پایان نامه با کلمات کلیدی صورت سود و زیان، تامین مالی، مبانی نظری، مدل مفهومی

دانلود پایان نامه ارشد

است.

1-7-3 قلمرو مکانی انجام پژوهش
اطلاعات مورد نیاز برای انجام پژوهش حاضر مربوط به شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میباشد.

مدل مفهومی پژوهش
متغیر وابسته متغیرهای مداخلهگر متغیر مستقل

مدل مفهومی تأثیر اجاره عملیاتی بر واکنش سرمایهگذاران نسبت به اعلان سود (منبع: محقق)

فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه پژوهش

2-1 مقدمه
در اقتصاد سنتي فرض ميشود كه سرمايهگذاران منطقي هستند و قيمت اوراق برابر با ارزش ذاتي آنها بوده و ارزش ذاتي سهام به وسيله تنزيل مبالغ جريانهاي نقدي مورد انتظار به دست ميآيد، به شرطي كه انتظارهای سرمايهگذار بر مبناي اطلاعات در دسترس، به درستي شكل گرفته باشد. اخبار اساسي باعث تغييرات در قيمت اوراق بهادار ميشود و و قتي سرمايهگذاران اطلاعات جديدي درباره ارزش ذاتي اوراق بهادار به دست ميآورند، سريعاً نسبت به آن واكنش نشان ميدهند. تمامي اطلاعات جديد به سرعت در قيمتها منعكس ميشود و براي هيچ كس فرصت به دست آوردن سودهاي غير عادي بر اساس اين اطلاعات، باقي نميماند(نمازی، 1385: 44-30). طرفداران فرضيه بازار كارا بیان میدارند که كارايي بازار زياد به منطقي بودن همه سرمايهگذاران وابسته نيست. در بسياري سناريوها، هنگامي كه برخي از سرمايهگذاران منطقي نيستند، بازار همچنان كارا ميباشد. در يك سناريوي واحد، سرمايهگذاران غير منطقي با يكديگر در ارتباط نيستند. بنابراين، معاملات آنها به صورت تصادفي و غير همبسته است . به دليل تعداد زياد چنين سرمايهگذاراني، در نهايت معاملهگران پر سر و صدا اثري بر روي قيمت اوراق بهادار نخواهند گذاشت. در ارتباط با اطلاعات ارائه شده از سوی شرکتها همواره این دغدغه برای سرمایهگذار وجود دارد که اطلاعات ارائه شده علاوه بر داشتن محتوای اطلاعاتی با یکدیگر تقارن نداشته باشند. احتمال انتقال نابرابر اطلاعات از سوی شرکتها سبب افزایش ریسک سرمایهگذاران خواهد شد. با توجه به دیدگاه فرضیه بازار کارا میتواند عدم تقارن اطلاعات را به عنوان عاملی تأثیرگذار بر واکنش سرمایه گذاران نسبت به اطلاعات ارائه شده به ویژه اعلان سود مورد بررسی قرار دادهاند.

2-2 مبانی نظری پژوهش
2-2-1 تأمین مالی خارج از ترازنامه
سرمایهگذاری یا افزایش سرمایه (افزایش فعالیتهای عملیاتی) شرکت، طبق ضوابط قانونی و میثاقهای پذیرفته شده حسابداری که تمام یا بخشی از آن تأمین مالی در ترازنامه نشان داده نشود، تأمین مالی برون ترازنامهای گفته میشود.
تأمین مالی خارج از ترازنامه عبارت است از، نوعی تأمین مالی که بیشتر شرکتها برای جلوگیری از افزایش بیش از اندازه در اهرم مالی و نقص قراردادهای بدهی خود، سعی میکنند عملیات خود را با نشان ندادن بدهی در ترازنامه تأمین مالی کنند(تقوی و همکاران، 1389: 5).
یکی از مهمترین تصمیمات مدیریت مالی، اتخاذ تصمیماتی در مورد نحوه تأمین مالی برای شرکت میباشد که شامل تصمیماتی همچون ساختار مالی و ساختار سرمایه و همچنین تعیین بهترین شیوه تأمین مالی و ترکیب آنها است. حال شرکتها برای تأمین مالی راههای مختلفی از قبیل وام بانکی، استقراض خارجی، انتشار سهام، انتشار اوراق مشارکت و…. میباشد که یکی از روشهای تأمین مالی که امروزه مورد توجه مجامع جهانی قرار گرفته، روش تأمین مالی برون ترازنامهای میباشد که شرکت از طریق استفاده از ابزارهای متفاوت که این روش دارا میباشد؛ تأمین مالی میکند. به طور کلی شرکت از طریق ابزارهای این روش، نقدینگی شرکت را افزایش میدهد یعنی شرکت میخواهد ضمن تحصیل دارایی، آن دارایی و بدهی مربوط به آن در ترازنامه نشان ندهد و همچنین استفاده از این ابزارها جهت تأمین مالی، بازده و ریسک عملیاتی و در نهایت ارزش شرکت را تحت تأثیر قرار میدهد. پس، تأمین مالی خارج از ترازنامه عبارت است از تأمین مالی یا تأمین مالی مجدد عملیات واحد اقتصادی به روشی که در آن ممکن است تمام یا برخی از تأمین مالی انجام شده طبق محدودیتهای حسابداری در ترازنامه شرکت نشان داده نشود. بنابراین، تأمین مالی خارج از ترازنامه زمانی استفاده میشود که شرکت میخواهد ضمن تحصیل دارایی، شیوه تأمین مالی را (که معمولاً از طریق بدهی است) در ترازنامه نشان ندهد. چون اکثراً از طریق بدهی برای خرید دارایی استفاده میشود، هنگامی که بدهی در ترازنامه نیاید، نسبت بدهی، کمتر از واقع نشان داده خواهد شد و نشان دهنده ریسک کمتر شرکت است و این برای سرمایهگذارارن مطلوبتر خواهد بود. همچنین با نشان ندادن دارایی، هزینهی استهلاکی هم که از آن به وجود میآید؛ در صورت سود و زیان نشان داده نمیشود و سود بالاتر گزارش میشود. البته باید توجه داشت که تأمین مالی خارج از ترازنامه لزوماً ساختگی نیست. برخی از موارد هم اجتنابناپذیر است؛ مانند اجارههای عملیاتی که از بابت آن تعهداتی شناسایی نمیشود (در مقابل اجارههای سرمایهای  در این روش، به جای شناسایی یك بدهی و یك دارایی (نظیر اجاره سرمایهای) صرفاً به نمایش هزینهی اجاره در صورت سود و زیان اكتفا میشود. توجه به این مبحث به این دلیل جدی شد که بسیاری از شرکتها به شیوههای مختلف سعی در پنهان کردن تعهداتشان داشتند. طبق كتاب سال 2009 لیزینگ جهانی، مجموع كل مبالغ لیزینگ سالیانه در سال 2007 مبلغی معادل 760 بیلیون دلار بوده كه بسیاری از اقلام فوق در ترازنامهی شركتها نمایش داده نشد. بهترین مثال در این مورد، بدهی مربوط به شرکتهای زیر مجموعه “انرون” بود که منجر به ورشکسته شدن این شرکت در سال 2001 میلادی شد.
به عبارت دیگر، تأمین مالی خارج از ترازنامه به معنی عدم نمایش یک قلم دارایی یا بدهی و یا یک فعالیت تأمین مالی در ترازنامه یک شرکت میباشد. این قلم مورد بحث میتواند یک مورد اجاره (اجاره عملیاتی که به رقم استفاده از داراییهای موجر صرفاً پرداخت هزینه اجاره در دفاتر نمایش مییابد و نه تعهدات بلندمدت پرداختهای متوالی اجاره که معمولاً ارقام بالایی از هزینه را تشکیل میدهد. این شیوه نمایش مورد پیشنهاد استانداردهای حسابداری اکثر کشورها در قالب تقسیمبندی اجارهها به عملیاتی و سرمایهای میباشد)؛ یک واحد تجاری فرعی یا وابسته (تحت عنوان جوینت ونچر و یا واحد تحقیق و توسعه) و یا یک بدهی احتمالی نظیر اعتبار اسنادی باشد. همچنین، تعهداتی نظیر فیوچر و فورواردها و تعهدات قراردادی بلندمدت و اوراق مشتقهای  نظیر موارد فوق (به استثنای اوراق مشتقه مرتبط با سهام) از جمله مصداقهای یک تأمین مالی خارج از ترازنامه تلقی میشود. به طور ساده، عدم شناسایی بدهی مرتبط با یک قلم از داراییهای مورد استفاده و موجود یک شرکت میباشد. برخی از شرکتها بنا به ماهیت و نوع فعالیت ممکن است حجم زیادی از بدهی را در ترازنامه خود به نمایش نگذارند. یک مثال مؤسسات مالی است که به مدیریت داراییها و یا ارائه خدمات کارگزاری یک صاحبکار مشغول هستند. این مؤسسات اقلام دارایی تحت مدیریت خود را در صورتهای مالی غالباً به عنوان داراییهای تحت مدیریت خارج از ترازنامه مالی خود گزارش میکنند. بسیاری از اقلام خارج از ترازنامه تحت تأثیر نگاه مدیریت در خصوص پیشآمدها و نتایج احتمالی آتی قرار میگیرد و لذا، ممکن است به عنوان یک قلم خارج از ترازنامه گزارش شود. دلیل این موضوع نیز کمتر نشان دادن بدهیها در ترازنامه وارائه تصویری بهتر در خصوص وضعیت مالی شرکت میباشد. چرا که نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام و اهرم مالی  پایینتر نمایش مییابد.

2-2-1-1 ابزارهای تأمین مالی برون ترازنامهای
بهطور کلی میتوان 5 نوع از ابزارهای تأمین مالی را به شرح زیر به عنوان ابزارهای تأمین مالی برون ترازنامهای دانست:

2-2-1-1-1 اجارههای عملیاتی
یکی از موارد بسیار رایج تأمین مالی خارج از ترازنامه، مورد اجارههای عملیاتی میباشد. چرا که در این روش به جای شناسایی یک بدهی و یک دارایی (نظیر اجاره سرمایهای) صرفاً به نمایش هزینه اجاره در صورت سود و زیان اکتفا میشود. این روش در استانداردهای گزارشگری مالی بینالمللی و استانداردهای آمریکا در حال حاضر رایج بوده (در استاندارد ایران، شماره 21 نیز همین روشها مورد قبول قرار گرفته است).
در اجاره‌هاي‌ عملياتي‌، مخاطرات‌ و مزاياي‌ عمده‌ ناشي از مالكيت‌ دارايي‌ به‌ اجاره‌كننده‌ منتقل‌ نمي‌شود. بنابراين‌ دارايي‌ مورد اجاره‌ توسط‌ اجاره‌دهنده‌ در ترازنامه‌ منعكس‌ و اجاره‌بها در طول‌ دوره‌ اجاره‌ به عنوان‌ درآمد شناسايي‌ مي‌شود. در اجاره عملیاتی برخلاف اجاره سرمایه ای، اجاره دهنده به حفظ دارایی در دفاتر خود ادامه می دهد. اجارهدهنده درآمد بهره و سود ندارد اما به طور ادواری نسبت به ثبت درآمد اجاره و همچنین مستهلک نمودن مورد اجاره اقدام می کند.اجاره کننده نیز باید مبالغ اجاره را برمبنای خط مستقیم به عنوان هزینه اجاره شناسایی نماید.
با توجه به تعریفی که بلکویی (1998) ارائه کرده است، اجاره یک توافق یا قرارداد بین دو یا چند طرف میباشد؛ که طی این قرارداد، اجارهدهنده موافقت میکند دارایی را تحصیل و به مالکیت خود در آورد و از مزیتهای مالیاتی ناشی از استهلاک و اجاره آن بهرهمند شود. اجارهکننده نیز موافقت میکند که از دارایی مورد اجاره استفاده و حق اجاره تعیین شده توسط موجر (اجارهدهنده) را بپردازد. حق اجاره مذکور بابت جبران بخشی از سرمایهگذاری انجام شده توسط اجارهدهنده، منسوخ شدن تکنولوژی، مخاطره ناشی از کاهش ارزش فروش در زمان فروش مجدد دارایی و احتمال از بین رفتن آن توسط اجارهکننده میباشد.
خصوصیتی که انگیزه روی آوردن شرکتها به اجارهها را تقویت میکند؛ امکان اجرای تأمین مالی خارج از ترازنامه است؛ که این امر از طریق نشان ندادن داراییها و بدهیها در صورتهای مالی برای اجارهکننده حاصل شده و در نتیجه، نسبت اهرمی و نسبتهای سودآوری (بازده داراییها، بازده سرمایهگذاریها و بازده حقوق صاحبان سهام) بهتر از زمانی نشان داده میشود که دارایی خریداری شده باشد؛ هر چند که این عمل نوعی حساب آرایی دانسته شده و اخلاقی تلقی نمیگردد.

2-2-1-1-2 فروش حسابهای دریافتنی 7
روش دیگری برای تامین مالی واگذاری یا فروش مستقیم حسابهای دریافتنی است، یعنی شرکتها اسناد و مدارک مربوط به مطالبات خود را به شرکت تأمین مالی کننده میفروشند.
سازمانی که این مدارک را خریداری میکند کلیه ریسکهای مربوط به وصول مطالبات و سوخت شدن آن را میپذیرد و هیچگونه مسولیتی متوجه شرکت فروشنده نیست.
سه نوع نحوه عمل حسابداری برای فروشنده حسابهای دریافتنی وجود دارد که عبارتند از: عدم شناسایی دارایی و بدهی، شناسایی همزمان دارایی و بدهی، شناسایی جداگانه دارایی و بدهی ناشی از فروش حسابهای دریافتنی. در وضعیت عدم شناسایی دارایی و بدهی، عمل فروش حسابهای دریافتنی، یک نوع ابزار تأمین مالی خارج از ترازنامه تلقی میگردد. در این نحوه عمل، مطالبات ناشی از حسابهای دریافتنی با دیون ناشی از فروش آنها تهاتر خواهد شد.

2-2-1-1-3 تأمین مالی پروژههای خاص8
نظر به اینکه در اینگونه پروژهها، مالکیت پروژه و متصدی آن از همدیگر جدا میباشند. بعضی از شرکتها مسئولیت انجام این پروژهها را به عهده میگیرند، این نوع شرکتها تامین مالی کننده خارجی تلقی میشوند.
بر اساس یافتههای فینرتی9 (1996) مراحل کلیدی تأمین مالی پروژههای خاص به این صورت است که پس از آغاز پروژه، درآمدها و هزینهها صرفنظر از هزینههای اولیه پروژه شناخته میشوند. علت این امر، جدایی مالکیت پروژه از متصدی آن (انجامدهنده آن) میباشد. این بدان معنی است که شرکتهایی وجود دارد که مسئولیت انجام پروژهها را بر عهده میگیرند و این نوع شرکتها نوعی تأمینکننده خارجی تلقی میشوند. معمولاً یک شرکت زمانی از این نوع تأمین مالی استفاه میکند که دارای توانایی مالی محدودی باشد و یا اینکه راه دیگری را که از نظر هزینه معقول باشد، نیافته باشد. تأمین مالی پروژههای خاص را میتوان تأمین مالی منابع محدود نیز نامگذاری کرد. تأمین مالی پروژههای خاص دارای

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی اعلان سود، عدم تقارن، عدم تقارن اطلاعات، سودآوری Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی مالی رفتاری، تداوم فعالیت، حسابداری اجتماعی، بازار کار