پایان نامه با کلمات کلیدی علل اجتماعی، امام علی (ع)، امیرالمومنین، رسول خدا (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

اهل تفقه (فهم دقیق) و درک صحیح نمیشود و دائماً در گمراهی به سر میبرد.
انسان از خودبیگانه که دارای ویژگی خاص بود و حیوانیت را به جای انسانیت قرار داده است از مجرای طبیعی جدا گشته و از فهم دقیق حقیقت زندگی غافل گشته و از جاده انسانیت دور میماند.
چنین افرادی از دیدگاه قرآن کریم دارای این ویژگیها هستند ﴿ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّواْ الْحَيَاةَ الْدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَأَنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ * أ أُولَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ﴾285«این غضب و عذاب بر آنها بدین سبب است که حیات دنیا را بر آخرت برگزیدند و خداوند کافران را هدایت نخواهد کرد. همینها هستند که خدا بر دلها، گوش و چشمهاشان مهر زده است و اینها افراد غافلند.»
افراد از خودبیگانه طبق این آیه شریفه آنچنان در مادیات غوطهور میشوند که از فهم دقیق و صحیح معارف ناتوان میشوند. زیرا بر دلها و حواس آنها مهر زده است و این نتیجه عملکرد غلط آنها میباشد و همین مهر نهادن باعث غفلت آنها میشود. در آیه دیگری حال چنین افرادی را اینگونه معرفی میکند:
﴿وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ﴾286 «بسیاری از جن و انس را برای جهنم آفریدهایم زیرا آنها دلهایی دارند بدون ادراک و معرفت و دیدگانی بینور بصیرت و گوشهایی ناشنوا آنها همانند حیوانات هستند بلکه بسی گمراهتر، آنها افرادی غافلند.»
تفاوت عمده اینگونه افراد از خودبیگانه با حیوانات در این است که حیوانات مسیر حیوانیت را انتخاب نکردهاند، بلکه بر این طریق خلق شدهاند. اما افراد از خودبیگانه آگاهانه مسیر حیوانیت را دنبال میکنند. بنابراین از انسانیت جدا افتاده و در وادی از خودبیگانگی سیر میکنند. طبیعی است که دائماً از مبدأ فاصله گرفته تا آنجا که از حیوان هم پستتر میشوند.

4-2- علل اجتماعی
از دیگر علل از خودبیگانگی می‌توان به علل اجتماعی اشاره کرد که در اینجا موارد زیر به عنوان علل اجتماعی مورد بررسی قرار می گیرد.

4-2-1- تعصب و قومیت گرایی
یکی از اموری که انسان را از دریافت و پذیرش حق باز میدارد و او را به سوی باطل سوق میدهد تعصب و قومگرایی است این صفت رذیله عامل اساسی از خودبیگانگی افراد میباشد زیرا دوری از حق و فطرت و پشت کردن به آن چیزی نیست جز دور شدن از حقیقت انسانیت و بیگانه شدن از خود.
«تعصب» و «عصبیت» در اصل از ماده «عصب» به معنی رگها و پی هایی است که مفاصل را به هم ارتباط میدهد، سپس هرگونه ارتباط و به هم پیوستگی را تعصب و عصبیت نامیدهاند، اما معمولاً این لفظ در مفهوم افراطی و مذموم آن به کار میرود. تعصب و تحجر به معنای ایستایی، تحول ناپذیری، جمود و برنتابیدن فرهنگ و ارزشهای حق و متعالی است که هم در ساحت بینش و دانش (تحجر) و هم در حوزه گرایش و رفتار (جمود) بروز و ظهور دارد و عقل و دل و ابزارهای معرفتیاب و منابع شناخت را نیز شامل میگردد.287
ابن منظور در مورد معنای لغوی عصبیت میگوید:
(ان یدعوا الرجل الی نصره عصبته و التألب معهم علی یناویهم ظالمین او مظلومین)288«عصبه خویشاوندان پدری هستند و در پی آن شخص به دنبال طرفداری و دفع از قوم و قبیله خود میباشد.»
در بررسی آیات قرآن گوشهای از ادعاهای بیدلیل جمعی از یهود و نصاری را میبینیم که نتیجهاش انحصار طلبی و سپس تعصب است. قرآن میفرماید: ﴿وقالَتِ‏ الْيَهُودُ لَيْسَتِ‏ النَّصارى‏ عَلى‏ شَيْ‏ء﴾289 «یهودیان گفتند: مسیحیان هیچ موقعیتی ندارند و بر باطلند.»
جمله ﴿لَيْسَتِ‏ النَّصارى‏ عَلى‏ شَيْ‏ء﴾اشاره به این است که آنها در پیشگاه خدا مقامی ندارد، یا اینکه دین و آئین آنها چیز قابل ملاحظهای نیست. سپس اضافه میکند: آنها این سخنان را میگویند درحالی که کتاب آسمانی را میخوانند! یعنی با در دست داشتن کتاب الهی که میتواند راهگشای آنها را در این مسائل باشد این گونه سخنان که سرچشمهای جز تعصب و عناد و لجاج ندارد بسیار عجیب است.
این آیه سرچشمه اصلی تعصب را، جهل و نادانی معرفی کرده است. زیرا افراد نادان همواره در محیط زندگی خود محصورند و غیر آن را قبول ندارند، به آئینی که از کودکی با آن آشنا شدهاند هرچند خرافی و بیاساس باشد سخت دل میبندند و غیر آن را منکر میشوند.290
البته در بررسی واژه جمود، آیه دیگری مطرح میشود که میفرماید: ﴿ ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً﴾291«پس از آن دلهای شما چون سنگ، سخت گردید، حتی سختتر از سنگ که از سنگ گاه جویها روان شود و چون شکافتته شود آب از آن بیرون جهد» که درحقیقت آدمیانی را توصیف میکند که تمام وجودشان سخت و سیاه شده است.
در روایات اسلامی نیز از موضوع تعصب به عنوان یک اخلاق مذموم، شدیداً نکوهش شده است تا آنجا که در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام (ص) میخوانیم: «ایشان همه روز از شش چیز به خدا پناه میبرد: از شک و شرک و حمیت (تعصب) و غضب و ظلم و حسد»292
هنگامیکه پیامبر اسلام، مشرکین را به آئین یکتاپرستی دعوت میکرد آنان بنا به محدودیت فرهنگی و فکری که داشتند و نظر به تعصب قومی، پاسخ میدادند: رفتار و عقاید ما همانست که پدران ما داشتهاند و هرگز تغییر مسلک نخواهیم داد. بنابراین از پندها و اندرزهای رسول خدا (ص) جز فریاد دعوت چیزی نمیشنیدند؛ درست مانند گوسفندانی که سخت سرگرم چرا باشند و گاه گاهی فریاد چوپان را بشنوند ولی هرگز به آن توجه نکرده و به راه خود ادامه دهند.293
همچنین از روایات استفاده میشود که ابلیس نخستین کسی بود که تعصب به خرج داد. علی (ع) نیز بحث رسا و کوبندهای در خطبه قاصعه در این زمینه بیان کرده آنجا که می فرماید:
«ابلیس در برابر آدم به خاطر اصل واساس خویش تعصب ورزید و آدم را مورد طعن قرارداد وگفت: «من از آتشم تو از خاک»294
تعبیر دیگر که ازعصبیت در آیات آمده «حمیت» یا «حمیت جاهلیت» است. «حمیت» در اصل از ماده «حمی» به معنی حرارت است و سپس در معنی غضب و بعدا به معنی نخوت و تعصب آمیخته با غضب به کار رفته است. این واژه گاه در همین معنی مذموم (توام با قید جاهلیت، یا بدون آن) و گاه در معنی ممدوح و پسنیدده به کار میرود و اشاره به غیرت منطقی و تعصب در امور مثبت و سازنده است.295
امام علی (ع) میفرماید:
«اگر قرار هست تعصبی داشته باشید این تعصب شما به خاطر اخلاق پسندیده، افعال نیک و کارهای خوب باشد».296
ضمناً از این حدیث بخوبی روشن میشود که ایستادگی سرسختانه برای طرفداری از یک واقعیت مطلوب، نه تنها تعصب مذموم نیست، بلکه میتواند خلاء روحی انسان را در پیوندهای نادرست جاهلی پرکند.297 در حدیثی از امام باقر (ع) میخوانیم که از آن حضرت درباره «تعصب» سوال کردند. ایشان فرمودند:
«تعصبی که انسان به خاطر آن گناهکار میشود این است که اشرار قومش را بهتر از نیکان قوم دیگر بداند، اما اینکه انسان قوم و قبیله خویش را دوست دارد عصبیت نیست، عصبیت آن است که انسان قوم و قبیله خود را در ستمگری یاری دهد.»298
امیر مومنان علی (ع) به هنگام انتقاد از بعضی از یاران سست عنصر و سرکش میفرماید:
«گرفتار مردمی شدهام که اگر فرمان دهم اطاعت نمیکنند و اگر دعوتشان کنم اجابت نمی‌کنند… آیا دین ندارید که شما را جمع کند؟ یا غیرتی که شما را به خشم آورد؟ (و به انجام وظائف وا دارد).»299
تعصب غالباً در همان معنی مذموم به کار رفته است، چنانکه امیر مومنان علی (ع) در خطبه «قاصعه» بارها روی این معنی تکیه کرده است؛ هنگامی که مردم را از تعصبات جاهلیت بر حذر می‌دارد، میفرماید:
«شرارههای تعصب و کینههای جاهلی را که در قلب دارید خاموش سازید که این نخوت و حمیت و تعصب ناروا در مسلمانان از القائات، نخوت و وسوسه شیطان است»300
دین اسلام مساله غیرت و تعصب را باطل معرفی نکرده و بلکه اصل آن را حفظ نموده است. زیرا غیرت ریشه در فطرت انسانی دارد و اسلام هم دین فطرت است. البته در جزئیات تعصب دخالت کرده و فرموده است آن قدر از غیرت و تعصب که مطابق با فطرت است حق میباشد ولی شاخ و برگی که اقوام به آن دادهاند باطل میباشد. مثلاً در طی زندگی مواقعی وجود دارد که شخص احساس میکند دیگران به منافع او تجاوز میکنند و رعایت احترام مقدسات (مثلاً اطفال و ناموس) او را نمیکنند و یا در صدد هستند آبروی او را بریزند و خاندان او را هتک حرمت نمایند، در اینجا است که باورهای دینی او را وادار به دفاع میسازد.
به عبارت دیگر لزوم دفاع از خود و از متعلقات خود حکمی است که فطرت، به گردن بشر انداخته است. البته نحوه بکار بردن این نیرو و اطاعت از این حکم فطرت به دو گونه میباشد: یکی به نحو شایسته یعنی بکارگیری تعصب و غیرت انسانی برای دفاع از حق خود و دیگری به نحو ناشایست و مذموم؛ یعنی خود عمل باطل باشد و برای حفظ باطل هم انجام گیرد که معلوم است در این صورت چه فساد و شقاوتی در پی دارد و چقدر امور زندگی را به هم میزند.301
بدون شک انسان به هر سرزمین یا قبیله و نژادی تعلق داشته باشد نسبت به آن عشق میورزد و این پیوند علاقه او با سرزمین و قوم و نژادش نه تنها عیب نیست بلکه عامل سازندهای برای همکاریهای اجتماعی او است. ولی اگر این امر از حدش بگذرد به صورت مخرب و گاه فاجعه آفرین درخواهد آمد و منظور از تعصب نژادی و قبیلگی که مورد نکوهش قرار میگیرد همین «افراط» است.
دفاع افراطی از قوم و قبیله و نژاد و وطن، سرچشمه بسیاری از جنگها در طول تاریخ بوده است و عاملی برای انتقال خرافات و زشتیها- تحت عنوان آداب و سنن قبیله و نژاد- به اقوام دیگر شده است.
این دفاع و طرفداری افراطی گاه به جایی میرسد که بدترین افراد قبیله در نظر او زیبا و بهترین افراد قبیله دیگر در نظر او زشت و شوم است و همچنین آداب و سنتهای زشت و زیبا و به تعبیر دیگر تعصب نژادی پردهای است از خود خواهی و جهل که برروی افکار، درک و عقل انسان قرار میگیرد و قضاوت صحیح را از کار میاندازد.
این حالت عصبیت در میان بعضی اقوام صورت حادتری دارد، از جمله گروهی از اعراب که به تعصب، معروف و مشهورند. تعصب عرب جاهلی تا آن حد بود که اگر قرآن بر غیر عرب نازل می شد هرگز به آن ایمان نمی آوردند.302
یکی از ریشههای تعصب، تکبر میباشد که نمونه بارز آن در داستان سجده نکردن شیطان بر آدم نمایان میشود. امام علی (ع) در این باره میفرماید: «ابلیس به خاطر اصل و ریشه خود بر آدم تعصب ورزید»303
امیرالمومنین در یکی دیگر از بیانات خود میفرماید: «اما توانگران از مرفهین امتهای گذشته به خاطر آثار نعمتها تعصب ورزیدند»304
تقلید اقسام مختلفی دارد که یک نوع از آن مذموم است و آن تقلید جاهل از جاهل میباشد که گاه عامل اصلی تعصب و غیرت ورزی نابجا میباشد. همچنین پیروی ناآگاهانه و دفاع افراطی از پدران و اجداد و شخصیتهای بزرگ قوم و قبیله، سرچشمه بسیاری از جنگها در طول تاریخ بوده است و عاملی برای انتقال خرافات و زشتیها- تحت عنوان آداب و سنن قبیله و نژاد- به اقوام دیگر شده است.
شهید مطهری در کتاب اسلام و مقتضیات زمان، جریان خوارج را اولین جریان جمودآمیز در ضربه زدن به اسلام معرفی میکند که در بستری سیاسی، بر اثر خلاهای فکری و معرفتی و فقدان عمق اندیشه و درک مفاهیم قرآنی شکل گرفت.305
همچنین ایشان، مولفههایی چون: نگرش محدود به اسلام، عدم شناخت نیازهای زمان، عدم پاسخگویی عمیق و فراگیر به سوالها و شبهات و حتی توقف در آنها و درجا زدن و شبیه سازی فرهنگ اسلام به فرهنگ کلیسایی قرون وسطی را از مولفههای ساختاری و بنیادین جهل، جمود، تحجر میداند.306
اگر جامعهای از مجموع افراد و گروههای متعصب که یکدیگر را قبول ندارند تشکیل شده باشد،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی ساختار وجودی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی غرب گرایی، روشنفکران، جهان اسلام، کشورهای اسلامی