پایان نامه با کلمات کلیدی شاه طهماسب، نماز جمعه، علمای شیعه

دانلود پایان نامه ارشد

وشهرت او در این بود که روشهای جدیدی را به لحاظ استدلالی وارد حوزه فقه کرده است ونوشته هایش از روانی وسادگی برخوردار واستدلال هایش صریح وروشن وهمراه با واقع گرایی فقهی است واین مطلب را می توان در بحث نماز جمعه ورساله خراجیه او مشاهده کرد وشخصیت این فقیه والا باعث شد که شاه طهماسب که خودش در دینداری فردی جدی ومتشرع بود به علاقمند شود ودر عراق عرب در نزدیک حله ونجف، زمین هایی را به عنوان “سیورغال”203 به او واگذار کند.204
– در رساله نماز جمعه وخراجیه محقق کرکی نکاتی وجود دارد که حاکی از توجه عمیق او به این موارد است:
1: او با دید گسترده ای به حوزه دخالت فقیه در امور جاری حکومت می نگرد واین همان احیای اندیشه ولایت فقیه در عرصه سیاسی ایران بود؛
2: واقع نگری سیاسی او برای پذیرش شرایط جدید وایجاد سلطنت شیعه بود که ناچار بود با آن کنار بیاید که کنار آمد.205
2: شیخ حسین بن عبد الصمد حارثی همدانی (پدر شیخ بهایی)
یکی دیگر از عالمان مهاجر عرب به کشور ایران در عهد صفویه، پدر شیخ بهایی، شیخ حسین بن عبد الصمد می باشد. او که از علمای بزرگ شیعه است، اهل جبل عامل ومتولد روستایی به نام جبع در نزدیکی صیدا بوده است.206
محدث قمی در کتاب “فوائد الرضویه” در مورد او می گوید: شیخ حسین بن عبد الصمد عالمی بود متخصص در فقه وتفسیر و حدیث و… واز شاگردان برجسته شهید ثانی به شمار می رود207 وجوانی اش را در خدمت وهمراهی استادش شهید ثانی گذراند.208 او همشهری محقق کرکی است که پس از محقق به ایران هجرت کرد ودر ایران ودربار صفوی جایگاهی خاص پیدا کرد ومنشا اثرات مهمی شد. وی در سال 960 به ایران آمد وپس از ورود به ایران مدتی را در اصفهان پایتخت دوم صفویه209 ماند ودر آنجا به تدریس مشغول شد وشیخ بهایی وقتی همراه پدرش شیخ حسین وارد ایران شد هفت ساله بوده است. سرانجام پس از ورود والد شیخ بهایی به ایران وحضورش در اصفهان، شیخ علی منشار او را به شاه طهماسب که در قزوین به سر می برد، معرفی کرد. شیخ علی منشار نیز یکی از علمای شیعه مهاجر عرب به دیار ایران بوده است که قبل از شیخ حسین به ایران آمده است ودر اصفهان اقامت داشته است واز سوی شاه صفوی سمت شیخ الاسلامی اصفهان را پیدا کرده است. پس از آشنایی شاه طهماسب با شیخ حسین، شاه از شیخ حسین خواست که به قزوین برود وسپس او را به سمت شیخ الاسلامی قزوین منصوب کرد. شیخ به مدت هفت سال در این منصب بود تا اینکه شاه او را به خراسان فرستاد واین بار او را به عنوان شیخ الاسلام هرات معرفی کرد. شیخ هشت سال در هرات اقامت کرد ودر آنجا به نشر معارف تشیع وآشنا ساختن مردم با تشیع پرداخت210 وبه گفته مولف تاریخ عالم آرای عباسی، متصدی شرعیات این شهر شد.211
محدث قمی در فوائد الرضویه در این مورد می نویسد: چون اکثر اهالی شهر هرات سنی بودند، شاه طهماسب از شیخ حسین خواست که در آنجا بماند واهالی آن جا را ارشاد کند وبه همین دلیل سه روستا از روستاهای هرات را به شیخ بخشید وبه حاکم بلاد خراسان امر کرد که در هر روز جمعه که شیخ نماز جمعه اقامه می کند، پس از نماز جمعه سلطان محمد خدابنده میرزا، پسر پادشاه را در مسجد جامع کبیر هرات در خدمت شیخ حاضر کند تا از شیخ حدیث استماع کند واز اوامر ونواهی شیخ اطاعت کند وهیچ کس حق مخالفت با شیخ را نداشته است وسر انجام پس از هشت سال حضور شیخ در هرات، به برکت وجود وحضور او، اهالی این شهر به تشیع گراییدند واین منطقه از اهل سنت خالی شد. شیخ پس از این هشت سال به قزوین رفت واز شاه طهماسب اجازه خواست که به سفر حج برود، که شاه به او اجازه خروج از ایران را داد ولی اجازه خروج پسرش شیخ بهایی را از ایران نداد. لذا او تنها به حج رفت وپس از حج به بحرین رفت ودر آنجا ماند تا اینکه در سال 984 در بحرین از دنیا رفت.212
شیخ حسین هنگام اختلاف نظر ابراهیم قطیفی با محقق کرکی در مورد مساله خراج وقبول هدایای حاکم و… که بعدا شرح آن خواهد آمد، در دفاع از محقق کرکی رساله ای را در زمان شاه طهماسب نوشت.213
پس از اینکه شیخ حسین از ایران خارج شد دیگر به ایران بازنگشت ودوست داشت فرزندش هم شیخ بهایی، از ایران خارج شود. چون نحوه برخورد شاهان صفوی وشرایط دربار، نظر او را در مورد ایران تغییر داده بود وباعث گریزان شدن او از ایران شد. او در بحرین ضمن نامه ای که به پسرش نوشت به او نصیحت کرد که اگر دنیا را می خواهد به هند برود واگر خواهان دین است به بحرین واگر هیچ یک از دین ودنیا را نمی خواهد در ایران بماند.214 از آثار شیخ حسین می توان به “اربعین” و”عقد الدرر الطهماسبی” اشاره کرد.
2: شیخ بهایی
شیخ بهایی، نامش محمد بن حسین بن عبد الصمد عاملی حارثی همدانی است. او در چهارده ذیحجه سال 935 هجری/1547 میلادی در بعلبک جبل عامل متولد شد. ودر سن هفت سالگی به همراه پدرش عازم ایران شد وسپس نزد پدرش وعلمای بزرگ دیگری در آن زمان، به تحصیل علم پرداخت215 وبه تعلیم الهیات وشعبات آن مثل ریاضیات وپزشکی همت گمارد. واز اساتید او غیر از پدرش، می توان به ملا عبدالله یزدی، شاگرد جلال الدین دوانی (مولف اخلاق جلالی) که او هم شاگرد سید شریف جرجانی است، اشاره کرد. شیخ بهایی ریاضیات را نزد ملا علی مهذب وملا افضل قائنی وپزشکی را نزد علاء الدین محمود تحصیل کرد. وپس از مدت زمان کوتاهی شهرت زیادی در الهیات وحقوق کسب کرد216 وسرآمد علمای عصر خود شد.
شیخ بهایی پس از وفات شیخ علی منشار، پدر زنش، که شیخ الاسلام شهر اصفهان بود، به سمت شیخ الاسلامی اصفهان منصوب شد.217 ومسئول منصب وکالت حلالیات وتصدی شرعیات دار السلطنه اصفهان شد وبعد از مدتی به علت شوق زیادی که برای رفتن به حج داشت، این پست را رها کرده وبه حج رفت وبه عراق وبیت المقدس وشام ومصر هم سفر کرد وبعد دوباره به ایران بازگشت. در کتاب “محافل المومنین” در مورد سفرهای شیخ بهایی آمده است:
((بعد از استسعاد به آن سعادت عظمی، نشات فقر ودرویشی به مزاج شریفش غلبه کرده، جرین در کسوت درویشان، مسافرت اختیار نموده، مدتها در عراق عرب وشام ومصر وحجاز وبیت المقدس می بوده ودر ایام سیاحت به صحبت بسیاری از علما ودانشمندان واکابر صوفیه وارباب سلوک واهل الله وتجرد گزینان خدا آگاه رسیده از صحبت فیض بخش ایشان بهره مند گردیده وجامع کمالات صوری ومعنوی گشت)).218
شیخ بهایی در اغلب این سفرها ناشناس بود وبه عنوان یک عالم شافعی با دانشمندان اهل تسنن همراه وآشنا شد.219 وشاگردش “عزالدین حسین بن حیدر کرکی عاملی” در وصف ودر حق استادش می گوید: شیخ ما افضل اهل زمانش بود وبرخی از علوم را در آن زمان می دانست که کسی آن را نمی دانست ومیل به تصوف داشت ودر بحث کردن، انصاف داشت.220
شیخ بهایی در دربار شاه عباس اول بسیار منزلت واحترام داشت وبه دربار شاه شکوه وجلال می بخشید ودر بسیاری از سفرها همراه شاه بوده است.221 وگفته شده است او از شاه عباس تمجیدهایی می کرده است که آن به علت خدماتی بوده است که دولت صفویه وشاه عباس به تشیع وشیعیان کردند نه اینکه خواسته باشد مشروعیت شاه را ثابت کند.222
از آثار وتالیفات به جا مانده از شیخ بهایی می توان به کشکول، مفتاح الفلاح، زبده الاصول، نان وحلوا، تشریع الافلاک، خلاصه الحساب، جامع عباسی و… اشاره کرد،223 که جامع عباسی را به دستور شاه عباس که یک دوره فقه است وکتابچه فقه شیعه به شمار می آید نوشت اما قبل از اتمام کتاب وفات کرد.224
کتاب کشکولش که بسیار مشهور است چندین بار در ایران ومصر چاپ شده است. او در این کتاب نکات جدید علمی وفرهنگی ونوادر ادبی را با احوال صوفیه بیان کرده است وچیزی که روحیه شیخ بهایی را بیش از هر چیز دیگری در این کتاب آشکار می کند، کشش وتوجه او به مباحث عرفانی واذواق صوفیه است که از آنها خیلی یاد کرده وحکایات وامثال آنها را نقل می کند.225 اینکه برخی این نسبت تصوف را به شیخ داده اند به این دلیل است که:
یک: برای شیخ، تجدد رای ونظر اتفاق نیفتاده است با وجود اینکه او فقه را چند بار نوشته است وتغییر وتجدد رای از محاسن اجتهاد مجتهد است؛
دو: او تعلیم وتعلم را برای مدتی ترک کرد وقسمت زیادی از عمرش را به سیاحت وسفر پرداخت؛
سه: شعرهایی که شیخ سروده کلماتش، اشعار بر تصوف دارد مانند شعرش که در “نان وحلوا” می گوید: کاکل مشکین بدوش انداخته واز نگاهی کار عالم ساخته
چهار: شیخ در کتب خود از صوفیه وکسانی که کفرشان یقینی است با کمال عزت واحترام نام برده مثل مولوی ومحی الدین عربی؛
پنج: اینکه پدر شیخ بهایی به خاطر سرودن شعر “کاکل مشکین” او را مورد مواخذه قرار داد واو را چوب زد؛
شش: اینکه او اعتقاداتی داشته است که ضعیف بوده است. مثل اینکه می گفته: اگر مکلف در یافتن وبدست آوردن دین تلاش خود را بکند واشتباه کند، حرجی بر او نیست وجاودان در آتش نمی ماند هر چند که بر خلاف اهل حق باشد.226
اکنون پاسخ به این موارد: در مورد اول باید گفت: اگر تجدد رای از موارد حسن اجتهاد مجتهد است ونبود آن باعث سلب اجتهاد از او می شود، این دلالت بر تصوفش نمی کند ووقتی تجدد رای ندارد معنی اش این است که او تلاش وجهد خود را کرده، پس دوباره که از آن بر نمی گردد. در مورد دلیل دوم باید گفت: کلا اعتبار ندارد، زیرا شیخ سیاحت نکرد وتا مکه بیشتر نرفت وهمراه پدرش به هرات رفت واگر هم سیاحت کرده باشد، سیاحت که باعث فساد عقیده وکفر وفسق نمی شود.
جواب از اشکال سوم: “کاکل مشکین بدوش انداخته” دخالتی در وحدت وجود ندارد زیرا همه شعرا اینگونه کلمات را در اشعارشان می آورند تا شعرشان زیباتر شود.
جواب از اشکال چهارم: شیخ با هر گروهی بر طبق مذهب خودشان گفتگو می کرد تا او را انکار نکنند وبزرگداشت علم واهل آن کاری است که روش همه علماست. لذا او علمای عامه را هم با تعظیم تام می برده است. جواب از اشکال پنجم: وقتی شیخ “نان وحلوا” را نوشت در سفر حجاز بود وآن موقع اصلا پدرش در قید حیات نبود تا او را چوب بزند.
جواب از ایراد ششم: می توان گفت: معلوم نیست که شیخ چنین چیزی را گفته باشد واینکه این مذهب، عقیده موافق قواعد عدلیه ومقتضای لطف است زیرا اگر بعد از تلاش وجهد شخص، مجازات شود، تکلیف ما لا یطاق است.227 البته به علت همین وجود بحث تصوف در مورد شیخ بهایی برخی از قبیل مجلسی وفیض الله تفرشی به او ایراد گرفته اند واو را موثق نشمرده اند واز او انتقاد کرده اند.228
در نظر شیخ بهایی حکومت آرمانی، حکومت معصوم است اما در مورد عصر غیبت تصریحی به حکومت مطلوب ندارد وفقط به وجوب افضلیت امام از رعیت وعدالت رهبر معتقد است.229 او در مورد اختیارات سیاسی فقیه در عصر غیبت سکوت کرده است ودر جامع عباسی حتی اجرای حدود را که مستلزم قتل وجرح باشد را بر فقیه جایز نمی داند.230
شیخ بهایی در شعر فارسی هم دست داشته است وچنان توانمند بوده که با وجود عرب بودنش به فارسی شعر می گفته است وزبان شاعران متصوف ایرانی هم یاد گرفته بود ومعانی لطیف ودقیق عرفانی را به زبان ساده وبا روح در قالب شعر در می آورد است231 مانند:
تا کی به تمنای وصال تو یگانه اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
سرانجام شیخ بهایی در شوال 1031 هجری مطابق با 1622 میلادی در 78 سالگی در اصفهان وفات کرد وپس از غسل در مسجد جامع عتیق اصفهان232 بنابر وصیتش وبه دستور شاه عباس صفوی او را به مشهد منتقل کرده ودر جوار مرقد شریف امام رضا علیه السلام به خاک سپردند.233
4: شیخ حر عاملی
نامش محمد بن حسن بن علی بن محمد بن حسین بن حر عاملی مشغری می باشد. شیخ حر در شب جمعه، هشتم ماه رجب سال 1033 ه.ق در قریه مشغری که از قرای جبل عامل می باشد متولد شد. او در همانجا نزد پدرش وعمویش شیخ محمد حر وجد مادری اش شیخ عبد السلام بن محمد حر ودایی اش شیخ علی بن محمود ودیگران تلمذ کرد ودر قریه “جبع” از دیگر عمویش شیخ زین الدین بن محمد بن حسن بن زین الدین واز شیخ حسن ظهیری ودیگران بهره برده واستفاده کرده است. وی به مدت چهل سال در بلاد جبل عامل

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی شاه طهماسب، دولت صفوی، غیاث الدین Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی زبان عربی، دولت صفوی، ادبیات فارسی