پایان نامه با کلمات کلیدی شاه طهماسب، دولت صفوی، غیاث الدین

دانلود پایان نامه ارشد

خود، در شهرهای ایران می گشت ودر هر شهر وروستایی امام جمعه یا جماعت ها را که تعالیم شرعی را به مردم تعلیم دهد، قرار می داد وبه شناسایی فقها اهتمام زیادی داشت چون تعداد فقها در ایران آن زمان بسیار کم بود.181 وروملو در احسن التواریخ در این مورد می گوید: محقق کرکی در جلوگیری از فحشا ومنکرات مثل قمار بازی وشرابخواری و… کوشید وبرای ترویج فرائض دینی ونماز جمعه وجماعت وبیان احکام شرعی تلاش زیادی کرد. او اذان را در شهرهای ایران رواج داد ومفسدین وستمگران را قلع وقمع کرد.182
محقق در سفر اولش به ایران نتوانست به همه اهدافش برسد وتغییرات سیاسی خاصی ایجاد نکرد. چون شاه اسماعیل روحیه جنگ طلبی وخونریزی داشت وفقط منطق شمشیر را می شناخت در حالیکه محقق اندیشه صلح وآرامش وگفتگو را داشت وفقط تا حدی توانست روی شاه اسماعیل تاثیر بگذارد واو را به منطق مناقشه وگفتگو دعوت کند. والبته این سفر او به ایران زیاد طول نکشید به دلایلی مثل مورد مذکور در سطور قبل ودیگر اینکه افرادی وجود داشتند که با محقق ونظریاتش دشمنی داشتند مثل صوفیان قزلباش وعالمان سنیی که از ترس شاه اسماعیل شیعه شده بودند یعنی اصحاب مدرسه خلفا.183
در مورد مخالفت قزلباشها یا برخی علما با محقق، می توان، به دست یافتن محقق به مقام صدارت اشاره کرد که این منصب در دولت صفوی عهده دار ساماندهی به امور مذهبی مردم بود ومحقق وقتی به ایران آمد برخی از شاگردانش را برای اینکار معرفی کرد ودر دوره های بعد شیخ الاسلام به جای منصب صدر وبالاتر از آن قرار گرفت وخود محقق کرکی در عصر شاه طهماسب عهده دار این سمت بود.184 وطی چند دهه پس از تشکیل حکومت صفوی، نزدیک به صد تن از علمای منطقه “بقاع” و”جبل عامل” به ایران آمده وبه سمتهای شیخ الاسلامی وامامت جمعه ومدرسی وامام جماعت مسجد مشغول بودند وگفته شده است از منطقه “کرک نوح” 18 نفر از علما به دربار صفوی آمدند وبه سامان دادن امور دینی مردم پرداختند.185
محقق کرکی بالاخره در اواخر سال 919 پس از پنج سال حضور در ایران186 به عراق برگشت.187 وبه نجف رفت ودر آنجا مشغول تدریس وتالیف وفعالیت های علمی شد.188
سالیانی پس از ترک ایران توسط محقق، درسال 930 شاه اسماعیل صفوی در گذشت وپسرش شاه طهماسب، جانشین پدرش شد. ودر سال 936 شاه طهماسب، عراق را که به سلطه عثمانی ها در آمده بود، به تصرف در آورد189 وسپس به زیارت عتبات متبرکه عراق شتافت ودر آنجا ضمن دیدار با محقق کرکی از او خواست که برای بار دوم به ایران سفر کند ومحقق هم پذیرفت ودرسال 936 به ایران هجرت کرد190 ومدت سه سال در ایران اقامت کرد ودر این مدت توانست به بسیاری از اهداف خود در نشر تشیع واصلاح دولت صفوی برسد. وشاه طهماسب برای او بسیار احترام قائل بود واز او حمایت وپشتیبانی می کرد.191 واو را نایب امام می خواند ودستور داد که در همه مناطق تحت سلطه او، از اوامر ودستورات محقق اطاعت شود. محقق برای نشر دین واصول تشیع به شهرهای ایران سرکشی می کرد واصلاحات لازم مذهبی را در این شهرها انجام می داد واحکام شرعی را به مردم تعلیم می داد وبه ایجاد حوزه های علمیه وتقویت آنها می پرداخت. او در هر شهر وروستا امام جماعت یا جمعه مشخص می کرد که تعالیم شرعی را به مردم تعلیم دهند وخودش به تدریس وتعلیم رجال کبار دولت صفوی مثل امیر جعفر نیشابوری، وزیر شاه می پرداخت ورساله جعفریه اش را برای همین امیر جعفر مذکور نوشت وتوانست به موفقیت های زیادی دست یابد.
محقق سالانه هفتاد هزار دینار شرعی برای طلاب علوم دینی خرج کرد که این مبلغ زیادی در آن زمان بوده است ونشان از تمکن واستقلال مالی او دارد.192
محقق در اقدامات درخور توجهش، به همه شهرهای تحت اختیار شاه نامه نوشت که مثلا دستور العمل خراج شما به این گونه است ویا تدبیر امور رعیت بابد به فلان صورت باشد. او قبله را در برخی از شهرهای ایران تغییر داد چون به نظرش با واقع مطابقت نداشت. وسید نعمت الله جزایری در ابتدای کتابش یعنی “غوالی اللئالی” نوشته است که وقتی محقق به ایران آمد ووارد اصفهان وقزوین شد، شاه طهماسب به او گفت: تو از من نسبت به سلطنت سزاوارتری ومن از عمال تو هستم وبه اوامر ونواهی تان عمل می کنم وشیخ هم احکام ورسائل را به بلاد تحت تصرف شاه فرستاد که متضمن قوانین عدل وکیفیت رفتار وسلوک با مردم در اخذ خراج ومقدار آن ومدتش بود ودستور داد که سنیان را بیرون کنند تا موافقین را گمراه نکنند. او همیشه هر جا می رفت عده ای از جوانان همراه او بودند ودر رکابش اهل تسنن را سب ولعن می کردند. وگفته شده است روزی که محقق وارد اصفهان شد به مسجد رفت ونماز خواند وبعد از نماز یکی از شاگردانش بر منبر رفته وبا صدای بلند وعلنا به سب ولعن سنیان پرداخت واین در حالی بود که تا آن زمان کسی به صورت آشکار وعلنی اینکار را نکرده بود وسید نعمه الله جزایری گفته است: علمای شیعه ای که در مکه بودند به علمای اصفهان نامه دادند که شما در اصفهان سنیان را سب ولعن می کنید ولی ما در حرمین شریفین به خاطر این کار شما توسط سنیان مجازات می شویم وشکنجه وعذاب می بینیم وصاحب “لؤلؤه البحرین” شیخ یوسف بحرانی این موضوع را باعث مذمت یا عیب جویی از محقق کرکی دانسته است. ومولف قصص العلماء گفته است: چون در ایران هنوز سب سنیان علنی نبود، محقق می خواست با شایع کردن اینکار، بطلان آنها بر مردم بیشتر روشن گردد وچون آنها به شیعیان چنگ ودندان نشان می دادند وقصد دشمنی با شیعیان را داشتند پس به نظر شیخ حکم جنگ با آنها وسب ولعنشان ساقط نمی شد.193
محقق علاه بر موارد مذکور به حل مشکلات اجتماعی مردم می پرداخت وقضاوت در اختلافات بین آنها را رسیدگی می کرد. او بر کار حکام ومسئولین نظارت می کرد تا به احکام شرع پایبند باشند واز حدود شرعی در برخورد با مردم تخلف نکنند. او کسانی را که از احکام وحدود شرعی تخلف می کردند، از پستشان عزل می کرد. مثل امیر غیاث الدین منصور دشتکی شیرازی (م 946ه ق) که او را از منصب صدارت عزل وامیر معز الدین اصفهانی (م952 ه ق) به جای او برگزید وپس از مدتی هم او را عزل وامیر اسد الله شوشتری (م 963 ه ق) را به جای او نصب کرد.
محقق به امر به معروف ونهی از منکر اقدام کرد ومثلا چون غنا در بین صوفیه مباح بود واماکن قمار ولهو ولعب فراوان بود، نقشه یا طرحی را ترسیم کرد تا بتواند با فساد مبارزه کند واز حمایت شاه طهماسب هم که از متدین ترین شاهان صفوی بود، برخوردار بود.194
محدث قمی در کتاب “فوائد الرضویه” در مورد محقق کرکی نوشته است: محقق در زمان شاه طهماسب، مروج مذهب امامیه ونماینده اظهار بیزاری از اهل سنت بود به گونه ای که اهل سنت به او لقب “مخترع الشیعه” را داده بودند وشاه او را نایب امام می دانست ومحقق را به سلطنت سزاوارتر از خود می دانست وبه او لقب خاتم المجتهدین را داده بود.195
شاه طهماسب در نامه ای در تایید محقق کرکی چنین می گوید: ((بسم الله الرحمن الرحیم چون از مؤدای حقیقت انتمای امام صادق (ع) که انظروا إلی من کان منکم قد روی حدیثنا ونظر فی حلالنا وحرامنا وعرف احکامنا فارضوا به حکما فانی قد جعلته حاکما. فاذا حکم بحکم فمن لم یقبله منه فانما بحکم الله استخف وعلینا رد وهو راد علی الله وهو علی حد الشرک. لایح وواضح است که مخالفت حکم مجتهدین که حافظ شرع سید المرسلین ونائب الائمه المعصومین علیهم السلام لایزال کاسمه العلی عالیا کند ودر مقام متابعت نباشد، بی شائبه ملعون ومردود ودر این آستان ملائک آشیان مطرود است وبسیاسات عظیمه وتادبیات بلیغه مواخذه خواهد شد. کتبه طهماسب بن شاه اسماعیل اللصفوی الموسوی)).196
ونقل شده است که در زمان شاه طهماسب، سفیری از سوی سلطان روم نزد شاه آمد وقرار شد که روزی در جلسه ای با شاه ومحقق کرکی حاضر شوند ودر آن روز معین ودر آن جلسه وقتی سفیر با شیخ آشنا شد، خواست با شیخ مجادله کند وبه شیخ گفت: ای شیخ مذهبی را که شما اختراع کرده اید (مذهب شیعه)، ناحق است. ((إن ماده تاریخ مذهبکم واختراع طریقتکم ناحق)) ومحقق هم در جواب او بالبداهه پاسخ داد : ما قوم عرب زبان هستیم نه عجم وتو که گفتی مذهبکم ناحق، “کم” را از مذهب جدا کن و “نا” را به آن اضافه کن ،می شود “مذهبنا حق” یعنی مذهب ما حق است. ومحقق به او فهماند که تو فارسی وعربی را قاطی کردی وزبان ما عربی است نه عجم وپس از آن سفیر مبهوت ماند.197
محقق کرکی بالاخره در سال 939 ه ق به عراق برگشت ویکسال بعد در نجف وفات کرد.198
در مورد دلایل بازگشت محقق به عراق وترک ایران به مواردی اشاره شد که اکنون به آنها به طور مفصل تری می پردازیم:
1: رجال صوفی قزلباش که نقش مهمی در پیروزی شاه اسماعیل وبه سلطنت رساندن او به حکومت داشتند، از مواردی بودند که محقق کرکی با افکار وعقاید غلو آمیز آنها می جنگید ومبارزه می کرد. لذا قزلباشان جزء کسانی بودند که با محقق کرکی معاند ومخالف بودند؛
2: برخی از اهل سنت که پس از رسمیت تشیع توسط شاه اسماعیل به ظاهر شیعه شدند با محقق کرکی موضعی مخالف داشتند. چون آنها خود را ایرانی واهل ایران می دانستند واز اینکه می دیدند یک خارجی غیر ایرانی غریب به ایران آمده وشاه از او حمایت می کند ومناصب سیاسی ودینی را هم در دست دارد، ناراحت بودند ودر مقابل نظرات فقهی محقق ایستادگی ومخالفت می کردند مثل امیر غیاث الدین منصور دشتکی که منصب صدارت را بر عهده داشت وبا تغییر قبله برخی شهرها توسط محقق مخالفت کرد وبین او ومحقق مناقشات تندی در حضور شاه طهماسب اتفاقی افتاد وشاه هم از محقق حمایت کرد واو را از منصب صدارت عزل کرد؛199
3: برخی از رجال دینی وعلما با بعضی از نظرات فقهی محقق بسیار مخالفت می کردند؛ مثلا با نظریه وجوب تخییری نماز جمعه واخذ خراج در هنگام غیبت امام (ع) وتعامل با شاهان وقبول هدایای آنها که از طرف محقق این نظریه ها صادر شده بود اعتراض کردند وبه مخالفت برخاستند واین گروه یک جبهه در مقابل محقق کرکی درست کردند وآراء او را رد کردند ودر مقابل نظرات محقق به تالیفاتی پرداختند که در راس این مخالفین باید به شیخ ابراهیم قطیفی وشیخ نعمه الله حلی اشاره کرد که نعمه الله حلی از شاگردان محقق کرکی هم بوده است؛200
4: مخالفت عالمان دینی با محقق باعث شد تا برخی از درباریان فرصت طلبی که از محقق دلخوشی نداشتند، موقعیت را مناسب دیده وبه دشمنی با او پرداخته وعلیهش دست به توطئه چینی زده وقصد جان او را بکنند.201
همه این موارد دست به دست هم داد وباعث شد که محقق در سال 939 ایران را ترک وبه نجف اشرف مراجعت کند واو سپس در سال 940 یعنی یکسال پس از خروج از ایران دعوت حق را لبیک گفت وبه دیار باقی شتافت.
در اینجا خوب است که به مراتب علمی محقق کرکی واساتید وامتیازاتش هم اشاره ای داشته باشیم.
یکی از تالیفات مشهور محقق کرکی “جامع المقاصد” می باشد که این کتاب شرح “قواعد” علامه حلی است واو افزون بر این “مختصر النافع” و”شرایع” محقق حلی وچند کتاب دیگر از علامه وشهید اول را حاشیه زده ویا شرح داده است.
ورود محقق کرکی به ایران وتشکیل حوزه قزوین واصفهان وپرورش شاگردانی مبرز در فقه باعث شد برای اولین بار پس از دوره صدوقین، ایران مرکز فقه شیعه شود. محقق کرکی شاگرد علی بن هلال جزایری واو شاگرد ابن فهد حلی بوده است. وابن فهد حلی شاگرد شاگردان شهید اول از قبیل فاضل مقداد بوده است. پس محقق کرکی با دو واسطه شاگرد شهید اول بوده است.202
در مورد امتیازات محقق کرکی به این موارد می توان اشاره کرد :
– در زمان شاه اسماعیل اول، بالاترین مقام رسمی دینی را “صدر” می نامیدند که در زمان شاه طهماسب، این عنوان در درجه پایین تر از شیخ الاسلام قرار گرفت وشاه عنوان شیخ الاسلام وخاتم المجتهدین را برای محقق کرکی به کار برد وبه اینصورت عنوان شیخ الاسلامی در دوره صفوی باب شد واین منصب در دوره از دولت صفویه اهمیت بالایی داشته است: 1) دوره شاه طهماسب اول با حضور محقق کرکی؛ 2) دوره شاه سلطان حسین با حضور علامه مجلسی.
– محقق کرکی از لحاظ فقهی، عالمی برجسته بود

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی شاه طهماسب، دولت صفوی، نماز جمعه Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی شاه طهماسب، نماز جمعه، علمای شیعه