پایان نامه با کلمات کلیدی عرفان و تصوف، زبان قرآن

دانلود پایان نامه ارشد

نيست.
تحول بزرگ توسط پيامبر، كاري است كه در آن، معجزه و كرامت، جايي ندارد؛ و از پيامبر اسلام معجزهاي فيزيكي بهمانند عصاي حضرت موسي(علیه السلام) در قرآن نيست، و قرآن، خود، معجزه است. اعجاز حيرت‌انگيز او تحول بزرگي است كه در جامعه عرب جاهلي پديد آورد، تحولي كه در چنان جامعه‌اي نياز به زماني بس درازتر مي‌داشت و شايد هرگز واقع نمي‌شد و اعجاز و كرامت جز اين نيست كه امري را در زماني كوتاهتر از زمان حالت عادي آن انجام دهي؛ و شگفتانگيزتر اينكه چنان رهبريِ تحولانگيزي، همراه با متانت و حسن خلق و مدارا با دوست و دشمن بود431 و از مرزهاي سرزمين باديهنشيان هم فراتر رفت و چهره تاريخ بشر را نيز آبو‌رنگ ديگري داد. ستم‌هايي كه از برخي مسلماننمايان در روزگاران خلفا و در ساليان دراز سلطنت‌هاي اموي و عباسي بر ملت‌هاي مغلوب در مقابل لشكر اسلام بدانها رسيد، سخني است كه در بحث كرامت جايي ندارد، و نيك و بد آن را تاريخ، بازگو نموده است!432
اما در قرآن كريم، سخن از معجزات پيامبران ديگر بسيار و مكرّر است و گزارش آن، خاصه دربارهي حضرت موسی و عيسي(عليهما السلام)، البته نه در همهي ريزهكاريها، همآهنگ با گويش أسفار پنجگانهي عهد عتيق دربارهي موسي(علیه السلام) و عهد جديد (انجيلهاي چهارگانه و ضمايم آن ) در مورد عيسي(علیه السلام) است.433 كه در اينجاي نويسه، مجال نوشتنش نيست و به مراحل پسين مي‌سپاريم.
و صد افسوس كه آنچه امروز به وفور، به بازار نشر بي‌دروازهي نگارش، رخنه نموده، چيزي جز ويران‌كنندهي فضاي اصيل عرفان حقيقي و معرفت حق نيست چرا كه دامنهي عرفان را كوتاه كرده و دامان معرفت را به نقل كرامات كشانده و بس. امان از سبب‌سازي و سبب‌سوزي و خطر كرامتپردازي، كه سالك را به درّهي سقوط ميافكند.434 و دريغ از نگاشتهاي وحياني در تحليل اين امور.
4. انديشه‌ي قرآن در امكان و وقوع كرامت
در همهي گروههاي دانش‌هاي اسلامي هرگاه بر موضوع يا گفتاري در آن علم، ايرادي وارد شود استوارترين پاسخ ايشان آنگاه خواهد بود كه بر سخن خود، گواه قرآني بياورند.
در نخستين نوشته‌هاي بزرگان عرفان و تصوف اسلامي بر اين بوده كه در چالش كرامات اوليا در برابر مخالفان انجام اينگونه امور شاهدي از وحي ميآورند تا خود را از تهمت به دور دارند. بنابراين در بيشتر نوشتههاشان اين نكته رعايت شده و داستان آصف برخيا را به عنوان شاهد قرآني براي رهانيدن خود از اتهام كرامت‌سازي در برابر معجزه پيغامبران آورده‌اند.
آنچه راقم اين سطور بدان رسيده، اين است كه نزديك به یک‌صد و چهل دسته آيه ـ و نه آيه ـ از قرآن كريم گزارش يا درخواست انجام امور خارق عادت است و اين خود شاهدي بسيار توانا بر اثبات فراخوانده ما يعني امكان وقوع كرامت است چرا كه شماري از اين آیه‌ها گزارش يا درخواست از غير پيغامبران و فرستادگان خداست. برجسته‌ترین نمونه امور خارق عادت در قرآن، معجزات پيامبران در اديان مختلف است. اگر اين امور رخ نمی‌داد مردمان نيز باور نداشتند. و گزارش اين رخدادها در قرآن آن هم به دفعات اين باور را استحكام می‌بخشد. آيا كرامت، سازگار با وحي و قرآن است يا از آموزههاي قرآنگريز و يا قرآن‌ستيز اديان الهي است؟
مرحوم علامه طباطبايي در تفسير آیاتي از قرآن كريم435 آنجا كه بحث اثبات معجزه بودن قرآن كريم و وجوه آن را بيان می‌نماید، از مسئلهي اثبات و وجود خارق عادت‌ها در قرآن نيز سخن می‌راند و خبر دادن و داستان گويي قصههاي كرامت را به عنوان رخدادهايي كه با روند عادي نظام موجود در علت و معلول سازگار نيست از زبان قرآن بازگو می‌کند. و این‌گونه مي‌گويد كه: لازم است دانسته شود كه اين امور، محال ذاتي نيستند بهگونهاي كه عقل ضروري، بهسان ناشدني بودن اجتماع نقيضين، آن را انكار كند هرچند كه عادت آن را انكار كند و دور بداند. اگر معجزات ذاتاً ناشدني باشند عقل هيچ عاقلي پذيراي آن نخواهد بود.436
5. كرامت و قاعده‌ي عليت، در قرآن
بيشتر خداباوران بر اين اندیشه‌اند كه امور خارق عادت مطابق با قانون طبيعت و اصل عليت انجام نمی‌گیرد تا بتوان با تعميم علیت‌های فراطبیعی به اينگونه كارها تصوير عقلاني و فلسفي بخشيد بلكه می‌بایست در تبیین آن تنها به دخالت مستقيم خداوند قادر با همه توان در دستگاه آفرينش تكيه كرد. به ديگر سخن، نظام عالم مبتني بر اصل سبيت و عليت است كه به اعتباري فعل غير مستقيم خداوند به حساب می‌آید اما خوارق به درستي، فعل مستقيم خدا، استثنا و نقض قوانين حاكم بر طبيعت هستند پس می‌توان در توجيه و تبيين نظام عالم قاعده و استثنا را جمع كرد.437 اما اين سخن كه بعضي امور در عالم هستي از دايره قاعده عليت بيرون باشد حرفي است كه افزون بر نيازمندي به سنجهاي معتبر باعث ناهنجاري در نگاه عمومي به سازوكار آفرينش می‌شود به اين معنا كه كدام مخلوق الهي بهگونه قاعده‌مند و بر پايه قاعده عليت به وجود آمده و كدامين به نحوه استثنا و بي قاعده آفريده شده است. و نيز پس از آن، سنجه در تشخيص آفريدهي باقاعده و بيقاعده چيست؟ از اين رو به پيشگاه قرآن حكيم می‌رویم تا ببينيم آيا ديگران هم بكنند آنچه مسيحا می‌کرد؟ و در پي آن، قاعده‌مند بودن مسئله را اثبات و استثناپذير بودن آن را نشانه بگيريم و بگوييم خرق عادت است و نه خرق علت.
گرچه كرامات و معجزات راه فكري معيني ندارد و از راه تعليم و تعلم قابل انتقال به ديگران نيست و كسي از پيامبر نمی‌تواند ياد بگيرد كه ماه چگونه شكافته می‌شود كه در آيه شريفه آمده است: « قيامت نزديك شد و ماه شكافت »438 يا آتش، چگونه سرد ميگردد كه خداوند خبر ميدهد: « گفتيم: اى آتش، بر ابراهيم سرد و سلامت شو»439 و دريا چگونه خشك می‌شود كه خداوند ميفرمايد: « و به موسى وحى كرديم كه بندگانم را در شب ببر. آن گاه برايشان در دريا راهى خشك قرار ده. نبايد كه از فرا رسيدن [دشمنى‏] بيمناك شوى و [از غرق شدن‏] پروا دارى »440 برخي می‌پندارند كه انگشتر سليمان نبيّ(علیه السلام) در دست هر كس باشد همان كند كه سليمان می‌کرد غافل از آن كه بدون روح و دست سليماني از انگشتر گفته شده هيچ كاري ساخته نيست اعجاز سليمان ناشي از قدرت روحي آن ولي الله و انسان كامل بود كه سراسر نظام حكومتي خويش را به اذن الله در اختيار داشت.441 پس علت تكويني انجام اين گونه امور دست يازيدن به دست سليماني است. بنابراين همه امور خواه عادي باشد يا خار ق عادت و خواه خارق عادت در ناحيه خير و سعادت باشد مانند معجزه و كرامت يا در جانب شر باشد مانند سحر و كهانت، در به وجود آمدن، بسته به اسباب طبیعی‌اند و در عين حال، بسته به خواست خداوند است و بيحكم او در بيرون دست نمی‌دهد يعني اين دو امر با هم علت به وجود آمدن امور خارق عادت می‌شود به اينكه آن سبب طبيعي با امر خداوند يكي شوند و كار در خارج محقق شود. همهي امور گرچه در استناد به امر الهي يكساناند بهگونهاي كه چنانچه اذن و امر الهي محقق شود آن كار از مجراي اسباب طبيعي اجرا می‌شود و زماني كه اذن و امر الهي ايجاد نشود سبب آن كار پديد نمی‌آید اما قسمي از امور يعني معجزه و آنچه بنده از پروردگارش درخواست می‌کند خالي از اراده موجبه و امر عزيمه نيست هم‌چنان كه آيه، رهنمون به اين است: «خداوند مقرّر داشته است كه به يقين من و رسولانم پيروز مى‏شويم. بى گمان خداوند تواناى پيروزمند است»442 ونيز گفتار الهي: «دعاى دعا كننده را هنگامى كه مرا [به دعا] بخواند، روا مى‏دارم.»443 بدان اشارت دارد.444 به هر روي، قرآن حكيم، معجزه را به سببى نسبت می‌دهد كه هرگز مغلوب نمي‌شود.
گسستي كه در بحث عليت ميان سحر و كهانت از يك طرف و استجابت دعا و كرامات اولياء و معجزات انبياء از طرفى ديگر هست اينست كه در نخستين ـ يعني سحر و كهانت ـ اسباب غير طبيعى مغلوب می‌شوند ولى در دو قسم اخير ـ استجابت دعا و كرامات اوليا و معجزات پيامبران ـ مقهور نمی‌شوند. و باز، گسستي كه در اين زمينه ميان مصاديق قسم دوم هست اين است كه در مورد معجزه از آنجا كه پاى تحدى و هدايت خلق در كار است، و با صدور آن صحت نبوت پيغمبرى و رسالت و دعوتش به سوی خدا اثبات می‌شود، از اين رو شخص صاحب معجزه در آوردن آن صاحب اختيار است، به اين معنا كه هر وقت از او معجزه خواستند می‌تواند بياورد، و خدا هم اراده‏اش را عملى می‌سازد، به خلاف استجابت دعا و كرامات اوليا، كه چون مبارزه طلبی‌ای در كار نيست، و اگر تخلف بپذيرد كسى گمراه نمی‌شود، و خلاصه، هدايت كسى وابسته بدان نيست، لذا تخلف آن شدني است.445
معجزه، خودش حجت است، نه اينكه شرايط زمان و مكان آن را حجت مى‏سازد.446 چرا كه نگفتيم معجزه بسته به عوامل طبيعي ناپيدا و يا عوامل طبيعي غير عادي است بلكه بيان شد كه عوامل طبيعي و غير عادی‌اش مغلوب نمی‌شود. چنانكه بهبودي جذامي به دعاي عيسي(علیه السلام) از اين رو معجزه است كه هرگز مقهور نمی‌شود يعني كسي ديگر توانايي انجامش را ندارد مگر آنكه آن ديگري نيز صاحب كرامتي همچو عيسي(علیه السلام) باشد و البته اين ناسازگار نيست با اينكه از راه معالجه و دارو هم بهبودي يابد چرا كه بهبودي با روش پزشكي شدني است كه مقهور درمان دستان تواناتري شود. اما نام آن را معجزه يا كرامت ننهند.447
به هر روي خبر و نظر قرآن كريم در علت داشتن امور خارق عادت اين است كه علل طبيعي داشتن معجزهگونه‌ها دليل بر توانايي همه بر انجام خارق عادت نيست زيرا آن‌ها علت‌های معمولي و قابل انجامگيري به دست جز اوليا الهي نمی‌باشد. اعمال وليّ را نبايد با كردارهاي معمولي سنجيد به دليل داستان موسي و خضر.448
در حوادث طبيعى اسباب اثر خود را به تدريج مى‏بخشند، و در معجزه، آنى و فورى اثر مى‏گذارند. مثلاً اژدها شدن عصا كه گفتيم محال عقلى نيست، در مجراى طبيعى اگر بخواهد صورت بگيرد، محتاج به علل و شرائط زمانى و مكانى مخصوصى است، تا در آن شرايط، ماده عصا از حالى به حالى ديگر برگردد، و به صورت‌های بسيارى يكى پس از ديگرى در آيد، تا در آخر صورت ديگري را به خود بگيرد، يعنى اژدها شود و معلوم است كه در اين مجرا، عصا در هر شرايطى كه پيش آيد و بدون هيچ علت و خواست صاحبْاراده‏اى اژدها نمی‌شود، ولى در مسير معجزه محتاج به آن شرايط و آن مدت طولانى نيست، بلكه علت كه عبارت است از خواست خدا، همه آن تأثیرهایی را كه در مدت طولانى بهكار مى‏افتاد تا عصا اژدها شود، در يك آن بهكار مى‏اندازند، همچنان كه ظاهرِ از آياتى كه حال معجزات و خوارق را بيان مى‏كند همين است.449
كوتاه اينكه چنانچه كرامت را از دستگاه علت و معلول به در نینداختیم، كنندهي آن را نيز بايد معين كنيم.
5-1. فاعل كرامت از ديد قرآن كريم
پس از اينكه سبب دار بودن كرامت ثابت شد اين جستار به ميان خواهد آمد كه كننده كرامت كيست ؟ آيا در نگاه قرآن، خداوند فاعل اينگونه كارهاست يا ولي خدا؟ يا بهگونهاي ديگر انجام می‌پذیرد؟ و پس از آشكار شدن پاسخ اين پرسش، فاعل حقيقي كيست؟ و به راستي امر خارق عادت را به خداوند نسبت دهيم يا امري انساني است؟ در اينكه فاعل كرامت كيست، گفتارهاي متفاوت و متعددي آمده است:
يك احتمال اين است كه كنندهي اينگونه كارها به طور مطلق، خداوند باشد و بگوييم آياتي كه در راستاي انجام امور خارق عادت اعم از معجزه و كرامت در قرآن كريم به ثبت رسيده است دست ميدهد كه: فاعل اينگونه امور به يكسره خداوند است چرا كه همهي امور به دست اوست. در اين گفتار پيامبران در آن، نقشي جز مظهر و مجلي ندارند. چنانكه قرآن كريم نيز اين سخن را بهگونه مستقيم يادآور مي شود: « مى‏گفتند: آيا بهره‏اى از يارى [خدا] خواهيم داشت؟ بگو: [تحقّق‏] مدد [الهى‏] همه‏اش به دست خداست.»450 و آياتي كه اين سياق را به ما بفهماند پرشمار است به اين مضمون كه همهي آنچه در هست است مال اوست و به او بازگشت می‌کند و خزينه اصلی‌اش به نزد اوست، اوست كه ميميراند و زندگي می‌بخشد و اوست که فرشتگانش را بر هر كه بخواهد چيره می‌کند، آشكار و نهان عالم به دست قدرت اوست.451 و نيز آياتي كه نشان می‌دهد درخواستكنندگان نيز از خود اولياي خدا، انجام كارهاي شگفت را انتظار نداشتند و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی ولايت، كريم، كَريمٍ،، كَريمٌ، Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی ولايت، اينكه، وليّ، كه: