پایان نامه با کلمات کلیدی زنان و دختران، سلطان محمد

دانلود پایان نامه ارشد

داده‌اند.1341 همانطور که ابتداي اين بخش اشاره شد اسماعيليان حضور ديرينه (از زمان ابوحاتم رازي) در ديلم داشته‌اند.
4-2- 2-2-ورود حسن صباح به قلعه الموت ديلم
حسن صباح پس از بازگشت از مصر براي گسترش آيين اسماعيلي در سرزمين ايران تلاشهاي زيادي به عمل آورد. از اين‌رو او به شهرها و آبادي‌هاي فراواني در ايران مسافرت کرد.1342 وي درپي مکاني امن و مستحکم بود تا بتواند آنجا را مرکز و محل قرار دهد لذا منطقه کوهستاني ديلم به ويژه قعله الموت توجه او جلب نمود.1343 حسن صباح ابتدا کساني را براي ترويج مذهب اسماعيليه به قلعه مسکوني الموت که حاکمش سيد به نام مهدي علوي بود اعزام کرد. نمايندگان وي موفق شدن اغلب مردم قلعه الموت را به آيين اسماعيلي رهنمون سازند.1344 صباح پس از چندي از قزوين به ديلم و اشکور و از آنجا خود را به روستاي اندج رود در نزديکي الموت رساند. او پس از وقفه‌اي کوتاه مدت در اندج رود سرانجام به کمک ياران‌اش در سال 483ق وارد قلعه الموت شد.1345 مهدي علوي به ناچار در مقابل حواله مالي، قلعه را به وي واگذار کرد.1346 بدين ترتيب حسن صباح موفق شد حکومت اسماعيليان نزاري را در ديلم پايه گذاري نمايد.
4-2- 2-3- جانشينان ديلمي تبار حسن صباح
بر اثر فعاليتهاي حسن صباح بعضي از ديلمي‌ها بر گرد او جمع گرديدند و برخي از آنان به مراتب عالي در سازمان اسماعيليان نزاري دست يافتند. کيا بزرگ اميد جانشين صباح از اهالي رودبار ديلم بود.1347 شبارنکاره‌اي (زنده قرن 8) در باره نسبش مي‌نويسد: ” (حسن صباح) نايبي داشت او را بزرگ اميد گفتندي از نسب ديالمه بود.”1348 کيا بزرگ اميد از ياران و سرداران قابل اعتماد صباح به شمار مي‌رفت. وي به فرمان صباح قلعه “لمبسر” ديلم را تصرف و به مدت بيست سال در آنجا حکمراني کرد.1349 آنگاه در سال 518ق پس از مرگ حسن صباح و در پي وصيت او به حکومت اسماعيليان قلاع کوهستان ديلم دست يافت.1350 در زمان کيا بزرگ اميد، اسماعيليان نزاري در ديلم قدرت زيادي پيدا کردند.1351 وي سرانجام در سال 532ق پس از چهارده سال رياست بر اسماعيليان الموت در گذشت.1352 پس از کيا بزرگ اميد فرزندش محمد بر اريکه قدرت اسماعيليان ديلم تکيه زد او نيز پس از نزديک بيست و پنچ سال حکومت در سال 557ق چشم از جهان فرو بست.1353 بعد مرگ وي فرزندش حسن (علي ذکره السلام) به حکومت رسيد. حسن (م 561ق) نسب خويش را نسبت به محمد بن‌کيا بزرگ اميد ديلمي انکار کرد. و ادعا نمود که من از نسل نزار بن‌مستنصر فاطمي مي‌باشد.1354 او اين ادعا را در زمان محمد بن‌بزرگ اميد نيز مطرح کرده بود که محمد به شدت اين موضوع را تکذيب نمود. شبانکاره‌اي (زنده قرن 8) در اين باره مي‌نگارد: ” (محمد بن‌بزرگ اميد) او را تکذيب کرد و گفت او (حسن علي ذکره السلام) دروغ مي‌گويد. که امام از نسل پيامبر مي‌بايد و ما از ديلميانيم و نسب ما به غير از ديالم به هيچ قبيله ديگري نمي‌کشد.”1355 البته ادعاي حسن علي ذکره السلام براي هميشه در بين اسماعيليان نزاري مقبول افتاد. به هر روي کيا بزرگ اميد و فرزندش محمد از جانشينان حسن صباح قطعا ديلمي هستند و اگر ادعاي حسن علي ذکره السلام ناصحيح باشد تمام رهبران اسماعيليان نزاري الموت تباري ديلمي داشته‌اند.
4-2- 2-4- درگيري اسماعيليان با علويان زيدي مذهب در گيل وديلم
زيديان که سالها بر منطقه گيل و ديلم سيادت داشتند فعاليت اسماعيليان را در عرصه گيل و ديلم برنمي تافتند. علماي زيدي هيچگونه مماشات و يا مصالحه را با اسماعيليان روا نمي‌دانستند. به گونه‌اي که زيديان مرتبط با اسماعيليان بي درنگ به قتل مي‌رساندند.1356 امامان زيدي گيل و ديلم جهاد با اسماعيليه را در الويت هرکاري قرار داده بودند زيديان بسياري از آنان را کشته و قلاع فراواني از آنها را ويران کردند.1357 از سوي ديگر اسماعيليان نيز در سرکوبي زيديان هيچ گونه دريغي نداشتند. تعداد قابل ملاحظه‌اي از امامان زيديه به دست اسماعيليان به قتل رسيدند. (در فصل سوم بدان پرداخته شد.) برخي از علماي زيدي به دليل آزار و اذيت اسماعيليان از ديلم به گيلان کوچ کردند.1358 مستوفي (م740ق) در باره يک خاندان ديلمي ساکن قزوين اينگونه مي‌نويسد: ” (طائفه) فيلواکوشان، اصلشان از ديلم است چون در آن ولايت الحاد ظاهر شد جد ايشان (امير شهر) سبب مسلماني از ولايت ديلم تخلف نمود و به قزوين آمد و متوطن شد مردي متمول بود، ضياع و عقار خريد نعمتي تمام بر او جمع شد…”1359 با توجه آنکه اکثريت جمعيت ديلم پيرو زيديه بوده‌اند احتمالاً امير شهر نيز زيدي مذهب بوده و به خاطر فشار اسماعيليان ديلم را به سوي قزوين ترک گفته است.
4-2- 2-5- حمايت برخي از گيل وديلم از اصفهبد طبرستان در برابر اسماعيليان
در اوائل سال 500ق سلطان محمد قارن بن‌شهريار اصفهبد طبرستان لشکريانش را براي رويارويي اسماعيليان به ديلم فرستاد. که سپاه بزرگي از گيل و ديلم نيز براي حمايت و پشتيباني از نيروهاي طبرستاني به آنان پيوستند.1360 البته در اين جنگ لشکريان گيل وديلم به همراه سپاهيان طبرستان در برابر اسماعيليان متحمل شکست گرديدند.1361
4-2- 2-6- گرايش عده‌اي از سپاهيان ديلمي سلجوقيان به اسماعيليه
ملکشاه سلجوقي در اصفهان قعله‌اي را به “شاه دژ يا دژکوه” بنا نهاد. که بعدها سلاطين سلجوقي در وقت مسافرت گنجينه و خزانه خود را بدانجا انتقال مي‌دادند. در قعله از زنان و دختران نيز زندگي مي‌کردند. نگهبانان اين قعله را همگي نظاميان ديلمي تبار تشکيل مي‌دادند. يکي از داعيان اسماعيلي به نام احمد بن‌عبدالملک بن‌عطاش به بهانه فروش پارچه و مسنوجات به آن قعله را پيدا کرد و با ديلميان محافظ قلعه طرح دوستي ريخت. راوندي (زنده قرن 6ق) در اين باره مي‌نويسد: “هر وقت به شهر آمدي و از جهت دختران جامه و مقنع و متاع زنان خريدي و با آن ديالم خلوتها مي‌ساخت و دوستي مي‌نمود. ايشان خود بکار نزديک بودند….همه دعوت قبول کردند. آنگاه او حاکم قلعه شد و جمله (ديالم) تبع گشتند.”1362
4-2- 2-7- ناکامي بعضي حاکمان ديلمي در برابر اسماعيليان
در سال 534ق عده‌اي سران محلي ديلم مانند سياوش بن‌خليل وهسودانوند، شرفند امير بيستون، امير ملک بن‌شمشيرزن و جمعي ديگر با يکديگر هم پيمان شدند که با حمايت اهالي روستاي “صارم” ديلمان به سوي قلعه الموت يورش برند.1363 ولي پيش از هر اقدامي نقشه عمليات آنان افشا گرديد و اسماعيليان همگي آنان را دستگير و در قلعه الموت زنداني کردند.1364
4-2- 2-8- تصرف برخي از مناطق گيل و ديلم توسط اسماعيليان الموت
اسماعيليان الموت در پس از استقرار و قدرتگيري در صدد گسترش قلمرو خود در مناطق گيل وديلم برآمدند. آنان دراين راستا در سال 536ق به دشت ديلمان يورش برده و ناحيه “سيجان” ديلم را غارت کرده و به آتش کشيدند.1365 آنگاه ناحيه “گرجيان” ديلم را محاصره کردند و آنجا نيز به آتش کشيد و به الموت برگشتند.1366 در سال 534ق امير نام آور بن‌کيکاوس اسماعيلي به سياهکل رود گيلان وارد شد. او دژي را در آنجا بينان نهاد و جمعي از اسماعيليان را در آن جاي داد.1367 در سال 541ق کيا بزرگ اميد رهبر اسماعيليان به ناحيه فلامرود ديلم آمده و قلعه اليکا را در آنجا بنا نهاد.1368 اسماعيليان در اين تهاجمات بسياري از مردم گيل وديلم را کشته و مساجد و مراکز ديني آنجا آتش زدند.1369
4-2- 2-9- کشتن حسن (علي ذکره السلام) توسط يک ديلمي
پس از آنکه حسن بن‌محمد بن‌کيا بزرگ اميد مشهور به “حسن علي ذکره السلام” امام اسماعيليان در سال 559ق در الموت ديلم با الغاي احکام شريعت اعلام قيامت (اباحي گري) کرد. بسياري از مسلمانان و حتي برخي اسماعيليان نزاري از اقدام برآشفتند. از اين‌رو حسن بن‌نام آور ديلمي برادر همسر حسن تصميم به قتل وي گرفت. رشيد الدين فضل الله (م718ق) در باره اين حادثه مي‌نويسد: “از جمله کساني که هنوز خداي پرستي و ديانت و خوف و خشيت و امانت درو باقي بوده و رايحه مسلماني به مشام رضاي او مي‌رسيده است، و از اين بدعتها انکار و عار مي‌داشته، برادر زن سيدنا بود که او را حسن بن‌ناماور گفتندي از بقاياي آل بويه که اصلشان از ولايت ديلمان بوده است، چنانکه در تواريخ ايشان مسطور است، و بر افشاي اين بدعتها و شناعت اين فضايح صبر نتوانسته کردن، روز يکشنبه ششم ربيع الاول سنه احدي و ستين و خمس مأيه (سال 561ق) بر قلعه لمسر حسن را معروف علي ذکره به کارد زد مجروح شد و بدان جراحت از دنيا برفت.”1370 البته جانشين حسن به انتقام خون پدرش حسن بن‌نام آور و تمام قبيله آل بويه قتل عام کرد.1371
4-2- 2-10- روابط اسماعيليان ديلم با اهل سنت گيلان
بديهي مي‌نمايد که اهل سنت گيلان همانند ساير همکيشان شان به دليل اباحي گري نزاريان الموت ارتباط گرمي نداشته باشند. هرچند از سرسختي اهل سنت در برابر اسماعيليان مانند زيديان نيز گزارشي در دست نيست. در سال 607ق جلال الدين حسن بن‌محمد بن‌حسن بن‌محمد بن‌کيا بزرگ زعامت اسماعيليان الموت ديلم را برعهده گرفت. او پس از به قدرت رسيدن با قانون الغاي شريعت جدش حسن علي ذکره السلام مخالفت کرده و بارديگر قانون شريعت اعاده نمود. او با اين کار سعي کرد چهره اسماعيليان را در نزد مسلمانان خصوصا خليفه بغداد تصحيح نمايد. وي به خاطر اين اقدامش به “حسن نومسلمان” شد. حسن نومسلمان در اين راستا از دختران حاکمان سني مذهب گيلان خواستگاري کرد. حاکمان گيلان با کسب اجازه از خليفه بغداد با تقاضاي وي موافقت کرده و چهار دختر را به همسري وي در آوردند. يکي از اين دختران خواهر کيکاوس حاکم کوتم (سنگر امروزي در حوالي رشت) بود که علاء الدين محمد جانشين نومسلمان از او زاده شد.1372 البته اين زنان پس از مرگ نومسلمان (م618ق) به بهانه قتل وي کشته شدند. جويني (م681ق) در اين باره مي‌نويسد: “جلال الدين را مرض اسهال بوده است. تهمت نهادند که زنان او به اتفاق خواهرش و جماعتي خويشان او را زهر دادند. وزيري که به حکم وصايت او مدبر ملک بود و مربي علاءالدين، خلقي بسيار را از اقارب او وخواهر و زنان و خواصو اهل بطانه او به تهمت بکشت و بعضي بسوخت.”1373 احتمال مي‌رود زنان گيلاني نومسلمان نيز در اين رخداد به قتل رسيده باشند. از اين‌رو احتمالاً روابط اسماعيليان الموت با حاکمان گيلان تيره شده باشد. اسماعيليان برخي از حاکمان سني مذهب را نيز ترور کرده‌اند. کاشاني (م738ق) در اين زمينه مي‌نگارد: “شفت (در نزديکي فومن) نام ناحيت است، پادشاه آنجا پيش از اين امير ملک بود که به دست فداييان (اسماعيليان نزاري) کشته شد.”1374
4-2- 2-11- روابط علاء الدين محمد نزاري با شيخ جمال الدين گيلي
علاء الدين محمد (حک 618ق-653ق) همشتمين امام اسماعيليان الموت به يکي از صوفيان گيلاني تبار به نام شيخ جمال الدين گيلي (م 651ق) ساکن قزوين، بسيار ارادت مي‌ورزيد. وي هر سال 500 دينار سرخ را براي جمال الدين گيلي به قزوين مي‌فرستاد و گيلي نيز آنها را به مصرف مي‌رساند. مردم قزوين از اين کار گيلي خشمگين بودند.1375 علاقه علاء الدين محمد به گيلي به قدري زياد بود، وقتي نامه گيلي را در حال مستي به او دادند خشمگين شد و دستور دادند که صد ضربه شلاق به قاصد بزنند که چرا در حال هوشيار و طهارت نامه تقديم نکرده است.1376 او به شيخ پيغام فرستاده بود اگر تو در قزوين نبودي من آنجا را ويران مي‌ساختم.1377
4-2- 2-12- حمايت مردم ديلم از هلاکوي مغول براي فتح الموت
در 654ق هلاکوخان مغول تصميم گرفت تا پايگاه تسخير ناپذير و قعله مستحکم الموت ديلم را بگشايد از اين‌رو به آن سامان لشکرکشي کرد. اهالي برخي از نواحي ديلم لشکريان مغول در اين نبرد ياري دادند. جويني (م681ق) تاريخ نگار عصر مغولان در اين باره مي‌نويسد: “و از جوانب ديلمان و اشکور و طارم و خرکام، کوتوالان بيامدند و در زمره بندگان ايل منتظم شدند و يرليغ ستدند و قلاع خراب کردند…”1378
4-2-3- معرفي مشاهير اسماعيلي مذهب گيل و ديلم
در اين بخش برخي از مشاهير گيل و ديلم که اسماعيلي مذهب بودند. را معرفي خواهيم کرد.
4-2-3-1- اسفار بن‌شيرويه ديلمي
اسفار بن‌شيرويه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی امام صادق، امام حسن (ع)، شرق شناسان Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی خواجه نظام الملک