پایان نامه با کلمات کلیدی زیبایی شناسی، معیار ارزیابی، روان شناختی، تقابل های دوگانه

دانلود پایان نامه ارشد

هنرمندانه از ویدئو باشد، همراهی با جریان های روز هنرهای تجسمی چون هنر مفهومی و تاثیرگذاری از سینمای آوانگارد و تجربی نیمه دوم قرن بیستم وجوه دیگر آن هستند.
« اکنون با واکاوی ریشه ها و خویشاوندی های ویدئو با تکنولوژی ها و هنر پیرامون خود شاید بتوانیم تصویر دقیق تری از ویدئو آرت ارائه دهیم. ویدئوآرت شامل داده های صوتی و تصویری است که ذخیره سازی و پخش بازخورد اطلاعات در آن بسیار گوناگون است. این داده ها در بسیاری از موارد در زمان –زمان متوقف شده ، سریع شده یا به عقب برگردانده شده، زمان واقعی یا زمان مجهول – معنا می یابند. مکان و محیط ارائه اثر و نیز گاه، عمل تماشاگر – در حقیقت شرکت کننده – و بازخورد داده های حاصل از این تقابل نیز وجود دیگر آثار ویدیویی هستند. ویدئو آرت قواعد سینما حتی سینمای تجربی را نیز به رسمیت نمی شناسد. چرا که ممکن است آشکارا فاقد روایت، دیالوگ و طرح باشد. در دایره تنگ برنامه سازی های تلوزیونی هم نمی گنجد. هر چند از رسانه تلوزیون، امکانات ایستگاه های تلوزیونی و حتی جعبه تلوزیون به مثابه یک حجم استفاده می کند.» ( الف – بخشی ، 1384 ، 9 )
کارکرد خمیر در مجسمه سازی ها تقریبا شبیه کارکرد مونیتورهای تلوزیون در ویدئوآرت است. شانتال اکرمن129، زنی فیلم ساز است که در دهه 90 از ویدئو آرت استفاده می کند. نحوه ارائه فیلم دو ساعته ی اکرمن چنین است که او 24 تلوزیون را در اختیار می گیرد و از هر تلوزیون قسمتی از فیلم را پخش می کند. تماشاگران ناچارند در میان 24 تلوزیون راه بروند و انتخاب کنند از کجا فیلم را ببینند. ویدئوآرتیست ها انتظار دارند تماشاگران راه بروند و اثر را ببینند. ویدئوآرت تمامیت خواه نیست. گویی مخاطبان همیشه قسمتی از کتاب را می خوانند نه همه کتاب را. اگر مخاطبان هزار بار هم به اثر نگاه کنند نمی توانند تمام اثر را درک کنند بلکه همیشه قسمت هایی از اثر را می فهمند. ویدئوآرت بر خلاف سینما که یک اثر تهاجمی است – چرا که تماشاگران روی صندلی می نشینند و سینما به آنها حمله می کند – یک اثر دموکرات است. کار ویدئوآرت، کار روی زمان است. در این هنر، زمان تعبیری پیدا می کند غیر از آن چیزی که با ساعت معنی می دهد.
معیار ارزیابی ویدئوآرت با آثار هنری دیگر تفاوت دارد. معیار ارزیابی در ویدیو آرت، تنها زیبایی شناسی متعارف نیست. کسی که می خواهد ویدئوآرت را ارزیابی کند لازم است از دانش بصری و دانش ارائه ی تفکر و خلاقیت در قالب رسانه ی ویدئو برخوردار باشد و همچنین هنر مفهومی، هنر اجرا و هنرهای جدید دیگر را کاملا بشناسد. به طور مثال در هنر مفهومی، فکر اثر و معنا و مفهومش مهمتر از ساخت اثر یا نتیجه ی پایانی اثر است. هنر مفهومی آزاد است از هر امکاناتی مثل فضا، صدا و غیره استفاده کند و معمولا مهارت دست، در ارائه اثر، نقش کمرنگی دارد، به عبارت دیگر تفاوتی میان حرفه ای و مبتدی وجود ندارد.
ویدئوآرت همان گونه که در مرز میان تجرید، مفهوم، زمان و اجرا زندگی می کند، هنرهای عکاسی، دیجیتال، سینمایی، اجرایی و خلاصه تمامی رسانه های نوین را به خدمت می گیرد و این همه یک دستاورد بزرگ دارد: آزادی بی حد و حصر هنرمند. ویدئو گاه به تعاریف و باز تعاریف سیاست، هویت های فردی و فرهنگی از طریق روایت های خطی و غیرخطی نوین می پردازد و گاه یک سری به مثابه شعری چند وجهی عمل می کند. گاه به بدن هنرمند و اجرای او می پردازد و گاه به تماشاگر، حضور او و کنش های فیزیکی او. ویدئوآرت با بیش از 40 دهه حضور پیوسته در دنیای هنر در شکل دهی به وضعیت کنونی بسیار کوشیده است. طی این سال ها هیچ مفهومی را دست نخورده باقی نگذاشته است. تمرکز بیننده بر صفحه ی تلوزیون را با انزوای آثار تک کاناله مخدوش کرده است. انفعال تماشاگر را با رواج آثار محاوره ای و دوسویه از بین برده است و به تمرکز قدرت در وجود خالق اثر پایان داده است. اکنون تماشاگر عملا دستیار کارگردان و شریک در خلق اثر است. ویدئوآرت به عنوان یکی از اصلی ترین مصرف کنندگان تکنولوژی های نو از همان ابتدا در شکل دهی به هنری که امروز به نام هنر دیجیتال می شناسیم تلاش بسیار کرده است.
هر چند که تثبیت و گسترش تجهیزات و فناوری ویدیویی در نیمه دوم قرن بیستم در بدو امر به مثابه کار ماده ای بسیار سهل و ارزان برای ثبت و پخش واقعیت درک می شد اما این رهاورد جدید بسیار زودتر از انتظار توانست به عنوان یک رسانه نوین به حیطه زیبایی شناسی مستقلی دست یابد و معنای “تصویر متحرک “را به جهت گیری های جدید بکشاند. از یک سو، فناوری ویدیو با قابلیت های بی شمار خود در تهیه گزارش های مستند و شوهای تصویری به شدت مورد توجه رسانه جمعی تلوزیون قرار گرفت و به زودی به جزو لاینفک آن بدل شد؛ از سوی دیگر ؛ رواج این رسانه خود چالش بزرگی بود در برابر نهاد قدرتمند سینما که تا آن زمان به دلیل نظام سفارشی130، هزینه های مصرفی گزاف و تدارکات و فرآیندهای تولیدی غالبا پیچیده از دسترس عموم علاقه مندان به حرفه فیلمسازی به دور مانده بود. بنابراین ، تولیدات ویدیویی سبب ساز میدان وسیعی از تجربه های بصری شد و به ویژه موج جدیدی را در زمینه مستند سازی در دنیای سینما برانگیخت که منطق سینمایی و دراماتیک تصویر متحرک را به چالش می کشاند. این روند تجربه گری هر چند که از دهه نود و با انقلاب دیجیتال به رشدی تصاعدی و مهارناپذیر رسیده است اما عبارت ” ویدیو آرت ” به شکل دیگر گونه ای از کاربردهای فناورانه اشاره دارد. در واقع، هنرمندانی که از دهه شصت میلادی به سازمان دهی هنر چند رسانه ای ویدیو آرت پرداختند پی گیر ایده های مفهومی ای بودند که کار ماده ی تصویر ویدیویی را در راه نقد انگاره ی مسلط تصویر تلوزیونی، ابتذال، ماهیت ساختگی و روزمرگی131 آن به کار می بست.
نقطه شروع ویدیو آرت را می توان در آغاز دهه شصت در آثار ولف وستل132 و نام جون پایک ( بنیانگذار حقیقی این گرایش ) شاهد بود. از آن زمان تا کنون، ویدیو آرت با نام هنرمندان بزرگی چون بروس ناومن133، بیل ویولا134، ویتوآکونچی135، فابریتزیو پالتسی136، جفری شاو137 و سایرینی همراه بوده است که برخی از آنها هم اینک واجد جایگاهی کلاسیک در هنر چند رسانه ای گشته اند.
آثار ویدیو آرت را به لحاظ رهیافت های اجرایی می توان به گروه های زیر تقسیم کرد:
1 . خلق و ارائه تصویر متحرکی که به بیننده اجازه نمی دهد تا نگاه خود را بر تصاویر متمرکز کند. این گونه تصاویر غالبا یا یک جنبه ی شبه روایی کوتاه مدت دارند و یا از مجموعه متنوعی از اشکال انتزاعی تشکیل شده اند. به عنوان مثال، می توان به اثری از دیترکایسلینگ138، به نام ” تلوزیون آویزان”139 در سال 1983 اشاره کرد که طی آن یک مانیتور تلوزیون به وسیله چهار سیم فلزی در ارتفاع پایین تر از سطح دید عادی انسان از سقف آویزان گشته و تصویری متشکل از چند لکه سیاه و خطوط عمودی در آن به نمایش درآمده است. در طول زمان پخش، این نقاط از پیش تصویر برداری شده به حالت شناور در فضای سفید زمینه به حرکت در می آیند، به هم برخورد می کنند، با هم ادغام می شوند و یا در جهات مختلف از کنار هم می گذرند. هنرمند در باطن امر تاثیرات روان شناختی تصویر متحرک را مد نظر داشته است.
2 . نمایش هم زمان نوارهای ویدیویی متفاوت به شکلی که مانیتورهای متعدد با هم مرتبط گردند. مدل تصویری این دسته آثار ویدیوآرت هر چند که نماد روشنفکرانه هیجانات لحظه ای و ناپایدار است اما بیننده در نهایت یک تاثیر کلی و کامل را از تصاویر اخذ خواهد کرد. یکی از نمونه های بسیار مشهور این رهیافت در آثار نام جون پایک، یافتنی است. به طور مثال، در اثری به نام” گذر140″در سال 1986 با بهره گیری از سیزده مانیتور تلوزیون، دو دیسک لیزری، دو پخش کننده لیزری141، محفظه های چوبی تلویزیون، قفسه های چند طبقه ی کابل های برق و چراغ های متعدد به چیدمانی جذاب دست یافت. در این اثر، بر صفحات هشت مانیتور اصلی، تصاویر متحرک جداگانه ای به نمایش در می آید و بر قاب های گشوده شده هر قفسه دست نوشته ها و علائمی از تمدن های باستانی نظیر دیوارنگاره ها، هیروگلیف های مصری و خطوط چینی و کره ای ثبت شده است. هنرمند در این چیدمان به گذر فرهنگ های ارتباطی بشر، از اشکال بدوی آن تا رسانه ی فراگیر تلوزیون می پردازد.
3 . گسترش ” زمان مند142 ” توالی تصاویر منطبق با منطق فیلم و الگوهای تکامل و روایت و البته شکل بندی داستان های ویدیویی، از ساختار زیبایی شناسی خاص خود پیروی می کند و در واقع ، توالی مانیتورهای تلوزیونی و شکل پیشرفت حوادث نحوه های بیانی جدیدی را میسر می سازد. بدین معنا، بیننده می تواند در طول زمان پخش، شاهد برش های جداگانه ای از یک موضوع یا حال و هوای روایی باشد و از نیروی تخیل خویش برای تکمیل روایت بهره گیرد. از جمله مثال های جالب توجه، میتوان به آثار خانم ماری جو لافونتین143 اشاره کرد. یکی از ساخته های او به نام «اشک های فولادی144» در سال 1987 چیدمانی است از شش کانال ویدیویی و دو کانال صوتی، بیست و هفت مانیتور، شش دیسک لیزری و شش پخش کننده ی آن و یک محفظه ی چوبی عظیم. لافونتین با زمان بندی گذر تصاویر در مانیتورها و بهره گیری از الگوهای روایی، حرکت ملایم و پیوسته ی چهره ی یک مرد هیکل مند و تناسب اندام او را با یک محیط صنعتی شهری می آمیزد و معانی خود را پی می فکند. درونمایه اغلب آثار لافونتین به نقد فرهنگ غرب و چالش در برابر تقابل های دوگانه ای چون عشق و خشونت، قدرت و درد، و زیبایی و وحشت بر می پردازد. لافونتین در اثر دیگری به نام ” خروس جنگی ” در سال 1992 نیز با کاربست پنج مانیتور، یک فیلم و پخش کننده ویدیوئی، قفسه های فلزی جداگانه و یک چارچوب کلی برای پیوند مانیتورها، تصاویر متحرک رنگی ای از جدال میان خروس ها را بدون ارتبا ط پیوسته به نمایش می گذارد. هر یک از مانیتورها به برش های خاصی از واقعه می پردازند و تصاویر هر مانیتور پس از لحظاتی اندازه نمای خود را به مانیتور کناری می سپارد و به اندازه نمای جدید ( مثلا از یک نمای نزدیک به نمای دور ) روی می آورد. آهنگ تصاویر گاه آهسته145و گاه تند146می شود. در مجموع، واقعه واجد حسی آئینی و دراماتیک می گردد.
4 . استفاده از تصاویر ویدیویی و الکترونیکی و پخش آن در مقیاس عظیم. این قبیل آثار وابسته به شیوه ی پخش خود نسبت به نمایش فیلم در سالن، همسویی نزدیکی دارند و از ویژگی القای ” فضایی”147 بهره می گیرند. استفاده از ابزارهای پیشرفته ی پخش سه بعدی148 نیز یکی از امتیازات و دلایل توسعه این گونه تصاویر است. مشهورترین مثال های این رویکرد را می توان در آثار بیل ویولا و یکی از کارهای نوع نئون اش، ” در آستانه149 ” شاهد بود. این اثر ترکیبی است از سه کانال ویدیویی و دو کانال صوتی، نه دیسک و سه پخش کننده لیزری، سه دستگاه ویدیو پروجکشن، دو نوار خبری متحرک دیود ساطع نور150با امکان اتصال مستقیم151به یک آژانس خبری، که در سال 1992 در ZKM ( مرکز هنر و رسانه شهر کارلزروهه آلمان ) به نمایش درآمد. این اثر از دو بخش تشکیل شده است. فضای بیرونی که دیواره ای ثابت است و بر روی آن نوارهای خبری با شتاب اطلاعات و حوادث واقعی دنیای پیرامون را اعلام می کند. بیننده از طریق مدخل های تعبیه شده به فضای درونی چیدمان قدم می گذارد. اتاقی بزرگ و بسیار تاریک ( هم چون سالن سینما ) که بر سه وجه آن تصاویر عظیمی از چهره بی تحرک آدم ها با تک رنگ آبی سرد و در حالتی که انگار همگی به خوابی عمیق فرو رفته اند به نمایش درمی آید. ابعاد تقریبی هر چهره بیش از دو متر مربع است. در اینجا، برخلاف دنیای جنجالی بیرون، بیننده با فضایی آکنده از سکوت و سکون مواجه می شود. در بدو امر گویی با عکس های ثابتی مواجهیم و تصاویر بیش از هر چیز بر مرگ دلالت دارند. اما با اندکی تاخیر زمانی پی می بریم که آدم ها هنوز زنده اند. صدای آرام تنفس و ضربان ملایم قلب در فضا طنین انداز می شود و عکس های ثابت با تکان هایی بسیار جزئی به تصاویر متحرک درآمدی برهنرهای … بدل می شوند . بیل ویولا در این اثر به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی تعلیم و تربیت، آداب و رسوم، محدودیت ها، بازآفرینی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی ایالات متحده، تاریخ فرهنگی، مطالعه موردی، آموزش از راه دور