پایان نامه با کلمات کلیدی سبک تفکر، سلامت روان، استان اصفهان

دانلود پایان نامه ارشد

فعاليت‌هاي کتابخانه، مقرراتي فني است که به کتابخانه و اطلاع رساني مربوط مي شود. اجراي اين مقررات، به آموزش رسمي نياز دارد. به همين دليل از ميان افرادي که آموزش کتابداري نديده اند، تعداد بسيار کمي موفق مي شوند که کتابدار ‌يا مدير کارآمد شوند.
5. اين ‌يک اصل است که مفهوم کارمند اداره بايد کاملا از مفهوم مالکيت ابزار توليد ‌يا اداره تفکيک شود: کارمندان امور اداري هيچ گونه مالکيتي بر ابزار توليد ‌يا اداره ندارند. ابزار نهايي توليد عبارت است از پولي که صرف انجام کار در کتابخانه مي شود. اين پول از جانب موسساتي تامين مي شود که تحت نظارت کارکنان اداري نيست، در واقع اين کارکنان در مقابل هيات تامين هزينه مالي کتابخانه مسئول اند.
6. دارنده ‌يک مقام رسمي به هيچ روي مالک آن تلقي نمي شود: کوشش حياتي اداره کننده ‌يا گروهي خارج از کتابخانه براي تاثيرگذاري بر نحوه کارکرد واقعي کتابخانه کاري غيرمعقول است. معمولا چنانچه هيات امنا ‌يا کارگزاري که براي اداره کتابخانه صاحب اختيار است، حس کند که بايد در فعاليت‌هاي مدير دخالت ورزد، وي را از کار بر کنار مي کند و کسي استخدام مي شود که ديدگاه‌هاي مشترکي با هيات امنا‌ يا کارگزار داشته باشد. در تعداد بسيار کمي از کتابخانه‌ها مديراني وجود دارند که بنا به ميل خود در استخدام ‌يا اخراج کارکنان مخيرند. در واقع بيشتر کتابخانه‌ها تحت مهار نسبتا شديدي در اين محدوده قرار دارند و تابع مقررات دولتي بسيار هستند.
7. کارهاي اداري، تصميم‌ها، و مقررات تنظيم و به صورت نوشته ثبت مي شود. بدون شک اين روش تا حدي ناشي از ماهيت کار _‌يعني حفظ و اشاعه اطلاعات _ است. تمايل کتابخانه‌ها براي فراهم کردن و حفظ پيشينه اي مکتوب از فعاليت‌هايشان امري طبيعي است.
اکنون با بررسي هفت ويژگي ديوانسالاري از نظر وبر، با توجه به کتابخانه‌ها، مي بينيم که کتابخانه ” شاخص” با همه اين ويژگي‌ها تطابق دارد. بنابراين مي توان نتيجه گرفت که کتابخانه‌ها سازمان‌هاي ديوانسالاري ” آرماني” اند. حال اين که کتابخانه اي که تصويري مثبت ‌يا منفي از ديوانسالاري را به نمايش مي گذارد، به مدير و کارکنان آن بستگي دارد. چنانچه کتابخانه اي به نحو درستي اداره شود، سازمان ديوانسالاري کلاسيکي است که خدماتي موثر، کافي، معقول و انساني ارائه مي دهد. چنين کتابخانه اي به دليل ويژگي‌هايش، حتي در زمان‌هاي پر دردسر، سازماني با ثبات فراهم مي آورد. هيچ سازماني به خودي خود خوب‌ يا بد نيست. افرادي که آن را اداره مي کنند تعيين مي کنند که آن سازمان ويژگي‌هاي مثبت‌ يا منفي دارد (اونز، 1377، ص 18-23).

2-3. پيشينه پژوهش
در اين بخش نمونه‌هايي از پژوهش‌هايي که در ارتباط با موضوع سلامت سازماني در داخل و خارج انجام شده، معرفي مي‌گردد.
2-3-1. تحقيقات داخلي
کريمي (1387) در پژوهش خود با عنوان ” رابطه مهارت مديريت زمان با نگرش کارکنان به سلامت سازماني در اداره کل تربيت بدني استان‌يزد ” نشان داد که بين مديريت زمان و مولفه‌هاي سلامت سازماني رابطه مثبت و معناداري وجود دارد، بنابراين بر اساس نتايج مديريت زمان در سلامت سازماني موثر بوده است.
پژوهشي در زمينه ” رابطه سطح تفکر و کارآفريني مديران با سلامت سازماني کارکنان دانشگاه‌هاي علوم پزشکي کشور “توسط حقيقت جو (1388) انجام گرفت. جامعه مورد پژوهش شامل مديران و کارکنان برخي از دانشگاه‌هاي علوم پزشکي کشور بود. ‌يافته‌ها نشان داد که بين کارآفريني و سلامت سازماني رابطه وجود دارد،‌ يعني بالا رفتن ميزان کارآفريني مي‌تواند منجر به افزايش ميزان سلامت سازماني گردد. بين سبک تفکر اجرايي مديران با ميزان سلامت سازماني رابطه معنا دار وجود دارد. حدود 3 درصد از کل واريانس نمرات سلامت سازماني ناشي از واريانس نمرات سبک تفکر اجرايي است. بين انواع سبک تفکر و کارآفريني، تنها سبک تفکر قانونگذار با کارآفريني رابطه معنا دار دارد. سبک تفکر اجرايي و قانونگذار باعث افزايش سلامت سازماني مي‌شود.
سلطان حسيني و همکاران (1389) در پژوهش خود با عنوان ” بررسي تعيين سهم نسبي سلامت رواني بر سلامت سازماني در ادارات تربيت بدني استان اصفهان ” نشان دادند که مولفه بهبود شخصي از سلامت رواني بر پنج مولفه (نوآوري، سازگاري، روحيه، شايستگي ارتباطات، و‌ يکپارچگي)، مولفه کنترل اضطراب از سلامت رواني بر پنج مولفه (سازگاري، شايستگي حل مسأله، شايستگي ارتباطات، پشتيباني منابع، و روحيه)، مولفه علايم احساس توانايي و خوب بودن از سلامت رواني بر هفت مولفه (نوآوري، سازگاري، شايستگي حل مسأله، تمرکز بر اهداف، شايستگي ارتباطات، روحيه، و‌ يکپارچگي)، مولفه توانايي مقابله با مشکلات روزمره و فشارهاي زندگي از سلامت رواني نيز بر هفت مولفه (سازگاري، شايستگي حل مسأله، تمرکز بر اهداف، شايستگي ارتباطات، روحيه، استقلال، و‌ يکپارچگي) از سلامت سازماني تاثير داشت.
ساعدي (1389) به ” بررسي رابطه کيفيت زندگي کاري و سلامت سازماني با خشنودي شغلي ” پرداخت. بر اساس‌يافته‌هاي اين پژوهش بين متغير کيفيت زندگي کاري و خشنودي شغلي همبستگي معني داري وجود دارد. نتايج نشان داد که متغيرهاي سلامت سازماني و خشنودي شغلي همبستگي مثبت و معنا دار به دست آمد. تحليل رگرسيون گام به گام، حاکي از رابطه معنادار بين متغيرهاي کيفيت زندگي کاري، سلامت سازماني، و خشنودي شغلي است.
تحقيقي با عنوان ” ديدگاه کارکنان دانشگاه علوم پزشکي درباره ميزان استقرار شاخص‌هاي سلامت سازماني در دانشگاه علوم پزشکي اصفهان ” توسط سيد جوادين (1389) انجام شد.‌يافته‌ها نشان داد شاخص‌هاي ورودي سلامت سازماني به نحو معناداري کمتر از سطح متوسط بوده ولي ميزان استقرار شاخص‌هاي خروجي سلامت سازماني به نحو معناداري بيشتر از سطح متوسط بوده است. همچنين زمينه‌هاي لازم براي استقرار شاخص‌هاي سلامت سازماني در دانشگاه علوم پزشکي اصفهان بر اساس مدل سيستماتيک سازماني وجود دارد.
ميکاييلي (1389) در پژوهش خود با عنوان ” رابطه سبک‌هاي هويت، تعهد هويت، و جنسيت با سازگاري با دانشگاه ” نشان داد که سبک‌هاي هويت به شکل معناداري قادر است تمام مولفه‌هاي سازگاري با دانشگاه را پيش بيني و تعيين کند. متغير جنسيت با ورود به تحليل توانست ضريب تعيين را در پيش بيني مولفه‌هاي سازگاري تحصيلي، اجتماعي، شخصي – هيجاني، و سازگاري کلي به شکل معناداري افزايش دهد و فقط در مولفه دلبستگي به دانشگاه، جنسيت نقش ميانجي گرانه معناداري نداشت. تعهد هويت براي همه مولفه‌ها و نمره کلي نقش ميانجي معناداري داشت.
عباسيان نقنه (1389) در پژوهشي با عنوان ” رابطه بين ابعاد هويت و سلامت سازماني در کارکنان اداره کل تربيت بدني استان اصفهان” نشان داد که بعد قالب هويتي در شخصيت کارکنان، هويت شکل‌يافته ‌يا پيشرفته است و بر اين اساس بيان مي‌کند که کارکنان اداره کل تربيت بدني از ‌يک هويت سالم و منسجم برخوردار بوده و توانسته‌اند بحران‌هاي هويتي خود را حل کنند. آنها تعارضات دوران نوجواني را پشت سر گذاشته و توانسته‌اند آنها را حل کنند و هم اکنون ‌يک شخصيت سالم داشته باشند. بنابراين، کارکنان اداره کل تربيت بدني استان اصفهان بايد افرادي باشند که با جديت و تلاش زياد به امور خود مي‌پردازند و براي موفقيت خود و سازمان انرژي زيادي را صرف مي‌کنند.
رحيمي (1390) به ” آسيب‌شناسي سازماني دانشگاه‌هاي منتخب دولتي شهر اصفهان و ارتباط آن با سلامت سازماني و کيفيت محيط کار” پرداخته است. بر اساس‌يافته‌هاي پژوهش آسيب‌هاي سازماني تاثير بيشتري بر سلامت سازماني داشته تا کيفيت محيط کار، و از طرف ديگر تاثير آسيب‌هاي سازماني در سازمان‌هاي ارگانيکي مثل دانشگاه در مقابل سازمان‌هاي مکانيکي کمتر است.
2-3-2. تحقيقات خارجي
تورينگان124 (2002) تحقيقي تحت عنوان ” سلامت سازماني دانشکده‌هاي پرستاري به عنوان مرکز آموزش عالي و رابطه سلامت سازماني دانشکده با اثربخشي سازماني و عملکرد دانشکده ” انجام داد، چنين نتيجه گرفت که رابطه مثبتي بين سلامت سازماني و اثربخشي وجود دارد.
پايان‌نامه دکتري مک جولي125 (2005) تحت عنوان ” تاثير شرايط کار بر سلامتي و خلاقيت در دانشگاه ويسکانسين126 آمريکا در بين اعضاي هيات علمي ” انجام پذيرفت. نتايج تحقيق نشان داد که خلاقيت و سلامت تحت تاثير تعامل فيزيکي و کار پژوهشي است و سلامت شغلي و خلاقيت اعضاء را بايد به عنوان محصول نهايي محيط کار دانست و اين امر نمايانگر کيفيت زندگي کاري و کيفيت‌ يک سازمان است.
گاليل موس127 (2005) تحقيقي با عنوان ” آسيب‌شناسي سازمان جهت بررسي ناتواني سيستم‌هاي اطلاعاتي ” انجام داد.‌ يافته‌ها نشان داد که ارزيابي سلامت سازمان قبل از توسعه سيستم اطلاعات و ارتقاء ظرفيت واقعي سيستم براي توسعه سيستم جهت موفقيت ضروري مي‌باشد. ‌يافته‌ها نشان داد که مدل‌هاي آسيب‌شناسي سازماني مسايل عمقي و ريشه‌اي را شناسايي کرده و پيشنهاداتي جهت جلوگيري از ناتواني سيستم اطلاعات ارائه مي‌دهند.
تحقيقي با عنوان ” تاثير عدالت سازماني در‌ يک محيط کاري ” توسط فرناندز 128 (2006) انجام شد. اين تحقيق به بررسي تاثير مولفه‌هاي عدالت سازماني بر عملکرد خود ارزيابي شده و رضايت شغلي در ‌يک محيط کاري پرداخت.‌ يافته‌ها نشان داد که عدالت توزيعي و تعاملي تاثير معناداري بر عملکرد و رضايت شغلي دارد. همه مولفه‌ها تاثير مثبت بر رضايت شغلي دارند، اما هيچکدام از اين مولفه‌ها بر عملکرد خود ارزيابي تاثير نداشت. اين تحقيق نشان داد که سازمان‌ها بايد مديران خود را آموزش دهند.
هنسون129 (2007) به بررسي علل موفقيت تيم ورزشي کانا پرداخت. در اين تيم به کارگيري تکنيک جديد توسط بازيکنان و وجود اتحاد و همبستگي از عوامل موفقيت بود، همچنين وجود سلامت سازماني و فضاي همراه با صميميت در بين مديران از ديگر عوامل موفقيت تيم محسوب مي‌شد.
در تحقيقي بريدل130 (2008) در خصوص ” چگونگي کاهش استرس در سازمان و حفظ سازماني ” نتايجي به دست آورد که اجراي مديريت کيفيت و پايبندي کارکنان به آن‌ يکي از عوامل مهم کاهش استرس در سطح سازمان‌ها و حفظ سلامت سازماني مي‌باشد. زيرا با وجود مديريت کيفيت، نقش‌هاي آزاد مشخص و تعريف شده است و هر کس مي‌داند که در چه زماني بايد چه کاري را انجام دهد، نتيجه اين جريان مي‌تواند بر سلامت سازماني نيز تاثيرگذار باشد بنابراين مديريت کيفيت و سلامت سازماني در ‌يک راستا هستند و موجب بهره وري بالاتر در سازمان خواهند شد.
تحقيقي با عنوان ” ارزيابي و آسيب‌شناسي سازماني ” توسط بيسل 131 (2008) انجام گرديد. ‌يافته‌ها نشان داد هنگامي که سيستم سازماني مختل شده سطوح استرس بين کارکنان افزايش مي‌يابد. در صورت تداوم استرس، افراد‌ ائتلاف‌هايي ايجاد کرده که مي‌تواند در تحقق اهداف سازماني مداخله کند.
2-3-3. جمع بندي
محيط سازمان در سال هاي اخير با شتاب فزاينده اي در حال تغيير بوده است. در چنين شرايطي اگر سازمان ارزيابي مناسب و جامعي از کارايي و اثربخشي فعاليت هاي خود در سطوح مختلف نداشته باشد به سوي کهنگي و فرسودگي پيش مي رود و بقاي خود را به خطر خواهد انداخت. سازمان ها نيز مانند انسان ممکن است دستخوش بيماري شود. از اين رو بايد همواره مورد مطالعه قرار گيرند تا با شناسايي مشکلات، اقداماتي در جهت بهبود و رفع آنها به عمل آيد (رحيمي، 1390، ص17).
پژوهش حاضر نيز با هدف بررسي سلامت سازماني در کتابخانه هاي شهرداري اصفهان بر اساس مولفه هاي مايلز اجرا شده است. مطالب اين فصل در قسمت سلامت سازماني به ارائه تعريف و ويژگي هاي، سپس ويژگي هاي سازمان سالم و ناسالم و پيامدهاي ضعف سازماني مد نظر قرار گرفته شد. در ادامه ده مولفه مد نظر مايلز در کتابخانه ها مورد بررسي قرار گرفت و سپس به کتابخانه ها و اهداف و ويژگي هاي آنها پرداخته شد و کتابخانه ها به عنوان سازمان و نهاد اجتماعي و سازمان هاي ديوانسالارانه بررسي شدند. در انتها به پيشينه تحقيقات خارجي و داخلي که در زمينه سلامت سازماني انجام شده است و چنين نتيجه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی سلسله مراتب، عملکرد مستقل Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی کتابداران، کاهش استرس، سلامت روان