پایان نامه با کلمات کلیدی شاه طهماسب، صوفیان قزلباش، دولت صفوی

دانلود پایان نامه ارشد

صفوی نزدیک شوند تا جایی که شاه طهماسب از خوف خطرشان، آنها را از تسلط در امور دور وبزرگ آنها را در آن زمان به زندان انداخت.371
یکی دیگر از این فرقه ها، نقشبندیه است که به دست بهاء الدین نقش بند تاسیس شد و در زمان تیموریان از آزادی زیادی برخوردار بودند ودر زمان صفویه پیروان این طریق نتوانستند به خاطر روش سیاسی مذهبی شاه اسماعیل آزادانه به فعالیت های دینی شان بپردازند، لذا بسیاری از آنها به بلاد هند رفتند.
فرقه آخر مشعشیان است که سید محمد فلاح مشعشعی از تلامذه احمد بن فهد حلی وموسس این فرقه است که این فرقه به الوهیت حضرت علی (ع) معتقدند وشاه اسماعیل صفوی با آنها به جنگ پرداخت وآنها را شکست داد ورهبرشان را کشت وسران آنها را متفرق کرد.372
ز: مخالفت علما با صوفیه وعلل آن
مبارزه با صوفیه در عصر صفویه سابقه اش به سده های قبل از آن بر می گردد. چون کسانی مثل سید مرتضی، افرادی مثل حسین بن منصور حلاج وشبلی وبایزید بسطامی را کافر می دانست واقوال آنها را در ردیف کفر وزندقه می شمرد وبر آنها وپیروانشان لعنت می فرستاد. او صوفیان را بی دین ودشمن خاندان پیامبر وتارک واجب دین می دانست.373 خلاصه این که در طول تاریخ فکری وفرهنگی جهان اسلام اختلافات زیادی بین فقها ومتصوفه وجود داشته است ومنجر به مشرک وکافر دانستن صوفیه توسط فقها می شده است. در عصر صفویه هم مبارزه ای جدی علیه صوفیه توسط علما شروع شد ودشنام دادن به این گروه ونسبت کفر به آنها دادن ونگارش رساله ها وکتابهایی در رد ونکوهش آنها صورت گرفت وبه دنبال آن با صوفیان بسیار سخت گیری شد واز وطن شان رانده یا کشته شدند.374
این مبارزه با صوفیه از زمان شاه طهماسب اول، رسما شروع شد وبه علت نفوذ علما، اقدامات مهمی در قلع وقمع صوفیه برداشته شد وعلما گامهای بلندی را در این زمینه برداشتند. مثلا محقق کرکی کتاب “المطاعن المجرمیه فی رد الصوفیه” را نوشت وپسرش شیخ حسن کتاب “عمده المقال من کفر اهل الضلال” را نوشت. شیخ حر عاملی علم عرب دیگری بود که از شخصیت های برجسته شیعی بود وبه مبارزه علیه صوفیه پرداخت وکتابی در این زمینه نوشت که احادیثی را در رد بر صوفیه گرد آوری کرد. البته علمای جبل عاملی دیگری هم بودند که به تصوف گرایش داشتند مثل محمد تقی مجلسی یا پدر شیخ بهایی وخود شیخ بهایی در عبارات کشکولش، تمایلش را به تصوف می رساند وسید نعمت الله جزایری به شیخ بهایی به خاطر این موضوع معترض است ودر مورد شهید ثانی هم گفته شده است که او هم مایل به تصوف بود.375 در ادامه در مورد شیوع صوفی گری در ایران باید گفت چون در ابتدای تشکیل دولت صفویه، شخص شاه رئیس طایفه صوفیان صفوی بود، بسیاری از مردم سعی می کردند برای رسیدن به مطامع دنیوی شان مثل دستیابی به مقام ومنصب وکسب امتیازات سیاسی و… به سلک صوفیان در آیند وبه این ترتیب تعداد صوفیان یا صوفی نماها زیاد شد که البته از هرگونه مجاهدت وفضایل بایسته متصوفه بهره نداشتند ونسبت به احکام ظاهری در شریعت بی اعتنا بودند واز هیچ کار ناشایستی پرهیزی نداشتند. این دو عامل سبب شد که بسیاری از علما وبزرگان شیعه با آنها مخالفت ومبارزه کنند هر چند که مستقیما قدرت سیاسی را در دست نداشتند اما با پادشاهان صوفی هم در قدرت دینی وهم در قدرت سیاسی سهیم بودند ونفوذ داشتند واین زمینه ای شد تا در دوره های بعد حکومت صفویه، علما مخالفت های گسترده ای را با تصوف شروع کنند ودر اواخر دوره صفویه به علت تحریکات علمای شیعی علیه تصوف وبرای جلوگیری از تباهی اسلام به نام تصوف، این مطلب را به مردم القا کردند که تصوف ضد اسلام است ودر کتابها ومنابر علیه آن حرف می زدند وبه آن حمله می کردند ودر نتیجه کم کم تصوف معنای مثتبش را از دست داد وتصوف در ایران وعالم تسنن وضعیتی پیدا کرد که تا پیش از آن سابقه نداشت.376
از علل مخالفت علما با صوفیه باید به مواردی اشاره کرد مثل:
1: علما در عصر غیبت، رهبری وهدایت مردم را بر عهده فقیهان می دانستند در حالیکه صوفیان اقطاب ومشایخ خود را در زمره اولیاء خدا می دانستند واطاعت از آنها را واجب می دانستند وبه عالمان دینی توجهی نداشتند؛377
2: آنها معتقد به وحدت وجود، جدایی طریقت از شریعت، تشکیلات مریدی ومرادی بودند وبین آنها ابتذال وبی بند وباری وعدم پایبندی به حدود شریعت بسیار به چشم می خورد. آنها کفر وایمان را نزد عارف مساوی می دانستند وعارف، فوق شریعت محسوب می شد. البته درهمین دوره برخی از علما وصوفیان متشرعی بودند که هم عالم دینی بودند وهم در امور معنوی مرشد مردم بودند مثل سید حیدر آملی که تشیع وتصوف را با هم تلفیق کرد ودر آثار برخی فقها مثل شهید اول وابن فهد حلی، تمایلات عارفانه مشترک با تصوف مشاهده می شود.378 باید توجه داشت که روی مخالفت علما با عناصر نامطلوب تصوف بوده است نه جنبه های عرفانی آن وعلامه مجلسی که از مخالفان صوفیه است در این مورد خاص می گوید: نفی کلی وعمومی تصوف به علت بی بصیرتی است وبرخی فکر می کنند همانطور که صوفیه اهل سنت، اعمال ناشایست انجام می دهند، صوفیه شیعه وعلمای صوفی شیعه هم همین اعمال را انجام می دهند ودر این مورد به افرادی مثل شهید ثانی وشیخ بهایی وپدرش محمد تقی مجلسی اشاره می کند ومی گوید: اینها علم وعمل وظاهر وباطن را با هم جمع کرده اند؛379
3: صوفیه معتقد به حلول روح خداوند در انسان وتناسخ ووحدت وجود بودند وبر پایه این اعتقاد، شیخ جنید وشیخ حیدر را خدا می خوانند وعالمان مذهبی که معتقد به یکتا بودن ذات پروردگار بودند، چنین عقیده ای را کفر می دانستند وآنها را تکفیر می کردند؛
4: صوفیان عموما سنی بودند واعتقاد سنیان به امامت مانند اعتقاد شیعه نیست وآن را مقامی منصوص از طرف خدا نمی دانند، بلکه آن وانتخابش را حق مردم می دانند واعتقاد صوفیان به امامت، این گونه بود که مورد قبول علمای مذهبی نبود لذا با آنها مخالفت می کردند؛
5: صوفیان معتقد بودند که بدون واسطه می توان به درگاه حق راه یافت ونیازی به واسطه نیست وتقلید را به طور کلی نفی می کردند وآن را زیان بخش می دانستند؛
6: صوفیان قزلباشان به جای مسجد به خانقاه دعوت می کردند وخانقاه در برابر مسجد بود در حالی که عالمان مذهبی برای کشاندن مردم به مسجد تلاش می کردند ومسجد را تکیه گاه اصلی قدرت اجتماعی شان می دانستند وتجمع مردم را در مسجد باعث حفظ وتقویت دلبستگی مردم به مذهب می دانستند واین مبارزه با صوفیان در زمان شاه سلطان حسین به اوج خود رسید. این شاه به پیشنهاد علامه ملا محمد باقر مجلسی به سرکوبی صوفیان واز میان بردن محل گردهمایی آنان پرداخت وبه فشار وآزار صوفیان پرداختند وبرخی از آنها را به جلای وطن یا نفی بلد ویا قتل ومواخذه محکوم می کردند. به این ترتیب علما با خشونت وتهدید موفق به براندازی صوفیگری وقزلباشگری شدند وشیعه را در ایران رواج دادند.380
اکنون به نقش واقدامات علمای مهاجر شیعه عرب در ایران علیه صوفیه می پردازیم.
1: محقق کرکی
تصوف در خانقاه شیخ صفی با مریدانی که از آناتولی داشت، به سوی نوعی غلو صوفیانه حرکت می کرد وبا روابط فرمانبری ومریدی ومرادی همراه بود. در این نگرش غالیانه صوفیانه، هم اشتباهات واشکالات غلات قدیمی شیعه وجود داشت وهم آموزه های تصوف که از چند قرن قبل در ایران شکل گرفته بود ومریدان وهواداران زیادی داشت وشرایط به گونه ای در طی سالیان زیاد فراهم شده بود که هم شیعه وهم سنی در ایران به تصوف گرایش یافته بودند. از سویی علما در این دولت که بر پایه اندیشه خانقاهی (صوفیانه) اما شیعی، بر سر کار آمده بود، با دستگاه حاکم همراهی می کردند381 از جمله محقق کرکی کسانی هم بودند مثل شیخ ابراهیم قطیفی که موضعش مخالف با محقق کرکی بوده است که نه تنها او بلکه سایر علمای جبل عامل با تصوف مخالف بودند وسعی در جداسازی دولت صفوی از خانقاه داشتند ورابطه مریدی ومرادی را به رابطه فقهی تبدیل کردند وبه اصلاح بی قیدیهایی علویان آناتولی پرداختند چون شاه اسماعیل را خدای خود می دانستند، ودر ابتدای کار یکی از اختلافات دامنه دار این علما با دولت صفوی وحلقه خاص مریدان آنها، در پذیرش یا رد نگره صوفیانه بود.382 به عبارتی ظهور فقهای بزرگی چون محقق کرکی (م940 ق) ودارا بودن سمت شیخ الاسلامی وی که منصبی دینی سیاسی بود، باعث شد که جبهه فقاهت در مقابل تصوف، موضع محکمی به خود بگیرد ورسمیت پیدا کند. گفته شده است که یکی از اقدامات شاه اسماعیل، آوردن محقق کرکی به ایران برای صوفی زدایی بوده است واگر هم شاه اسماعیل یا شاه طهماسب قصد صوفی زدایی نداشتند اما همین آوردن علمای عرب به ایران منجر به جریان ضد صوفی گری شد.383 نکته مهم دیگر این که صوفی گری در دوره صفوی با مساله تولی وتبری هماهنگ شد وتشیع به عنوان یکی از ارکان تصوف پذیرفته شده وبه جایی رسید که صوفیان در این دوره قائل بودند که صوفیان واقعی، همان شیعیان واقعی اندو شاه اسماعیل هم در همان ابتدا گفته بود که صوفی گری واقعی، وقتی نزد ما مقبول خواهد بود که لعن بر دشمنان حضرت علی (ع) شود وتولی به ائمه اطهار وجود داشته باشد.384
جریان تصوف نه تنها به صورت فکری مورد هدف واقع شد بلکه توسط علما از نظر سیاسی هم، قلع وقمع صوفیان قزلباشان ادامه یافت ومحقق کرکی ضمن مبارزه با صوفیگری به تالیف کتب مهمی در این زمینه پرداخت واهرم فشارشان هم در حمله به صوفی گری این بود که آن را یک جریان سنی تلقی می کردند.
محقق کتابی تحت عنوان “المطاعن المجرمیه فی رد الصوفیه” نوشت که البته این کتاب از بین رفته است.385 او در اولین سفرش به ایران که در زمان شاه اسماعیل انجام شد، خیلی نتوانست به هدفش در مبارزه با صوفیه، جامه عمل بپوشاند چون قزلباشهای صوفی بر دولت تسلط داشتند ومحقق هم از سوی شاه اختیارات چندانی نداشت تا بتواند نفوذی داشته باشد ودر مقابل صوفیان قزلباشان بایستد. اما در سفر دومی که در زمان شاه طهماسب به ایران کرد، اختیارات زیادی به محقق داده شد. او ابتدا سعی کرد شاه را به مبارزه با صوفیه تحریک کند وسپس به دستور شاه از کار قوالین وقصاصین که در شهرها می گشتند وقصه های اسطوره ای را برای مردم می گفتند جلوگیری بعمل می آمد ودر صورت عدم اطاعت، مجازات می شدند. محقق تلاش می کرد که مردم را به حقیقت کار صوفیه وفضاحتهای مخالفتشان با شرع مقدس آگاه کند. او صوفیه وکارهایشان را با شریعت مطهره مخالف می دانست وآنها را فاجر وملعون ودشمن ائمه می خواند ومجازات وتادیب آنها را واجب می دانست ومی گفت که همه مخصوصا اهل حکومت باید با آنها مبارزه کنند واصلا محقق اولین کسی بود که در رد بر صوفیه کتاب نوشت چون قبل از او کسی جرات چنین کاری را نداشت.386
در مورد مبارزات محقق با صوفیه گفته شده است که مقلدین وی از او در مورد کیفیت تعامل با صوفیه ومسائلی دیگر از این قبیل، از او سوال می پرسیدند که پاسخهایی که او می داد موضع اول به طور دقیق در مقابل صوفیه مشخص می کرد. مثلا یکی از این پرسشها در مورد رفتار قلندرها می باشد ودر آن زمان با تلفیقی که بین صوفی گری وحرفه ها ایجاد شده بود، کسانی که پیشکسوت در حرفه ای بودند، اجازه نمی دادند دیگران وارد آن حرفه وشغل شوند مگر با اجازه گرفتن از پیشکسوتان. در این زمینه از محقق سوال شد واو جواب داد که این عمل مخالف شریعت است وکسی که این کار را انجام دهد گنهکار وملعون است وبر حکومت ومسلمانان واجب است که آنها را از این کار باز دارند.387
2: شیخ بهایی وتصوف
قبل از پرداختن به شیخ بهایی در این زمینه، اشاره ای مختصر به پدرش شیخ حسین بن عبد الصمد وتصوف می کنیم. پدر شیخ بهایی کتابی را به دستور شاه طهماسب صفوی، با عنوان “العقده الحسینی” نوشت که موضوع آن وسواس ونهی از آن بوده است ودر این رساله پس از بحث از طهارت ونجاست وضرورت دفع وسواس، به لزوم قطع تعلقات دنیوی اشاره می کند که حکومت وسلطنت نباید سلطان را از توجه به خدا باز دارد ومثالهایی می زند ونسبت به افرادی مثل “ابراهیم ادهم وبشر حافی” تمایل نشان می دهد که این نشانه گرایش صوفیانه وعرفانی اوست

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی دولت صفوی، آسیای صغیر، فرهنگ ایرانی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی وحدت وجود، علامه مجلسی، واجب الوجود