پایان نامه با کلمات کلیدی سلسله مراتب، عملکرد مستقل

دانلود پایان نامه ارشد

بودن آن است: مفاهيم مهمي در اين واقعيت نهفته است، اما دو مفهوم که بيشترين اهميت را دارد عبارت است از:
1. منابع مالي مورد استفاده براي اداره ‌يک سازمان غيرانتفاعي معمولا از تخصيص سالانه پول‌هايي حاصل مي شود که از منابع خارج از سازمان (مانند کمک‌هاي بلاعوض سرپرست، هدايا، بودجه‌هاي تخصيص داده شده از طرف دولت، و کمک‌هاي افراد نيکوکار) تامين مي شود.
2. تصور مي شود که اکثر سازمان‌هاي غيرانتفاعي بيشتر دولتي اند تا خصوصي (تعداد زيادي از آنها ‌يا موسسات دولتي هستند ‌يا ‌اين که به طور کلي از سرمايه دولت استفاده مي کنند) و از اين رو در برابر موشکافي‌هاي مردم آسيب پذيرند (اونز، 1377، ص14).
کتابخانه‌ها نوعي سازمان رسمي است که اکثراً غيرانتفاعي اند. سازمان‌هايي خدماتي با ويژگي‌هاي خاص خود هستند. طبق آنچه مارتين123 اشاره کرده، کتابخانه‌ها:
– سازمان‌هاي خدماتي و موسسات غيرانتفاعي اند؛
– تأمين کننده اطلاعات هستند، کالاها و خدماتي که ملموس نيستند؛
– اجرا کننده وظايفي هستند که ماهيت عرضه و راهنمايي دارند، ترکيبي که دو حرفه پزشکي به صورت مشترک توسط پزشکان، بيمارستان‌ها و داروخانه‌ها انجام مي شود.
– فراهم آورنده خدمات حرفه اي هستند که در بيشتر موارد بدون داشتن روابط مشخص با دوام با کاربران انجام مي شود.
– در برابر پذيرش عمومي، داراي اهداف مبهم و مقاصد نامشخص مي باشند؛
– در طول تاريخ طولاني خود، مجموعه اي از مفاهيم و روش‌هايي که براي ايجاد ساختار سخت و مقاوم در برابر تغييرات لازم است را گردآوري کرده اند؛
– به صورت دو جانبه هم مسئول منابع و هم مسئول کاربران هستند و گاهي در جهت گيري‌ها ميان کاربران و منابع دچار تضاد مي شوند. به نحوي که عده اي از کارکنان افکارشان متمرکز بر منابع و عده اي ديگر افکارشان به سوي مردم تمايل دارد ؛
– به عنوان ‌ياري رسان و معين در سازمان‌هاي بزرگ فعاليت مي کنند، مانند دانشگاه‌ها، آموزشگاه‌ها و شهرداري‌ها و نه به عنوان‌ يک سازمان مستقل؛
– به خاطر نقش کمکي که دارند، تحت تأثير فشارهاي خارجي از ناحيه مقامات سياسي، اعضاي هيأت علمي و کاربران قرار مي گيرند؛
– در رأس آن کارکنان داراي تحصيلات عاليه قرار دارند و کارکناني دارند که از تحصيلات سطح بالايي برخوردارند؛
– توسط متخصصاني اداره مي شوند که از رده‌هاي خدماتي ارتقاء‌ يافته اند و نه از ميزان فني؛
– در پي‌يافتن هويت و جايگاه خود در ميان انبوه ارتباطات و منابع اطلاعاتي هستند چه در سطح وسيع اجتماعي و چه در سازمان متنوع خود (استوارت و موران، 1390، ص167).
مزيت سازمان‌هاي انتفاعي بر غيرانتفاعي آن است که سود مي تواند نمايانگر کارآيي عملکرد باشد. عدم سود دهي ‌يک سازمان انتفاعي، آشکارا نمايانگر وجود ‌يک مشکل است (هر چند که جايگاه مشکل را مشخص نمي کند) اما در سازمان‌هاي غيرانتفاعي چنين شاخصي وجود ندارد. عدم موفقيت در تامين سرمايه عملياتي کافي مي تواند دال بر مشکلي باشد. به طور کلي در سازمان‌هاي غيرانتفاعي بحران بودجه در دراز مدت به تدريج افزايش مي‌يابد، افزايشي که مي تواند سال‌ها به طول انجامد. در بخش سود، گزارش‌هايي که در پايان سال ارائه مي شود و گزارش‌هاي فصلي، هشداري زودرس محسوب مي شود.
به استثناي کتابخانه‌هاي خصوصي و کتابخانه‌هاي سازمان‌هاي انتفاعي، کتابخانه‌ها به مالياتي متکي اند که از حوزه‌هاي دولتي و در بسياري از موارد از موسسات دولتي حاصل مي شود. هنگامي مسأله ماليات‌ها و سياستگزاري مطرح مي شود که تصميم مي گيرند کي و کجا اين ماليات‌ها صرف شود، ناگزير فرايند تخصيص آن جنبه سياسي پيدا مي کند. عدم توفيق در تشخيص اين واقعيت موجب شده است که بسياري از کتابخانه‌ها طي ساليان، بودجه اي ناکافي داشته باشند و از اين رو نتوانند خدمات لازم را براي جامعه استفاده کننده خود انجام دهند. (اونز، 1377، ص14).
چه تفاوت‌هايي بين مديريت در سازمان‌هاي انتفاعي وجود دارد؟ اگر چه برخي از کتابخانه‌ها و مراکز اطلاع رساني در حيطه سازمان‌هاي انتفاعي دسته بندي مي شوند، اما اغلب آنها اين گونه نيستند. بيشتر کتابخانه‌ها ‌يا از طريق ماليات‌هاي محلي و ملي تامين بودجه مي شوند و ‌يا جزيي از سازمان‌هاي غيرانتفاعي مثل دانشگاه‌ها و دانشکده‌ها هستند. سازمان‌هاي غيرانتفاعي بيشتر به منظور خدمت رساني عمومي بوجود مي آيند تا بهره وري مالي. به نظر مي رسد، اکثر متون مديريت با تاکيد زيادي که بر سودآوري براي سهامداران ‌يا صاحبان مشاغل دارند، هماهنگي بيشتري با سازمان‌هاي انتفاعي داشته باشند. در بيشتر کتابخانه‌ها سودآوري مالي مد نظر نيست، در عوض وجود کتابخانه‌ها براي دستيابي به کالاي عمومي است (استوارت و موران، 1390، ص32-33).
سازمان‌هاي غيرانتفاعي عموما در توليد بودجه خود نقشي ندارند به همين خاطر روش کنترل بودجه و حسابداري آنها با ساير سازمان‌ها متفاوت است. آنها اغلب اجازه کسر بودجه‌ يا ذخيره آن را ندارند اختلاف در سطوح پايين مهمترين عامل تفاوت در مديريت سازمان‌هاي غيرانتفاعي است. گاهي اوقات به نظر مي رسد که مديريت در سازمان‌هاي غيرانتفاعي کاملا پيچيده است چرا که تعيين دقيق اهداف اين سازمان‌ها کار دشواري است. هدف سازمان‌هاي انتفاعي سودآوري براي صاحبان شان است و اين هدفي مستقيم و کاملا مشخص است. حال اين اهداف را مقايسه کنيد با هدف سازمان‌هاي غيرانتفاعي،‌ يعني ” خدمت رساني اجتماعي ” و ” توليد خدمات ” که مي توان آنها را به طرق گوناگون مورد تفسير قرار داد. نه تنها تنظيم اهداف سازمان‌هاي غيرانتفاعي براي مديران کار دشواري است بلکه تعيين اين که آيا سازمان به اين اهداف دست‌يافته ‌يا خير کار مشکلي است. همچنين برخي از جوانب مديريت منابع انساني در سازمان‌هاي غيرانتفاعي نيز مي تواند متفاوت باشد، چه کارکنان آنها کارکنان دولت باشند و چه غير از آن.
در هر حال، بخش اعظمي از هر آنچه مديران در سازمان‌هاي غيرانتفاعي و سازمان‌هاي انتفاعي انجام مي دهند‌ يکسان است. دراکر شباهت‌هاي بين سازمان‌هاي انتفاعي و غير انتفاعي را بيان کرده است و از نياز سازمان‌هاي غيرانتفاعي به تمرکز بر رسالت‌ها، تعيين مسئوليت‌ها، و دستيابي به اهداف حمايت کرده است. او پيشنهاد مي کند که مديران سازمان‌هاي غيرانتفاعي پنج سوال اساسي را از خود بپرسند:
1. ماموريت ما چيست؟
2. مشتريان ما چه کساني هستند؟
3. درخواست‌هاي مراجعان چيست؟
4. دستاوردها کدامند؟
5. برنامه سازمان چيست؟
اهميت اين نوع خود ارزيابي‌ها و سازمان‌هاي غيرانتفاعي و سازمان‌هاي انتفاعي ‌يکسان است. حتي گاهي در سازمان‌هاي غيرانتفاعي اهميت بيشتري پيدا مي کند، چرا که اين سازمان‌ها اگر بخواهند همچنان مورد اعتماد تامين کنندگان مالي خود قرار گيرند بايد نشان دهند به نتايج مورد نظر دست‌يافته اند.
بنابراين برخي تفاوت‌هاي بين مديريت اين دو دسته سازمان وجود دارد اما مديران همچنان بايد عهده دار پنج وظيفه برنامه ريزي، سازماندهي، منابع انساني، رهبري، و کنترل باشند هر دو دسته مديران نقش مديريتي را که توسط ميتزبرگ توصيف گرديد را نيز به اجرا در مي آورند ‌يک مدير خوب در ‌يکي از اين دو نوع سازمان را مي توان بدون نگراني و به راحتي به نوع سازمان دوم منتقل کرد، چرا که شباهت‌هاي بين مديريت اين دو دسته سازمان بيش از تفاوت‌هاي آنهاست. بدون توجه به چگونگي ساختار سازماني، همگي آنها به مديران کارآمد براي به اجرا درآوردن رسالت‌ها و اهداف خود نيازمند هستند (استوارت و موران، 1390، ص32-34).
2-2-2-3. کتابخانه به منزله‌ سازمان ديوانسالارانه
کتابخانه‌ها تشکيلات بسيار سازمان‌يافته اي هستند که با نمونه وبر از‌ يک نهاد ديوانسالارانه مطابقت مي کنند.‌ يکي از ويژگي‌هاي ديوانسالاري تکيه بر ساختار سازماني سلسله مراتبي و شيوه‌ها و قوانيني است که تناسب عملياتي آن را حفظ مي کند. اين گونه محيط کاري معمولا جاي چنداني براي نوآوري، انعطاف پذيري، ‌يا عملکرد مستقل باقي نمي گذارد. اغلب، کارمندان احساس مي کنند که در پايين نردبان قرار دارند و مادام که کار انجام شود، هيچ‌ يک از کساني که بالاتر از آنان قرار دارند اهميتي به افکار آنان نمي دهد. در چنين وضعي، تا زماني که مدير اقدامي نکند، روحيه کارمندان تنزل مي کند، کيفيت کار لطمه مي بيند و مديران اين مسأله را در کيفيت خدماتي که کارمندان ارائه مي دهند مشاهده مي کنند.
سازمان‌ يک کتابخانه معمولي داراي بسياري از ويژگي‌هاي‌ يک سازمان بوروکرات است. تقريباً مشخصه تمامي کتابخانه‌ها ساختار سلسله مراتبي، مجموعه بزرگي از قواعد (از قواعد فهرست نويسي گرفته تا امانت)، نياز به مهارت‌هاي فني، و تقسيم کار نظام مند است. از زمان وبر، نقدهاي بسياري بر موارد سوء عملکرد در بوروکراسي نگاشته شده است. تعداد قابل توجهي از نقدهاي بوروکراسي بر عملکرد دروني سازمان تمرکز داشته است، بخصوص بر پيامدهاي ناخواسته حاصل از کنترل دقيق براساس مقررات نقدهاي ديگر بر ارتباط سازمان بوروکرات با محيط خارج؛ توجه سازمان‌هاي سنتي بر ناديده انگاشتن اين محيط است. الگوي سازماني بوروکراتيک به نظر داراي نقص مي آيد. زيرا سازمان را نظامي بسته مي دانست که بي تأثير از ابهامات و تلاطم‌هاي محيطي است (استوارت و موران، 1390، ص211).
سازمان‌هاي غيرانتفاعي، به ويژه موسسات دولتي ‌يا اداره‌هايي که به بودجه دولتي متکي هستند، ويژگي‌هايي دارند که ماکس وبر آن را ويژگي‌هاي ديوانسالاري ناميده است. براي بسياري افراد واژه‌هاي ديوانسالاري و ديوانسالارانه نه تنها مفهومي منفي دارد که حاکي از کاغذبازي مراجعان است. از ديدگاه وبر ويژگي‌هاي ‌يک سازمان ديوانسالاري عبارت است از:
1. سازماني پيوسته از وظايف رسمي که از طريق قوانين به هم مربوط است: کتابخانه‌هاي سراسر جهان بي ترديد به وسيله مقررات، اعم از داخلي و خارجي، محدود مي شود. از نظر فني (کتابداري) در مورد فهرست نويسي و رده بندي قواعدي وجود دارد؛ همچنين روش‌هايي اعمال مي شود که، حداقل در ‌يک کشور و نه در سطح بين المللي، مورد قبول همگان است. تصميم‌هاي خودسرانه‌ يا ميل افراد براي ايجاد کار بيشتر، در بوجود آمدن بيشتر اين قوانين و مقررات نقشي نداشته است. بلکه اين قوانين براي صرفه جويي در وقت، فراهم آوري خدمات پيوسته، دستيابي به درجه اي از معيار و استفاده بهينه از منابع کمياب (افراد، زمان و پول) وضع شده است. قوانين، همچنين، ميزان تصميم‌هايي را که تنها براي ‌يک منظور و مورد خاص اتخاذ مي شود و موجب ناهماهنگي، غيرقابل اعتماد بودن کتابخانه و ارائه خدمات نامنظم مي شود، کاهش مي دهد.
2. حوزه اي خاص از شايستگي‌ها: اين امر به الف. حوزه تعهدات براي انجام وظايفي مربوط مي شود که به عنوان بخشي از تقسيم نظام مند کار مشخص مي شود؛ ب. شرط احراز شغل با اختيار لازم براي انجام اين وظايف؛ ج. ابزار لازم براي انجام وظايف کاملا مشخص است و کاربرد آنها تابع شرايط مشخصي است. بي گمان کتابخانه در قلمروي خاص کار مي کند و در بسياري موارد موظف به ارائه خدمات به گروه خاصي از مردم است. برخي اوقات، هنگامي که کتابخانه اي مي کوشد خدماتش را توسعه دهد، مشکلاتي پديد مي آيد.
3. در سازمان اداره‌ها سلسله مراتب حاکم است، بدين معنا که هر اداره تحت نظارت اداره بالاتر است: با وجود روش‌هاي مديريت گروهي، مشارکتي، هيات بررسي و غيره همچنان در کتابخانه‌ها سلسله مراتب سازماني وجود دارد و داراي سه سطح بالا، مياني، و زيرين هستند. تعداد افراد در سطوح مختلف ممکن است تقريبا برابر باشد، بنابراين ديگر ساختار هرم قدرت وجود ندارد، اما هيچ کتابخانه اي بدون مدير نيست.
4. مقرراتي که در رهبري ‌يک اداره نقش تعيين کننده دارد ممکن است قوانين فني ‌يا هنجارها باشند. در هر دو مورد براي آن که اجراي آنها کاملا معقول نمايد، آموزش تخصصي لازم است. بنابراين طبعا درست است که تنها آن کس که در اين زمينه کفايت خود را نشان دهد صلاحيت دارد عضو کارمندان اداري باشد: برخي از مقررات حاکم بر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی کتابداران، اشاعه اطلاعات، اوقات فراغت Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی سبک تفکر، سلامت روان، استان اصفهان