پایان نامه با کلمات کلیدی عوامل بازدارنده، سلسله مراتب، عوامل خطر

دانلود پایان نامه ارشد

n = 4 N = 30
= 1600 M ?=40

3-11-کاربرد نمونهبرداري در باستانشناسي
3-11-1-مقدمه
با نگاهي به گزارش کاوشها و بررسيهاي مناطق مختلف، اولين چيزي که توجه فرد را به خود جلب ميکند کاوش و يا بررسي بخش کوچکي از محوطه و تعميم نتايج به کل محوطه و يا منطقه است. اين همان بحث نمونهبرداري است که نه تنها در باستانشناسي بلکه در تمام علوم عملي کاربرد دارد و اگر به صورت علمي و اصولي مورد استفاده قرار گيرد نه تنها باعث کاهش هزينه زماني و مالي ميشود ، بلکه از رساندن صدمه به کل جامعه مورد مطالعه جلوگيري ميکند. اين مهمترين ويژگي منحصر بهفرد نمونهبرداري است که مورد توجه پژوهشگران علوم مختلف از جمله باستانشناس انگليسي ديويد کلارک قرار گرفت. وي باستانشناسي را نظم، تئوري و ممارست براي احياء الگوهاي رفتاري انسانهاي گذشته دانست، که از پيگيري نشانههاي غيرمستقيم در نمونههاي نامناسب بهدست ميآيد(ارتن، 2000: 17). از اين تعريف و مجموع کارهاي کلارک و بينفورد مشخص است که نمونهبرداري از دهه 1960 به بعد وارد پژوهشهاي باستانشناسي شد و از آن پس کم و بيش در در پژوهشهاي باستانشناسي کشورهاي غربي مورد توجه و استفاده قرار گرفت، اما در کشور ما به خاطر نوع بر نامه آموزشي و عدم استفاده از روشهاي رياضي در پژوهشهاي باستاني ، اين روشها به استثناي نمونهبرداري تصادفي ساده مورد اقبال باستانشناسان قرار نگرفت. اين امر به نوبه خود موجب کاهش دقت و ايجاد اشتباهاتي در امر نمونهبرداري شدهاست بنابراين آشنايي با کاربرد اين روشها براي باستانشناسان ايران ضروري مينمايد زيرا هرچند استفاده از نمونهبرداري تصادفي ساده آسان و در اکثر موارد موجب کاهش هزينه مالي و زماني است اما بايد توجه کرد که دقت نمونهبرداري با اين روش نسبت به روشهاي ديگر هميشه بالا نيست و با توجه به نوع و حجم نمونه ميتوان روشهاي ديگر با دقت بالا را مورد استفاده قرار داد بنابرين در اين فصل به معرفي کاربرد روشهاي نمونهبرداري در بررسي و کاوشهاي باستانشناسي خواهيم پرداخت.

3-11-2-کاربرد نمونهبرداري در بررسيهاي باستانشناسي
پيش از آشنايي با روش استفاده از روشهاي نمونهبرداري در بررسيهاي ميداني با توجه به اهميت فوقالعاده بررسي براي احياء و بازسازي الگوهاي رفتاري جوامع گذشته لازم است که باستانشناس شناخت کافي از بررسي، اهداف و قابليتهاي آن داشته باشد، منغييرهاي تأثيرگذار در شناسايي محوطهها و مناطق باستانشناسي را تشخيص دهد و به بهترين وجه از عهده شناخت محوطهها برآيد و درنهايت با توجه به عوامل مؤثر و متغييرهاي موجود در محوطه بهترين روش نمونهبرداري را انتخاب کرده و يک بررسي زمانبندي شده و گام به گام را به انجام برساند.
3-11-3-بررسي باستانشناسي
3-11-3-1- هدف: اولين موضوعي که در رابطه با بررسي باستانشناسي به ذهن خطور ميکند، کشف محلهاي باستاني است اما اين ابتداييترين هدف بررسي و شروع يک سلسله فعاليتهاي بههمپيوستهاي است که از کشف يک محل باستاني آغاز ميشود و به ثبت دامنه توزيع و پراکندگي محلهاي باستاني (فاگان، 1382: 296) تا اطلاعات کلي درباره تحول اسکان جوامع در مناطق گوناگون(عليزاده، 1383: 189) و تشخيص علامت مشخصه چشمانداز ميانجامد (فدر،1997: 42)9 اما اين تنها اهداف بررسي ميداني نيستند همانطور که عليزاده در کتاب “تئوري و عمل در باستانشناسي” مطرح کرد، يک سري اطلاعات از قبيل برآورد نوسان جمعيتي منطقه، تعيين مرزهاي فرهنگي بين منطقهاي، ارتباط مکان باستاني با محيط زيست و منابع طبيعي، سلسله مراتب مکانهاي باستاني و ارتباط فضايي آنها (عليزاده، 1383: 190) و همينطور در بررسي چشم انداز نحوه استفاده از زمين(فدر،1997: 42) از طريق کاوشهاي باستانشناسي حاصل نميشودبنابرين آشنايي با اهداف بررسي اهميت يک بررسي علمي و اصولي را بيش از پيش آشکار ميکند.
-عوامل مؤثر در بررسي:هنگام بررسي يک محوطه باستاني عوامل مختلفي ممکن است به باستانشناس در تشخيص و يا عدم تشخيص اجزاء اصلي محوطههاي باستاني کمک کند. مايکل شيفر10 (1975) اين عوامل را در سه گروه زير دستهبندي کرد
1)ميدان ديد11
2)پيشامدپذيري12
3)دسترسي13
شناخت اين عوامل ميتواند درانجام يک بررسي بهينه به باستانشناس کمک کند.

– ميدان ديد يا وسعتي که ناظر ميتواند در آن حضور دادههاي باستانشناسي در سطح و يا زير سطح را نشان دهد(شيفر و ديگران، 1976: 6 ). از اين تعريف مشخص است که ميدان ديد کاملا وابسته به محيط طبيعي منطقه است. اين عامل مخصوصا در کشوري با گستردگي و تنوع و آب و هوايي ايران اهميت بسزايي دارد. مناطقي مانند شمال ايران که پوشيده از گياهان و داراي جنگلهاي انبوه است داراي ميدان ديد بسيار پاييني است، بهنحوي که باستانشناس براي تشخيص محوطههاي باستاني نيازمند پاک کردن پوشش گياهي و گاهي اوقات قطع درختان بخشي از منطقه است. و يا در غرب و جنوب غرب ايران ، فصل بهار که گياهان خودرو و کشت شده تمام کوهستان زاگرس مرکزي و دشتهاي جنوبغرب را ميپوشانند، فصل مناسبي براي بررسي ميداني نيست و بايد بررسي به فصل زمستان موکول شود.
علاوه بر پوشش گياهي عوامل ديگري از قبيل گل و لاي رودخانه، بقاياي سيلاب، فرسايش، رسوب و… در کاهش ميدان ديد مؤثرند .بنابراين دادههاي باستاني ممکن است درزير لايههاي گل و رسوبات ناشي از رودخانههاي اطراف يا پس مانده ها و برگهاي پوسيده درختان جنگل از ديد باستانشناس مخفي بمانند. در مقابل در دشتهاي غير رسوبي و جنگلهاي پراکنده درفصل زمستان با ميدان ديد بالايي ميتوان دادههاي باستانشناسي را تشخيص داد.

-پيشامدپذيري يا توانايي تشخيص دستسازهاي فرهنگي گذشتگان توسط باستانشناسان بستگي بهوجود يا عدم وجود معماري، بناي يادبود، دوام دادههاي مورد استفاده در بافت و توليد ابزار، ميزان استقرارگرايي و … دارد(فدر، 1996: 42). بهعنوان مثال تشخيص استقرار کوچنشيني تولايي بسيار مشکلتر از استقرار مرکزي مانند شوش است. زيرا شوش براي دوره طولاني مورد استفاده بوده و همچنين داراي بناي يادبود، سفال و دستساختهاي زيادي است که بههيچ وجه در يک استقرار کوچنشيني مشابه آن يافت نميشود. اين همان ويژگي است که موجب شده محوطههاي داراي بناي يادبود تاريخي و اسلامي نسبت به پيش از تاريخ راحتتر شناسايي و ثبت و ضبط شوند چون براي ساخت و ساز از دادههاي بادوام همچون سنگ و آجر ساخته ميکردند و همينطور استقرارها به خاطر دوام بناها دوران طولانيتري مورد استفاده قرار گرفتهاند.
-دسترسي يا امکان انجام يک بررسي ويژه در منطقه سومين عاملي است که ممکن است در ظاهر نسبت به دو عامل ديگر کماهميت باشد اما در واقع چنين نيست. اينها عوامل بازدارندهاي نظير حضور پادگان و يا مکان نظامي در محوطه ، ممانعت مالکان و خرده مالکان زمين از بررسي زمينهاي شخصي و يا عوامل خطرسازي از قبيل حيوانات وحشي، بقاياي جنگ ، آب و هواي نامساعدي هستند که ممکن است از بررسي مکانهاي باستاني ممانعت بهعمل آورند

3-11-3-2- روشهاي بررسي ميداني
باستانشناسان با توجه به بودجه تحقيق و ميزان آگاهي و دانشي که از روشهاي جديد بررسي دارند، ميتوانند از روشهاي مختلفي مانند بررسي زيرسطح، سنجش از راه دور( عکسبرداري هوايي، روشهاي متعدد مغناطيسي…)، منابع مکتوب، گفتگو با مالکان و افراد اگاه محلي و بررسي پيمايشي فشرده و روشهاي نمونهبرداري آماري استفاده کنند. اما بهترين روشي که در بين اين روشها بالاترين درصد اطمينان و کمترين درصد خطا را دارد، بررسي پيمايشي فشرده است(عليزاده، 1381: 92). در اين روش شخص به آرامي تمام سطح منطقه را مورد بررسي قرار داده و فيچرها و دادههاي سطحي را ثبت وضبط ميکند، مخصوصا زماني که ميدان ديد منطقه يا قابليت وقوع بسيار بالا باشد، استفاده از بررسي پيمايشي فشرده بهترين و مؤثرترين روش بررسي است. اما موضوعي که نميتوان ناديده گرفت، ايناست که به خاطر گستردگي مناطق کار با اين روش براي باستانشناس سخت و طاقت فرسا بوده و در عين حال هزينه، زمان و امکانات بررسي محدود است بنابرين در مقابل اين روش مؤثر به معرفي روشهاي نمونهبرداري آماري ميپردازيم. هرچند اين روشها بهکارآمدي روش پيمايشي فشرده نيستند اما در جبران هزينههاي مالي و زماني مؤثرند و در عين حال با درصد اطمينان کنترلشدهاي ميتوانند نتايج را به کل جامعه تعميم دهند.
قبل از معرفي کاربرد روشهاي نمونهبرداري آماري در پژوهشهاي ميداني لازم است چند قاعده کلي رادر مورد جامعه، نمونه انتخاب شده و روشهاي نمونهبرداري در نظر بگيريم، اين قواعد در اجراي يک طرح تحقيقاتي و نمونهبرداري مناسب به پژوهشگر ياري ميرسانند.
– جامعهاي که از آن نمونهبرداري صورت ميگيرد و واحدهاي نمونهگيري بايد به وضوح تعريف شوند.وجود هرگونه ابهام در تعريف جامعه و نمونه انتخاب شده از آن جامعه مراحل بعدي کار را با مشکل مواجه ميکند.
– هنگام تقسيمبندي جامعه به تعدادي نمونه، بهتر است به جاي چند واحد بزرگ جامعه را به تعدادي واحد کوچکتر تقسيم شود زيرا در اين صورت ميتوان از نتايج تصادفي غير مبيين دوري کرد.

– کليه واحدهاي جامعه بايد مستقل از هم انتخاب شوند تا خاصيت تصادفي بودن نمونهبرداري حفظ شود و در ضمن براي جلوگيري از واحدهاي نمونهبرداري در چارچوب موردنظر بايد تقريبا اندازههاي يکساني داشته باشند.
– در نمونهبرداري، جدولبندي و تحليل دادهها بايد از واحدهاي نمونهبرداري همساني استفاده کرد. به عنوان مثال نميتوان دادههاي باستاني به دست آمده از يک تپه را به يک محوطه وسيع نسبت داد.
– روش نمونهگيري بايد کاملا مستقل از ويژگيهايي که بررسي ميشوند، باشد.
– براي نمونههايي که به صورت تصادفي برجاي ميماند هر واحد برداشته شده بايد قابل دسترسي باشد. به اين صورت که امکان مراجعه و مطالعه مجدد درصورت لزوم بر روي آن وجود داشته باشد.

3-11-3-3- استراتژي نمونهبرداري
استفاده از نمونهبرداري در پژوهشهاي ميداني باستانشناسي بسيار مهم و غيرقابل اجتناب است اما مسئلهاي که قبل از انجام کار نمونهبرداري حتما بايد به آن توجه کرد، سؤالهاي اصلي و دادههاي مورد استفاده پژوهش هستند. باستانشناس قبل از انجام کار نمونهبرداري بايستي سؤالهاي اصلي تحقيقش را مشخص کند و روشي را براي نمونهبرداري انتخاب کند که بهترين و صريحترين پاسخها را براي سؤالاتش دربرداشته باشد؛ براي اين منظور بايد به جمعآوري دادههايي بپردازد که در راستاي سؤالات مطرح شده باشند. جمعآوري تمام دادههاي سطحي و غيرمرتبط با زمينه پژوهش نه تنها موجب گمراهي و احتمالا تغيير مسير پژوهش ميشود بلکه موجب کمبود دادههاي سطحي و مختل شدن کارهاي پژوهشي ميشود که توسط ديگر باستانشناسان انجام ميشود. به عنوان مثال زماني که سؤال پژوهش در مورد مقايسه تيغههاي ابسيديني چند محوطه خاص باشد؛ جمعآوري تمام تيغههاي موجود در سطح تپهها روش مناسبي است؟ و يا جمعآوري تمام تيغههاي ابسيديني حتما لازم است و يا جمعآوري و مطالعه تنها بخشي از اين ابسيدينها جوابگوي نياز پژوهشي است؟ مطرح شدن چنين سؤالاتي براي باستانشناس و توجه به مسئله هزينه و صرف کمترين وقت و زمان براي انجام تحقيقات ميداني مستلزم توجه باستانشناس به يک استراتژي مناسب براي نمونهبرداري است. بنابرين استراتژي نمونهبرداري بخشي از کار نمونهبرداري است که مستلزم انتخاب روش نمونهبرداري متناسب با سؤالات پژوهش ، جمعآوري دادههاي مرتبط با سؤالات مطرح شده با حجم مناسب و صرف کمترين هزينه مالي و زماني است.
بعد از تعيين يک استراتژي مناسب براي نمونهبرداري ميتوان دست به انتخاب نمونه از جامعه زد اما پيش از اين در تحقيقات ميداني باستاني که هدف بررسي يا کاوش يک مکان يا محوطه باستاني است دقيقا بايد تعيين شود، منظور از جامعهاي مورد مطالعه، بررسي چه مکان يا گستره باستاني است، علاوه بر اين چه واحدهاي مطالعاتي و چارچوب فضايي براي نمونهبرداري ميتواند در نظر گرفته شود همينطور با توجه به پارامتر خاصي مانند ميزان دقت مورد نظر و يا ميزان هزينه تصويب شده براي تحقيق چند واحد و يا به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی ميانگين، نمونه‌گيري، خوشه‌اي Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی نمونهبرداري، بررسي، محوطههاي