پایان نامه با کلمات کلیدی ظاهر و باطن، اسفار اربعه، جلال‌الدین

دانلود پایان نامه ارشد

و در كمال، استغناي تام پيدا كند قطب ناميده می‌شود.110 اخيار، ابدال، ابرار، اوتاد، نقيب، قطب و غوث كه البته همه در يك رتبه نيستند111 همه از صاحبان مراتب مختلف ولايتاند. دامنهي اطلاق كلمهي وليّ در بين صوفيان بسيار وسيع است و همانگونه كه بر بزرگعارفاني از قبيل بايزيد بسطامي و ابوالحسن خرقاني و جنيد بغدادي و ابوسعيد ابوالخير و جلال‌الدین رومي و ابن عربي و مانند آنها نهاده شده، گاه نيز بر مبتلايان به حملههاي عصبي و مصروعان112 و گروهی كه از ديد طب مشاعرشان مختل و سبك مغز و نيمهديوانه محسوباند به كار رفته است كه در بين صوفيه به عقلاي مجانين معروفند.113 به باور بسياري از بزرگان صوفيه «ولايت» و «مقام قدس» بسته به ايمان است نه عمل، به اين معني كه به جز كفر هيچ گناهي سبب هلاكت ابدي آدمي نيست اينگونه تفكر براي خامان و مبتديان صوفيه ممكن است زيانبار شود ولي چيزي كه تعديل كننده اين باور تند واقع شده اهميتي است كه همه بزرگان صوفيه به رعايت آداب و اصول شرع داده و پيروان را وادار به رعايت احكام دين کرده‌اند؛ و بيشتر پيران خود اسوه و مثال پرهيزگاري و فضيلت بوده‌اند.114 حكايات فراوان در زهد و ورع ايشان در زيستنامههاشان، نمايانگر اين سخن است.
3. گونه‌هاي ولايت
عارفان و عرفاننويسان، ولايت را در وهلهي نخست به ولايت ذاتي و عرضي تقسيم کرده‌اند. چنان‌كه بر اهل پژوهش پنهان نيست ولايت، در تقسيمي كه از بخش نخست يعني ذاتي است به عامه و خاصه و خاصه نيز به مطلقه و مقيده تقسيم شده است.
«ولايت بالذات» كه به مصداق آيهي: «اوست كارساز ستوده»115 ويژهي ذات حق است و ولايت بالعرض كه ولايت ديگران است برگرفته از ولايت بالذات می‌باشد. ولايت نخست يعني ولايت خداوند و حق و سرپرستي او از بندگان، خود به دو قسم، بخشپذير است: ولايت عامه كه به مصداق آيهي: «او براى نيكوكاران كارسازى مى‏كند.»116 در ميان همه مؤمنان همسان است و ولايت خاصه كه مخصوص واصلان از ارباب سلوك است كه عبارت از فناي عبد در حق و بقاي به او. ولايت بالعرض نيز كه به سبب تخلق به اخلاق الهي و تحقق به مراتب فنا و بقا حاصل می‌شود خود دو گونه است: ولايت مطلقه و مقيده.117
ولايت عامه نيز به دو بخش تقسيم می‌شود:
يكم. ولايتي است كه منشأ آن ايمان به خدا، فرستادگان، پيامبران و اوليا است چرا كه « خداوند كارساز مؤمنان است، آنان را از تاريكي‌ها به سوى نور بيرون مى‏آورد.»118 اين گونه ولايت از تخليه يعني پاك سازي نفس و تحليه به معني آذين بستن آن آغاز شده و با جايگاه قرب نوافل پايان می‌پذیرد و آنگاه كه بنده در فعل و صفت حق فاني گردد حق گوش و چشم و زبان او می‌شود119؛ و او با گوش حق به شگفت ناشنیدنی‌های ديگران را می‌شنود و نادیدنی‌های پنهان ديگران را می‌بیند و از نهان و نهانی‌ها ديگران را باخبر می‌سازد.
دوم. ولايتي كه به اصحاب قلوب و بندگان كامل اختصاص دارد كه در حضرت حق فاني و به سلطان وجود باقي گرديده و ميان قرب نوافل و فرائض جمع کرده‌اند. آغاز آن نهايت قاب قوسين است و سير دارنده اين مرتبه پس از انجام سفر نخست يعني از خلق به حق و طليعه سفر دوم يعني از حق به حق آغاز می‌شود.
اما ولايت خاصه به خاتم انبياء و اولياء اختصاص دارد آغاز آن نهايت قاب قوسين است دارنده اين مرتبه پس از سير در اسماء ظاهر و باطن و گذر از پرده هاي نوري اسماء به مرتبه مظهريت تجلي ذاتي بار یافته و از هرگونه شرك و تلوين رهيده است.120 اگر ولايت خاصه اشتداد پيدا كند صفتي از اوصاف الهي است: « اوست كارساز ستوده»121 و در صورتي كه در كمال شدت آشكار گردد نبوت مطلقه تحقق می‌یابد و داراي آْن خاتم پيامبران است.122ولايت خاصه ويژه اصحاب قلوب و اهل الله است كه فاني در حق و باقي به حق و داراي قرب فرائضاند و آيهي شريفه: «بدان كه دوستان خدا، نه بيمى بر آنان است و نه آنان اندوهگين شوند.»123 به آن اشارت دارد.124
عارفان ولايت را بر پايه نبوت به مطلقه و مقيده تقسيم کرده‌اند كه سيد حيدر از زبان قيصري آن دو را همان عامه و خاصه می‌داند و می‌آورد كه مطلقه به خودي خود يك صفت الهي است و از ديد اينكه استناد به پيامبران و اوليا شود مقيده است. پس ولایت‌های پيامبران و اوليا همه جزئيات ولايت مطلقه هستند چنانكه پيامبري پيامبران همه جزئيات نبوت مطلقه به شمار می‌آیند.125
در پي ايضاح مفهومي ولايت خاصه آن را به ولايت عطايي و كسبي بخش پذير نموده است. ولايت عطايي آن است كه با جذبه و كشش از سوي حضرت حق قبل از مجاهده به حضرت رحماني بار مي يابد؛ و كسبي اين است كه با كشش قبل از مجاهده دست دهد.نخست از آن دو، ولايت محبوب نام‌گذاری شده چه كه حق او را به سوي خود می‌کشاند؛ و دومي ولايت محب ناميده شده چرا كه سالك است كه نخست به سوي او روانه می‌شود آنگاه كششي از سوي حق برايش دست می‌دهد و اين قرب بر پايه نوافلي است كه به درگاه دوست می‌آورد.126 بنابراين كشش او بسته به محبتي است كه از قرب او به حق به دست آمده است پس كسبي است گرچه اين قرب نيز از كشش حضرت حق از راه باطن به سوي خود است و خوانش او به سوي حق به سبب استعداد ازلي اوست چرا كه اگر كشش و خوانش او نباشد هيچ كس از بهرههاي نفس خود رها نخواهد شد.
دلبران را دل اسير بيدلان
هر كه عاشق ديديش معشوق دان

جمله معشوقان شكار عاشقان
كو به نسبت هست هم اين و هم آن127

در انديشهي ترمذي اوليا، به دو دستهي: اولياءحقالله و اولياءالله تقسيم شده‌اند. بخش نخست كه نامي ساختهي انديشهي خود اوست كسانياند كه در آنها انقلاب دروني پديد آمده، از غفلت به بيداري و آنگاه به توبه پايدار و مراقبه، روي آورده و نگاه خود را به نگهباني از جوارح هفت‌گانه و به گزاردن واجبات و پاس داشت حدود آن‌ها معطوف داشته‌اند و در عين حال خود را در خطري سترگ می‌بینند. زيرا هنوز درخت نفس را از ريشه نکنده‌اند از اين رو می‌کوشند آني، از مراقبت و پاسباني دريغ نكنند تا عطاي حق را به چهرهي نسيم نيروبخش قرب بهره ببرند و در مسير قرب، گام‌های بلندتري بردارند. لغزشگاه پندار «كامل مكمّل» بودن و بيرون جهيدن شیر خفته نفس، پرتگاهي است كه بسي روندگان در آن لغزيده و به سر درآمده‌اند.128
قطب، بزرگ‌ترین صوفي عهد و حاكم بر اولیا الله است و هر وقت اراده كند در فاصله يك چشم به هم زدن همهي اوليا، با طيالارض از اطراف و اكناف دنيا در گرد او مجتمع می‌شوند. پس از قطب عدهاي از اوليا هستند كه به گفته هجويري «اما آنچه اهل حل و عقداند و سرهنگان درگاه حق جل جلاله سيصداند كه ايشان را اخيار خوانند و چهل ديگر كه ايشان را ابدال خوانند و هفت ديگر كه ايشان را مر ابرار خوانند و چهارند كه مر ايشان را اوتاد خوانند و سه ديگراند كه ايشان را نقيب خوانند و يكي كه او را قطب خوانند و غوث خوانند و اين جمله مر يكديگر را بشناسند و در امور به آن يكديگر محتاج باشند.»129
4. پله‌هاي ولايت
ولايت، با موت ارادي كه نزد عارفان به قيامت مياني تعبير شده، آغاز می‌گردد و با يك دگرگوني كيمياوار، تولدي دوباره و برتر رفتن از خويش از راه طرد جز حق، ادامه می‌یابد130. «وليّ» با دريافت تجليات افعالي و صفاتي به فناي افعالي و اسمايي رسيده و در نهايت در تجلي ذاتي فاني می‌شود و با وصول به بقا به مقام جمع الجمع و قيامت كبراي خويش بار می‌یابد.131
سيد حيدر آغاز ولايت را انتهاي سفر نخست ـ از خلق به حق ـ ميداند كه از راه برطرف كردن محبت و تمايل به مظاهر و اغيار و رهايي از قيدها و پرده‌ها و گذر از منازل و مقامات به دست می‌آید132 حقيقت ولايت همسان وجود در همه حقايق متجلي است مبدأ آن حضرت احديت وجود و منتهاي
آن عالم ملك و شهود است.133 دست دادن ولايت از مسير فنا رخ می‌دهد كه خود سه مرحله دارد:
الف: فنا ساختن افعال خويش در فعل حق «تعلق» به فناي صفات خود در صفات حق «تخلق».
ج: فاني ساختن ذات خود در ذات حق «تحقق». از اين است كه وليّ، به «قرب نوافل» می‌رسد و با علم الهي آگاه می‌شود و با تحقق به بقاء و وصول به «قرب فرائض»، به مثابه واسطه حق در عالم متصرف می‌گردد.134
نخستين درجهي ولايت خاصه در پايان سفر نخست از اسفار اربعه و آغاز سفر دوم كه در حق و به حق است تحقق دست می‌دهد.135 دست وليّ كامل، دست خداست و عنايت الاهي از طريق او به ديگران می‌رسد.136
در نگاشتههاي عرفاني ولايت از ديد تشكيكي به وجود همانند شده و مي‌گويند همانگونه كه وجود داراي مراتب تشكيكي است ولايت نيز این‌گونه است و هر اندازه كه ولايت اشتداد داشته باشد به‌سان وجود برتري دارد.137
به چشم ساختار‌‌بين، بهترين چينش در مراتب ولايت را قيصري، شارح نامدار باورهاي عرفاني ابنعربي، نگاشته باشد. وي پس از واژه شناسي و مفهوم رساني ولايت و نيز گونه شناسي آن به بررسي مراتب ولايت می‌پردازد. قيصري محبوبان كه جذبه‌شان پیش‌تر است ـ مجذوبان سالك ـ را بر محبان كه سلوكشان مقدم است ـ سالكان مجذوب ـ برتر ميداند و همين را دليل قطب بودن آنان ـ و نه محبان ـ ميداند و البته محبوب بودن نيز خود مراتبي دارد: نخست مراتب، قطب بودن كه به نحو عموم بدلي، يكي پس از ديگري خواهند آمد و غوث نام دارد چرا كه فريادرس سالكان در حالاتشاناند.
دوم، مرتبهي دو امام : كه آن دو مانند دو وزير براي پادشاه اند. يكي در سمت راست است كه به دستور قطب، تصرف كننده در عالم ملكوت و نهان است؛ و ديگري در پهلوي چپ است و تصرف كننده در جهان ملك و آشكار است. هنگام كوچ قطب به آخرت، همراه سمت چپي است كه جانشين او می‌شود، چه كه از همراه پهلوي راستي در سلوكش کامل‌تر است. سپس مرتبه ابدال هفت‌گانه كه نگاهبان اقلیم‌های هفت‌گانه‌اند و هر كدام، قطبي براي اقليم خاصی‌اند. آنگاه مراتب ده‌گانه بشارت دهنده و پس از آن، مراتب دوازده‌گانه كه حاكم بر برج‌های دوازده‌گانه و متعلقات و لوازم آناناند. سپس 20 و 40 وليّ از 99 وليّ، جلوه‌هاي اسماي حسناياند تا 360 تكميل شود. اینها بهگونهي علی‌البدل، در هر زماني بر زمين استوارند و تا روز رستاخيز شمار آنها كم و زياد نخواهد شد. اما اولياي جز اينان، به حسب آشكار و پنهان شدن تجلي الهي كم و بيش می‌شوند؛ و پس از آنها مرتبهي پرهيزكاران و نيايشكنندگان و نيكوكارانِ از مؤمنان كامل در هر زماني تا روز رستاخيز است. همهي آناني كه گذشت در حكم قطباند. كاملاني كه مرتبهي آنها مگر در جانشيني، در مرتبه قطب است از حكم قطب بيروناند. آنان معاني و اسرار الهي را از خداوند می‌گیرند، به خلاف آنها كه در حكم قطباند كه همه چيز را از خداوند دريافت می‌کنند.138
انسان كامل، تمام‌ترین و کامل‌ترین جلوه‌گاه اسم شريف «ولی» است كه از اسماي خداوند و همواره باقي است: «اى پديد آرنده آسمانها و زمين، تو كارساز من در دنيا و آخرتى.»139 ابنعربي، ملامتيه را دارندگان والاترين درجات ولايت دانسته كه جز مقام نبوت درجهاي برتر از آنها نيست.140 عزيزالدين نسفي از عارفان سده هفتم ميلادي كسي را انسان كامل می‌داند كه در گستره شريعت، طريقت و حقيقت تمام باشد، او را به چهار چيز كمال‌مند می‌داند گفتار نيك، كردار نيك، خوي نيك و شناخت. شريعت، گفتار پيامبر، طريقت، كردار او و حقيقت، احوال اوست141.
وليِّ خدا داراي ولايت همه سويه و توانا بر تصرف در ماده موجودات جهان است و می‌تواند به دستور خدا قواي زميني و آسماني را به تسخير خويش درآورد142. انساني كه مظهر اسم «ولی» است می‌تواند بر بيرون از خود ولايت داشته باشد صدور معجزات و كرامات از پيامبران و امامان(علیهم السلام) كه اولياي حقاند به واسطه آن است كه مظهر اسم ولي از نام‌های خدايند143. از ديدگاه ابن عربي يكي از ویژگی‌های نمايان ولي و انسان كامل توانايي تصرف او در عالم است كه به ياري اسماي الهي و ظهور آن به وساطت ولي انجام می‌شود.144 پس هر كه از اين گستره به در است ولي نخواهد بود و سخن او سخن خدا و كار او كار خدا و حال او خدايي نخواهد بود و او از كرامت به دور و كرامت به او بسته نيست.
سخن در باب ولايت و ولي، از مرز اين نوشتار به در است گرچه روي سخن ما به ولايت تكويني است اما آن، كه به ولايت تشريعي رسد نيز

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی امام صادق Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی عقل و نقل، عالم ماده