پایان نامه با کلمات کلیدی عرفان و تصوف، عدل و انصاف

دانلود پایان نامه ارشد

ابن‌اسفنديار در اين زمينه نيز مي‌نويسد: ” (رضا بن‌هادي) بدان طرف (ديلم) عدل و انصاف پيش گرفت مردم هزار سف را باز مي‌گذاشتند پيش او آمده…”1035 هزار سف از حاکمان اسماعيلي مذهب يکي از مناطق ديلم، مقبوليت رو به رشد رضا بن‌هادي در بين مردم ديلم را برنتافت از اين‌رو با وي در گير شد و او را به قتل رساند. 1036مرگ رضا بن‌هادي توسط هزارسف، شاه اردشير اصفهبد مازندران را خشمگين ساخت از اين‌رو به جنگ هزار سف رفت و او را از ديلمان متواري کرد.1037
3-1-44- حکومت امير ابوطالب ثائري (م 615ق) در گيل وديلم
امير ابوطالب بن‌يوسف بن‌سليمان بن‌عقيل بن‌اسماعيل بن‌حسن بن‌جعفر (الثائر في الله اول) بن‌محمد بن‌حسين بن‌علي بن‌حسن بن‌علي بن‌عمر اشرف بن‌امام زين العابدين (ع) ملقب به “ظهير الدين” مدتي امارت گيلان را در دست داشته است. در سال 607ق يوسف بن‌ابي الحسن گيلاني در نامه‌اش به عمران بن‌حسن يمني از او ياد کرده است. که سپس عمران بن‌حسن در ذيل نامش افزوده “او مردي نيکو، عالم، بوده است و در سال 615ق توسط اسماعيليان کشته شد.”1038 پدر بزرگ وي سليمان بن‌اسماعيل ثائري يکي از مخالفين سرسخت ابوطالب اخير (م520ق) به شمار مي‌رفت.1039 بنا به گزارش عمران بن‌حسن يمني او در سال 615ق به دست اسماعيليان نزاري به قتل رسيد.
3-2- دوره افول سياسي تشيع در گيل و ديلم (از قرن هفتم تا پيدايش آل‌کيا)
همانطور که قبلا اشاره شد تحرکات سياسي و اجتماعي شيعيان پس فرو پاشي حکومت علويان در طبرستان در سال 316ق در نواحي گيل وديلم محدود شد. و آنها تا ابتداي قرن هفتم به فعاليت‌هاي سياسي و فرهنگي خود در آن مناطق ادامه دادند. و تقريبا به مدت سه قرن حيات سياسي و اجتماعي گيل وديلم را تحت سلطه خود نگه داشتند. اما در نيمه دوم قرن ششم به تدريج قدرت نمايي آنان به رو به ضعف گراييد. و در اوائل قرن هفتم اين سستي، شتاب بيشتري به خود گرفت. و تا پيدايش حکومت زيدي آل کيا در سال 763ق نيز ادامه پيدا کرد. لازم به تذکر است که در اين دوره هيچگاه علويان شيعي و مذهب زيديه از بين نرفت بلکه اوج قدرت نمايي و فعاليت‌هاي سياسي آنان تضعيف گرديد. تا جاييکه منابع تاريخي نيز از اين دوره کمتر سخن به ميان آورده‌اند. در ادامه به فعاليتهاي زيديه و علويان شيعي در بازه زماني ياد شده مي‌پردازيم.
3-2-1- ارتباط شيعيان گيل وديلم با شيعيان يمن
در اين دوره که از قدرت و نفوذ علويان و شيعيان زيدي در گيل وديلم کاسته مي‌شد. روز به روز علويان در يمن قدرتمندتر و نيرو مندتر مي‌شدند.از اين‌رو روابط شيعيان گيل و ديلم با زيديان شيعي مذهب يمن افزايش يافت. ودر سايه اين ارتباط بسياري از عالمان و نيز ميراث علمي شيعيان گيل و ديلم به سرزمين يمن منتقل شدند. حتي در اين دوره عده‌اي از امامان يمن دامنه دعوت خود را به مناطق گيل وديلم گسترش دادند. در ادامه به جنبه‌هاي مختلف اين ارتباط اشاره خواهيم کرد.
3-2-1-1- دعوت امام منصوربالله يمني در بين شيعيان گيل وديلم
عبد الله بن‌حمزه ملقب به المنصوربالله يکي از برجسته‌ترين و قدرتمندترين امامان زيديه يمن به شمار مي‌رود. که از سال 594ق تا 614ق زعامت شيعيان زيدي يمن را بر عهده داشته است.1040 امامت منصور بالله يمني در يمن تقريبا با تضعيف علويان زيدي مذهب در گيل و ديلم روبرو شده بود. از اين‌رو او بسيار تلاش مي‌کرد تا در اين برهه حساس امامت خويش را در گيل وديلم گسترش دهد. تا به نوعي از فرو پاشي جامعه زيديان آن سامان جلوگيري به عمل آورد. البته بايد تاکيد شود که امامت امامان زيدي گيل وديلم در يمن و يا برعکس، تا بيش از امامت منصور بالله از سابقه‌اي محدود برخوردار بوده است. زيديان يمن پس از مرگ ناصر اطروش به اتفاق امامت وي را پذيرفتند. هرچند از پذيرش امامت ناصر اطروش در زمان حياتش در يمن اطلاعي در دست نيست. پس از ناصر نيز برخي از يمني‌ها به امامت ابوطالب اخير گيلاني گردن نهادند. از امامان يمني تا قبل از اين دور تنها متوکل علي الله احمد بن‌سليمان (م 566ق) به طور غير رسمي در گيلان دعوت به سوي خويش را آغاز نمود.1041 البته در اين راه ناموفق بود. به هر روي منصور بالله به طور گسترده برنامه ترويج امامت خود را در گيل و ديلم متمرکز نمود. او در 603ق يکي از شاگردان دانشمند خود به نام قاضي محمد بن‌اسعد يمني1042 را به منظور دعوت امامتش روانه گيلان و ديلمان نمود.1043 ظاهرا در همان ايام داعي ديگري به نام محمد بن‌قاسم بن‌نصير را نيز رهسپار گيل و ديلم کرد.1044 يوسف بن‌ابي الحسن گيلاني آغاز دعوت وي در گيلان را در سال 605ق بيان مي‌کند.1045 احتمالاً در اين زمان دعوت داعيان او پس از تاخيري دو ساله علني شده است. نمايندگان منصور بالله به امور ديني مانند اجراي حدود و احکام شرعي در گيل و ديلم توجه جدي نشان دادند.1046 احتمالاً داعي محمد بن‌اسعد در مدت حضورش در گيلان مسائل فقهي را به طور مکاتبه از منصور بالله پرسش نموده است که بعدها به مسائل محمد بن‌اسعد مشهور شده است.1047 اين دو داعي، تا سالها پس از مرگ منصور بالله (م614ق) در گيل و ديلم حضور داشتند و در سال 647ق در آنجا در گذشتند.1048 مردم گيل و ديلم بر اثر تبليغات ديني آن دو داعي، امامت منصور بالله را پذيرفتند. ظاهرا او علاوه بر نمايندگان ديني اش، کار گزاراني را نيز در گيل وديلم منصوب کرد.1049 در آن مناطق خطبه به نام وي خوانده مي‌شد و اموال فراواني نيز براي او به يمن ارسال مي‌شد. مقريزي در اين زمينه مي‌نويسد: “دعوت منصور بالله در گيل و ديلم فراگير شد. مردم آن نواحي به ملاقات وي مي‌رفتند. آنها اموالي را به همراه حجاج عراقي براي او فرستادند که اين موضوع خليفه عباسي را آشفته نمود”1050 منصور بالله با مردم و نيز حکمرانان گيل و ديلم با مکاتبه در ارتباط بوده است. او دو نامه به سالوک بن‌فيلواکوش حاکم زيدي مذهب گيلان نگاشت و ايشان را با تعابيري چون “الملک المعظم و المعاذ المکرم، ولي الذريه الزکيه و سيف العتره الطاهره المرضيه و سلطان العصابه الزيديه و عمده الفرقه الموحده و نقمه الله المنزله علي المشبهه والملحده و سائر الفرق الباغيه المتمرده شمس الدين، نظام المسلمين عاضد امير المومنين: سالوک بن‌فيلواکوش”1051 مي‌ستايد. همچنين وي را به داشتن تقوا و عدالت و نيز گرامي داشتن زيديان سفارش مي‌نمايد.1052 منصور بالله در دو نامه‌اي که در جواب نامه‌هاي اهالي گيلان نوشته بوده است آنها را در پايدار بودن در دين و مذهب توصيه کزده و نيز آنان را در جريان برخي از تحولات يمن قرار مي‌دهد.1053
3-2-1-2- مهاجرت عالمان شيعي گيل و ديلم به يمن
در سده‌هاي پيشين هماره زيديان يمن و گيل وديلم با يکديگر رفت آمد داشتند. به عنوان نمونه در سال 500ق عبدالله بن‌علي عنسي از عالمان يمن به لاهيجان آمد و برخي از کتاب‌ها را در نزد علماي آن شهر فرا گرفت.1054 در همين قرن محمد بن‌عيسي عراقي از گيل وديلم به يمن عزيمت کرد و در آنجا عده‌اي از فرهيختگان يمني از او بهره‌مند گرديدند.1055 اما در قرن هفتم به دليل افول حوزه‌هاي علمي در گيل وديلم روند مهاجرت دانشمندان گيل و ديلم به سوي يمن رو به فزوني نهاد. عالمان مهاجر به يمن در عرصه‌هاي علمي آن سامان بسيار تاثير گذار بوده‌اند. اکنون به برخي از اين دانشمندان مهاجر اشاره خواهيم کرد.
3-2-1-2-1- محمود بن‌علي بن‌باش ديلمي
او از دانشمندان بزرگ زيديه به شمار مي‌رفت که در قرن 7ق براي ديدار با امام ابوطير احمد بن‌حسين يمني (م 656ق) عازم يمن گرديد.1056
3-2-1-2-2- علامه عبدالمنصور گيلاني
او نيز از عالمان صاحب نام محسوب مي‌شد وي نيز به همراه محمود بن‌علي بن‌باش ديلمي براي ملاقات با امام ابوطير احمد بن‌حسين از گيل و ديلم رهسپار يمن گرديد.1057 از سرنوشت آندو در يمن اطلاعي در دست نيست.
3-2-1-2-3- يوسف بن‌حسن ديلمي
يوسف بن‌حسن بن‌ابي القاسم المرقاني (المرکاني) ديلمي، نويسنده کتابهاي “سمط الدرر
شرح التحرير”، “عمده الوالي”، “سيره الائمه” و نيز پدر شهر دوير (دبير) بن‌يوسف از عالمان برجسته زيديه، در قرن هفتم به يمن مهاجرت نمود. او در بين قبيله بکيل از دنيا رفت و در آنجا به خاک سپرده شد.1058 دانسته نيست که آثارش را در يمن به رشته تأليف در آورده و يا از ديلم به ديار برده است.
3-2-1-2-4- ابوالفتح بن‌مدافع ديلمي
ابوالفتح بن‌حسين مشهور به ابوالفتح بن‌مدافع ديلمي از تبار امام حسن مجتبي (ع) از دانشمندان نامدار ديلم که ابن‌ابي‌الرجال (م1092ق) رجال شناس شهير زيديه او را با تعابير “السيد العالم المتکلم فريد الصفات مرجع العلماء في المشکلات و مفزعهم في المعضلات” مي‌شناساند.1059 وي در قرن هفتم از ديلم به يمن عزيمت نمود و در آن سامان ادعاي امامت کرد و مردم را به سوي خويش فرا خواند.1060 از سر انجام کار او چيزي نمي‌دانيم.
3-2-1-2-5- حمزه بن‌محمود گيلاني
حمزه بن‌محمود عجمي گيلاني از فقهاء گيلان در قرن هفتم به يمن مهاجرت کرد و در جوار مرقد امام منصور بالله يمني سکني گزيد.1061 او در زمره عالماني به شمار مي‌رود که امامت ابوطير المهدي احمد بن‌حسين را مورد تاييد قرار داد.1062
3-2-1-2-6- محمد بن‌حسن ديلمي
محمد بن‌حسن زيدي ديلمي از انديشمندان برجسته زيديه به شمار مي‌رود. وي ظاهرا در اواخر قرن هفتم از ديلم به سوي يمن مهاجرت کرد.1063 ديلمي کتابهاي مانند کتاب “قواعد عقائد آل محمد” را در تقويت مذهب زيديه به رشته تحرير در آورد. او در صنعاء يمن کتاب “فضل زيد بن‌علي علي سائر الانام” را نوشت.1064 ديلمي گرايش تصوف را در يمن گسترش داد و کتابهاي “الصراط في علم الطريقه” و “التصفيه في علم الطريقه” وي مبناي سير و سلوک صوفيان زيدي يمن قرار گرفت. از اين‌رو نويسندگان يمني او را با عناويني چون جنيد زمان و فضيل دوران و شيخ طريقه نبويه توصيف مي‌نمايند.1065 ديلمي سر انجام در سال 711ق در راه مکه در ناحيه حسان شامي ديده از جهان فرو بست.1066
3-2-1-2-7- داود بن‌محمد گيلاني
او در نيمه اول قرن هشتم از گيلان براي ديدار ابراهيم کينعي رهسپار يمن گرديد.1067 وي نيز مانند محمد بن‌حسن ديلمي در تقويت تصوف در يمن تلاش کرد. تا جاي که او شيخ عابدان صعده لقب دادند.1068 گيلاني در آنجا کتاب “المقاصد الاخرويه المنتزع من کتاب الانوار المضيئه” تهذيب کتاب “الانوار المضيئه شرح الاربعين السيلقيه” امام مؤيد بالله يحيي را به رشته تحرير در آورد.1069
3-2-1-2-8- احمد بن‌مير گيلاني
نويسندگان زيدي از او به عنوان امام بزرگ و افتخار فرقه زيديه نام مي‌برند.1070 وي در اواخر نيمه اول قرن هشتم از گيلان به قصد ديدار با امام مؤيد بالله يحيي بن‌حمزه (م 747ق) عازم يمن گرديد.1071 در زمان ورودش امام مؤيد بالله چشم از جهان فرو بسته بود. از اين‌رو او براي ملاقات با المهدي علي بن‌محمد (م 774ق) امام جديد زيديان که در سال 750 ق به امامت رسيده بود به شهر صعده يمن عزيمت کرد.1072 احمد بن‌مير پس از چندي از صعده به صعناء بازگشت و در آنجا با بعضي از بزرگان يمني مانند امام صلاح الدين و قاضي حسن بن‌سليمان ديدار نمود.1073 به نظر مي‌رسد او در “جامع آل محمد” يمن مجلس درس نيز برقرار مي‌کرده است.1074 وي که کتابهاي فراواني در عرفان و تصوف به رشته تحرير در آورده بود.1075 احتمالاً در گسترش و تقويت تصوف در يمن نقش آفرين بوده است.
3-2-1-3- انتقال ميراث علمي شيعيان گيل و ديلم به يمن
در اين دوره يمنيها مي‌کوشيدند ميراث علمي زيدي موجود در گيل و ديلم را به يمن منتقل نمايند. در اين راستا در اوائل قرن هفتم دو تن از نمايندگان منصور بالله يمني و نيز فردي به نام يحيي بن‌شهراقيم با فراگيري کتاب “المسفر” ناصر اطروش در محضر يوسف بن‌ابي الحسن گيلاني، محتواي اين اثر به يمن انتقال دادند.1076 و يا در همين زمان عمران بن‌حسن همداني از عالمان يمن از يوسف بن‌ابي الحسن گيلاني تقاضاي ارسال دو کتاب “سيره الناصر الحق” و نيز کتاب “تفسير النجار” به يمن را مي‌نمايد. که يوسف بن‌ابي الحسن در پي در خواست وي، اين آثار را به يمن ارسال کرد.1077 يکي ديگر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی امام حسن (ع) Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی امام رضا ع