پایان نامه با کلمات کلیدی عدم تقارن اطلاعات، عدم تقارن، اندازه شركت، ارزش بازار

دانلود پایان نامه ارشد

از سهام جايزه در سطح وسيع استفاده مي كنند به منظور كاهش ريسك ناشي از ارزشيابي اشتباه اقدام به افشاي اضافي نمايند (هيلي و پالپو، 2001).
فرضيه هزينه دعاوي حقوقي36 : دعاوي حقوقي سهامداران ممكن است به دو طريق بر تصميمات افشاي مديران موثر واقع شود. نخست، اقدامات قانوني بر عليه مديران براي افشا ناكافي يا دير هنگام مي تواند به ترغيب مديران در جهت افزايش افشا اختياري بيانجامد.دوم، دعاوي حقوقي بطور بالقوه منجر به كاهش انگيزه مديران در جهت افشا بخصوص در رابطه با اطلاعات آينده نگر مي شود.
در توضيح مورد اول اسكينر37 (1994) بيان مي دارد كه مديران شركتهايي با اخبار درآمدي نامطلوب به منظور كاهش هزينه دعاوي حقوقي مايل به پيش افشا گري اطلاعات هستند. بر اين اساس در صورت عدم وجود دعاوي حقوقي ، مديران مايل به افشا اخبار مطلوب ونامطلوب به صورت به موقع و متقارن هستند. ليكن در صورت وجود دعاوي حقوقي، دادگاهها معمولا بر تاخير در گزارش اخبار نامطلوب متمركز مي شوند. به گونه اي مشابه برخي معتقدند پيش افشا گري اخبار نامطلوب سودمند است به اين دليل كه كاهش قيمت سهام را بين تاريخ هاي مختلف پخش مي كند و بدين طريق با كاهش احتمال بررسي و تفحص در جهت تعيين صحت ادعاها همراه است.
در توضيح اثر دوم نيز بايستي به اين نكته اشاره كرد كه اگر مديران براين باور باشند كه سيستم قانوني، اقدام به جريمه پيش بيني هاي خوش بينانه مي كند صرفا به اين دليل كه در اين پيش بيني قادر به تفكيك خطاهاي عمدي و غير عمدي نيست در اين صورت انگيزه مديران براي افشا اطلاعات مربوط به آينده كاهش مي يابد (هيلي و پالپو،2001).
فرضيه آشكار كردن توانايي و استعداد مديريت38 : هيلي و پالپو(2001) به نقل از ترومن39(1986) اينگونه استدلال مي كنند كه مديران بااستعداد، داراي انگيزه زيادي براي پيش بيني اختياري درآمدها به منظور آشكار كردن توانايي و استعداد خود هستند. ارزش بازار شركت، تابعي از برداشت سرمايهگذاران در خصوص توانايي مديران آنها براي پيش بيني و پاسخ دهي به تغييرات آتي محيط اقتصادي شركت است. پيش از آنكه سرمايهگذاران تصور كنند كه مدير اطلاعات را دريافت نموده، ارزيابي توانايي مدير جهت پيش بيني تغييرات آتي مطلوب تر بوده وارزش بازار شركت را افزايش مي دهد. بايستي خاطرنشان كرد كه در جهت قبول يا رد اين فرضيه مداركي وجود ندارد.
2-7- تئوري هاي مربوط به افشاي اختياري
تئوريهاي گوناگوني وجود دارد كه شيوه هاي افشاي اختياري توسط شركت را توضيح ميدهند. از جمله اين تئوري ها ميتوان به تئوري نمايندگي، تئوري ذينفعان، تئوري علامتدهي و تئوري مشروعيت اشاره كرد. در مطالعات و پژوهشهاي بسياري به منظور توضيح شيوههاي افشاي اختياري در شركتها از تئوريهاي مزبور استفاده شده است. به عنوان مثال تئوري نمايندگي (واتزوزيمرمن،1990، 1978؛ والاس و همكاران40، 1994؛ والاس و ناصر41، 1995)، تئوري علامتدهي (راس42، 1977؛موريس43،1978)، تئوري مشروعيت (كارپنتروفروز44،1997،2001؛گوتاريوپاركر45،1990؛ پتن 1992) و تئوري ذينفعان (يولمن46، 1985؛ گوتاري وهمكاران، 2006؛ وايتينگ و ميلر47، 2008). در ادامه به بررسي اين تئوريها و رابطه آنها با افشاي اختياري خواهيم پرداخت.

تئوري نمايندگي و افشاي اختياري:
تئوري نمايندگي اصولاً به بررسي رابطه بين موكل و نماينده ( يا روابط نمايندگي) بوجود آمده از جدايي مالك و مديريت ميپردازد( فاما و جنسن48، 1983). يكي از مفاهيم كليدي در رابطه با تئوري نمايندگي، عدم تقارن اطلاعات ميباشد. اين مسئله زماني ايجاد ميشود كه يكي از طرفين رابطه نمايندگي داراي اطلاعات بيشتري نسبت به طرف ديگر ميباشد. به عبارتي در مسئله عدم تقارن اطلاعات فرض ميشود كه مدير داراي اطلاعات بيشتري نسبت به مالك ميباشد، چراكه مدير مستقيماً در عمليات روزانه شركت حضور دارد. لذا فرض بر اين است كه عدم تقارن اطلاعات باعث تشديد مسائل نمايندگي ميشود (سابرامانيم49، 2006).
در مورد رابطه بين تئوري نمايندگي و افشاي اختياري، چنين ادعا ميشود كه افشاي اختياري ميتواند سبب كاهش عدم تقارن اطلاعات بين موكل و نماينده ( يا سهامدار و مديريت واحد تجاري) شود و در نتيجه اين باعث برطرف شدن مسائل و هزينه هاي نمايندگي ميگردد. لذا مديران به منظور كاهش هزينه هاي نمايندگي تمايل دارند كه به افشاي اختياري بپردازند (ناصر و همكاران، 2006).
تئوري ذينفعان50 و افشاي اختياري:
تئوري ذينفعان به رابطه بين يك سازمان با گروههاي مختلفي از ذينفعان در سطح وسيع جامعه مربوط ميشود. گوتاري و همكاران، (2006) بيان ميدارند كه بر طبق اين تئوري، انتظار ميرود كه مديريت يك سازمان، فعاليت هايي را كه از نظر گروههاي ذينفع بااهميت ميباشند را به عهده گرفته و گزارشي از آن فعاليت ها را به آنها ارائه دهد. در واقع تئوري ذينفعان پاسخگويي سازماني را برجسته ميكند و چيزي فراتر از عملكرد مالي و اقتصادي ميباشد.
در تئوري ذينفعان هم شاخه اخلاقي51 و هم شاخه اثباتي52 (مديريتي) وجود دارد. شاخه اخلاقي به اين موضوع ميپردازد كه سازمان ها چگونه بايد با گروههاي ذينفع خود رفتار كنند. اين ديدگاه بر مسئوليتهاي سازمانها تاكيد دارد. در مقابل شاخه اثباتي تئوري ذينفعان بر نياز به مديريت گروههاي ذينفع خاص (به ويژه آنهايي كه برمنابع ضروري براي سازمان كنترل دارند) تاكيد دارد (يولمن، 1985). هرچه اين گروههاي ذينفع براي سازمان مهمتر باشند، سازمان تلاش بيشتري در زمينهي مديريت روابط با آنان انجام ميدهد. ارائه اطلاعات، اقدام اصلي است كه ميتواند توسط سازمان براي مديريت و يا تغيير عقايد گروههاي ذينفع و به منظور سود بردن از حمايت و پشتيباني آنها و يا منصرف ساختن آنها از مخالفت كردن با سازمان انجام گيرد. اين اطلاعات، عموماً به دلائل راهبردي افشا ميگردند و نه بر مبناي مسئوليت سازمان. انگيزهي مدير از افشاي اين اطلاعات آن است كه به گروههاي ذينفع نشان دهد كه سازمان مطابق با انتظارات آنان عمل ميكند (ديگان53، 2002).
تئوري علامتدهي54 و افشاي اختياري:
تئوري علامتدهي اشاره به اين موضوع دارد كه شركتهاي با كيفيت بالا بايستي مزاياي خود را به بازار آشكار كنند. از يك سو، علامتدهي سرمايهگذاران و ساير ذينفعان را در ارزيابي مجدد ارزش شركت ياري مي رساند،‌ و سپس تصميمگيري به نفع شركت صورت ميپذيرد. از طرف ديگر، حمايت ذينفعان مختلف باعث ميشود تا شركت سرمايهگذاران بيشتري را جذب كند و بنابراين هزينههاي ناشي از افزايش سرمايه كاهش خواهد يافت. ابزار زيادي براي شركتها به منظور علامتدهي وجود دارد، كه از ميان آنها افشاي اختياري اطلاعات حسابداري به عنوان يكي از موثرترين آنها در نظر گرفته شده است (راس،1979؛ واتسون55 و همكاران، 2002؛ خيو56 و همكاران، 2004).
تئوري مشروعيت57 و افشاي اختياري:
تئوري مشروعيت بيان ميكند كه در رابطه با مشروعيت سازماني، بين سازمان و جامعهاي كه در آن فعاليت ميكند يك قرارداد اجتماعي وجود دارد (ديگان،‌2006؛ ديگان و سامكين58، 2009). باتوجه به مفهوم قرارداد اجتماعي، سازمانها تا زماني ميتوانند به حيات خود ادامه دهند كه جامعه آنها را مشروع بداند و به آنها مشروعيت ببخشد (متيوز59، 1993). به عبارتي سازمان بايستي فعاليتهاي خود را به سمت انتظارات جامعه هدايت كند و نه فقط سرمايهگذاران. و تنها در صورتي كه سازمان انتظارات جامعه را برآورده كند، جامعه اجازه ادامه فعاليتهايش را به آن خواهد داد.
مديران براي ادامه حيات سازمان به هر شكلي سعي ميكنند تا مشروعيت آن را افزايش دهند و لذا از راهبردهايي در اين زمينه استفاده ميكنند. برخي از اين راهبردها شامل همراه شدن با انتظارات جامعه، افزايش منافع اجتماعي سازمان نسبت به مخارج اجتماعي آن، قراردادن سيستم ارزشي سازمان در راستاي سيستم ارزشي جامعه، توزيع منافع سياسي يا اجتماعي و اقتصادي ميان گروههاي مختلف از مجراي قدرت سازماني خود، تغيير رفتار سازمان با تغيير انتظارات جامعه، متقاعد ساختن آحاد جامعه در مورد مسئوليتپذير بودن سازمان، تغيير درك و يا انتظارات و يا ارزشهاي اجتماعي، كاهش تضاد منافع گروههاي ذينفع در سازمان و تغيير درك عموم جامعه با دور ساختن توجه آنها از موضوعي كه باعث نگراني افراد ميگردد و جلب توجه آنها به ساير موضوعات است. اما هرگونه راهبردي كه توسط مدير انجام پذيرد در صورتي ميتواند بر جامعه اثرگذار باشد كه افشا گردد و در اختيار عموم قرار گيرد (ديگان، 2002). بنابراين همانگونه كه توسط ليندبلم60، (1994) و داولينگ و پففر61، (1975) نشان داده شده است، افشاي اطلاعات به صورت عمومي يكي از ابزار موثر براي اجراي اين راهبردها ميباشد.
2-8- عوامل موثر بر افشاي اطلاعات
همانطور كه مطرح شد تئوريها و نظريات مختلفي به بررسي شيوه هاي افشا توسط شركتها پرداختهاند. بر اساس اين مباني نظري و تحقيقات پيشين برخي از خصوصيات و ويژگيهاي شركتها كه بر شيوههاي افشا موثر ميباشند در ادامه توضيح داده خواهند شد.
2-8-1- اندازه شركت
در رابطه با ارتباط بين اندازه شركت و سطح افشا، استدلالهاي گوناگوني وجود دارد، همانطور كه واتز و زيمرمن(1990) استدلال ميكنند، هزينه هاي سياسي در شركتهاي بزرگتر بيشتر هستند و بنابراين شركتهاي بزرگتر احتمالا براي افزايش اعتماد و كاهش هزينههاي سياسي سطح بيشتري از افشا را ارائه خواهند داد. همچنين تصور ميشود كه شركتهاي بزرگتر داراي سيستم هاي اطلاعاتي بهتر ميباشند، لذا ارائه و افشاي اطلاعات بيشتر در شركتهاي بزرگتر نسبت به شركتهاي كوچكتر داراي هزينه كمتري است. حسينوهمامي، (2009) بهنقلاز احمد و نيكلز62، (1994) نيز معتقدند كه اين احتمال وجود دارد كه شركتهاي بزرگ منابع و مهارت لازم براي توليد و انتشار صورتهاي مالي در سطح بالاتري را دارند و بنابراين سطح بيشتري از افشا را ارائه ميدهند.
همچنين انتظار ميرود كه رسانهها و تحليلگران مالي تمركز بيشتري به صورتهاي مالي و گزارشهاي شركتهاي بزرگ داشته باشند و ممكن است سطح پايين افشا توسط چنين شركتهايي را علامتي براي پنهان كردن اخبار بد در نظر بگيرند. بنابراين شركتهاي بزرگ به منظور به دست آوردن اطمينان سرمايهگذاران، انگيزههاي بيشتري براي افشاي اطلاعات دارند (الجفري63، 2008).
2-8-2- اهرم مالي
انتظار ميرود كه با افزايش اهرم در شركتها، هزينه هاي سياسي و هزينه هاي نظارتي نيز افزايش يابند( جنسن و مكلينگ64، 1976)‌. زيرا انتقال ثروت از اعتبار دهندگان به مديران و سهامداران با اهرم افزايش مييابد. لذا شركتهاي با اهرم بالا ممكن است انگيزه بيشتري به منظور پاسخگويي به نيازهاي اطلاعاتي اعتباردهندگان خود براي افشاي اطلاعات مالي داشته باشند. علاوه بر اين والاس و همكاران(1974)‌، استدلال ميكنند كه شركتهاي با اهرم بالا تعهد بيشتري در قبال راضي نگه داشتن نيازهاي اطلاعاتي اعتباردهندگان بلندمدت دارند.
به گونهاي مشابه نيز استدلال ميشود شركتهاي با نسبت بدهي بالا ممكن است براي افشاي اطلاعات مالي انگيزهي بيشتري داشته باشند تا از اين طريق به نياز هاي اعتبار دهندگان خود پاسخ دهند. علاوه بر آن، انتظار ميرود كه چنين شركتهايي توسط موسسات تامين مالي بيشتر مورد بازبيني قرار گيرند، كه آنها را به افشاي بيشتر اطلاعات نسبت به شركتهاي كوچك سوق ميدهد (الجفري، 2008).
بسياري از مطالعات رابطه بين اهرم مالي و سطح افشا را آزمون كردهاند. حسين و همكاران65 (1995)؛ احمد و نيكلز(1994)؛ جاگي و لاو66(2000)؛ مالون و همكاران67 (1993) در مطالعات خود دريافتند كه يك رابطه مثبت و معني داري بين اهرم مالي و افشا وجود دارد. در مقابل، چو و ونگ بورن68 (1987)؛ حسين و همكاران (1994)؛ ميك و همكاران69 (1995)، رافرنير70 (1995) و اينچائوستي71 (1997) هيچ رابطه معني داري را مشاهده نكردند.

2-8-3- سودآوری
در رابطه با سودآوري چنين استدلال ميشود كه شركتهاي با سود بالاتر، بيشتر در معرض اعمال نظارت هستند و لذا چنين شركتهايي بيشتر تمايل دارندكه اطلاعات جزئي تري را به منظور توجيه عملكرد مالي خود و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی عدم تقارن، عدم تقارن اطلاعات، افشای اطلاعات، صورت های مالی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی بورس اوراق بهادار، بورس اوراق بهادار تهران، جامعه آماری، داده های پانل