پایان نامه با کلمات کلیدی ظاهر و باطن، جلال‌الدین

دانلود پایان نامه ارشد

براى ذبح را
بلا گردان او گردانديم.»380 او سالم و زنده ماند «و براى او در [ميان‏] پسينيان [نام نيك‏] بر جاى
نهاديم.»381
حلق پيش آورد اسماعيل وار
تا نبرّد تيغت اسماعيل را

كارد بر حلقش نيارد كرد كار382
تا كني شه راه قعر نيل را383

31. عروج به آسمان‌ها و عوالم غيب
گرچه دنياي امروز، آرزوي دستنيافتني دوران پيامبران، يعني پرواز به آسمانها را برآورده كرده
است و حتي به سيارههاي ديگر نيز راه يافته است اما به نظر نميآيد كسي پيدا شود و از سير در عوالم ناپيداي هستي به حيرت در نيايد و جاي پرسش برايش نمانده باشد كه عيساي مسيح(علیه السلام) و پيامبر گرامي اسلام(صلی الله علیه و آله) چگونه به آسمانها رفتهاند و در چه عوالم پيدا و پنهاني سير نمودهاند.
31-1. عروج حضرت عيسي عليه السلام به آسمان(علیه السلام)
گفتهي مسيحيان كه: «مسيح، عيسى بن مريم، رسول خدا را ما كشتيم» نادرست است، «او را نكشته‏اند و او را بر دار [نيز] نكرده‏اند بلكه [حقيقت امر] براى آنان مشتبه شد و آنان كه در [باره‏] او اختلاف كردند، قطعاً از [حال‏] او در شكّند.» «و به [حال‏] او يقين ندارند بلكه از [حدس و] گمان پيروى مى‏كنند و به يقين او را نكشته‏اند.»«بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْه: بلكه خداوند او را به سوى خويش فرا برد‏»384 اين امر كه البته به دست حضرت عيسي صورت نگرفته از ديد آدمي، امري است شگرف كه قرآن كريم بدان اشارت فرموده است.
جست عيسي تا رهد از دشمنان بردش آن جستن به چارم آسمان385
31-2. معراج حضرت رسول(صلی الله علیه و آله)، فوق شگفتي‌اي از پيامبر اسلام
بيگمان شگرفانهترين حيرتآوري كه می‌تواند براي يك بنده پيش آيد رفتن به لايههاي نهاني هستي و پوستههاي دروني جهان است. سيري برون از زمان و زمين و خارج از مكان و مكين كه تمام حقيقت هستي را از فرشتهاي نيرومند بياموزد و بیآنكه به مكتب رود، مسئله آموز صد مدرس شود.
نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت زغمـزه مسـاله آمـوز صـد مــدرس شد386
افلاك را درنوردد، به «سِدْرَةِ الْمُنْتَهى» و «جَنَّةُ الْمَأْوى» وقعي ننهد بر کرانه عرش، خاصان حق را ببيند به دو كماني يا نزدیک‌تر از محبوب بايستد و دل را يكدله، به آموزگار عشق بسپارد تا سينه را مالامال از شراب حقيقت كند و باز آيد.387
چون به يك شب مه بُريد اَبراج را
آنك او از مخزن هفت آسمان
مصطفي بين كو چو صبرش شد بُراق
از پى نظاره‏ى او حور و جان
احمد ار بگشايد آن پرِّ جليل
چون گذشت احمد ز سِدْرَه و مِرصَدش
گفت او را هين بپرّ اندر پيم
عقل چون جبريل گويد احمدا

از چه منكر می‌شوی معراج را388
چشم و دل بربست روز امتحان389
بركشانيدش به بالاي طِباق390
پر شده آفاق هر هفت آسمان391
تا ابد بيهوش ماند جبرئيل‏
وز مقام جبرئيل و از حدش
گفت رو رو من حريف تو نيم‏392
گر يكى گامى نهم سوزد مرا393

انجامين سخن اينكه همين انسان عظمي كه اين تجربه اعجابآور را رقم زده است به شدت مردم را به اخلاق و تعقل فراميخواند و مدام در پي اين است كه مردم را با عقلانيت اداره نمايد نه امور شگفت.

يافته‌هايي كليدي از گونه‌هاي خارق عادت در پرتو قرآن
پژوهندهي اين تحقيق، كوشيده است تا براي هر گونهاي از كرامت و رخداد خارق عادت نمونهاي يا نمونه‌هایی بياورد و از لابهلاي آنها دریافت‌های کلیدی‌ای در باب نگاه قرآن به كرامات و اولياي الهي داشته باشد. اگرچه در گفتار دوم از بخش دوم بررسی‌هایی را خواهيم گذراند اما برخي نكات، آنگونه كه در كنار نمونه، سخن خود را آشكار می‌کند بي‌آن، اينگونه نيست. از اين رو همان بررسی‌ها را اينجا پي گرفته‌ایم البته نكتهوار. از جمله اينكه:
1. گاه خداوند اولياي خويش را با رخدادهاي خارق عادت از بند دشمنانش می‌رهاند. مانند حضرت نوح(علیه السلام) را در طوفان و با ساختن كشتي.
2. گاهي او خود دستور می‌دهد تا كاري شگفت انجام شود مانند ابراهيم(علیه السلام) در
آتش.
3. گاهي نيز براي اطمينان قلبي يك ولي خدا، امري حيرتآور را از دستش آشكار می‌کند. بهسان ابراهيم(علیه السلام) و مرغان خورد شده
4. گاه براي زدودن شبههي در انديشه و يا نبود اطميناني در درون قلب يك ولي خدا، رخدادي شگرف بر وي روا می‌دارد. به مثل مردن عزير(علیه السلام) و زنده شن پس از صد سال.
5. این‌گونه نیست كه در كوي وصال، جنسيت راه يافته باشد، كه رها از اين قيد است. همانند سخن گفتن مريم(علیها السلام) با فرشتگان.
6. گاهي درخت را به جاي خويش به سخن وا می‌دارد تا بك ولي خدا تكلم كند. سخن كردن درخت با موساي كليم(علیه السلام).
7. هرگز بهخاطر زشت و نادرست پنداري دشمنان خدا از كارهاي شگفت دست برنمی‌دارد. بهمثل فرزند دار شدن حضرت مريم(علیها السلام).
8. برخي اولياي الهي بر ديگر اولياي خدا برتري دارند و او را شفا می‌دهند. مانند ولايت حضرت يوسف(علیه السلام) بر حضرت يعقوب(علیه السلام).
9. گاه ولايت يك ولي بر يك شخص به عكس می‌گردد و اين دومي بر وليّ نخست ولايت می‌یابد. شبيه ولايت حضرت يوسف(علیه السلام) بر حضرت يعقوب(علیه السلام) پس از آن كه مدتي يعقوب بر وي ولايت داشت.
10. گستاخي در برابر كرامات و معجزات اولياي الهي و پيامبران خدا(علیه السلام) عذابی دردناك را در پي خواهد داشت. مانند كشتن شتر حضرت صالح(علیه السلام) و عذاب الهي.
11. قرار نيست هر جانداري كه با معجزه و كرامت هست شود ديگر دشمنان نتوانند آن را از پاي در آورند چرا كه آن حيوان ديگر يك حيوان است. بهسان ديگر حيوانات، گرچه داراي تقدس است مانند ناقهي صالح(علیه السلام) و كشته شدنش به دست دشمنان خدا.
12. خداوند از اينكه مردم هماره در پي درخواست كرامت و رخداد شگفت باشند خوش ندارد و آنان را از اين پروا دور می‌دارد. مانند زمان فرودآمدن سفره آسماني به دست دعاي عيساي مسيح(علیه السلام).
13. گاه، پيش از انجام رخداد خارق عادت، آنان را به عذاب تهديد می‌کند.
14. امر خارق عادت، كودك و بزرگ‌سال نمی‌شناسد و همه چيز بسته به قدرت و اراده خداست. بهسان سخن كردن حضرت عيسي(علیه السلام) در گاهواره و نيز گواه كودكي به بي گناهي حضرت يوسف(علیه السلام).
15. آنگاه كه ولیّ‌ای از اولياي خدا، به حكم خداوند چيزي را به چيز ديگر تبديل می‌کند برگرداندش به حالت نخست نيز خود يك كرامت و امر خارق عادت يا معجزه است و همه را به شگفتي وامی‌دارد. مانند تبديل عصاي موسي(علیه السلام) به اژدها و برگرداندن آن به عصا.
16. اگر ولیّ‌ای، بيجاني را به جاندار تبديل نمود آن دومي به راستي جاندار است و نه تنها در نگاه بينندگان، كه بهسان كار ساحران و جادوگران و شعبده بازان و تردستان باشد. بهمانند جان دار بودن اژدهايي كه از عصاي موسي(علیه السلام) پديد آمد و همه ریسمان‌های به شكل مار ساحران را خورد.
17. كرامات و معجزات كوچك و بزرگ دارد و از ديد ارزش و اهميت مراتب دارند گر چه همه به اذن خداست و هر كدام در جاي خويش رخدادي بزرگ و حيرتانگيز است به مثل اينكه يك زمان يك نفر را نجات می‌دهد و يك بار يك كشور را. تعبير خواب و درايت پس از آن در كشور مصر در مقایسه با تعبير خواب او در حق دو زنداني.
18. اينگونه نيست كه ولي خدا، بهحتم يك عابد گوشهنشين باشد. او می‌تواند وزير حكومتي سترگ باشد و كارهاي اجتماعي و اقتصادي كلان انجام دهد. مانند كار حضرت يوسف(علیه السلام) و نيز وزارت آصف بن برخيا.
19. برآورده شدن بسياري از دعاهاي مؤمنان، كرامتي است كه كمتر بدان التفات می‌شود چون گاه برآوردنش سالياني به درازا می‌کشد. مانند دعاهاي پيامبران و پيشوايان معصوم شيعه(علیهم السلام) ـ كه اولياي خدايندـ در حق مؤمن يا نفريني در ازاي يك بی‌ایمانی.
20. الزامي نيست كه هر آن كس كه در تسخير ولايت يك ولي خداست خود از مؤمنان باشد. مانند عفريت از جنيان كه می‌خواست دستور سليمان نبي(علیه السلام) را به انجام برساند.
21. كارهاي شگفت اولياي خدا گاه لطيف و گاه سخت و زمخت است. بهمثل نرم شدن آهن در دستان حضرت داوود(علیه السلام) كه كاري درشت به نظر ميآيد و يا اژدهاي موسي(علیه السلام) كه كاري ترسناك بود.
22. برخي اعجاب آور ها، به حكم خدا ايجادي و شماري نيز امري عدمی‌اند. براي نمونه، خلق شتر حضرت صالح(علیه السلام) از دل كوه، كاري ايجادي و مردن برخي اولياي خدا با شگفتي و نيز نبريدن گلوي اسماعيل(علیه السلام) با كارد، رخدادي عدمي است.
23. اوليايي كه جزو پيامبران و معصومان(علیهم السلام) نيستند ممكن است از امر شگفت خويش از پيش آگاه نباشند از آن رو بترسند كه نكند استدراج باشد.
24. هيچ ولی‌ای در هنگام رخ دادن خارق عادت با ابزار يا كاري گناهآلود، آن كرامت را انجام نداد.
25. از هيچكدام از گونههاي يادشده از معجزات و كرامات در قرآن كريم برنمی‌آید كه دارندهي آن بدان افتخار كرده باشد چرا كه آن را از فضل خدا می‌داند. مانند گفتهي آصف بن برخيا در اينكه اين كردهي من از فضل خداست نه نيروي شخصي.
26. در بيشتر نمونههاي يادشده در قرآن كريم بيدرنگ واژهي «باذنه: به دستور و حكم خدا» آمده است و اين خود يك انديشهي مهم در اين زمينه است.
27. همهي نمونههاي معجزات و كرامات يادشده در قرآن كريم، براي هدفي والا و الهي صورت پذيرفته است.
28. گر چه شدني است كه ولی‌ای پس از انجام كرامت، به درهي گناه بيفتد مانند بلعم باعورا.
29. بزرگ‌تر ين رخداد حيرتآور، از برترين وليّ خداست. مانند عروج رسول گرامي اسلام(صلی الله علیه و آله) به آسمان‌های ظاهر و باطن با همين جسم خاكي.
روي‌كرد دوم: صنف‌شناسي قرآني دارندگان امور خارق عادت
در پايان اين گفتار تنها فهرستي از كساني كه در قرآن كريم به عنوان مجراي بروز كار خارق عادت آمدهاند. البته اين امور اعم از معجزه و كرامت و ارهاص و به طور كلي، امور خارق عادت است و اين خرده را برطرف ميكند كه تنها ميبايست كرامات اوليا را ميآورديم چرا كه از اساس در پي نشان دادن اموري بوديم كه در قرآن كريم به عنوان امري شگفت از ياد شده است. اين نكته نيز شايان ذكر است كه توضيح تكتك موارد خرق عادت ياد شده، در بخش نخست همين گفتار در ذيل هر نمونهي خرق عادت داده شده است و نيازي به بازگويي مطالب نيست.
فهرست صنف‌شناسي قرآني دارندگان خوارق:
انسان
1. پيامبران
1-1.اولوالعزم
1-1-1. پيامبران، پيش از برانگيختگي به نبوت
1-1-2. پيامبران، پس از برانگيختگي به نبوت

1-2. غير اولوالعزم
1-2-1. پيامبران، پيش از برانگيختگي به نبوت
1-2-2. پيامبران، پس از برانگيختگي به نبوت

2. جز پيامبران
2-1. زنان
2-1-1. زنان وليّگونه
2-1-2. زنان مؤمن عادي

2-2. مردان
2-2-1. اولياي خدا
2-2-2. مردان مؤمن معمولي

غير انسان
1. جنيان
2. حيوانات
3. نباتات
4. جمادات
نتيجه و ره‌آورد گفتار:
آغاز بخش دوم از جستار حاضر ورود به عرصه وحي است. آنجا كه لب‌ها بسته و سخنان كوتاه می‌شود، گوش‌ها و چشم‌ها تيز تا پاسخ پرسش‌ها و بنبست اندیشه‌ها را ببينند. گرچه در قرآن كريم ارزش معرفتی‌ای براي كرامت و امور خارق عادت ياد نشده است اما گونه شناسي آن ما را به وزاني استوار در بررسي كرامات می‌رساند و نكات كليدي در اين باب دست می‌دهد. و گرچه انجام اين امور را اقناعي دانسته اما در جاي خويش كاري به جا بوده است. پرداختن به گونه شناسي قرآني اين رخدادها افزون بر اثبات شدني بودن آن و انجام شدن آن در فضاي بيرون از ذهن، در فرهنگ قرآني و دين اسلام هر كدام نشاني از توان بالاي پيوند خوردگان با حضرت حق است. گونه شناسي موضوعي كرامات و امور خارق عادت سخني است كه دفتري گسترده را فرا می‌خواند و نگارنده بر اين باو راست كه اين بخش تاب افزايش از نظر كميت و به لحاظ كيفيت را داراست.
پيوند شعر و ادبيات كهن فارسي با عربي مبين كاري است كه نگارنده در بخش انجامين از نامهي پاياني خويش آن را بررسيده است. گرچه عارف و حكيم بزرگ، جلال‌الدین بلخي در جايجاي مثنوي معنوي خويش به يادكرد معجزات پيامبران(علیهم السلام) و كرامات اولياي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی دانشگاهها Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی عرفان و تصوف، زبان قرآن