پایان نامه با کلمات کلیدی زنان و دختران، روابط اجتماعی، نماز جماعت، ناسازگاری

دانلود پایان نامه ارشد

الَّذينَ ءامَنوا شَهـدَةُ بَينِكُم اِذا حَضَرَ اَحَدَكُمُ المَوتُ حينَ الوَصِيَّةِ اثنانِ ذَوا عَدل مِنكُم اَو ءاخَرانِ مِن غَيرِكُم اِن اَنتُم ضَرَبتُم فِى الاَرضِ فَاَصـبَتكُم مُصيبَةُ المَوت69؛ ای مومنان، چون مرگ هر یک از شما فرا رسد، به هنگام وصیت دو تن عادل از خودتان را شاهد بگیرید، و چنانچه در سفر بودید و دچار حادثه مرگ شدید (و مسلمانی نیافتید) و دو تن از غیر (همکیشان) شما شاهد باشند.
اخبار و گزارش‌ها
درباره اخبار و گزارش هايى كه به انسان مى‌رسد، به ويژه آنجا كه منشأ خبر، شخص غير موثق باشد بايد تحقيق و تفحّص كرد:
«يـاَيُّهَا الَّذينَ ءامَنوا اِن‌جاءَكُم فاسِقٌ بِنَبَإ فَتَبَيَّنوا اَن‌تُصيبوا قَومـًا بِجَهــلَة…»؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، اگر فاسقى خبرى برايتان آورد تحقيق كنيد تا مبادا ندانسته به قومى بى گناه آسیب برسانید.
راز لزوم اين تفحّص جلوگيرى از آسيب زدن به ديگران و پشيمانى احتمالى انسان است :فَتُصبِحوا عَلى ما فَعلّتم نـدِمين 70؛ و بعدا كه اطّلاع يافتيد، از كرده خود نادم شويد.
مسلمانان به مراقبت شديد و احتياط فراوان در اُمور نظامى سفارش شده اند. خداوند به پيامبر و مسلمانان فرمان مى‌دهد كه در حال جنگ همه شما يكباره به نماز نايستيد، بلكه بايد گروهى مسلّحانه به نماز بايستند و گروهى ديگر مراقب باشند، زيرا دشمن دوست دارد از غفلت مسلمانان استفاده كرده، با هجوم ناگهانى آنان را از بين ببرد:
«و إذا كنت فيهم فَاَقَمتَ لَهُمُ الصَّلوةَ فَلتَقُم طَـائِفَةٌ مِنهُم مَعَكَ وليَأخُذوا اَسلِحَتَهُم فَاِذا سَجَدوا فَليَكونوا مِن وَرائِكُم ولتَأتِ طَـائِفَةٌ اُخرى لَم يُصَلّوا فَليُصَلّوا مَعَكَ وليَأخُذوا حِذرَهُم واَسلِحَتَهُم ودَّ‌الَّذينَ كَفَروا لَوتَغفُلونَ عَن اَسلِحَتِكُم واَمتِعَتِكُم فَيَميلونَ عَلَيكُم مَيلَةً وحدة؛71و چون خود تو اى پيامبر، در بين آنان باشى و بخواهى نماز جماعت بخوانى، همه يكباره به نماز نايستند، بلكه عده‏اى از مؤمنان با تو به نماز بايستند و اسلحهی خويش برگيرند و چون سجده كردند نماز خود تمام كنند و پشت سر شما بايستند، طايفه دوّم كه نماز نخوانده‏اند بيايند، و با تو نماز بخوانند و حتما اسلحه خويش با خود داشته باشند، چون آنها كه دچار بيمارى كفرند، خيلى دوست دارند شما از اسلحه و بار و بنه خود غافل شويد و يكباره بر شما بتازند.
همچنين در آيه‌اى ديگر، قرآن مسلمانان را به آمادگى هميشگى در برابر دشمن، و فراهم ساختن تجهيزات نظامى در حدّ مقدور، فرمان داده است:
واَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّة ومِن رِباطِ الخَيلِ تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ اللّهِ وعَدُوَّكُم72؛ و آماده كنيد براى (كار زار با) ايشان هر چه را مى‏توانيد، از نيرو و از اسبان بسته شده كه بترسانيد با آن دشمن خدا و دشمن خود را و ديگران را از غير ايشان، كه شما آنان را نمى‏شناسيد و خدا مى‏شناسد.
و در سوره انفال از گرفتن اسير دشمن، پيش از محكم شدن پايگاه و قبل از اطمينان به پيروزى منع كرده است:
مَا كاَنَ لِنَبىٍّ أَن يَكُونَ لَهُ أَسْرَى‏ حَتىَ‏ يُثْخِنَ فىِ الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَ اللَّهُ يُرِيدُ الاْخِرَةَ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيم؛73 هيچ پيامبرى را نسزد و نشايد كه (پيش از جنگ و پيروزى بر دشمن‏) اسيران جنگى بگيرد، تا زمانى كه (دشمن را به طور كامل‏) در زمين از قدرت و توان بيندازد (و موقعيت دين و مؤمنان در جهان پابرجا و استوار گردد، آن گاه اسير بگيرد شما اى ياران پيامبر) متاع ناچيز و ناپايدار دنيا را مى‏خواهيد، و خدا (براى شما) آخرت را مى‏خواهد و خدا تواناى شكست‏ناپذير و حكيم است.
در جاى ديگر حتّا درباره اخبار جنگى مانند خبر پيروزى يا شكست از منتشر ساختن آن بدون تحقيق نهى‌مى‌كند و فرمان مى‌دهد اين گونه اخبار را به پيامبر و پيشوايان باز گردانيد:
واِذَا جاءَهُم اَمرٌ مِنَ الاَمنِ اَوِ‌الخَوفِ اَذاعوا بِهِ ولَو رَدّوهُ اِلَى الرَّسولِ واِلى اُولِى‌الاَمرِ مِنهُم لَعَلِمَهُ الَّذينَ يَستَنـبِطونَهُ مِنهُم؛74 و هنگامى كه خبرى از ايمنى و ترس (چون پيروزى و شكست‏) به آنان (كه مردمى سست ايمان‏اند) رسد، (بدون بررسى در درستى و نادرستى‏اش) آن را منتشر مى‏كنند، و (در صورتى كه‏) اگر آن خبر را به پيامبر و اولياى امورشان (كه به سبب بينش و بصيرت داراى قدرت تشخيص و اهل تحقيق‏اند) ارجاع مى‏دادند، درستى و نادرستى‏اش را در مى‏يافتند. (چنانچه به مصلحت جامعه بود، انتشارش را اجازه مى‏دادند و اگر نبود، از انتشارش منع مى‏كردند)
روابط اجتماعی
درباره برقرارى ارتباط و دوستى با دشمنان اسلام نيز به مسلمانان هشدار داده شده است، و آنان به مراقبت شديد در اين امر سفارش گشته‌اند:
يَايهّاُ الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ بِطَانَةً مِّن دُونِكُمْ لَا يَأْلُونَكُمْ خَبَالًا وَدُّواْ مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَ مَا تُخْفِى صُدُورُهُمْ أَكْبرَ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الاَيَاتِ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُون؛ اى اهل ايمان، از غير خودتان براى خود محرم راز نگيريد که آنان از هيچ توطئه و فسادى درباره شما كوتاهى نمى‏كنند و شدّت گرفتارى و رنج و زيان شما را دوست دارند، تحقيقاً دشمنى (با اسلام و مسلمانان) از لابلاى سخنان‌شان آشکار است و آنچه سينه‏هاي‌شان (از كينه و نفرت‏) پنهان مى‏دارند بزرگ‏تر است. ما نشانه‏ها (ىِ دشمنى و كينه آنان‏) را اگر مى‏انديشيد، براى شما روشن ساختيم.75
سرّ اين نهى دراینجاست كه دشمنان اسلام هيچ‌گاه خير و پيشرفت مسلمانان را نمى‌خواهند و از هر راهِ ممكن در پى ضربه زدن به آنان هستند.ازاين‌رو، مسلمانان بايد نهايت احتياط و دورانديشى را در اين زمينه در پيش گيرند.
نمونه‌هايى از احتياط در اخلاق جنسى، در سوره نور آمده است. در اين سوره از تهمت جنسى به زن مؤمن و بيگناه نهى شده است:
«لَّوْ لَا إِذْ سمَعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيرًا وَ قَالُواْ هَاذَا إِفْكٌ مُّبِين؛76»آيا سزاوار اين نبود كه شما مؤمنان زن و مردتان چون از منافقان چنين بهتان و دروغها شنيديد، حسن ظن خویش را درباره يكديگر بيشتر کرده و بگوييد اين دروغى آشكار است.
و به مردان و زنان نامحرم نيز سفارش شده كه چشم خود را از نگاه به نامحرم بپوشند77 همچنين از وارد شدن ناگهانى و سرزده كودكان و برد‌گان در اوقات خصوصى به مكان استراحت همسران نهى شده است.78 به دنبال دستورى كه در سوره نساء براى حفظ اموال يتيمان داده شد، در اين آيه اشاره به يكى ديگر از حقوق آنها مى‏شود و آن اينكه:
وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُواْ فىِ الْيَتَامَى‏ فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاءِ مَثْنىَ‏ وَ ثُلَاثَ وَ رُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَالِكَ أَدْنىَ أَلَّا تَعُولُوا؛79 اگر مى‏ترسيد به هنگام ازدواج با دختران يتيم رعايت حقّ و عدالت را در باره حقوق زوجيّت و اموال آنان ننمائيد از ازدواج با آنها چشم بپوشيد و به سراغ زنان ديگر برويد.
چون حدود اختياراتى كه به شوهر داده شد در این آیه «الرِجال قَوَّامُوَنَ عَلَی النِّساءبِمَا فَضّل الله»80 سوره مبارکه نساء معيّن گرديده شده است، در آیه« وَإِن خِفتُم شِقاقَ بیِنهِمافابعَثُوا حکماً من اهله و حکماً من اهلها»81 سخن از مسئوليّت اجتماع به ميان مى‏آيد، و اين زمانی است كه ميان زن و شوهرى اختلاف حاد و اساسى پديدار گردد، البتّه، نه آنطور، كه براى هر قصور اندكى كه زن در انجام وظايف زناشويى خود مرتكب شد، چنين وضعى پيش آيد، بلكه اين قصور ممكن است از جانب شوهر باشد، يعنى آن چنان توجّهاش به امور ديگر منزل معطوف گردد، كه از اداى وظايف خود نسبت به زن بازماند. در اين هنگام ضرورى است كه پيش از آنكه درگیری بالا گيرد و كار به طلاق كشد، از سوى زن داورى و از سوى مرد نيز داورى برگزيده شود و در آن امر با يكديگر به گفتگو پردازند و چون به راه حلّى دست يافتند، زن و شوهر بايد كه به آن داورى گردن نهند. امّا آن دو داور بايد نيتّى پاك داشته باشند و همه سعيشان آن باشد كه زندگى در حال فروريختن و گسستن را یک بار ديگر سامان دهند، مراد از پاكى نيّت اين است كه حقيقتاً خواستار اصلاح باشند، و انتخاب دو داور برای رفع اختلاف زوجین نیز زمانی است که نشانه‌های شکاف و جدایی مشاهده شود و ترس از ناسازگاری میان زن و شوهر به وجود آید و نباید صبر کنیم تا یک دلیل معتبر و یا قطعی برای ما حاصل شود، زیرا چه بسا تا این زمان کار از کار گذشته باشد و انتخاب دو داور نیز نتواند کاری از پیش ببرد، و در واقع میتوان گفت ، که این عمل، خود نوعی احتیاط و دور اندیشی است.
دورانديشي قرآن
قرآن کريم براي جلوگيري از خطرها و آسيب‌ها، برحجاب و پوشش کامل و دوري از نگاه نااهلان تأکيد مي ورزد، و در بيان فلسفه حجاب مي‌ فرمايد:

يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِکَ أَدْني‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ ؛82 اي پيامبر به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو: پوشش‌ هاي خود را بر خود فرو افکنند. اين براي آن است که اهل عفاف و حريّت شناخته شوند، و مورد آزار قرارنگيرند، بهتر است.
اين آيه كه فرمان حجاب مى‏دهد، با تهديد مطرح نشده، بلكه فلسفه‏ى حجاب را چنين تبیين مى‏كند که زنان و دختران، اگر بخواهند از تهمت‏ها، تهاجم‏ها و تهديدهاى افراد آلوده و هرزه در امان باشند، بايد خود را بپوشانند.همچنین درقرآن کریم احتیاط هایی که بدون پایه اساس باشد، مذموم شناخته شده است، مانند گفتار کافران مبنی بر عدم ایمان‌شان:
وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَما آمَنَ النَّاسُ قالُوا أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ؛ 83 و چون به آنان گفته شود: ايمان آوريد، آن گونه كه مردم ايمان آورده‌اند، گويند: «آيا مانند بي‌خردان ايمان بياوريم؟!». آگاه باشيد آنان خود بي‌خردند ولي نمي‌دانند.
از این آيه فهميده مي‌شود، كه منافقان طبقه ممتازي بودند و براي خود برتري فكري و عقلي قائل بودند، و روش نفاق خود را دور انديشي مي‌پنداشتند، و روش مؤمنان را ساده‌لوحي، كم عقلي و سفاهت تلّقي مي‌كردند؛ چون مي‌ديدند شماري از مسلمانان خانه و زندگي خود را رها و مهاجرت كرده‌اند و در شهري غريب با يك لقمه نان زندگي مي‌كنند؛ در حالي كه در شهر خود امكانات فراواني داشتند و دسته ديگري از مسلمانان اموال خود را در اختيار مهاجرين قرار داده‌اند و براي رهبري كه از شهر آنها نيست، کمک و فداكاري، مي‌كنند تا با گروهي كه از خود آنهاست، بجنگند. از سوي ديگر به نظر منافقين، جنگ هم جنگي عاقلانه نبود؛ زيرا عده‌اي با نيرو و امكانات بسيار اندك در برابر گروهي انبوه با سلاحهای فراوان میجنگيدند و چنين جنگي از نظر آنها سرنوشتي جز شکست نداشت. به نظر آنان اين روش سفاهت بود و خود را در پيروي از پيامبر معذور مي‌دانستند و معتقد بودند كه مقتضاي عقل احتياط، است و بايد هر دو طرف را براي خود حفظ كنند، تا هر گروهي كه غالب شد، راه دوستي با او باز باشد.
قاعده دفع ضرر احتمالی
این قاعده یک قاعده عقلی است، بنابراین باید ببینیم که منظور عقل، از ضرر محتمل در این قاعده چیست و حدود و ثغور آن چگونه است. آیا عقل هر ضرر احتمالی را لازم الدفع می‌داند؟ یا تنها قید ضرر اخروی و مظنون بودن آن را دارد و آیا اهمیّت مسأله نیز در آن تأثیر دارد؟
اگر بررسی کنیم متوجّه می‌شویم که مؤلفه‌های مختلفی در این حکم تاثیر می‌گذارد، اگر ما این قاعده را قاعده عقلی می‌دانیم باید بگوییم که عقل هر ضرر احتمالی را واجب الدفع نمی‌داند، بلکه ملاک عقل در وجود دفع ضرر احتمالی وجود خوف است. این قاعده که هم در علم کلام و هم در علم اصول و فقه استفاده می‌شود را به «حكم عقل به لزوم دفع ضرر احتمالی و مظنون» تعریف کرده‌اند. این قاعده گرچه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی آیات و روایات، امام خمینی، ناسازگاری، تقسیم کار Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی حكم، اينكه، نمى‏كند،، قُلْ