پایان نامه با کلمات کلیدی شاه طهماسب، امام صادق، دوره صفوی

دانلود پایان نامه ارشد

الیقین بالشک وانما تنقضه بیقین آخر”؛409
4: اعتقاد دیگری که شیخ حر آن را رد می کند، اعتقاد به ریاضت کشیدن وترک خوردن گوشت ومثل آن ونشستن در زمستان است.410
اما دلایلی که بر بطلان این عقاید ذکر می شود عبارتند از:
1: صوفیه این عقیده را مقدمه رسیدن به کشف وشهود وسقوط تکالیف شرعی می دانند که ایندو بطلانش مشخص شد پس مقدمه که باطل شد، نتیجه هم باطل خواهد بود؛411
2: برخی آیات قرآنی این مطلب را رد می کند، از جمله آیه 87/مائده که می فرماید: “یا ایها الذین آمنوا لاتحرموا طیبات ما احل الله لکم ولا تعتدوا انّ الله یحب المعتدین” وآیه 88/مائده “کلوا مما رزقکم الله حلالا طیبا”؛
3: این آیه تالی فاسدهای زیادی دارد واگر تالی فاسد داشتن چیزی معلوم باشد، ترکش لازم است،412 مثل ضرر زدن به بدن وحرام شمردن مباحات ودوری گزیدن از برادران وترک قیام به حقوق واجب ومستحب وقطع رحم وفرد گرایی وتنهایی وترک طلب علم وعدم همنشینی با علما؛413
5: آخرین عقیده مطرح شده در اینجا که شیخ حر بطلان وعلت بطلان آن را بیان می کند، رقص وکف زدن وفریاد زدن است. آیه 35 سوره انفال بر ابطال آن دلالت دارد: “وما کان صلاتهم عند البیت الا مکاء تصدیه فذوقوا العذاب” خداوند کفار را با این فعل مذمت کرده است آن را از اسباب استحقاق عذاب می داند وعلامه حلی در کتاب کشف الحق ونهج الصدق در بحث حلول ورد بر صوفیه می گوید: عبادتشان رقص وکف زدن وغناست وخداوند آنها را سرزنش کرده است وآن را عیبی بر جهال وکفار دانسته است.414 از سویی دیگر احادیثی متعدد دال بر نهی از بلند کردن صدا در مسجد است که صوفیه این کار را در مسجد، زیاد انجام می دهند واین نهی بیشتر دال بر تحریم است تا کراهت وبه هر دو صورت، دلالت بر مرجوحیت آن دارد، در حالیکه صوفیه معتقد به رجحان آن هستند که این مخالفت صریح با شرع است.415
4: مبارزه با سنتهای ایرانی، قصه خوانی
یکی از فعالیت های فکری وفرهنگی علمای شیعه مهاجر عرب مبارزه با سنتهای ایرانی بود که این هم در راستای مبارزه با صوفیه قرار داشت. در این جا به توضیح این مطلب ونحوه مقابله علما با آن می پردازیم.
رویه دیگر سکه تصوف، قصه خوانی بود که درگیری علما با آن از زمان محقق کرکی شروع شد وقصه خوانی در ایران ثمره دو جریان متفاوت بوده است:
1: به ایران قبل از اسلام بر می گردد که جامعه ایران قبل از اسلام برای زنده نگه داشتن هویت خود وامتداد آن، افسانه ها وداستانهای فراوانی که از گذشتگان به ارث برده بود را در مجالس قصه خوانی نقل می کردند؛
2: این جریان، حاصل یا میراث قصاص مسلمان بود که این هم برگرفته از تجربه های فکری – فرهنگی یهود ونصارا وافزوده های مسلمانان بر آن بود. وکار قصه خوانی در بین مسلمانان، از مدینه شروع شد وبه عراق کشیده شد وبه بصره وکوفه راه یافت وبه تدریج پای آن به ایران ونواحی مختلف آن باز شد.
در دو سه قرن نخست اسلامی، مردم ایران به دلیل وابستگی به فرهنگ خود در قبل از اسلام، بسیاری از آداب ورسوم اجتماعی شان را حفظ کردند وداستانها را به صورت مکتوب در اختیار سر رشته داران امور فرهنگی آیین زرتشتی قرار دادند که این مطالب در قرن 4 و5 توسط فردوسی وبرخی دیگر از شعرا احیا شد ولا به لای آن اشعار، نکات دینی واخلاقی هم راه یافت ودر قرن 5 و 6 دو گروه، کار تبلیغات قصه خوانی را بر عهده داشتند:
1: گروهی از شیعیان با عنوان مناقب خوانان؛
2: گروهی از شیعیان با عنوان فضائل خوانان، عهده دار مجالس قصه خوانی ومذهبی بودند.416
مناقب خوانان در مورد حضرت علی (ع) ومناقب او واز قدرت فوق العاده او سخن می گفتند وفضائل خوانان در مورد ابوبکر وعمر قصه می گفتند که عبد الجلیل قزوینی در انتقاد از فضائل خوانان به کتاب فضائح الروافض، در کتاب خود، النقص، جوابهایی داده است که خواندنی است. ودر این قصه خوانی ها در ایران افزودگی ها وکاستی هایی بر اساس مشی سیاسی ومذهبی موجود در جامعه ایران هم رخ می داد در قرن هفتم وهشتم هم قصه خوانی رواج داشته است، منتهی شعرایی مثل شیخ حسن کاشی مردم را به روی آوردن به داستانهای زندگی پیامبر وامامان سوق می دادند واز داستانهایی نظیر امیر ارسلان رومی، ملک بهمن، اسکندر نامه ورستم نامه و… نهی می کردند. در قرن نهم از متونی که به نظم تدوین شده بود، خاوران نامه بود که توسط ابن حسام خوسفی شاعر برجسته شیعی سروده شده بود ودر فضائل اهل بیت بود.
در دوره صفوی آثار دیگری هم در این زمینه وجود داشته است مثل حمله حیدری که شرح جنگهای حضرت علی (ع) است وجنگ نامه شاه مردان علی وجنگ نامه امیر المومنین وحمزه وجنگ نامه محمد بن حنفیه وابو مسلم مروزی که یکی از کارهای قصه خوانان حرفه ای در این دوره، خواندن ابو مسلم نامه بوده است. ابو مسلم نامه توسط ابو طاهر محمد بن حسن بن علی موسی طرطوسی از مردم آسیای صغیر نوشته شد. در این کتاب، عناصری وجود دارد که دال بر تعلق خاطر مولف آن به جامعه اهل سنت ایران است ودر آن از خلفای اولیه تمجید شده است وبه نوعی هم از اهل بیت دفاع می کند ودر شکل عامتر، ضد بنی امیه است وداستانهای آن رنگ ولعاب مذهبی ندارد وصرفا داستان است ودر آن موجی از رخدادهای اساطیری وغیر واقعی به چشم می خورد ونویسنده کتاب، خودش سنی بوده است وتوسط عوام مردم خوانده شده است ویا قصه خوانان آن را در مجالس عمومی می خوانده اند. قصه خوانان دوره گرد با نقل قصه محمد بن حنفیه وابومسلم، مردم را به اهداف نهضت صفویه وعقاید صوفیه وعقاید غلات که متضمن قول به حلول واتحاد وتناسخ ومظهریت بودند، علاقمند ودعوت می کردند وبرخی از قصه خوانان، شاهنامه خوانی هم می کردند وقصه هایی درباره شاه اسماعیل وشاه طهماسب هم سبک جدیدی از قصه خوانی در دوره صفوی بود.417
در مورد برخورد علما با قصه خوانی باید گفت: با قدرت یافتن علمای عرب شیعه در دولت صفویه، آنها اقدامات اصلاح گرایانه خود را علیه تصوف شروع کردند وتوانستند آن را محدود کرده وکنار بزنند وبه دنبال آن، قصه خوانی، مخصوصا ابو مسلم نامه خوانی را که وابسته به دراویش وتصوف بود، محدود کردند. علما با استناد به روایاتی که موضوعشان برخورد امامان شیعه با قصه خوانان است، به مبارزه با قصه خوانی پرداختند ودولت صفوی هم که با وجود علمای مهاجر عرب در این دوره، دیگر نیازی به تصوف نداشتند، از صوفیه وقصه خوانی هایشان حمایت نکردند وبا علمای شیعه عرب هم صحبت شدند وبا آنها همکاری کردند ونخستین فقیه برجسته ای که با تصوف وقصه خوانی مبارزه کرد، محقق کرکی بوده است ومولف کتاب انیس المومنین در این مورد می گوید: محقق کرکی در کتابی که با عنوان “المطاعن المجرمیه فی الرد علی الصوفیه” نوشته است، در مورد ابو مسلم صحبت کرده است وگفته است که او قبل از اظهار دعوت بنی عباس، از روی مکر وحیله با اولاد واعقاب حضرت علی (ع) ملاقات کرد وبا آنها اظهار دوستی کرد تا به این وسیله دوستان آنها را فریب دهد وکمک کار خود کند وابهری، مولف کتاب نامبرده، در ادامه مطلب می گوید: ابو مسلم مخالف اهل بیت بوده از اول تا آخر عمرش ودر ابتدا مروانی بوده وبعد کیسانی شده وبعد امامت آل عباس را قبول کرد وبعد به امامت عباس پس از پیامبر قائل شد وبعد خودش ادعای امامت کرد وبعد ادعای حلول کرد وبه خاطر این ادعا کشته شد. و در زمان شاه طهماسب، شاه دستور منع قصه خوانی وتخریب قبر ابو مسلم را صادر کرد.
محقق کرکی به تحریم قصه خوانی فتوا داد وخواندن وشنیدن قصص کاذبه را حرام واز افعال فاسقین دانست، چون آن را باعث اخلال در دین ومذهب می دانست وبه گفته امام صادق (ع) هم استناد کرده است که امام در پاسخ به سوالی که از و در مورد حلیت یا حرمت گوش دادن به قصه خوانان شد، فرمود: هر کس به ناطقی گوش دهد، او را پرستیده است واگر ناطق (قصه گو) از خدا سخن گوید، شنونده خدا را پرستیده است واگر ناطق، از شیطان سخن گوید یعنی حرف باطل بزند، پس شنونده ابلیس را پرستیده است.
محقق کرکی، ابو مسلم را ظالمی دانسته که از جانب بنی عباس مثل حجاج یوسف ثقفی که از عوامل بنی امیه بوده است وبا خبرهای زیادی کفرش ثابت شده است وهر کس با او دوستی ورزد از جمله ظالمان وسزاوار آتش جهنم است ومحقق، لعن بر او وهر کس را که به سوی او مایل باشد را جایز دانست وشاه طهماسب هم در حمایت از او وبرای امر به معروف ونهی از منکر، معرکه گیری وقصه خوانی را ممنوع کرد.
محقق در مورد قصه خوانی قصه گویان می گوید: آنها به دروغ قصه می گویند وبر ائمه دروغ می بندند ومورد عذاب وعقاب الهی اند وابو مسلم را فاجر می خواند واو را لعنت می کند. قزلباشان خواندن کتاب ابومسلم وشرح نبردها ودلاوریهای او را رواج می دادند ومورد توجه وعلاقه شان بود که در زمان شاه اسماعیل به دنبال اقدامات محقق کرکی، قبر ابومسلم را در نیشابور خراب کرد ودر زمان شاه طهماسب که محقق تلاش بیشتری را در تبدیل قزلباشگری به شیعیگری به انجام رساند، نفوذش هم در دربار زیادتر بود، فتوایی را علیه ابومسلم خوانی صادر کرد ولعن بر ابومسلم وعلاقمندانش را جایز دانست.418
همچنین گفته شده است که شیخ بهایی نیز مکرر ابو مسلم را لعن می کرده است وپس از کرکی، میرداماد ومیر سید احمد علوی عاملی، داماد وشاگرد میر داماد از مبارزان با قصه خوانی بوده اند.419 مقدس اردبیلی در کتاب حدیقه الشیعه آورده است که ابومسلم از زمان خروجش تا وقتی ششصد هزار نفر را کشت واین به غیر از تعداد افرادی بوده است که در معرکه وجنگها بدست او کشته شده اند. او بسیاری از شیعیان را به قتل رسانده است ونبیره جعفر طیار وابو مسلمه خلال، به خاطر نامه ای که به امام صادق نوشته بود ونبیره امام زین العابدین (ع) را کشت. وسید مرتضی درکتاب الفصول التامه فی هدایه العامه به سند صحیح از احمد بن محمد بن عیسی نقل می کند که او گفت: نزد امام رضا (ع) نشسته بودیم
با عده ای از اصحاب آنحضرت که محمد بن ابی عمیر آمد وسلام کرد ونشست وبعد امام رضا (ع) گفت: فدایت شوم، نظرتان در مورد ابو مسلم مروزی که در زمان سلطنت مروان حمار خروج کرد چیست؟ آن حضرت فرمود: نام او در نامه ای است که نام دشمنان ما در آن است از بنی امیه وغیر آنها. محمد بن ابی عمیر گفت: عده ای از مخالفان شما می گویند که او شیعه شما بوده است. آن حضرت فرمود: دروغ می گویند ولعنت خدا بر آنها باد وابو مسلم با ما وشیعه ما عناد داشت وهر کس او را دوست بدارد با ما دشمنی کرده است وهر کس او را قبول کند ما را رد کرده است وهر کس او را مدح کند ما را مذمت کرده است. پس هر کس از ابومسلم بیزاری جوید، شیعه ماست در غیر این صورت از شیعیان ما نیست وما از او بیزاریم.
با قطع نظر از این حدیث اگر به کتب شیعی وسنی مراجعه شود، دریافت می شود که ابو مسلم از حامیان بنی عباس بوده است وبا امام صادق (ع) مخالفت کرده است ومنکر امامت حضرت علی (ع) شده است. پس او کافر واهل جهنم است وملحدان وسنیان وصوفیان که او را دوست دارند به این علت است که ملحدان مثل خود ابو مسلم از مظاهر کفرند واز ایمان واسلام بیزارند وسنیان او را دوست دارند چون ابو مسلم طرفدار وتقویت کننده بنی عباس بوده است وصوفیان هم که او را دوست دارند به دلیل ادعایش در مورد حلول بوده است ومبنای مذهب صوفیان هم حلول واتحاد است وآنها هر کس را که ادعای حلول کند از خود می دانند ودوستش دارند.420 پس با همه آنچه بیان شد علت مخالفت علما با قصه خوانی وابو مسلم نامه خوانی، بیشتر معلوم می شود.
آخرین مطلبی که به طور مختصر در آخر این بحث مطرح می شود مربوط به عقیده ایرانیان در گذشته به عصمت پادشاهان از گناه است که این عقیده در دوره صفویه هم در بین مردم رواج داشت وسرچشمه این عقیده مردم، دو چیز بوده است:
1: نظریه عصمت پیامبران وائمه؛
2: فرّ ایزدی که ایرانیان قائلند شاهان آنان مقدس ومطهرند وبه گونه ای برجسته فوق بقیه انسانها هستند وهر جا که پا گذارند، سعادت را با خود می آورند ویا اینکه قائلند شاهان تابع هیچ قانونی نیستند وهر کاری که انجام دهند، گناه شمرده نمی شود وبه این ترتیب مردم موظف به اطاعت از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی وحدت وجود، علامه مجلسی، واجب الوجود Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی استرآبادی، مکتب اخباری، دولت عثمانی