پایان نامه با کلمات کلیدی سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

ديگران سبب رشد و نمو فردي خواهد شد و از راه تجديد تجربه ها، عمل يادگيري صورت مي گيرد و تجربه ها موقعي تجديد و احيا خواهند شد كه افراد با عقايد و آراء و تجربه ها و اندوخته هاي ذهني ديگــران تماس و مجاورت داشته باشند. هرگاه فرصت هاي فراوان براي هر يك از معلمان آموزشگاه در انديشيدن و طرح ريزي براي كار و كوشش گروهي وجود داشته باشد وسايل اعتلا و رشد هيئت مدرسان آموزشگاه هم فراهم مي گردد.
يك قسمت اساسي در امر ايجاد روابط گروهي، كار سازمان دادن است. به عنوان نمونه شوراهاي فرعي يا كوچكي كه در آموزشگاه تشكيل مي گردد. بايد اعضاي آنها به صراحت، وظيفه هاي خود را بدانند و از پيوند و تطبيق اين وظيفه ها با كار ساير شوراهاي فرعي آموزشگاه مطلع باشند. همچنين بايد وضع اين شوراها با توجه به شوراهاي عمومي معلمان روشن باشد و راههايي كه از مجراي آنها، حاصل كار شوراهاي فرعي در امور و مسائل آموزشگاه مؤثر واقع مي شود معلوم باشد. بدون آماده شدن طرح روشني از طرز كار شوراهاي فرعي، ممكن است در كاركنان آموزشگاه اين احساس به وجود آيد كه شركت در اين قبيل فعاليت ها تنها مايه اتلاف وقت است. اغلب اوقات بين آنچه از طرف شوراي معلمان پذيرفته مي شود و آنچه از طرف اولياي اداري آموزشگاه اجرا مي شود تفاوت فاحشي وجود دارد. تا زماني كه اين نقص از بين برده نشود كوشش مدير آموزشگاه در بهبود بخشيدن به برنامه آموزشگاه با موفقيت قرين نخواهد بود. (وايلز نقل از طوسي، 1376 : 23ـ20).
مهارت در استفاه از روابط انساني: يكي از وظيفه هاي مديريت به وجود آوردن محيطي سالم و مطلوب در محیط کار است اساسي ترين راه براي ايجاد محيط مناسب و مطلوب در آموزشگاه اين است كه مدير نسبت به افرادي كه با او در تماس هستند احترام لازم به عمل آورد. محترم شمردن شخصيت کارکنان توسط مدير بدين ترتيب آشكار مي شود كه او نسبت به کارکنان علاقمند بوده و براي حل مشكلات آنان دلسوزي كافي به خرج ميدهد و به عقايد و آراي ايشان بيش از آراي خود احترام گذارد و به پيشنهادهايشان توجه شايسته معطوف سازد و چنان محيطي در نشست هاي شوراي کارکنان به وجود آوردكه هر فردی فرصت اظهار عقيده و نظر داشته باشد و فعاليت هاي گروهي را كه موجب پيدا شدن روابط صميمي ميان افراد مي گردد تشويق نمايد و درمحیط کار چنان اوضاعي براي كار كردن فراهم سازد كه هم آسايش کارکنان را متضمن باشد و هم موجب جلب علاقه آنان گردد و در رعايت مسائل عادي از قبيل داشتن خوي متعادل و رفتاري احترام آميز كوتاهي ننمايد.
مديريت نبايد غافل از اهميت ياري به کارکنان در حل مسائــل و مشكلات خصوصي شان باشد. از وظايف مدير است كه به مشكلات عاطفي کارکنان كه در زندگي خصوصي شان ايجاد شده است توجه كند. همچنين از وظيفه هاي مدير آن است كه براي رفع مشكلات مالي و شخصي کارکنان مساعدت هاي لازم را بنمايد. زيرا قدر مسلم اين است كه هر چه به آنان گفته شود كه مشكلات شخصي آنان ارتباطي به كار شان نبايد داشته باشد در موقع ورود به محیط کار نمي تواند از مسائل شخصي مربوط به خود فارغ گردد. رهبر مي تواند از راه برطرف كردن مسائل و مشكلات اعضا، محيطي مطلوب و مناسب براي رشد و نمو محیط کار فراهم آورد. (وايلز ، نقل از طوسي ، 1376، : 21ـ19)
مديران واجد اين مهارت سعي مي كنند در محيط موارد زير را مورد توجه قرار دهند:
• از اخلاق اسلامي در روابط انساني به خوبي بهره بگيرند
• به كاركنان احترام بگذارند، به تكريم شخصيت آنان اهميت دهند.
• فضايي سالم، محيطي گرم، صميمي، مطبوع و روح افزا فراهم سازند.
• به نظريات كاركنان اهميت دهند و از پيشنهادهاي ارائه شده براي بهبود امور آموزشي و پرورشي استفاده كنند.
• به مشكلات كاركنان به دقت گوش دهند.
• فروتن و خونگرم و صادق باشند.
• به سازمان غير رسمي نيز اهميت بدهند و از آن حداكثر بهره را ببرند.
• به انواع نيازهاي كاركنان توجه كنند و در شاديها و مصائب آنان خود را شريك بدانند.
• روحيات هر يك از كاركنان خود را بشناسند و در تقويت روحيه آنان بكوشند (صافي، 1371: 14).
مهارت در امور استخدامي: مدير وظيفه دارد كه در انتخاب كاركنان جديد آموزش ، نقش رهبري را ارتقاء نمايد. اجراي صحيح اين نقش مستلزم اين است كه مدير به تجزيه و تحليل و تعيين و تشخيص خصوصيات مشاغل قادر باشد. او بايد فـرصت هايي بوجود آورد تا بتوان نمونه هائي از رفتار داوطلبان را مشاهده نمود و اين نمونه ها را در قالب احتياجات شغلي كه مورد نظر است تعبير و تفسير كرد. انتخاب نامطلوب كارمند آموزشي برنامه را براي ساليان دراز به دست ركورد خواهد برد .انتخاب عضو جديد شامل مراحلي بدين شرح است: در وهله ی اول بايد با مشورت كاركنان يقين و تصريح گردد كه خصوصيات و شايستگي هاي مورد ارزشيابي عضو جديد چه بايد باشد. سپس داوطلبان را بر حسب اين خصوصيات و شايستگي ها مورد ارزشيابي و سنجش قرار داده و از ميان آنان چند نفري را كه شايسته به نظر مي رسند انتخاب كرد، و بعد از ميان انتخاب شدگان يكي را كه بيش از ديگران مطلوب است برگزيد و در مرحله آخر عضو تازه را به جريان برنامه و چگونگي كار آشنا ساخت.
يكي از مهارت هاي اساسي در امور كارگزيني آموزشگاه اطلاع و آگاهي از فن مصاحبه است. بايد توجه داشت كه مصاحبه، عبارت از وسيله اي براي تحليل و بررسي مسائل و طرح راه چاره است نه فرصتي كه مدير نظر و عقايد خود را به اعضا تحميل نمايد. در صورتي كه مصاحبه به صورت وسيله بررسي و تحليل مسائل به كار رود به طور مستقيم در بهبود كيفيت برنامه ها مؤثر واقع خواهد شد. (وايلز، نقل از طوسي، 1376 : 25 ـ23).
مهارت در ارزشيابي: مهارت در استفاده كردن از روش هاي ارزشيابي، مدير را قادر خواهد ساخت كه به کارکنان در گرفتن تصميم هاي لازم ياري كند. بدون توسل به روش هاي نوين سنجش و ارزشيابي، بسياري از کارکنان به جاي استفاده از شواهد منظم علمي و تجربي ناچارند به پندارها و نظرهائي كه صحت آنها به ثبوت نرسيده است توجه داشته باشند. سنجش و ارزشيابي در امور آموزشي مواردي بدين شرح است، هدفها و مقاصد روشن شود و موازين و ضابطه هائي براي تعيين ميزان پيشرفت كار مشخص گردد؛ شواهدي كه دال بر ايجاد تغيير باشد جمع آوري گردد، ضابطه هائي مورد قبول براي تعيين ميزان تغيير به كار برده شود و ارزش دگرگوني ها مورد سنجش و داوري قرار بگيرد و در پرتو اين نتايج و قضاوت ها در برنامه ها تجديد نظر به عمل آيد. كوشش فرد براي بهبود كار، خود بهترين نوع ارزشيابي است. در مواقعي كه مدير آموزشي از ميان جمع برخاسته باشد خودسنجي و ارزشيابي به وسيله خود کارکنان، جانشين ارزشيابي توسط مدير يا ساير مسئولان خواهد شد. كاركنان را مي توان به تهيهی برگه هاي مربوط به خودسنجي تشويق كرد. در جريان عملي ساختن اين مقصود، تعالي افكار و آراء ميان افراد صورت خواهد گرفت و موجبات رشد فردي و جمعي حاصل خواهد آمد. پس از اينكه برگه هاي مربوط به خودسنجي تهيه شد هر يك از کارکنان مي تواند طبق موازين آن به ارزشيابي كار خود بپردازد. (وايلز، نقل از طوسي، 1376 : 26 ـ 25)
صافي(1371)، علاوه بر مهارت هاي فوق الذكر توسط وايلز، مهارت هاي زير را براي مديران سازمانهاي آموزشي ضروري مي داند:
مهارت در امور سازماندهي: مديران آموزشي واجد اين مهارت قادرند:
• با عضو جديد سازمان مذاكره كنند و او را با خصايص و امكانات خود آشنا سازند.
• استعدادها، علائق و توانمندي هاي علمي و فني هر يك از كاركنان خود را بشناسد و هر عضو را در جاي مناسب خود به كار گمارند.
• وظايف هر يك از اعضاي سازمان خود را بشناسد و وظيفه هر يك از كاركنان را به آنان ابلاغ كنند.
• امور مؤسسه آموزشي خود را بين كاركنان به خوبي تقسيم كنند و ارتباط آنان را از نظر سلسله مراتب سازماني مشخص كنند.
• از حاصل و نتايج نظارت و ارزشيابي واحد آموزشي خود، در سازماندهي و جايگزيني افراد حداكثر استفاده را ببرند.
• در انتخاب همكاران و واگذاري نقش هاي متعدد مدرسه به آنان در معيارهاي ناشي از هنر، علم، تجربه و اخلاق استفاده كنند.
• از نهادهاي متعدد جامعه در گسترش كمي و كيفي مؤسسه آموزشي خود به خوبي بهره بگيرند.
مهارت در امور آموزشي و پرورشي: مديران آموزشي واجد اين مهارت مي توانند:
• خصايص زيستي، رواني و اجتماعي کارکنان خود را بشناسد و در برنامه ريزي هاي آموزشي و پرورشي آنان به اين خصايص توجه كنند.
• از اصول برنامه ريزي درسي، ، نظريه هاي يادگيري آگاهي داشته باشد.
• از منابع انساني و امكانات مادي دروني و بروني سازمان آموزشي خود حداكثر استفاده را ببرند.
• از آيين نامه ها و مقررات آگاهي كامل داشته باشند و اهداف متعدد را مورد توجه قرار دهند.
• به آموزش توأم با عمل ارزش دهند و شرايط را براي بروز استعدادها و ابتكارات كاركنان مساعد سازند
• از طريق برگزاري مسابقات هنري، علمي، ادبي و … زمينه بروز استعدادهاي آنان را فراهم سازند.
• به منظور كمك به حل مشكلات جسماني، عــــاطفي، اجتماعــي، اخلاقي کارکنان از خدمات مختلف راهنمائي و مشاوره استفاده كنند و زمينه ارتبــــاط آنان با مشاوران و راهنمايان را فراهم سازند.
• با دعـوت از استادان و صاحب نظران علـــوم تربيتي و روانشناسي و ساير علــوم کارکنان را با پيشرفت هاي جديد علمي آشنا سازند.
مهارت در امور اداري، مالي و تداركاتي: مديران واجد اين مهارت مي توانند.
• از امكانات مالي، اداري و تداركاتي در اختيار خود در جهت ثمربخشي، امور آموزش و پرورش به خوبي استفاه كنند.
• با اصول نامه نگاري اداري، مراحل نامه نگاري، مكانيزم بايگاني و سرعت بخشيدن به سيستم اداري و مكاتباتي، به خوبي آشنا شوند و سعي كنند كاركنان مدرسه، بويژه مسئولان امور دفتري را با اصول اداري و مكاتباتي و بايگاني آشنا كنند.
• آئين نامه ها و بخشنامه هاي واصله را در اختيار كاركنان واحد آموزش خود قرار دهند و آنان را به رعايت مفاد آنها تشويق كنند.
ـ در امور اداري و مكاتباتي، سرعت، صحت، دقت و نظم در كار را مورد تاكيد قرار دهند.

2-10. ارزش نسبي مهارت ها در رده هاي مديريت:
كاتز كه مهارت هاي مديـران را به سه دسته مهارت هاي ادراكي، انساني و فني تقسيم مي كند، معتقد است كه ميزان اين مهارت ها بر حسب سطوح تغيير مي كند. به نحوي كه در رده هاي بالاتر، خصوصيات مديريتي غالب، مهارت ادراكي است. در حالي كه در سطوح سرپرستي و عملياتي مهارت هاي فني نقش آفرينان اصلي هستند. زيرا مديران سطوح سرپرستي وظايفشان ايجاب مي كند كه زير دستان خود را راهنمائي كنند يا آموزش دهند در حاليكه مديران رده بالاي سازمـان ها نيازي به مهارت هــــاي فني ندارند بلكه وظايف تصميم گيري، برنامه ريزي و سازمانــدهي ايجاب مي كند كه به مهارت ادراكي قابل ملاحظه اي مجهز باشند. مهارت هاي انساني، تقريباً لازمه انجام دادن همه وظايف در همه رده هاي مديريت است. زيرا كه مديران، صرف نظر از نوع وظايف يا سطح مسئوليت و مقام با افراد انساني سر و كـار داشته، براي جلب همكاري و اثرگذاري بر رفتار آنها بايد از مهارت هاي انساني برخوردار باشند. از اين رو امـروزه در مديريت سازمان ها، تأكيد بر مهارت هاي انساني اولويت ويژه اي پيدا كرده است. شكل (2-1) ميزان اين مهارت هاي مورد نياز براي عملكرد اثربخش در رده هاي مديريت را نشان مي دهد. (علاقه بند، 1380 : 90).

فني انساني ادراكي
رده هاي مديريت:
عالي

مياني

سرپرستي

نمودار(2-1): مهارت هاي مديريت: ارزش نسبي مهارت ها در رده هاي مديريت

2-11. اثربخشی و کارایی: مفهوم، تعریف، رابطه
لفظ كارآيي و كارآمدي را معادل آورده‌اند. همچنان كه واژه اثر بخش و ثمربخشي را يكي دانسته‌اند. اگرچه بين اين دو تفاوت قايل شده‌اند، ولي مطالعاتي كه روي اثربخشي و كارايي انجام شده است نشان مي‌دهد كه مرز

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی مهارت حل مسئله Next Entries فرهنگ و تمدن، قصد استفاده، اخلاق پژوهش