدام کشورها؟ کشورهایی که در آنها برای همیشه به روی ما بسته بود، ما در آنها راه نداشتیم، ما نجس بودیم، ما دشمن بودیم.
روشنفکرهایی را که درست کرده بودیم، فرستادیم به کشورهایشان بعد، از آمستردام، از بلژیک و از پاریس فریاد میزدیم «برادری، انسانیت» بعد میدیدیم پژواک صوت ما از نقاط دور دست از دهان همین روشنفکرها عین سوارخ آب انبار پس میآید.
هر وقت ساکت میشدیم، آن سوراخها هم ساکت بودند. هر وقت حرف میزدیم انعکاس وفادارانه و درست صوت خودمان را از حلقومهایی که ساخته بودیم میشنیدیم. مطمئن شده بودیم که این روشنفکران هرگز کوچکترین حرفی برای زدن به جز آنچه در دهانشان میگذاشتیم ندارند بلکه حتی حق حرف زدن را از مردم خودشان هم گرفته‌اند.»311
روشنفکران وابسته ایرانی نیز آنگونه که جلال آل احمد میگوید صرفاً وابسته هستند و از خود ابتکاری ندارند همانگونه که تقی زاده و ملکم خانها بودند وی در تعریف واژه روشنفکری در ایران میگوید:
«یک روشنفکر ایرانی وقتی در راه صحیح روشنفکری گام میزند که در «ولایت تابع» خویش همکلام امثال برتراند راسل و سارتر باشد.
یعنی که غرب و تمدن غربی را نه در حوزه استعماری بلکه در حوزه ضد استعمار بپذیرد و تبلیغ کند»312
غرب گرایی روشنفکران، غرب گرایی در اندیشه و تعقل است بر خلاف غرب گرایی عوام که غرب گرایی در رفتار و مصرف و به تعبیر دیگری تقلید در سبک زندگی است.
هر دوی این گرایش به غرب دوری از حقیقت انسانی و نوعی از خود بیگانگی میباشد.
نمونههایی از این خودباختگی فرهنگی را میتوان در جوامع ایران در زمان رضاشاه و پسرش، و در ترکیه در زمان آتاترک را بوضوح مشاهده کرد. تا آنجا که حتی عدهای بدنبال تغییر واژههای عربی به واژههای فارسی خالص و پهلوی بودند و در ایران لژ فراماسونها زمام امور را در دست داشتند و عامل اصلی غرب گرایی بودند.
البته ذکر این نکته لازم است که غرب گرایی در ایران از زمان شاه عباس صفوی شروع شد و در دوره رضاشاه شدت یافت.313
مهم ترین عامل ترویج فرهنگ غربی در جوامع اسلامی، مسائل فرهنگی است و البته همه میدانیم سادهترین راه برای وابسته کردن یک جامعه، از بین بردن استقلال فرهنگی آن است. به همین دلیل استعمارگران در یک قرن اخیر کوشیدهاند تا فکر و اندیشه خود را به ملل مستعمره تحمیل کنند و در نتیجه آنها را در زمینههای مختلف از قبیل خوراک، پوشاک و … مقلد خود کنند.
عوامل فرهنگی تاثیرگذار بر غربگرایی در جوامع جهان سوم خصوصاً جوامع اسلامی عبارتاند از:
4-2-2-1-آموزش غربی
در محافل علمی و آموزشی جهان اسلام، افکار و رفتار غربی، اغلب به صورت ناخودآگاه از سوی محققان و دانشجویان پذیرفته میشود با این تصور که علم و ارزشهای حاکم بر دنیای غرب تفکیک ناپذیرند. از این رو، به ندرت میتوان کتاب علمی یا استادی را دید که در عمق گفتار یا نوشتارش تبلیغ از غرب وجود نداشته باشد.
بنابراین، خودباختگی علمی در اغلب رشتهها و فنون به وضوح قابل رویت است و یکی از نشانههای واضح آن، شیوع الفاظ فرهنگی در بیشتر تخصصها و رشتههای علمی موجود در کشورهای اسلامی است و اگر بخواهیم درباره میزان غربگرایی یک جامعه داوری صحیح کنیم باید اول ببنیم که شیوه آموزش غربی تا چه میزانی در میان آنها رایج است. به هرروی تنها راه سوق دادن یک ملت به سوی گرایش غربی این است که شیوه آموزش غربی را در میان آنها رواج دهیم.
4-2-2-2- تبلیغات
تبلیغات شیطانی همواره مورد تاکید استعمار در جهان بوده است و شاید رواج پدیدههایی چون غربگرایی، مدپرستی در راستای تسلط و سیطره جهانی غرب بر شرق است و با توجه به این واقعیت تلخ، بر ماست تا به نقش و اهمیت این رکن مهم بیش از پیش اهمیت دهیم و به تبلیغ وسیع غرب علیه جهان اسلام، پاسخ مناسب دهیم و اثر مخرب آن را در اقشار مختلف جامعه خصوصاً جوانان خنثی کنیم. در تبلیغات فرهنگی، همواره استعمار غرب به دو نکته دقیقاً توجه دارد: نخست، بیخبر نگاه داشتن مردم از میراثهای فرهنگی، قدرت و استعدادهای بالقوه مادی و معنویشان و انهدام آثار سنتی و فرهنگی آنها؛دوم، با تبلیغ شهوت و رفاه طلبی همراه با برنامههای از پیش تعیین شده به نبرد با ارزشهای فرهنگی و معنوی بشریت پرداخته و بر آن پیروز میشوند.
غرب در تبلیغات جهانی بیشتر روش شرطی به کار میگیرد، لذا تغییر لباس، بستن کراوات و … به عنوان همراهی با تمدن و کوشش در جهت رسیدن به کاروان علم و دانش شناخته شده، درحالی که هیچ ارتباط معقولی بین بستن کراوات و تحصیل علم و توفیق در اکتشافات و اختراعات وجود ندارد و این شیوه تبلیغی غیرمستقیم، بیشترین اثر را بر جوانان دارد؛ زیرا که بدون علتیابی آن را مظهر شخصیت و کمال میبیند و ناخواسته از آن تقلید میکند.
4-2-2-3- صدا و سیما
در رواج فرهنگ غربی در جوامع شرقی، اولین نقش را باید به امواج وسیع رادیو و تلویزیون داد، خصوصاً اینکه غالب مخاطبین تلویزیون را نوجوانان و جوانان تشکیل میدهند، و از طرفی نیز میدانیم که سنین نوجوانی و جوانی، سالهای تکوین شخصیت است، لذا باید نسبت به پخش برنامههای رادیو و تلویزیون، نظارت بیشتری در جهان اسلام به عمل آید تا بیت المال و سرمایههای دول و ملل اسلامی، در ترویج اهداف بیگانگان صرف نشود.
4-2-2-4- ویدئو
علاوه بر صدا و سیما، فیلمهای ویدئویی ممنوعه و قاچاق، سهم دوم را در ترویج و اشاعه غرب‌گرایی و ابتذال داشتهاند. در حال حاضر تعداد زیادی از دستگاههای ویدئویی در خانوادههاست و بسیاری از جوانان زمان مفید خود را در خانه پای فیلم های ویدئو مینشینند، لذا به این وسیله ترویج ارزشهای ضد اسلامی و غربی صورت میگیرد.
4-2-2-5- مطبوعات
مطبوعات، نشریات و کتب، در پرورش یا انحراف افکار عمومی نقشی بسزاییی ایفا میکنند. هرگاه محتوای مطالب نشریهها و کتب پوچ، بیمعنا و مبتذل باشد، گذشته از اتلاف وقت، در پایین آوردن سطح فرهنگی و اخلاق جامعه تاثیر کلی خواهد داشت. درحال حاضر، کتابهای داستانی، رمانها، دیوان اشعار، موضوعات تاریخی و ملی و موضوعات مشابه، تقاضای بیشتری را در بازار کتب دارند و این نشان میدهد که جامعه کتاب خوان و روشنفکران، اکثراً به سمت سیاست گریزی و عافیت طلبی گرایش دارند، که دلیل آن را در عدم توفیق جهان اسلام در غنیسازی فرهنگی و پاسخگویی به نیازهای روحی- فکری جوانان باید جست و جو کرد، به طوری که آثار ارائه شده طی دهههای اخیر به هیچ وجه پاسخ گوی نیاز نسل حاضر به معارف پویای دینی نیست.
4-2-2-6- عکس
باتوجه به روحیه الگوپذیری جوانان، چاپ و نشر عکس هنرپیشه‌های کشورهای غربی، یکی از روشهای موثر تبلیغات استعمار فرهنگی به شمار میرود. این تصاویر که برروی لباسها، وسایل و .. چاپ میشوند علاوه بر جنبه تحریک آمیزی که دارند از نظر روانی به عنوان الگوهای نسل جوان مطرح میشوند و مروج بسیاری از مدها و رفتارهای غربیاند.
4-2-2-7- لباس
نوع پوشش و آرایش افراد یکی از واضحترین رفتارهای ظاهری انسان است که معرف شخصیت او به شمار میرود و با توجه به اصل تاثیر ظاهر بر باطن، یکی از راههای ترویج غرب گرایی در جامعه اسلامی، عرضه کردن مدها و لباسهای غربی است که ناخودآگاه شخصیت غربی را در جوانان مسلمان ایجاد میکند.
4-2-2-8- اقلیت های مذهبی
از دیگر عوامل غرب گرایی در جهان اسلام، افرادی از اقلیتهای مذهبیاند که اولاً، از نظر مذهبی و فرهنگی با اروپائیان احساس همبستگی بیشتری دارند؛ ثانیا، نفوذ فرهنگ غربی را در کشور به سود خود دانسته تا به آزادیهای نامشروع بیشتری دست یابند. لذا این عده در حکم عوامل غرب در کشورهای اسلامی نقش بازی کرده و در توسعه مظاهر غربی میکوشند.
4-2-2-9- فرنگ رفتهها
کلیه افرادی که به عنوان تحصیل، درمان و یا تفریح، مدتی در محیط غرب به سر بردهاند معمولاً پس از بازگشت، تحت تاثیر جاذبههای فریبنده غرب، آن چنان به تعریف و توصیف تمدن و تکنولوژی غرب میپردازند که هر عامی را به هوس زیارت غرب میاندازد. بنابراین، جوان ساده دلی که از دور تبلیغات را میشنود به جای اینکه پیشرفتهای دنیای غرب را الگوی خویش قرار دهد به تقلید از ظواهر غرب بسنده میکند.
4-2-2-10- تندروی
اصرار در تبیلغ به شیوههای سنتی، از قبیل سخنرانی برای نوجوانان و جوانان، علاوه بر عدم جذابیت، موجب خستگی و احیاناً موضعگیری آنها در برابر معارف بلند اسلام میشود و ضایعات جبران ناپذیری به دنبال خواهد داشت؛ چرا که این گونه تندرویها علاوه بر اینکه منحرفان را در اعمال خود راسختر میکند، افراد میانهروی جامعه را نیز به هواداری از آنها میکشانند و در نتیجه شکاف بین مسلمانان دیندار و جوانان بیشتر شده و امکان هویت و بازگشت جوانان را عملاً سلب میکنند.
با توجه به مطالب یاد شده بایستی توجه داشت که از خودبیگانگی نمونه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی علل اجتماعی، امام علی (ع)، امیرالمومنین، رسول خدا (ص) Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی از خود بیگانگی، جهان اسلام، ناصرالدین شاه، شورهای اسلامی