پایان نامه با کلمات کلیدی صاحب نظران، تحرک اجتماعی، زندگی شهری، بخش اقتصاد

دانلود پایان نامه ارشد

مهاجرت های جمعیت از آن بهره برداری می کنند. برخی از عوامل رانش درنظام روستایی که نظریه پردازان به آن استناد می کنند: فقر عمیق روستاها و عدم امنیت اقتصادی حاکم بر این مناطق، نداشتن زمین، کمبود امکانات و تسهیلات زندگی مردم، اشتغال، پایین بودن سطح بهداشت و آموزش که در روستاها جلوه می کند. در مقابل جاذبه ها و کشش های شهری که روستاییان را به سوی شهر جلب می کند، به صورت شغل مناسب وجود درآمدهای بالا، دسترسی به تسهیلات زندگی شهری، فضای آموزشی مطلوب، بیمارستان و تحرک اجتماعی مطرح می شود. (حاج حسینی،1385)

2-1- 6 نظريه الگوي اقتصادي دو بخشي توسعه
نخستين و معروف ترين الگوي توسعه که مهاجرت نيروي کار روستايي به شهر را جزو لاينفک جريان توسعه اقتصادي مورد توجه قرار داد، توسط آرتورلوئيس (Arthur Lewis, 1961) تعديل و بسط داده شد. (حاج حسینی،1385)
اين الگو در اواخر دهه 1950 و اوايل دهه 1960 به عنوان نظريه عمومي پذيرفته شده در مورد کشورهاي جهان سوم که نيروي کار اضافي داشتند مطرح شد. براساس اين الگو جامعه از دو بخش اقتصادي تشکيل مي شود:
1. بخش سنتي معيشتي روستايي که با نيروي کار مازاد و داراي بهره وري پايين يا بدون بهره وري مشخص مي شود.
2. بخش صنعتي شهري که داراي بازده توليد بالا و اشتغال کامل است. بنابراين نيروي کار اضافي روستايي به تدريج از بخش سنتي به اين بخش منتقل مي شود. اين الگو، مهاجرت را در يک ساز و کار (مکانيسم) متعادل کننده مي داند و نظريه پردازان اين الگو معتقدند که به علت دستمزدهاي بالا و ميزان اشتغال بيشتر در بخش صنعتي نوين، مهاجرت از بخش سنتي معيشتي به بخش صنعتي نوين جريان پيدا مي کند. اين وضعيت، سطح توليد بخش صنعتي و سود سرمايه داري را افزايش داده، سپس سود به دست آمده (بعد از پرداخت دستمزدها) مجدداً توسط سرمايه داران به بخش صنايع نوين سرمايه گذاري مي شود. بدين ترتيب اين امر موجب افزايش تقاضاي کار از بخش سنتي گرديده، در نتيجه مهاجرين بيشتري از روستا به سوي بخش صنعتي نوين روانه مي شوند، اين روند تا زماني ادامه مي يابد که نيروي کار اضافي در روستا وجود داشته و نيز تقاضاي کار براي آن در شهر موجود باشد. طبق اين نظريه، مهاجرت امري مطلوب و نوعي مکانيسم متعادل کننده جوامع براي بقا و دوام نظام اجتماعي است. (حاج حسینی،1385)

2-1-7 مدل سرمايه گذاري انساني و هزينه و فايده
اين نظريه ابتدا توسط شاستاد(1961) ارائه شده و سپس داونز (Davanzo ,1976) آن را گسترش داد. طبق اين نظريه تصميم گيري براي مهاجرت نوعي تصميم به سرمايه گذاري است که درآن شخص مهاجر هزينه و فايده مهاجرت را در نظر مي گيرد، بدين ترتيب مهاجرت موقعي انجام مي شود که فايده آن به هزينه اش افزون باشد. در اينجا شخص مهاجر قبل از مهاجرت، هزينه هاي اجتماعي احتمالي و فوايدي را که در اثر مهاجرت به دست مي آورد مقايسه نموده، سپس تصميم به مهاجرت مي گيرد. اين فايده و هزينه ها شامل عناصر مادي و غير مادي هستند. هزينه هاي مادي شامل: هزينه هاي سفر، دور ريختن اثاثيه منزل که ارزش جا به جايي ندارند، تحمل يک دوران بيکاري و بي مزدي و غيره است. (حاج حسینی،1385)
هزينه هاي غيرمادي شامل: دور ماندن از خانواده و اعضاي فاميل، تحمل رنج و سختي سفر و تحمل شرايط محيطي مقصد و پذيرش عادات جديد مي باشد. در مورد فوايد جنبه هاي مادي آن: احتمال کسب درآمد بالاتر و ارتقاي شغلي در آينده و غيره و فوايد غير مادي: برخورداري از هر گونه امکانات رفاهي و تفريحي و آسايش در مقصد که در محل زندگي قبلي او نبوده است، مي باشد.(همان)
در اين نظريه فرض براين است که انسان ها تمايل دارند که در آمد خالص واقعي دوران زندگي شغلي خود را به حداکثر برسانند و مي توانند درآمد احتمالي آينده در مقصد و درآمد کنوني خود در مبدا را محاسبه نمايند.(همان)
بر طبق اين نظريه مي توان انتظار داشت که افراد مسن نسبت به جوانان تمايل کمتري به مهاجرت دارند، زيرا اولا تفاوت درآمد بين مبدا و مقصد با توجه به عمر باقي مانده آن قدر زياد نيست و در ثاني هزينه هاي غيرمادي براي اين افراد بيش از جوانان است. جوانان به ويژه جوانان تحصيل کرده بيش از ديگران مهاجرت مي کنند، زيرا تفاوت درآمد بالقوه آنان بين مبدا و مقصد احتمالا زياد است.(همان)

2-1-8 نظریه اقتصادي مهاجرت تودارو
مايکل تودارو از صاحب نظران مسائل اقتصادي کشورهاي موسوم به جهان سوم، درباره مهاجرت روستا شهري براي اين کشورها مدل نظري ارائه داده است. مي توان گفت مدل وي حالت گسترش يافته نگرش سرمايه انساني «شاستاد» و از جهاتي از نظريه اقتصادي دوگانه توسعه «لوئيس» متاثر است. (حاج حسینی،1385)
مدل مهاجرت تودارو داراي چهار ويژگي اصلي زير است:
1. مهاجرت، جرياني انتخابي و انگيزه آن بر پايه ملاحظات عقلاني اقتصادي، سود و هزينه نسبي است و گرچه عمدتا اقتصادي است، اما ضمنا رواني هم هست.
2. تصميم به مهاجرت به تفاوت درآمد «مورد انتظار» بين شهر و روستا بستگي دارد نه تفاوت درآمد «واقعي» بين آنها.
3. احتمال به دست آوردن شغلي در شهر با ميزان بيکاري شهري رابطه عکس دارد.
4. در صورت وجود اختلاف بسيار در درآمد «مورد انتظار» بين شهر و روستا، وجود «ميزان مهاجرت» مازاد بر «فرصت هاي اشتغال» نه تنها ممکن بلکه منطقي است و لذا ميزان بالاي بيکاري شهري نتيجه اجتناب ناپذير عدم تعادل جدي فرصت هاي اقتصادي بين مناطق روستايي و شهري اکثر کشورهاي در حال توسعه است. (حاج حسینی،1385)

2-1-9 مدل شبکه اي
اين مدل به طور مشخص تقريبا اوايل دهه 1980 مطرح گرديد. سپس به وسيله ديگر صاحب نظران گسترش يافت در اين ديدگاه هزينه و فايده مهاجرت در قالب شبکه هاي مهاجرتي مورد تبيين قرار مي گيرد. (حاج حسینی،1385)
بر اساس این دیدگاه، شبکه هاي مهاجرتي مشتمل است بر پيوندهاي بين افراد که مهاجران قبلي و غير مهاجران را در مناطق مبدا و مقصد از طريق پيوندهاي خويشاوندي، دوستي و يا خاستگاه اجتماعي مشترک به هم مرتبط مي سازد. درون شبکه هاي مزبور حرکات مهاجرتي رو به افزايش مي نهد: زيرا که هزينه ها خطرات ناشي از مهاجرت را کاهش داده و منافع حاصل از آن را افزايش مي دهد. در واقع، ارتباطات و تماس هاي حاصل از اين گونه شبکه ها نوعي سرمايه اجتماعي (Social Capital) به شمار مي آيد که افراد به وسيله آن به موقعيت شغلي بهتري دست مي يابند. در اين نظريه بر دو عامل تاکيد مي شود و در واقع اين دو عامل هستند که اساس حرکت مهاجرت ها را پي ريزي مي کنند:
الف) کاهش هزينه ها، نخستين مهاجراني که ترک ديار مي کنند و مکان هاي جديد اختيار مي کنند، معمولاً پيوندهاي اجتماعي حمايت کننده که مهاجرت را براي آنان کم هزينه کند، وجود ندارند. اما پس از اينکه اين نخستين مهاجران، به مهاجرت اقدام کردند، هزينه هاي بالقوه مهاجرت براي دوستان و خويشاوندان باقي مانده کاهش مي يابد. زيرا به دليل ماهيت ساختارهاي خويشاوندي و دوستي، هر مهاجر جديد مجموعه افرادي با پيوندهاي اجتماعي در منطقه مقصد به وجود مي آورد. بدين ترتيب شبکه اي از ارتباط بين مهاجران و غير مهاجران ايجاد مي شود و با تعهدات حمايتي ضمني که در درون اين شبکه ها براي افراد به وجود مي آيد مهاجرت به مرور زمان با کاهش هزينه ها (مادي و معنوي) همراه خواهد بود.(همان)
ب) کاهش خطرها، شبکه هاي مهاجرتي براي مهاجران تازه وارد مشاغلي به آساني در اختيارشان قرار مي دهد و بدين ترتيب مهاجرت اغلب به منبع قابل اعتماد و مطمئن جهت کسب درآمد تبديل مي شود. در اين فرآيند هر مهاجر به نوبه خود شبکه مهاجرت را گسترش داده و خطرهاي تمام افرادي که به او بستگي دارند و خواهان مهاجرت هستند را کاهش مي دهد. هرچند که اين نظريه بيشتر براي مهاجرت هاي بين المللي طرح ريزي شده است. ولي در واقع براي مهاجرت هاي داخلي نيز مي تواند گوياي برخي از حقايق مربوط به مهاجرت باشد.(همان)

2-1-10 مدل رفتاري
اين مدل پژوهش خود را بر رفتار فردي و جمعي مهاجران متمرکز مي کند. توماس و زنانيسکي(1920) از جمله پژوهشگراني بودند که چنين مدلي را پايه ريزي کرده و پژوهش هايي در اين زمينه انجام داده اند. يعني در پژوهش هاي خود بر نگرش مهاجران که متاثر از ارزش هاي اجتماعي و نيز نقش سازمان هاي اجتماعي در رفتارهاي مهاجرتي مورد تاکيد قرار گرفته است. اين مدل سپس به وسيله ايونشتات، اسپير، گلديشتاين و فري به طور تخصصي تر گسترش يافت. در گسترش مدل متغيرهايي نظير بررسي تمايل به مهاجرت (توسط مهاجران)، انتخاب مکان و بالاخره تصميم به رفتن (مهاجرت) و يا ماندن سه مرحله اي است که رفتار مهاجران معطوف به آنها مي شود، به مراحل اصلي مهاجرت در نظر گرفته شده اند. در ادامه گسترش اين پريرر(pryeer)، بايرلي (bierlee)، تامي (tammy)، فاتو (fatoo) چارچوب هايي براي تحليل تصميم گيري به مهاجرت در قالب اين مدل ارائه مي دهند اين چارچوب شامل سه مرحله زير است:
الف) گاهي قبل از تصميم به مهاجرت.
ب) تصميم ضمني مبني بر مهاجرت کلي، جزئي و يا ماندن.
ج) تصميم قطعي به مهاجرت و انتخاب مقصد آن.
اين مدل تاکنون براي تحقيقات ميداني به صورت تعاريف علمي درآمده و متغيرهايي نظير درآمد، خانواده، مقياس منطقه مبدا مهاجرت، سهولت ارتباط، گروه هاي قومي و سازگاري مورد تاکيد قرار گرفته اند. از ديد نظريه پردازان اين مدل، مدل هاي رفتاري بيشتری براي پژوهش در مورد مهاجرت هاي داخلي دارد. (حاج حسینی،1385)

2-1-11 مدل سيستمي
کاربرد اين گونه مدل ها به طور مشخص در آثار مابوگونج (mabogunj,1989) آغاز گرديد. مابوگونج(1989) بر اين اعتقاد بوده است که به وسيله نظريه عام سيستمي، بهتر مي توان مهاجرت هاي روستا شهري را تعيين نمود. در اين مدل هم مهاجرين و هم نهادها که در کنش متقابل هستند در قالب يک چارچوب کلي نگريسته شده و بدين ترتيب، مجموعه اجزا در حال کنش متقابل با يکديگر با ويژگي ها و روابط در ساختاري منسجم لحاظ مي شوند. (حاج حسینی،1385)
متغيرهاي اصلي اين مدل عبارتند از:
1. خرده سيستم اجتماعي شدن: اين متغير به عوامل تاثيرگذار بر جامع پذيري فرد مهاجر نظر دارد: ميزان توسعه يافتگي مکان مبدا مهاجر، بعد خانوار، ميزان تحصيلات والدين مهاجر، ميزان وابستگي مهاجر به محل تولد و نيز ميزان احساس غربت به آن.
2. خرده سيستم نهادي: اين متغيرها نهادهايي که شخص با آنها به نوعي در چالش است مورد توجه قرار مي دهد. سطح آگاهي و اطلاعات عمومي و نيز ميزان تحصيلات شخص مهاجر، سطح آگاهي و شناخت شخص مهاجر در مورد مناطق مبدا و مقصد، وضعيت سازمان ها و اتحاديه هاي صنفي موجود در مبدا و مقصد و نوع ارتباط با آنها، صلاحيت و شايستگي مهاجر براي اولين استخدام در منطقه مقصد و بالاخره وضعيت تاهل مهاجر.
3. خرده سيستم مصرفي: شامل به دست آوردن کالاي مصرفي با دوام (خودرو، تلويزيون و…) ساختن واحد مسکوني در مبدا و بالاخره استخدام همسر در مقصد.
4. متغييرهاي تنظيمي: اين متغيرها مواردي را در نظر مي گيرند نظير وضعيت منطقه سکونت در مقصد، انگيزه مراجعت به مبدا، مدت اقامت در مقصد و متغيرهاي جمعيتي مانند جنس و سن. اين مدل (سيستمي) سپس به وسيله ريچموند و ورما براي بررسي مهاجرت هاي بين المللي نيز مورد استفاده قرار گرفت.(همان)

2-1-12 مدل وابستگي
اين مدل در ديدگاه تضاد يکي از ديدگاه هاي جامعه شناختي تبيين مسائل اجتماعي نضج گرفت. در ديدگاه تضاد جامعه عرصه تضادها و مبارزات طبقاتي است و متغيرهايي مانند روابط حاکميت، تقسيم کار، توزيع نابرابر امکانات اقتصادي و تغييرات و دگرگوني هاي اساسي (انقلاب ها) مورد بحث قرار مي گيرند. در ديدگاه تضاد تبيين پديده ها و مسائل اجتماعي در مقياس کلان (نظام هاي سياسي اجتماعي) است. (حاج حسینی،1385)
تبيين مهاجرت در اين ديدگاه به نظرات يا مدل هاي وابستگي شهرت يافته اند. از ديد نظريه پردازان اين ديدگاه مهاجرت (به ويژه مهاجرت روستاييان به شهر) در بطن روابط سرمايه داري جهاني و توسعه وابسته کشورهاي عقب مانده، بايد مورد تحليل قرار گيرند. اين گروه از نظريه پردازان بر اين اعتقادند که علت هاي مهاجرت را نمي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی رشد جمعیت، نیروی کار، روستا - شهر، محیط زیست Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی استان تهران، زمین ساخت، حوزه نفوذ، دانه بندی