پایان نامه با کلمات کلیدی عزت نفس، عاطفه منفی، خودکارآمدی

دانلود پایان نامه ارشد

ساعات مطالعه‌شان را با انجام دوره‌هاي دقيق و هماهنگ و متناوب از مسامحه و با شتاب و قدرت يادگيري، به حداکثر اثربخشي مي‌رسانند.
مورالز(2011) اظهارکرده است که اهمال کاری ، یادگیری با شتاب و آمادگي براي امتحان و غوطه‌ور شدن در جريان مطالعه82 و در اوج فرايند مطالعه قرار گرفتن را افزايش مي‌دهد.در اوج جريان مطالعه قرار گرفتن -که به عنوان شمول کلي در يک فعاليت و صرف تمام توجه و منابع فرد بطور کامل روي انجام کار تعريف مي‌شود- از طريق افزايش سطوح چالش‌انگيزي تکاليف سطوح بالاتري از عملکرد را از فرد درخواست مي‌کند . اهمال کاری از طريق چالش برانگيز کردن و افزايش تجارب در اوج و جريان مطالعه قرار دادن کارآمدي شناختي را بهبود مي‌بخشد و شکلي انطباقي مي‌يابد. همانطور که ذکرشد تأثير اهمال کاری بر عملکرد به چالش‌برانگيزي آنها مرتبط است. اگر تکاليف به حد کافي چالش‌ برانگيز باشد، قر ار دادن فشارهاي زماني توسط ضرب‌العجل‌ها مي‌تواند با افزايش احساس کفايت فرد بر عملکرد فرد تأثير مثبت نيز داشته باشد .در حقيقت اين حالت در اوج مطالعه قرار داشتن به علت تطبيق يافتن ميان سطح چالش ‌برانگيزي و مهارت‌هاي فرد روي مي‌دهد.
بطور مشابه )پري83 2008، به نقل از مورالز، 2011) در سودمندي‌هاي اهمال کاری بحث مي‌کند و با ذکر اهمال کاری ساختار يافته آن رايک نوع استراتژي در جهت برنامه‌ريزي براي استفاده کارآمد از زمان و سازمان دهي اهداف مي‌داند. مورالز( 2011) معتقد است اهمال کاری به معناي هيچ کاري انجام دادن نيست بلکه آنها در اين فاصله وظايف و تکاليفي که در اولويت‌هاي پايين‌تري قرار دارند را انجام مي‌دهند. بر اين اساس دو نوع اهمال کاری سازگارانه و ناسازگارانه وجود دارد.
تيک و با یوميستر84 (1997) با مقايسه افراد اهمالکار و غير اهمالکار برخي از سودمندي‌هاي اهمال کاری را اين‌گونه بيان کرد: اهمال کاران در کوتاه مدت وضعيت سلامت بهتر و استرس کمتري را نسبت به غير اهمال کاران گزارش مي‌دهند. در نتيجه اهمال کاری به عنوان يک استراتژي مقابله‌اي جهت کاهش و تنظيم هيجانات و عواطف منفي در کوتاه مدت عمل مي‌کند تا بدان وسيله فرد احساس بهتري داشته باشد.
بنابراين اهمال کاری لزوما روي تکاليف عملکردي اثر منفي ندارد، به خصوص اگر اهمال کاری به جهت جمع‌آوري اطلاعات و برنامه‌ريزي باشد (کنوس، 2000، به نقل از استیل،2007). از طرف ديگر بعضي از اهمال کاران ادعا مي‌کنند در آخرين لحظات از زمان تعيين شده مي‌توانند بصورت مطلوبي وظايف خود را تکميل کنند و حتي تحت فشار زماني ايده‌هاي خلاقانه بيشتري بوجود مي‌آورند (مورالز، 2011). در نتيجه مي‌توان دو نوع اهمال‌کاري را از يکديگر متمايز کرد.
در تبيين اين يافته‌‌ها چو و چوی (2005) بيان کردند که اهمال کاری صورت‌هاي مثبتي نيز دارد. آن‌ها 2 نوع متفاوت از اهمال کاران را مشخص کردند 1ـ منفعل 2ـ فعال
برحسب عقايد خود کارآمدي، جهت‌گيري انگيزشي، استراتژي‌هاي مقابله‌اي و پيامدها مي‌توان 2 نوع اهمال کاران فعال و منفعل را تفکیک نمود که اين دو گروه از نظر شناختي با يکديگر تفاوت دارند. اهمال کاران فعال تمايلي به اهمال کاری ندارند ولي منفعلان به عمد اهمال کاری مي‌کنند. هنگام فرا رسيدن لحظات آخر زمان تعيين شده اهمال کاران منفعل به علت احساس خودکارآمدي پايين و عدم اطمينان به خود احساس فشار و نابسندگي مي‌کنند که احتمال اضطراب و افسردگي و در نهايت شکست در انجام تکاليف را افزايش مي‌دهد. ولي اهمال کاران فعال در اين لحظات احساس برانگيختگي و چالش‌انگيزي و خودکارآمدي مي‌کنند (استيل، 2007). در زمينه خودکارآمدي نيز برخلاف منفعلان اهمال کاران فعال مانند غير اهمال کاران عقايد نيرومندي در حيطه خودکارآمدي دارند و آنان عمداً بعضي تکاليف را به تأخير مي‌اندازند تا تکاليف ضروري‌تري را انجام دهند (چو و چوی، 2005).
در نوع منفعلانه فرد انجام تکاليفش را به علت ناتواني در تصميم‌گيري و اجراي آن در زمان مقرر و تعيين شده، به تأخير مي‌اندازد. برعکس اهمال کاران فعال به اين علت از انجام تکاليف طفره مي‌روند چون کار کردن تحت فشار زماني در آخرین لحظات زمان تعيين شده، برایشان لذت‌بخش تراست، و نتايج مطلوب ‌تري کسب مي‌کنند (‌‌هارینگتون، 2005).اين گروه شيوه‌هاي مقابله ، عملکرد و استعدادهايي مشابه با افرادي که اهمالکار نيستند نشان مي‌دهند (مورالز، 2011).
در اهمال کاران فعال بر خلاف منفعلان با توجه به سطوح بالاي خودکارآمدي ادراک شده و واکنش‌هاي واقع‌گرايانه آنها در رويارويي با مشکلات و عوامل استرس‌زا (اينکه مي‌توانند شرايط را بهبود بخشند) جهت‌گيري مقابله‌اي تکليف (مسأله) مدار است. اهمال کاران منفعل به جاي درگير شدن و رويارويي با مشکلات به رفتارهاي اجتنابي و خود ناتوان‌سازي رو مي‌آورند در نتيجه ممکن است حواسشان را با تکاليف نامربوط و ناچيز پرت کنند، ناله و غرولند و مدام شکايت کنند و يا از تکميل تکاليف چشم‌پوشي کنند (فراري و تيک، 2000).
درک و استفاده از زمان: بين اهمال کاران منفعل و فعال در اين زمينه نيز تفاوت وجود دارد. اهمال کاران فعال مشابه غيراهمال کاران درک واقع ‌بينانه‌اي از زمان و کنترل بيشتري بر آن دارند ولي منفعلان در تخمين زمان لازم جهت انجام تکاليف شکست مي‌خورند (بلان85 و پیچل، 2005).
در زمينه انگيزش اهمال کاران منفعل انگيزه دروني و بيروني کمتري دارند ولی فعالان انگيزه دروني کمتر و انگيزه بيروني بيشتري دارند چون جهت‌گيري آنان به سمت دريافت امکانات و حداکثر سودمندي در حداقل زمان ممکن است که اين بيشتر با انگيزه بيروني صدق مي‌کند. در نتيجه اهمال کاری فعال يک پديده چند بعدي شامل اجزاي شناختي (تصميم به تأخير انداختن) عاطفي (تمايل به کار تحت فشار) و رفتاري (تکميل تکاليف با تأخير) و نتايج متفاوت است.به بیان دیگر بين اين دو گروه تفاوت‌هاي بنيادي رواني و پيامدهاي متناوبي مورد انتظار است (چو و چوی، 2005). دراین پژوهش اهمال کاری از نوع منفعل مورد هدف است.

سبک‌‌های مقابله ای اهمال کاری
بنا بر رویکردهای شناختی، خودارزشی و نه عدم تحمل شکست علت اصلی اهمال کاری است. برای برخی افراد مسائل مربوط به خود و برای برخی عدم تحمل تکالیف ناراحت کننده اهمیت دارد (فراری،1991). ترس از شکست در حالی که که فرد آنرا به عنوان عدم کفایت خود تصور ‌مي‌‌کند باور ناکارآمدی هست که ‌مي‌‌تواند منجر به اضطراب شود و به دنبال آن مشکل عدم تحمل اضطراب بروز ‌مي‌‌کند. در نتیجه ‌مي‌‌توان به این نتیجه رسید که خودارزشی و نه فقط عدم تحمل شکست علت اصلی اهمال کاری است (فراری،1994). عمده‌ترین تئوری ذکر شده درباره اهمال کاری بیانگر آن است که خود ارزشمندی اهمال کاران تنها با عملکرد فرد در انجام تکالیف تعیین ‌مي‌‌شود (فراری و همکاران، 1994).
ممکن است تصور شود که اضطراب ‌مي‌‌تواند به عنوان انگیزه ای جهت کار عمل کند ولی در مورد اهمال کاری اضطراب خود به وجودآورنده مشکل است. (روزنبت و فراست86،1990، به نقل از میلگرام و همکاران، 1998). اضطراب منجر به این ‌مي‌‌شود که وظایفی که نیازمند تلاش بیشتری هستند ملال آور و تهدید آمیزتلقی شوند ( مک کوئن و جانسون، 1999 ؛میلگرام و همکاران، 1998).
اين تبيين از اهمال کاری در مدل ارزيابي اجتناب ـ اضطراب87 اثبات مي‌شود.این مدل بیان ‌مي‌‌کند که در شرايطي که افراد موقعيت موجودشان را تهديدآميز ادراک کنند و منابع موجود براي رويارويي با اين تهديد را ناکافي و نامناسب تشخيص دهند، واکنش اضطرابي همراه با استرس به آن نشان مي‌دهند و سعي مي‌کنند از موقعيت بگریزند. در شرايط اهمال کاری اين فرار به معني فروگذاري کارها و انجام تکاليفي است که مي‌تواند اضطراب را فراخواند. اين اجتناب موقت اضطراب را کاهش مي‌دهد .درنتیجه اين الگوي رفتاري توسط چنين تقويت منفي حفظ و استمرار مي‌يابد (ميگرام و همکاران، 1998، به نقل از استیل، 2007). در چنين شرايطي فرد با پرت کردن حواس خود توسط فعاليت‌هاي خوشايند از فشارهاي هيجاني مي‌گريزد. اين نوع رفتار اگر به صورت پايدار ادامه يابد و به حل مسأله منجر نشود تأسف براي فرد را به همراه دارد چون در اولويت‌هاي فرد جايي نداشته است(سیلور، سابینی88،1981،به نقل از ون ارد، 2000).
محققان از اين اظهارنظر که اجتناب يک انگيزه اصلي براي اهمال کاری است حمايت مي‌کنند(فراري و پاتل،2004). در نتیجه اهمال کاری را ‌مي‌‌توان به عنوان يک مکانيسم مقابله ای ناسازگارانه در نظر گرفت که هدف آن اجتناب از تهديد به صورت موقت براي حفظ بهزيستي فرد در کوتاه مدت است. در اين صورت اهمال کاری ‌مي‌‌تواند يک استراتژي مقابله‌اي هيجان‌مدار يا اجتنابي به خصوص در افرادي که به عنوان مشکل گريز شناخته ‌مي‌‌شوند،تبیین شود که از عزت‌نفس فرد در رويارويي با تکاليف آزارنده حمايت مي‌کند (فراري و همکاران،1995). چون فرد تصور مي‌کند شکست یا کمبود پيشرفت در يک تکليف سطوح مهارت‌هاي ضعيف او را منعکس مي‌کند و در نتیجه آن را تهدیدی برای عزت نفس خود درمقابل دیگران ‌مي‌‌پندارد (دایزمورالز و همکاران، 2008).
تحقيقات نشان مي‌دهد که اهمال کاران بيشتر سبک‌هاي مقابله‌اي اجتنابي را جهت مقابله با عوامل و شرايط استرس‌زا بکار ‌مي‌‌برند (سایروس و همکاران،2003). پاسخ‌‌های مقابله ای افکار، احساسات و اعمالی را تشکیل ‌مي‌‌دهد که فرد برای رویارویی با موقعیت‌‌های مسأله‌زا که در زندگی روزمره و در شرایط ویژه با آن مواجه ‌مي‌‌شود به کار ‌مي‌‌بندد(فراید نبرگ89،1996، به نقل ازخالیچی، 1384).
هنگامي‌که افراد با شرايط تهديدآميز روبه‌رو مي‌شوند به هر طريق سعي در دور شدن از اين رنج و تهديد دارند. به عبارت ديگر سه نوع استراتژي مقابله‌اي متفاوت واکنش نشان مي‌دهند:
1ـ راهبرد مقابله‌اي تکليف مدار (يا مسأله مدار)که فرد با تمرکز بر روي علت مسائل به صورت خيلي فوري استرس ‌را کاهش مي‌دهد 2ـ استراتژي مقابله‌اي هيجان‌مدار که شامل کاهش و تنظيم فشار هيجاني ايجاد شده بوسيله استرس‌هاست 3ـ جهت‌گيري مقابله‌اي اجتنابي که شامل ناديده گرفتن علت حقيقي يک مشکل و منحرف کردن حواس با فعاليت‌هاي خوشايندتر است (لازاروس و فولکمن90،1993، به نقل از الکساندر و همکارن، 2007).
بين ارزيابي فرد از توانایی‌‌های خود، موقعيت‌ها، منابع در دسترس، تجارب و انتخاب نوع واکنش مقابله‌اي ارتباط وجود دارد. چنانچه افراد شرايط را تهديدآميز و غيرقابل کنترل و آسيب‌رسان ادراک کنند و خود را فاقد منابع مقابله‌اي کافي و مناسب جهت رويارويي با اين شرايط بدانند به صورت هيجاني و اجتناب از موقعيت واکنش نشان مي‌دهند و بالعکس چنانچه با ارزيابي توانایی‌‌ها، امکانات و منابع موجود و در دسترس‌شان موقعيت را چالشي قابل کنترل درک کنند، تلاش مي‌کنند تا با استفاده از راهبردهاي مؤثر و انطباقي با چالش‌ها درگير و روبه‌رو شوند و مشکلات را برطرف کنند و يا با موقعيت‌ها کنار بيايند (لازاروس و فولکمن،1993، به نقل از خالیچی،1384).
رويکردهاي سازگارانه مقابله‌اي شامل ارزيابي مثبت و فعالانه در رويارويي با علت استرسها مي‌باشد و سعي در برطرف کردن آنهاست. درحاليکه مقابله اجتنابي شامل عدم پذيرش و انکار شرايط موجود و يافتن منابع ديگري از خودکامبخشي است (الکساندر و همکاران، 2007).
عزت نفس بالا، مقابله موثر را تسهیل ‌مي‌‌کند و مقابله هیجانی به ویژه آنهایی که شامل اجتناب ، سرزنش و برون ریزی هیجانی است با عاطفه منفی و عزت نفس پایین و سازگاری ضعیف در ارتباط است .بنابراين سطوح خودکارآمدي و عزت نفس افراد مشخص مي‌کند که چه نوع استراتژي مقابله‌اي استفاده کنند (الکساندر و همکاران، 2007).
نمودار 3-2. اهمال کاری و باورهای شناختی ناکارآمد
باورهای ناکارآمد شناختی(عدم تحمل مشکلات ،عدم کفایت وخودکارآمدی وعزت نفس پایین…. در موقعیت‌‌های چالش برانگیز)
اضطراب ناشی از شکست و آسیب به عزت نفس اجتناب از موقعیت و اهمال کاری در انجام کار

تیک و باومیستر91(1997) اهمال کاری را یک

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی یشرفت تحصیلی، عملکرد تحصیلی، پیشرفت تحصیلی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی خودکارآمدی، خودکارآمدی تحصیلی، باورهای خودکارآمدی