پایان نامه با کلمات کلیدی ساختار وجودی

دانلود پایان نامه ارشد

حیوانی پنداشته که هرچه بهرهمندیش از دنیا بیشتر باشد و پروارتر شود کاملتر و به هدف نزدیکتر است و رباخواری مصداق کامل این بهرهمندی است و خرید و فروش نیز باید در این راستا توجیه شود.
در واقع انسان رباخوار از جاده کمال واقعی و فطری خود خارج گشته و نه تنها از خود واقعی دور شده بلکه حیوانیت را به عنوان خودواقعی پنداشته است. زیرا در عالم حیوانی هر اندازه که حیوان بتواند سود برده و از تمتعات مادی بهره گیرد ولو به هر قیمتی هم که شده باشد به حقیقت خود نزدیکتر است. انسان رباخوار هم همین تفکر را دارد که هرچه بیشتر بهره ببرد ولو به قیمت نابودی دیگری، انسان موفقي خواهد بود. بنابراین رباخواری مصداق کاملی است برای موضوع از خودبیگانگی.

4-1-5- نداشتن تعادل روحی و روانی
از آنجا که انسانهای از خودبیگانه در راستای خواستههای دیگران گام برداشته و بدنبال رضایت دیگران و هماهنگ کردن خود با اندیشههای آنان میباشند بالاجبار افراد غیرمتعالی گشتهاند زیرا آنها بدنبال برآوردن نیازهایی میباشند که با ساختار وجودی و فطری آنان هماهنگ نیست و این موضوع خود عامل به هم خوردن تعادل روحی میگردد.
از طرف دیگر راضی کردن افراد از آنجا که آنها متنوع و متكثر میباشند کاری است بس دشوار، زیرا آنها خواستههای زیاد و بعضاً متضادی دارند و راضی کردن همه آنها در بسیاری از موارد امکان‌پذیر نمیباشد.
در اینجاست که فرد از درون دچار یک نوع تضاد و کشمکش شده که فوقالعاده زیانبار برای روح و روان میباشد و چه بسا مشکلات و حتی بیماریهای جسمی و روحی را در پی داشته باشد. به همین دلایل است که در قرآن مجید افرادی که غیر خدا را به عنوان معبود خود برگزیدهاند به عنوان انسانهای از خودبیگانه شناخته و پیامدهای اینگونه اعتقادات را شر و بدی میداند آنجا که میفرماید: ﴿أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ﴾266 «آیا خدایان پراکنده بهترند یا خدای یگانه چیره بر همه»
در این آیه خداوند را بهترین ارباب و مابقی را شر میداند. در تفسر المیزان آمده است که «با این سئوال و توصیف اربابها به وصف تفرق و توصیف خدای تعالی به وصف واحد قهار، حجت را بر خصم تمام کرد زیرا واحد و قهار بودن خدای تعالی هر تفرقهای را که میان ذات و صفات فرض شود باطل میسازد پس ذات عین صفات و صفات عین یکدیگرند.»267
در آیه دیگری قرآن میفرماید:
﴿ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَّجُلًا فِيهِ شُرَكَاء مُتَشَاكِسُونَ وَرَجُلًا سَلَمًا لِّرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا﴾268«خداوند مثلی زده است مردی که چند [خواجه] بدخو و ناسازگار در او شریک باشند و مردی که از آن یک مرد است آیا این دو در مثل برابرند؟
«این آیه متضمن مثلی است که خدای تعالی برای شرک زده مشرکی که ارباب و الهه متعدد و مختلف میپرستد که همه در شخص وی شریکند و بر سر او با هم مشاجره دارند این خدا او را دستور میدهد کاری انجام دهد و آن خدای دیگر از آن عملش نهی میکند و هر یک از خدایان میخواهند که مشرک نامبرده بنده خصوصی او باشد و تنها او را خدمت کند و موحدی که خالص در اختیار یک مخدوم است و در وی شریک ندارد در نتیجه موحد تنها او را بر طبق ارادهاش خدمت میکند بدون اینکه با خدا بر سر او منازعه داشته باشد و نزاعش منجر به حیرت گردد.»269
همانگونه که ملاحظه میشود بدست آوردن نظر یک نفر و راضی کردن او کاری است آسان بر خلاف کسی که بخواهد نظرات افراد مختلف را جلب کند. در این صورت چنین فردی از گردونه طبیعی و فطری خود خارج گشته و دچار حیرت و سرگردانی میشود و این چیزی نیست جز همان از خودبیگانگی.
در آیات دیگر قرآن هم چنین موضوعی را مورد بحث قرار داده است. مثلاً در آیه ﴿وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ﴾270 «بدنبال راههای دیگر نروید که شما را از راه خدا جدا میکند.»

4-1-6- نداشتن هدف اصیل
انسانهای از خودبیگانه بواسطه اینکه از هدف اصلی خلقت دور افتادهاند چارهای جز پذیرش جایگزینی دیگر برای آن هدف اصیل نداشته و به سوی هدفهای غیراصیل و کاذب روی میآورند.
چنین افرادی در زندگی خود دچار حالت تردید و سردرگمی گشته و حرکات و رفتار آنها مذبذب است و حالت ثبات و آرامش ندارند. از دیدگاه قرآن منافقان دارای چنین حالتی هستند که بین پذیرش خداوند و غیر خدا سرگردانند آنجا که میفرماید:
﴿مُّذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذَلِكَ لاَ إِلَى هَؤُلاء وَلاَ إِلَى هَؤُلاء وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا﴾ [منافقان] بین خدا و غیرخدا سرگردانند نه با گروه مؤمنان و نه با گروه کافران هستند و هر که را خدا گمراه کند برایش راهی نیابی.»
منافقان در اثر نفاقشان با رسول الله (ص) و مؤمنین، خود را از هدایت الهی محروم کردند. پس تو که رسولی برای هدایت آنها راهی نمییابی اشاره به اینکه کسی را که خدا هدایت نکرد تو راهی نداری که او را به طریق اسلام واقعی و توحید حقیقی راهنمایی کنی.
به همین خاطر است که منافقان بین دو راه ضلالت و هدایت سرگردان هستند و این یکی از عذابهای بزرگی است که انسان بین دو امر مهم مردد باشد.271
چنین انسانهایی همانگونه که علی (ع) میفرماید: مصداق واقعی (یمیلیون مع کل ریح)272 می‌باشند و به اصطلاح «حزب باد» محسوب گشته و هر زمانی به یک سمت و سو حرکت میکنند.

4-1-7- زندگانی حیوانی
انسان از خودبیگانه از آنجا که هویت واقعی خود را همان بعد حیوانیت می داند نه بعد انسانیت. طبیعی است که تمامی تلاش و کوشش او اولاً محدود به همین دنیای مادیت باشد و از آخرت غافل گشته و احیاناً آنرا انکار کند. ثانیاً اصالت را به زندگانی زودگذر دنیا میدهد و چنین میپندارد که هرچه هست همین متاع قلیل دنیا و امور مادی و جسم و جسمانیت است.
بنابراین طبیعی که منکر جهان ابدی گردد و بگوید ﴿وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً﴾273 «گمان نمیکنم قیامتی در کار باشد.»
یا در جای دیگر میگوید: ﴿ما هِيَ‏ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا- وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْر﴾274«به جز زندگانی دنیا زندگی نیست، میمیریم و زنده میشویم و چیزی جز روزگار ما را هلاک نمیکند.»
چنین انسانی هدفی جز حیوانیت ندارد (همها علفها)275 «همه تلاش او در مورد خوراک خود خواهد بود.»
او نیازهای انسان را همان نیازهای حیوان از قبیل خوردن، آشامیدن، تولید مثل و … میداند و همه تلاش او برای بهرهبرداری هر چه بیشتر از لذتهای حیوانی است. آنچنان که قرآن میفرماید: ﴿وَالَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَيَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ﴾276 «آنان که کافر شدند همانند چهارپایان میخورند و از لذایذ مادی بهره میبرند.»
این انسانهای از خودبیگانه با رسیدن به این نیازهای مادی شادمان گشته ﴿وَفَرِحُواْبِالْحَيَاةِالدُّنْيَا﴾277 «از زندگی دنیوی شادمانند» و اگر در این بین ضربه و ضرری به آنها برسد غمگین و ناراحت میشوند.
﴿إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا﴾278 «هنگامی که شر به او میرسد بیتابی میکند و اگر خیری به آنها برسد از بخشش به دیگران امساک میکنند ﴿وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا﴾279.
اینگونه افراد از خودبیگانه بیماری مهلک دوری از فطرت اصیل را درک نمیکنند و بالعکس آنچه را که، مایه سقوط و هلاکت است مثبت میپندارند. قرآن میفرماید: ﴿قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا *الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا﴾280 «بگو آیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه سازم کسانی که کوشش آنان در زندگی دنیا گم شده است و به هدر رفته و خود گمان میکنند که خوب رفتار میکنند.»
بدترین حالتی که یک انسان ممکن است داشته باشد این است که گمراه باشد و از باطل پیروی کند و در عین حال خود را پیرو حق بداند و گمان کند که در راه راست است.281
طبیعی است که چنین انسانی که حیوانیت را بجای انسانیت گرفت، راه درمان مشکلات خود را هم از همان طریق حیوانیت میداند و روز به روز در منجلات پستی و بیچارگی فرو میغلطد.

4-1-8- عدم تلاش برای رسیدن به کمال
انسانهای از خودبیگانه که خود حقیقی و اصیل را فراموش کرده و از فطرت خود دور گشتهاند هیچگونه تلاش و کوششی برای رسیدن به کمال از خود نشان نمیدهند. زیرا چنین افرادی با وضع موجود را مطلوب دانسته، بنابراین نه تنها با آن مخالفت نمیکنند، بلکه مدافع آن هم هستند و در برابر مخالفتها کاملاً مقاومت میکنند یا به دلیل غفلت از وضعیت مطلوب در اندیشه تغییر وضعیت موجود برنمیآید.
به همین دلیل است که چنین افرادی راه هدایت را بروی خود بستهاند و در گمراهی واقعی به سر میبرند. بنابراین از دیدگاه قرآن چنین افرادی مصداق حقیقی ﴿وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ﴾282«و هر کس را خدا گمراه کند هیچ هدایتگری برایش نیست» میباشند.
چنین افرادی به علم اندک خود دلخوش بوده و خود را هدایت یافته میدانند و به مقابله با پیامبران میپردازند ﴿فَلَمَّا جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ‏ بِالْبَيِّناتِ‏ فَرِحُوا بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْم﴾‏283 «چون فرستادگان آنها با دلیل روشن آمدند به دانشی که نزد آنان بود دلخوش کردند.»
انسان از خودبیگانه علاوه بر اینکه تلاش لازم را برای طی مسیر کمال واقعی انجام نمیدهد، با فراموش کردن اعمال گذشته خود و عدم بازنگری نقادانه نسبت به آنها زمینه لازم را برای فرو رفتن هر چه بیشتر در این انحراف فراهم آورده و با کسانیکه بدنبال اصلاح افراد و جامعه میباشند مقابله میکنند. قرآن میفرماید: ﴿وَ مَنْ‏ أَظْلَمُ‏ مِمَّنْ‏ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْها وَ نَسِيَ ما قَدَّمَتْ يَداهُ إِنَّا جَعَلْنا عَلى‏ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدى‏ فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذاً أَبَدا﴾284 «چه کسی ستمکارتر از آن است که به آیات خداوندگارش پند داده شود. پس، از آن روی گرداند و آنچه را انجام داده فراموش کند. براستی که ما بر دلهاشان پوششهایی نهادیم تا آن [قرآن] را در نیابند و در گوش‌هایشان گرانی نهادیم و اگر آنان را به راه راست بخوانی هرگز هدایت نشوند»
انسان از خودبیگانه تا آنجا پیش میرود که باب هدایت را بطور کامل بر روی خودش میبندد و دیگر امیدی به اصلاحش نمیباشد.
نکته قابل توجه اینکه برای تغییر وضع موجود در هر جامعهای بایستی عدهای باشند که اولاً به این باور رسیده باشند که وضع موجود بایستی تغییر کند. یعنی فهم و آگاهی لازم را داشته باشند. ثانیاً دارای یک انگیزه قوی برای تغییر باشند هر چند در این راه دچار سختیها و فشارها گردند.
از آنجا که انسان از خودبیگانه وضع موجود را کاملاً پذیرفته، دیگر نه علم و آگاهی لازم را برای تغییر داشته و نه اراده و انگیزه را، زیرا کسی که اصالت را به ماده و مادیت داده است، و از عالم عقبی غافل گشته و یا آنرا باور ندارد دیگر چه انگیزهای میتواند به او قدرت لازم را برای دگرگونی در فرد یا جامعه ارائه کند.
بنابراین نوعاً دارای یک وضعیت یکنواخت بوده و به وضع موجود تن در داده و درصدد تغییر و دگرگونی برنمیآید.

4-1-9- عدم بهرهگیری صحیح از عقل
همانگونه که در مباحث انسانشناسی آمده است، انسان دارای ابزاری خاص برای شناخت و معرفت میباشد که یکی از آنها عقل میباشد. انسان توسط همین ابزار از مجاری چشم، گوش و … بسیاری از معارف و شناختها را کسب میکند. اگر کسی در مسیر صحیح انسانیت باشد، طبیعی است که بهرهوری از عقل هم در مسیر درست خودش خواهد بود. اما کسی که حیوانیت را بجای انسانیت پذیرفته و تمامی تلاش و کوشش او صرف رسیدن به شهوات حیوانی و زندگانی مادی میگردد علیرغم داشتن ابزارهای لازم برای شناخت و معرفت، توان بهرهگیری صحیح از آنها را دست میدهد زیرا از مجرای درست آنها خارج شده است.
بنابراین چنین انسانی هر چند دارای چشم و گوش و عقل و … است، اما هیچ گاه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی امام صادق، قرآن کریم، آیات و روایات، امام سجاد (ع) Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی علل اجتماعی، امام علی (ع)، امیرالمومنین، رسول خدا (ص)