پایان نامه با کلمات کلیدی سرطان پستان، عوامل خطر، سبک زندگی، رژیم غذایی

دانلود پایان نامه ارشد

در منارک 20% خطر سرطان پستان کاهش می یابد سن بالا در یائسگی طبیعی یعنی 55 سال یا بالاتر با خطر بیشتر سرطان پستان ارتباط دارد. این مسئله ممکن است به دلیل طولانی شدن درمعرض بودن با هورمون باشد (84 و 85). منارک زودهنگام (قبل از 12 سالگی) و یائسگی دیر هنگام، سبب می شود تا تعداد سیکل های قاعدگی توام با تخمک گذاری در طول زندگی افزایش یابد و همین مساله خطر ابتلا به سرطان پستان را 30 تا 50% افزایش می دهد (71). در زنانی که بطور طبیعی قبل از سن 45 سالگی یائسه می شوند خطر ابتلا به سرطان پستان نصف زنانی است که بعد از سن 55 سالگی دچار یائسگی می شوند. بعلاوه برداشتن تخمدان نیز قبل از رسیدن به سن یائسگی خطر سرطان پستان را تا حدود دو سوم پایین می آورد. در زنانی هم که زایمان نکرده اند (نولی پار) و زنانی که بعد از سن 30 سالگی اولین نوزاد زنده خود را به دنیا آورده اند، خطر سرطان پستان تقریبا دو برابر می شود (86). مکانیسمی که توسط آن اولین زایمان خطر سرطان را تحت تاثیر قرار می دهد، ناشناخته است، اما احتمالا نوعی تمایز بافت پستان در هنگام زایمان ترم رخ می دهد که به طور دایمی از میزان این خطر می کاهد (77). در زنان با یک حاملگی فول ترم29 در سن زیر 20 سال خطر سرطان پستان نصف زنان نولی پار است (87).
به دلیل تغییرات هورمونی در طی حاملگی بسیاری از مطالعات نشان می دهند که بین سقط و خطر سرطان پستان ارتباط وجود دارد. اما داده ها در این زمینه ناکافی است (43 و 88).
همچنین افزایش اندک اما قابل توجه سرطان پستان در زنانی که بیش از ده سال از درمان های جایگزین هورمون استفاده کرده اند، نیز به اثبات رسیده است (71). مطالعات نشان داده است که بعد از 5-9 سال مصرف درمان جایگزین هورمونی خطر نسبی سرطان پستان به 46/1 رسید (77). تصور بر این است که تمام این عوامل موجب طولانی شدن دوره تماس با استروژن به دلیل تداوم قاعدگی می شوند (23).
تحقیقات نشان داده است، که ارتباط بین سرطان پستان و مصرف قرص های ضد بارداری با توجه به تغییرات ایجاد شده در ترکیبات قرص های جلوگیری از بارداری در طول زمان و نیز با توجه به اختلاف ها میان افراد از نظر طول مدت مصرف متغیر می باشد (89). اما گفته می شود که بین مصرف قرص های ضدبارداری خوراکی و سرطان پستان قبل از یائسگی ارتباط وجود دارد (90).
بیماری های خوش خیم پستان نیز اغلب با افزایش خطر ابتلا به سرطان پستان در ارتباط هستند. همچنین سابقه فردی ابتلا به سرطان پستان خطر ایجاد سرطان را در پستان دیگر فرد بالا می برد (23 و70 و71).
ارتباط بین تولید شیر در پستان زن و خطر سرطان پستان نامشخص است. خطر ابتلا با مدت شیردهی ارتباط دارد، یک کاهش11% برای شیردهی 4 تا 12 ماه و کاهش نزدیک به 25% برای شیردهی 24 ماه یا بیشتر گزارش شده است (91). همچنین کاهش 3/4% در خطر ابتلا به سرطان پستان برای هر 12 ماه شیردهی اثر محافظتی واضحی را آشکار می سازد (58 و 11).
تماس با تشعشع در دوران نوجوانی که دوره تکامل فعال پستانی است، اثرات مخرب را تشدید می کند (71). روش های تشخیص و درمانی پزشکی که فرد را در معرض اشعه قرار می دهد (92)، زنانی که در کودکی نواحی قفسه سینه و پستان شان در معرض اشعه بوده است، در معرض خطر بالاتر توسعه سرطان پستان قرار دارند (93). بخصوص در زنانی که به خاطر درمان بیماری هوچکین در دوران جوانی تحت اشعه درمانی در ناحیه قفسه سینه قرار گرفته اند (23). این وضعیت 7-10 سال پس از پایان پرتودرمانی خود را نشان می دهد (70). هم چنین تحقیقات نشان داده است که سن دریافت اشعه به طور معکوسی با خطر ابتلا مرتبط است، زنانی که بعد از سن یائسگی اشعه دریافت می کنند، در معرض خطر خیلی کمتری قرار دارند (93).
بطور کلی عوامل خطر سرطان پستان را می توان در دو دسته غیر قابل تعدیل مانند ژنتیک و سن و … قابل تعدیل مانند سبک زندگی و … قرار داد (94).
عوامل خطر قابل تعدیل شامل وضعیت اجتماعی دموگرافیک، رژیم غذایی، سیگار، عوامل محیطی و غیره می باشند (95). در مطالعات بیان شده است که زنان با وضعیت اجتماعی اقتصادی بالاتر بیشتر مستعد سرطان پستان هستند(96). جنبه های تغذیه ای و سبک زندگی نیز ممکن است مسئول توسعه سرطان های رایج در کشورهای غربی باشد (97 و 98). تغذیه و سبک زندگی ممکن است که اثرات کارسینوژن خود را به طور غیر مستقیم با تحریک سلول (الکل، هورمون درمانی پس از یائسگی)، مهار مکانیسم های ترمیم DNA (کمبود ویتامین ها)، تاثیر روی متابولیسم استروژن به جا بگذارند (97 و 99).
اما فولات و سایر غذاهای گیاهی در زنان با خطر بالای سرطان نقش محافظت کننده ای دارد (100 و 101). برخی از مطالعات ارتباط سطح پایین اسید فولیک (فولات) خون را با خطر بیشتر سرطان آشکار می سازند (102). فولات در سنتز، ترمیم و عملکرد DNA نقش دارد و نقص فولات ممکن است منجر به آسیب DNA شود که ممکن است باعث ایجاد سرطان گردد (103). برخی از مطالعات نیز گزارش کرده اند که دریافت میوه و سبزیجات و رژیم غذایی پرفیبر ممکن است با کم کردن استروژن در گردش خطر ابتلا به سرطان پستان را کاهش می دهد (11). مشخص شده که رژیم غذایی حاوی کمبود قابل توجه ویتامین A، احتمال پیدایش سرطان پستان را افزایش می دهد (77).
کنترل وزن ممکن است خطر سرطان پستان را در زنان پس از یائسگی کاهش دهد (104) . چاقی نیز باعث تماس طولانی مدت با استروژن می شود، و خطر سرطان پستان را پس از یائسگی افزایش می دهد. به نحوی که زنان با شاخص توده بدنی30 بیش از 25 نسبت به زنان با BMI طبیعی بیشتر در اثر سرطان پستان جان خود را از دست می دهند (105). بر این اساس فعالیت جسمی متوسط تا شدید و داشتن وزن متعادل خطر سرطان پستان را کاهش می دهد (79).
در سالهای اخیر گمان می رود که کشیدن سیگار نیز به عنوان یک عامل خطر احتمالی برای سرطان پستان مطرح باشد. رادیکال های آزاد ناشی از تنباکوی سیگار به طور قوی با چندین سرطان ارتباط دارد (106). الکل نیز خطر سرطان پستان را حتی در سطح مصرف متوسط افزایش می دهد. مصرف روزانه 5 گرم یا بیشتر الکل خطر ابتلا را در حدود 50% نسبت به افرادی که الکل نمی نوشند، افزایش می دهد (107). بررسی ها نشان داده است که قهوه و چای به خصوص چای سبز با فعالیت آنتی استرژنیک و آنتی اکسیدانت می توانند در کاهش خطر سرطان پستان موثر می باشند (108).
اما در باره عوامل خطر غیر قابل تعدیل سرطان پستان می توان به جنس، سن، تغییرات ژنتیکی و سابقه خانوادگی اشاره کرد. شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهند، سرطان پستان با تحولات ژنتیکی مرتبط می باشد. این تحولات ژنتیکی شامل تغییر یا موتاسیون در ژن های نرمال می باشند. اختلالات ژنتیکی ممکن است سوماتیک باشند. امروزه دو نوع جهش ژنی شناسایی شده که ممکن است در ایجاد سرطان پستان نقش مهمی داشته باشند (109).
5-10% سرطان پستان از طریق توارث جهش ژنی در BRCA-1 و BRCA-2 رخ می دهد که به صورت اتوزوم غالب با نفوذ مختلف به ارث می رسند.
جهش در BRCA-1در 40% موارد سرطان پستان خانوادگي و جهش در ژن BRCA-2 در 30% اين نوع از سرطان پستان ديده مي شود. خطر تجمعي ابتلا به سرطان پستان در حاملين جهش در ژن هاي BRCA-1 و BRCA-2 بین 50 % تا 70% است (72). BRCA-1 و BRCA-2 هر دو به صورت ژن های سرکوب کننده تومور عمل می کنند، و برای هر ژن از دست دادن هر دو آلل برای شروع سرطان لازم است (72).
همچنین ژن سرکوب کننده تومور P53 تنها در کمتر از 10% کل زنان مبتلا به سرطان پستان یافت می شود (71). P53 در حالت طبيعي به سلولي كه DNA آن دچار آسيب شده باشد، فرمان توقف تكثير مي دهد تا آسيب وارده را اصلاح نمايد و اگر سلول نتواند آسيب وارده را اصلاح نمايد، فرمان خودكشي31 را صادر مي كند. P53 یک ژن سرکوب کننده تومور غیر عادی است زیرا جهش در تنها يك آلل از ژن برای اختلال آن کافی است (68).
بیش از80 % از تمام موارد سرطان پستان تک گیر هستند، به این معنی که در خانواده بیمار سابقه فامیلی ابتلا به سرطان پستان وجود ندارد. در سایر موارد نیز سابقه خانوادگی یا انتقال ارثی بیماری وجود دارد (23). هم چنین در مواردی که چند تن از بستگان دچار سرطان پستان شده، افراد قرابت فامیلی بیشتری با مبتلایان داشته باشند، سرطان در سنین پایین تری در فرد مبتلا آغاز شده، و فرد مبتلا سرطان پستان دو طرفه داشته باشد، میزان خطر در بالاترین حد خود قرار دارد (77).
در میان عوامل غیر قابل تعدیل می توان به نژاد نیز اشاره کرد. سرطان پستان رایج ترین سرطان در میان زنان ایالات متحده است. مطالعات نشان می دهد که میزان سرطان پستان در زنان سیاه پوست امریکایی 30% کمتر از زنان سفید پوست است (91 و 94 و110). زنان آسیایی نیز دارای میزان بروز پایینی از سرطان پستان می باشند (70).
سرطان پستان در تمام قسمت های بافت پستان ایجاد می شود، ولی اکثرا در ربع فوقانی خارجی پستان که بیشترین بافت متمرکز است، بروز می کند (111). شایع ترین محل شروع سرطان پستان در ربع فوقانی خارجی (5/38%)، ناحیه مرکزی (29%)، ربع فوقانی داخلی (2/14%)، ربع تحتانی خارجی (8/8%) و ربع تحتانی داخلی (5%) می باشد. این درصد ها با میزان بافتی که در این ربع ها وجود دارد، در ارتباط هستند (70).
اکثر سرطان هاي پستان به شکل توده هاي بدون درد و حساسيت، ‌سفت،‌ نامنظم و فاقد قابليت حرکت تظاهر مي يابند. حدود 60% ‌سرطان ها تا حدودي متحرکند،‌40% ‌آنها حين لمس داراي حاشيه نامنظم مي باشند،‌ و40% نيز به نظر نرم وکيستيک مي آيند. حتي در صورت عدم وجود توده از روي يافته هايي ديگري نظير خروج ترشح از نوک پستان، سفتي و فرورفتگي یا برآمدگی موضعي نيز مي توان به وجود بدخيمي پي برد. معمولا داغي و قرمزي پوست پستان نمايانگر التهاب است، ‌اما مي تواند نشان دهنده کارسينوماي التهابي هم باشد. ادم پوست از جمله ويژگي هاي مشخصه بيماري هاي بدخيم است. ادم به دليل تهاجم تومور به لنفاتيک هاي درم و انسداد آن ها به وجود مي آيد (71 و 112). ترشح نوک پستان ناشی از سرطان پستان معمولا خون واضح، خونابه ای و یا زرد شفاف می باشد. تغییرات پوست پستان نیز به صورت فرورفتگی و یا کشیدگی پوست ناشی از سرطان پستان می باشد. گاهی چسبندگی بافت تومور به قسمت زیر پوست موجب تغییر فرم پستان می شود. تورم پوست پستان و تغییرات مشخص پوست پرتقالی در پستان نشانه وخامت بیماری است. تغییرات نوک پستان نیز ممکن است به صورت فرورفتگی یا بیماری پاژه بروز نماید (73). علایم بیماری پاژه پیشرفته ممکن است شامل خارش، سوزش، افزایش حساسیت و درد باشد. همچنین ممکن است همراه با ترشح از نیپل یا توده ای نیز در پستان باشد (79). گاهی اوقات سرطان پستان متاستاز ناشی از سرطان در سایر ارگان های بدن می باشد. در سرطان پستان متاستاتیک علایم وابسته به محل متاستاز ایجاد می گردد. کاهش وزن، تب و لرز و درد استخوان و مفصل گاهی اوقات می تواند نشانه ای از سرطان پستان باشد (113).
درد پستان نیز یکی از شایع ترین علایم مربوط به پستان است که در زنان سنین باروری رخ می دهد. که بیشتر موید یک علت هورمونی است، و به ندرت از سرطان پستان ناشی می شود (77).
مهمترین و مشکلترین مرحله کار پزشک تشخیص صحیح و سریع و حذف سرطان پستان در شروع بیماری است معمولا برای رسیدن به این مقصود از روشهای زیر استفاده می شود :
گرفتن تاریخچه، معاینه بالینی پستان، خودآزمایی پستان، ماموگرافی، بیوپسی، اولتراسونوگرافی32، داکتوگرافی33، تصویربرداری رزونانس مغناطیسی34 (MRI) ، بیوپسی و …(114).
شرح حالی که از بیمار گرفته می شود، باید شامل مدارک موجود در مورد مشکل فعلی پستان، عوامل خطر زای موجود در مورد کارسینوم پستان و سابقه سایر بیماریهای پستان باشد (جدول 2-1).
جدول 2-1 شرح حال طبی اختصاصی در مورد مسائل مربوط به پستان
سن بیمار
سن بیمار در هنگام منارک
زمان آخرین دوره قاعدگی / سن یائسگی
تعداد و وضعیت زایمان
سن بیمار در هنگام اولین بارداری
وضعیت شیردهی
استفاده از قرص های ضدبارداری
استفاده از درمان جایگزینی استروژنی در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی سرطان پستان، کیفیت زندگی، تصویر ذهنی، عوامل خطر Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی سرطان پستان، شیمی درمانی