پایان نامه با کلمات کلیدی زبان فرانسه، ریخت شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

، سولي ، روما
ريچي37 از اولين پژوهش گران در زمينة نقاشي كودكان بود . مي توان تحليل از كتاب وي را در مقاله اي خواند كه شخصي به نام بارنس38 آن را در سال 1895 نوشته است و مجلة گرادهيوا 39 گزيده هايي از آن را بارنس را به چاپ رسانده است40 . ريچي بيش از 1250 نقاشي را تحليل كرده است كه به وسيلة پسربچه ها و دختربچه ها ترسيم شده اند كه موقعيت هاي اجتماعي متفاوت داشته و در مقطع ابتدايي تحصيل كرده اند . او خاطر نشان می سازد كه از اولين نقاشي ها ، كودك سعي دارد در 98% از نقاشي ها ، به وسيلة مربع يا دايره اي نا موزون ، و دو خط عمودي كه به ترتيب نشان دهندة سر و پاها هستند ، آدمكي را به تصوير بكشد . اين نقاشي از معروف ترين نقاشي هاي كلاسيك محسوب مي شود و سعي داريم به راز اين آدمك نيمه تمام پي ببريم41 . ريچي ، كندي روند تكامل در ترسيم آدمك را اين گونه بيان مي كند : « قبل از آن كه شكل آدمك كامل شود ، بايد از مراحل متعددي عبور كند و كودك ترغیب نمي شود که به سرعت از اين شكل اوليه ، به تماميتي فيزيكي جهش پيدا كند . لازم است كه صبور باشيم … » 42 . او مشاهده می کند كه به محض تکمیل شدن آدمک ، کودک نمی تواند به خود بقبولاند که جزئي ترين اعضاي بدن آن از ديد ناظر پنهان بماند ، حتي اگر پشت مانعي قرار گرفته باشد .
همان طور كه در تصوير 1 مشاهده مي كنيم ، اگر اين آدمك در قايق یا روي اسب ترسيم شده باشد ، هر دو پايش یا به وسیلۀ شفاف سازی و یا جداسازی دو عنصر نقاشی ، دیده می شوند . او هم چنین اضافه می کند كه كودك گاهي اوقات افراد داخل خانه را نيز مي كشد كه قاعدتاً بايد در پشت ديواره پنهان می مانند . ريچي اين ويژگي ها را نه تنها ناشي از خطاي مهارتي نمي داند ، بلكه بر اين موضوع عقيده دارد كه كودك مطابق با ” قانون کمال ” ترسيم مي كند . قانونی كه اشياء را به صورت كامل و دقيق نشان می دهد و تنها به شكل ظاهري اكتفا نمي كند . تمام آنچه را كه كودكان مي دانند ( مثلاً می

تصوير 1 : مثال هايي از نقاشي ها با شفاف سازی و هم سطح سازي
گزیده ای از ريچي ( 1887 ) ، سولي ( 1896 ) و روما ( 1913 )
این که آدمک دو پا دارد ) ، با وجود موانع بايد ديده شوند . مشاهده شده است كه با وجود نا آگاهي از قانون پرسپكتيو ، كودك خانه را با سه جهت قابل رؤيت ترسيم مي كند ، گويي ديوارهاي جانبي با نقش نمای خانه ، هم سطح شده اند ( به تصوير 1 رجوع شود ) . كودك همچنين علاقة بسياري به ترسيم نيم رخ دارد كه در اين دورۀ سنی بسيار رايج است و خلاقيت را بازگو مي كند كه به آن اشاره خواهيم كرد : « با ترسيم نيم رخ ، 70 % از كودكان هر دو چشم را در صورت حفظ مي كنند » ( صفحۀ 129 ) .
ريچي ، پيشگام در اين زمينه ، ميان نقاشي هاي كودكان با نمرات درسي و قابليت هاي آيندة هنريشان ارتباط برقرار ساخت . مشاهده شده آن هايي كه نقاشي هاي بهتري مي كشند ، دانش آموزان بهتري هستند و در برخي موارد ، بررسي شده است كه كودكان همان گونه كه درس هاي مدرسه را فرا مي گيرند ، نقاشي كشيدن را مي آموزند . از سوي ديگر ، ریچی خاطر نشان كرد كودكاني كه هنرمنداني قابل و اصيل مي شوند ، كساني هستند كه اغلب پيش پا افتاده ترین اشکال را در مدرسه ترسيم مي كرده اند . چند سال بعد ، كلاپارد43 رابطة ميان موفقيت هاي چشمگير در نقاشي و نمرات درسي را تأييد كرد . وی با مرتبط کردن ده هزار نقاشی کودکان با اطلاعات تحصیلی ارائه شده به وسيلة آموزگاران ، رابطة ميان استعداد در نقاشي با سطح كلي تحصيلي و يا رشته هاي مختلف ديگري مانند جغرافي ، تاريخ و يا حساب را اثبات مي كند . پس از گذشت چندین سال گودايناف44 فهرست استانداردي از نقاشي هاي سادة آدمك ها را مطرح كرد كه به تست هوش تبدیل و در سال 1957 به زبان فرانسه ترجمه شد و تا كنون مورد استفاده قرار می گیرد .
سولي45 اثري را با عنوان ” مطالعات دوران كودكي ” نوشت كه در سال 1898 به زبان فرانسه ترجمه شد . همچنين اين كتاب به موضوعات متفاوتي از جمله تخيل و بازي ، فرآيندهاي ذهني ، فراگيري زبان ، ترس هاي دوران كودكي ، اصول اخلاقي و نقش استقلال طلبي مي پردازد . دو فصل از اين كتاب به كودكان هنرمند و نقاشان جوان اختصاص دارد . نويسنده به مطالعاتي می پردازد كه مطالعات ريچي را تأييد و كامل می نماید و تعابيري را مطرح مي كند كه آن ها را به طور خلاصه بيان خواهيم كرد زيرا به عقيدة ما اين تعابير همچنان معتبر هستند . همان طور كه عنوان فصل ، يعني ” كودك هنرمند ” نشان می دهد ، ريچي به راحتي كودك را با يك هنرمند و نقاشي اش را با يك اثر هنري يكسان مي شمارد . که ما در فصل 21 به اين موضوع اشاره خواهيم كرد .
سولي اولين مرحلة نمادين نقاشی کودکانه را در معناي تقليد نكردن توصيف مي كند . هنگامي كه چند خط منحني نشانگر دود هستند يا چند خط به گربه اي با سبيل هايش تبديل مي شوند ، « نمايش آن ها نه به عنوان يك تشابه بلكه به عنوان يك نماد ، امري اختياري است » . بر خلاف لوكه ( 1927 – 1913 ) كه بر واقع گرايي نقاشي كودكانه تأكيد می کند ، سولي در نظر دارد كه « هنرمند كوچك بيشتر يك نمادگرا محسوب مي شود تا يك واقع گرا ؛ او به شباهت هاي دقيق و پيچيده علاقه اي ندارد و به نشانه اي ساده بسنده مي كند » 46 . آيا اين تمايل نشان از جاه طلبي هاي هنري ، اشتباه هاي فني ، جستجوي قابليت ها ، نياز به اثر بخشي با حداقل كار ممكن و يا اساساً برداشتي از نقاشي دارد؟ زماني كه به بررسي نظريه هاي لوكه بپردازيم ، به اين سئوال باز خواهيم گشت . همچون ريچي ، سولي نیز مركز مطالعات خود را بر نقاشي هاي مورد علاقة كودكان قرار داد . این نقاشی ها شامل : بدن انسان و حیوان ، به خصوص اسب بودند که در زندگی روزمرۀ آن زمان بسیار دیده می شدند . ویژگی های اصلی ریخت شناسی آدمک ها پیش از این مورد بررسی قرارگرفته بود . بدون ذکر این مطلب ، سولی آدمک را شبیه بچه قورباغه ای توصیف کرده و خاطر نشان می کند که سر این آدمک بزرگتر از شکمش است و اغلب مواقع ، بازوهایش یا ترسیم نمی شوند ویا بالعکس بسیار بلند هستند . او این علاقه را در کودکان و بزرگسالان مورد مطالعه قرارداده است که مطابق با آن اجزای صورت آدمک بسیار بالا ترسیم می شوند که درنتیجه نسبت به قسمت پایین چهره ، صورت دارای پیشانی و جمجمه ای بسیار کوچک است . سولی از نقاشی نیم رخ آدمک ها مثال های متعددی را نشان می دهد و متوجه می شود که از سن 4 تا 8 سالگی ، روند تکامل ، « به جای آن که کودکان را به ترسیم بدن انسان از نمای مقابل به صورت کامل و با جزئیات بیشتر هدایت کند ، آن ها را به ترسیم آدمک هایی از نیم رخ سوق می دهد ، هرچند که تعداد کمی از آن ها موفق می شوند نمای کلی و واضحی را ترسیم کنند که با واقعیت سازگاری دارد »47. تنها در بعضی موارد ، برای مثال دو شخص رو به روی هم ، تمامی این آدمک ها سمت چپ را نگاه می کنند . سولی هم مانند ریچی ، بررسی کرده است که این آدمک ها از نیم رخ دارای ویژگی خاصی هستند . برای مثال خط زاویه دار بینی در پهلو قرار دارد ، اما هر دو چشم از نمای مقابل ترسیم شده اند . در تصویر 2 چند مورد از این مثال ها را جمع آوری کرده ایم .
اوایل قرن بیستم ، این ویژگی در میان کودکان 5 ساله بسیار رایج بود و این امر « در جهت معمول شدن پیش می رفت ، هر چند که می توانستیم برخی نقاشی های متفاوت از آن را مشاهده کنیم » 48. به عنوان مثال همان گونه که در تصویر 2 مشاهده می کنیم ، گاهی کودک تضاد را تا حدی پیش می برد که از دو بینی یعنی یکی از نیم رخ و دیگر از مقابل ، استفاده می کند و گاهی دو چشم را بالا و پایین و یا حتی خارج از گردی صورت ترسیم می کند . او از قول آموزگاری که قبلاً این موضوع را مشاهده کرده است ، نقل می کند که اگر آدمک ها از نیم رخ کشیده شوند ، کودکان « تا زمانی که دو چشم آدمک را نبینند ، از نقاشی رضایت پیدا نمی کنند »49. به صورت کلی ، « هر زمان که باید تنها قسمتی از آدمک دیده شود ، کودک می خواهد او را به صورت کامل نشان دهد » 50.
مثل اینکه کودک هیچ گونه شناختی از نفوذ ناپذیری و مات بودن اشیاء ندارد : « یکی از ویژگی های

تصویر 2 : مثال هایی از آدمک های نقاشی شده از نیم رخ با دو چشم مشهود
از مقابل منتخب هایی از ریچی ( 1887 ) ، روما ( 1913 ) و سولی ( 1896 )

قابل توجه نقاشی کودکان اشارۀ دقیق یه شی ای است که در واقعیت قابل روئیت نیست »51 . در بیشتر مواقع کودک هر چهار پای حیوان را می کشد و یا سوارکاری را بر روی اسب ترسیم می کند در حالی که هر دو پایش در دو طرف اسب قرار دارد . سولی بر روند جنبه های نقاشی تأکید دارد . یادگیری نقاشی می تواند به یادگیری انجام حرکات مفیدی منجر شود که برای ایجاد بینایی لازم موثرند . سولی بر این عقیده است که بی تجربگی در تکنیک ، مانع کودک می شود تا به درستی محتوای ذهنی خود را به تصویر بکشد . سولی یکی از اولین روان شناسانی به شمار می آید که زمانی که در آثار گرافیکی کودک صحبت از درک ویژگی های ذهنی او می شود ، ما را به احتیاط و دوراندیشی ترغیب می کند.
همچنین باید خاطر نشان کرد که برای کودکی که به نقاشی آدمک عادت کرده است ، « ترسیم یکی از مهمترین بخش های مؤثر مکانیکی دست به شمار می رود و اینجا تجسم ظاهری به ندرت وارد عمل می شود » 52.
همانند بسیاری از فعالیت های روزمره ، دست ما تابع حرکات عادتی است . در این صورت ، کودک خطاهای گرافیکی کلیشه ای را به وجود می آورد که به آن ها عادت کرده است و تمایل به حفظ آن ها دارد که در فصل 10 به این مسئله خواهیم پرداخت .
روما 53 تکامل در نقاشی آدمک و حیوان ، و نقاشی پرسپکتیو را توضیح می دهد . او هم سطح سازی هایی را بررسی کرد که هنوز به این نام خوانده نشده بودند نیز شفاف سازی پیکرهای مات را مورد مطالعه قرار داد . همان گونه که در تصویر شمارۀ 1 می بینیم ، با یک مستطیل گاری ای ترسیم شده است که به وسیلۀ اسبی کشیده می شود و چهار دایره ای که نشانگر چرخ های آن ها هستند برای آنکه هم سطح با کفۀ گاری باشند گویی ° 90 از زاویۀ خود را از دست داده اند . روما به بیست کودک 5 تا 6 ساله پیشنهاد کرد تا نقاشی غم انگیز اما معنا داری را ترسیم کنند . موضوع نقاشی این بود : دختر بچه ای مرده است و می خواهند او را به خاک بسپارند . نعش کشی را ترسیم کنید که به سمت قبرستان می رود . مشاهده شد که هجده کودک ، نعش کش حامل دختر بچۀ مرده را با شفاف سازی کامل ترسیم کرده بودند . تمایل به نمایش هر آنچه را که دربارۀ شئ نقاشی شده می داند ، کودک را به سمت بی توجهی به مات بودن پیکر هدایت می کند . همچنین روما خاطر نشان می کند که « یکی از ویژگی های اولین مرحلۀ نمایش فضا ، دغدغۀ کودک برای نشان دادن تمامی عناصر به صورت کامل می باشد . این مسئله ناشی از آن است که افراد و اشیاء به گونه ای ترسیم می شوند که قسمتی از یکدیگر را نپوشانند » 54. این همان مورد سوارکار بر روی اسب خود است . روما در ارائۀ الگوهای گرافیکی موجود در محیط کودک نقش مهمی را ایفا می کند . وی بر این اصل استوار است که با بررسی چندین کتاب و مجلۀ مصور است که سرانجام کودک « به راز تصور غلط خود از پرسپکتیو برخی اشیاء پی می برد » 55. او گفته ای از کراشتاین اشتاینر 56 را نقل می کند که به نظر وی « کودک یا بی آنکه بداند و یا با آگاهی کامل ، در مرحلۀ پرسپکتیو از تمام ابرازی استفاده می کند که هنر طی زمان های گوناگون برای نشان دادن فضا به آن ها دست یافته است . کودک تنها با مشاهدات خود از مکان ها به این مرحله نمی رسد . بخشی از قابلیت های آن ها به کتاب های مصور برمی گردد » 57. به طور خلاصه ، به عقیدۀ روما « بدون کمک گرفتن از الگوها ، تصاویر و راهنمایی های افراد مسن تر ، کمتر کودکانی می توانند به نمایش کم و بیش رضایت بخشی از تغییر شکل اندام ها در بعد پرسپکتیو و نقاشی مکان ها دست یابند »58 . « تصویرها ، نقاشی های هم کلاسی ها ، طرح های اساتید و غیره ، به هر حال بر کودکان بی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی دوران کودکی، قرون وسطی، جنگ جهانی اول، تعبیر و تفسیر Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی سلسله مراتب، واقع گرایی