پایان نامه با کلمات کلیدی عقد نکاح، زنان خانه دار، صحت معامله

دانلود پایان نامه ارشد

خداوند متعال و سنت پيامبر (ص) و روايات تاييد شده است.
1-2-1 : وجوب مهر در قرآن
قرآن کریم در آیاتی به تشریح ابعاد مختلف مهر و تعیین آن و وجوب مهر پرداخته است و همين توجه قرآن به مهر نشانة اهميت موضوع مهر در زندگي انسان است، ولی لفظ مهر عيناً در آن ذکر نشده است و با تعابیر متعددی چون: صداق، متاع، فریضه، اجر، نحله این حق مالی را معرفی کرده است.
آیه اول : خداوند متعال در سوره نساء آیه 4 می فرماید : « وءآتُوا النِّسآءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَهً فَاِن طِبْنَ لَکُمْ عَن شَیْءٍ مِّنْهُ نَفْسا‌ً فَكُلُوهُ هَنیئاً مَّریئاً »24. يعني : « و مهريه ي زنان خود را با رضايت كامل به ایشان بدهید اما اگر به طیب خاطر خویش چیزی از آن را به شما بخشیدند، حلال و گوارا بر شما خواهد بود.» واژه های صداق و نحله از این آیه اتخاذ گردیده که ظاهراً صریح ترین آیه در خصوص مهر می باشد. اضافه شدن لفظ (صدقات) به ضمیر« هن» نشان می دهد که حکم به وجوب پرداخت مهر در سنت ازدواج امری متداول بین مردم بوده است. آنها مقداری از مال یا هر شیء دارای مالیت را برای همسران خود مهر قرار می دادند. این مهر چیزی شبیه عوض برای بضع است آنگونه که در معامله عوض در مقابل معوض قرار می گیرد. طالب ازدواج طبق آنچه در میان مردم متداول است مرد است بنابراین مهر را نیز او می پردازد. زیرا که خریدار به همراه عوض برای خریدن کالا به فروشنده مراجعه می کند در هر صورت مستفاد از آیه شریفه: « وءآتُوا النِّسآءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَهً…» تأئید این سنت رایج در میان مردم است.
آیه دوم: خداوند در سوره نساء آیه 24 می فرماید: « ….فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِه مِنْهُنَّ فَئاتُوهُنَّ اُجُورَهُنَّ فَریضَة‌ً … »25. يعني: «…پس وقتي با زنان ازدواج موقت مي كنيد، واجب است مهريه آنان را پرداخت نمایید…»
آیه سوم : خداوند متعال در سوره بقره آیه 237 می فرماید : «وَ اِن طَلَّقْتُموُهُنَّ مِن قَبْلِ اَن تَمَسُّوهُنَّ وَ قَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَريضَةً فَنِصْفُ ما فَرَضْتُمْ …..»26 يعني: « و هرگاه زنان را قبل از آميزش طلاق داديد، نيمي از مهر آنان را به ايشان بپردازيد…» خداوند در اين آيات مهريه را بعنوان حق زن و تكليف مرد اعلام كرده و جاي ترديدي در وجوب آن باقي نمي ماند.
1-2-2 : وجوب مهر در روايات
روایات متعددی در خصوص ضرورت تعیین مهر در عقد نکاح و اهمیت آن و الزام موکد اخلاقی و حقوقی به پرداخت آن و برحذر داشتن مردان از بی توجهی به حقوق زنان و تضییع آن وارد شده است. که برای نمونه در ذیل به چند مورد اشاره می کنیم:
الف) وَ قالَ الصادق (ع) : «مَن تَزَوَّجَ إمرأة و لَم ينو أن يوفيها صداقَها فَهو عنداللّه عزَّوَجلّ زان»27 يعني: امام صادق (ع) فرمودند: «هركسي با زني ازدواج كند و تصميم داشته باشد كه مهريه او را نپردازد ، نزد خدا زنا كار است».
ب) قال رسول الله (ص) : «إنَّ اللّه ليغفر كُل ذَنب يوم القيامه إلّا مهر امرأهٍ . . . »28 يعني : پيامبر خدا (ص) فرمودند : «خداوند در روز قيامت تمامي گناهان را (ممكن است) ببخشد مگر سه گناه را كه يكي از آنان پرداخت نكردن مهريه زنان است…».
پ) از امام محمد باقر (ع) دربارة مردي سؤال شده كه با زني ازدواج نموده به شرط آنكه سوره اي از قرآن را بياموزد. حضرت فرمودند: «دوست ندارم با او آميزش كند مگر اين كه آن سوره را به او بياموزد يا چيزي به او بدهد»29.
ت) از امام محمد باقر (ع) آمده كه پيامبر به مردي كه طالب ازدواج با زني بود ولي مالي نداشت تا بعنوان مهر به او بدهد فرمودند: «آيا از قرآن چيزي ميداني؟ مرد گفت: آري، سپس پيامبر فرمود: شما را به ازدواج هم در مي آورم براساس آنچه از قرآن به نيكو مي داني، پس آن را به اين زن هم بياموز »30.
1-3 : كاركردها و آثار اقتصادي و اجتماعي مهريه
1-3-1 : مهريه مكمّل سهم الارث زوجه
مهريه مي‏تواند نقصان سهم زن از ارث را جبران نمايد. بر اساس قواعد فطري، سهم دختران از ارث والدين نصف سهم پسران است. برخي درتفسير و توجيه آن، به مسأله مهريه به عنوان مکمل سهم الارث دختران استناد کرده‌اند. شهيد مطهري ميزان سهم الارث زن را معلول وضع خاصي مي‌داند که زن از لحاظ مهريه، نفقه و غير آن دارد. وجوب پرداخت مهريه و نفقه زن از سوي مرد، موجب تحميل هزينه زندگي زن بر مرد مي‌شود و بنابراين از هزينه زندگي زن کاسته مي‌گردد31.
1-3-2 : مهريه وثيقه اي در مقابل طلاق
در نظام حقوقي اسلام، طلاق از اختيارات مرد است. بعضي از مفسرين، مهريه را وسيله كنترل تمايلات ناجوانمردانه و بر هم زدن زناشويي از سوي مرد عنوان كرده‏اند. با وجود اينکه عقد نکاح با رضايت طرفين منعقد مي‌شود، فسخ و انحلال آن مي‌تواند يک طرفه، يعني بصورت ايقاعي صورت گيرد. از اين رو عقد نکاح همواره در معرض تزلزل و فرو پاشي خواهد بود و اين الگوي تعامل حقوقي در قالب محوريت اراده بلامنازع مرد تجلي مي‌کند که خود موجب آثار رواني و اجتماعي، بويژه براي زنان مي‌شود. احساس نگراني زن از آينده موجب شده تا زنان از مهريه بعنوان عاملي در راستاي تعديل حقوقي مذکور و کاهش ميزان آسيب ‌پذيري خويش استفاده کرده و در صورت نياز از اين عامل، همانند اهرمي در کنترل زياده‌ خواهي‌هاي مرد و احياناً زورگويي‌هاي وي بهره جويد. بديهي است که التزام مرد به پرداخت مهريه، تا حدودي قدرت عمل و اختيار وي را محدود مي‌سازد و البته مهريه‌هاي سنگين اين امکان را به زن مي‌دهد که برخي از مطالبات خويش را برمرد تحميل کند و در روابط خانوادگي از موضع کاملاً انفعالي برخورد نکند32.
1-3-3 : مهريه بيمه اجتماعي و تامين آتيه زوجه
مهر مي‏تواند مخاطرات و مشكلات ناشي از بي‌توجهي‏هاي مرد به خواسته‏هاي مالي زن را جبران كند. يا در صورت جدايي، تا حدودي به استقلال مالي زن كمك نمايد. همانطور كه مي دانيم بعد از وقوع طلاق در اغلب موارد اين زن است كه متضرر مي شود و چيزهاي زيادي را از دست مي دهد كه جبران ناپذيرند و براي ادامه زندگي نياز به پشتوانه مالي دارد مخصوصاً براي زنان خانه دار كه پس اندازي ندارند و سهمي هم از سرمايه بدست آمده در دوران زناشويي نصيب آنها نمي شود مهريه مي تواند مشكلات مالي آنها را تا حدودي حل كند.
1-3-4 : مهريه مزد فعاليت‌هاي زوجه در دوران زوجيت
زن در دوران زندگي، فعاليت‏ها و فداكاري‌هايي مي‌كند كه غالباً به حساب نمي‏آيد و بهايي بابت اين كارها دريافت نمي‏كند. مهريه مي‏تواند پاداش مرد به خدمات زن در دوران زناشويي باشد33. گرچه فعاليت هايي كه زنان در دوران زوجيت انجام مي دهند مانند تربيت فرزندان و انجام كارهاي منزل قابل جبران با مبلغي پول نيستند ولي بعنوان پاداش باعث دلگرمي زن در ادامة زندگي مشترك مي شود چون زن بدليل انجام اين كارها موقعيت كار كردن در خارج از محل زندگي و كسب درآمد براي خود را از دست داده و راه را براي كار كردن شوهر خود هموار نموده، پس مرد هم مي تواند با پرداخت مهريه اين زحمات را جبران كند .
1-4 : موضوع ، شرايط و ميزان مهريه
قانون مدني ايران در مواد 1078 الي 1101 به مهريه اختصاص دارد ، در بحث مهريه موضوع، شرايط و ميزان آن قابل بررسي مي باشد كه در ذيل به آنها مي پردازيم :
1-4-1 : موضوع مهر
طبق ماده 1078 قانون مدني هر چيزي كه داراي ارزش اقتصادي باشد و به آن مال گفته شود و قابل تملك باشد مي تواند مهر قرار گيرد، يا به عنوان قاعده مي توان گفت: هرچه به مالكيت انسان درآيد ممكن است مهر قرار داده شود، خواه موضوع آن در عالم خارج موجود باشد يا مانند حق اختراع و سرقفلي ارزش آن اعتباري يا راجع به ابتكار و ابداع فكري باشد. پس چيزهايي که به عنوان مهر قرار مي گيرند ممكن است : عين معين باشد (مانند خانه معين) يا كلي (مانند چند خروار گندم) يا دين باشد (مانند چك و سفته)و نيز ميتواند حق مالي (مانند حق تأليف) يا منفعت (مانند آموختن علم يا منافع باغ) يا انجام دادن كار معين (مانند ساختن خانه) باشد . به نظر مي رسد برداشت قانون گذار از متون ديني در وضع ماده 1078 قانون مدني مبني بر اينكه هر چيزي را كه ماليت داشته باشد مي توان مهر قرار داد برداشت صحيحي باشد، در روايات و متون فقهي مناطي را براي درنظر گرفتن هر عين يا منفعتي بعنوان مهر قرار داده اند و آن عبارتست از اين كه مهريه نبايد چيز حلالي را حرام و حرامي را حلال نمايد34.
1-4-2 : شرايط مهر
قراردادي كه زن و مرد در مورد مهر مي بندند يك قرارداد تبعي است ، يعني قراردادي است راجع به مال كه جدا از اصل نكاح ولي تابع عقد اصلي يعني عقد نكاح مي باشد و براي همين شرايط اساسي صحت معاملات بايد در مورد اين قرارداد رعايت شود35، پس چيزي كه بعنوان مهر تعيين مي شود بايد داراي شرايط عمومي مورد معامله بشرح زير باشد :
1-4-2-1: ماليت داشتن
يعني داراي ارزش داد و ستد اقتصادي باشد و بتوان آن را در يك قرارداد معوض بعنوان عوض قرار داد و مالي را در عوض آن دريافت كرد. ماده 1078 قانون مدني در اين باره مي گويد: «هر چيزي را كه ماليت داشته و قابل تملك باشد ميتوان مهر قرار داد». بنابراين نتيجه مي گيريم يك حبّه گندم و چوب كبريت سوخته و هوا و مانند آن را به دليل نداشتن ماليت نمي‌توان مهر تعيين كرد.
1-4-2-2 : قابل تملک بودن
زن بايد بتواند مهريه را تملك كند، پس اموال و مشتركات عمومي و موقوفات را نمي توان بعنوان مهر تعيين كرد و همچنين اموالي را كه بعلت بازداشت بودن يا بعلت متعلق بودن حق غير نمي توان تملك نمود را نيز نميتوان مهر قرار داد مگر با رضايت ذيحق يا طلبكار قانون مدني ما نيز در قسمت دوم ماده 1078 قانون مدني در مورد قابل تملك بودن صراحت دارد. در ضمن ترديدي وجود ندارد كه قابل تملك بودن در تمامي اموال مي تواند صدق پيدا كند چه عين باشد چه دين چه معين باشد يا كلي يا منفعت و غيره بنابراين اموال عمومي مانند معادن و صحراها يا عضوي از بدن فرد يا اماکن عمومي مانند پارك ها و گورستانها و جاده ها قابليت تعيين شدن بعنوان مهريه را نخواهند داشت.
1-4-2-3 : معلوم بودن
طبق ماده 1079 قانون مدني: «مهر بايد بين طرفين تا حدي كه رفع جهالت آنها بشود، معلوم باشد.» معلوم بودن يعني مقدار و جنس و وصف آن مشخص باشد، معلوم بودن گاهي بوسيله وزن كردن گاهي با مشاهده و گاهي با عدد يا مساحت مشخص مي شود، پس مقدار غير مشخصي از يك قطعه زمين يا تعداد نامعلومي از كالايي در يك مغازه را نمي شود بعنوان مهر تعيين كرد. البته مشهور فقهاي اماميه با اين كه اگر علم اجمالي به مورد مهر براي طرفين حاصل شود مهر صحيح مي باشد موافقند مثلاً اگر يكباب خانه را مهر تعيين كنند لازم نيست حتماً خصوصيات كامل آن ذكر شود و مي توان حد وسطي را براي تسليم خانه به زن تعيين كرد ولي بعضي ديگر هم با اين امر مخالفند و عقيده دارند اگرچه جنس مشخص است ولي چون تنها با معلوم بودن جنس مهريه رفع جهالت نمي شود مهر باطل است.
1-4-2-4 : قدرت بر تسليم
شوهر بايد قادر به تسليم مالي باشد كه بعنوان مهريه زن تعيين مي شود ، اين شرط را از متن ماده 348 قانون مدني استنباط مي نماييم. در نتيجه ماهي شناور در دريا يا پرنده در حال پرواز در آسمان را نمي توان مهر قرار داد. ولي اگر مالي را كه شوهر قادر به تسليم آن به زن نيست، زن خود قادر به قبض آن باشد مي تواند مهر قرار گيرد. مثلاً قطعه طلايي كه در دريا غرق شده و دست نيافتني است را نمي شود مهر قرار داد، البته اگر خود زن بواسطه غواص بودن قادر به تسلّم باشد و بتواند آن طلا را از ته دريا در بياورد مهر قرار دادن آن صحيح است .
1-3-2-5 : معين بودن
اين شرط هم از ماده 190 قانون مدني استنباط گرديده ، چون در اين ماده معين بودن يكي از شرايط اساسي صحت معامله مي باشد و چون مهر هم از جهاتي تابع احكام معاملات است، پس بايد معين باشد يعني بين دو يا چند چيز مردد نباشد و بين شك و ترديد واقع نشود. مثلاً يك اتومبيل از 5 اتومبيل موجود در نمايشگاه به شكل مردد نمي تواند مهر قرار گيرد .
1-4-2-6 : منفعت عقلائي و مشروع
اين شرط به صراحت در قانون در مورد شرايط مهر ذكر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی عقد نکاح، احساس امنیت، قواعد عمومی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی ضمن عقد، فقه و قانون، قانون مدنی