پایان نامه با کلمات کلیدی رژیم پهلوی، انقلاب اسلامی، امام خمینی، انقلاب اسلامی ایران

دانلود پایان نامه ارشد

1366؛
ج) حديث تربيت، بزرگسال و جوان، تهران، پيام آزادى، 1361؛
د) حديث تربيت، جوان، تهران، پيام آزادى، 1361؛
ه) حديث تربيت، كودك، تهران، پيام آزادى، 1361؛
و) در مكتب اهل بيت، دو جلد، درود، شركت سهامى سيمان فارس، 13551353.
وی در خاطرات خود می‌گوید: «منبرهايى كه پس از شهريور 1320 متداول گرديد باز چنان نبود كه دردى را دوا كند و انسان را بسازد و ره نمودهاى اولياى اسلام را به مردم گوش زد نمايد. در آن ايام مى ديدم آنچه پيغمبر (ص) و اهل بيت (ع) گفته‌اند، غير از حرف‌هايى است كه از منابر شنيده می‌شود. لذا معتقد شدم كه منبر را بايد از اهل بيت (ع) و اخبار آن ذوات مقدس فراگرفت.
بر اين اساس به بررسى و تحقيق در روايات پرداختم. بعضى از كتبى كه فهرست هاى خوبى داشت (مثل مستدرك الوسائل، چاپ قديم) بیش‌تر نظرم را جلب كرد. اين كتاب از زمره كتاب هايى است كه بسيار مورداستفاده من بوده است. در هر بابى كه وارد شده است مثل معاشرت با مردم و مكارم اخلاق، چند حديث نقل می‌کند.
من از اين راه وارد شدم و اين خود به‌مرور براى من يك روش شد. چون خداوند ذوقى داده بود، از تجربيات و ابتكارات خاص خود در خطابه و منبر نيز استفاده مى كردم. به مطالعه كتب جديد هم پرداختم و كتاب هاى جديد را كه درزمینهٔ روان‌شناسى، جامعه‌شناسى، اخلاق و تعليم و تربيت ترجمه می‌شد، مطالعه مى كردم. سپس اخبار وارده را با آن سخنان مطابقت مى دادم و مى ديدم اولياى اسلام مطالبى دارند كه در كتاب هاى جديد بعضاً به آن‌ها توجه شده است.
بدين ترتيب سبك جديدى از منبر را مطرح ساختم كه هرچند معارف مقدس قرآن و اولياى اسلام را عرضه مى نمود؛ ولى زبان و صورت خاصى داشت كه متناسب با شرايط و مقتضيات روز بود و مخاطب را وادار به فكر مى ساخت و تحت تأثیر قرار مى داد.
واعظ علاوه بر این‌که بايد از آيات، اخبار، تاريخ، اشعار و مسائل فقهى مورد احتياج مردم استفاده كند، بايد هنرمند هم باشد تا مطالب دينى را در هر مورد با آهنگ و قيافه و حركات مناسب آن ادا كند و بتواند از اين راه در شنوندگان اثر فورى و عميق بگذارد». (روحانی، ص 99)
بى شك ويژگى بارز منبر حجةالاسلام فلسفى نسبت به وعاظ گذشته و معاصر خود ايجاد همين نوآورى در محتوا و سبك منبر بوده. ابعاد اين نوآورى را می‌توان چنين ياد كرد:
1. پيراستن منبر از بيان مطالب خرافه آميز و بى حاصل و مبارزه با عوام زدگى؛
2. طرح مسائل اخلاقى و تربيتى با استفاده از احاديث موثق از معصومين (ع)؛
3. طرح مسائل اجتماعى و تربيتى مورد ابتلا و انتقاد از انحرافات اجتماعى و اخلاقى جامعه؛
4. انتقاد شديد از برنامه‌ها و عملكرد دولت مردان وقت؛
5. پرهيز از بيان مطالب تفرقه آميز مذهبى و دعوت هميشگى مردم به وحدت؛
6. مخالفت سرسختانه با غرب زدگى، بيگانه پرستى و الحاد؛
7. دفاع از كيان روحانيت و تبعيت از خط مرجعيت؛
8. شهامت و شجاعت اخلاقى در بيان مطالب انتقادى در عين رعايت نزاكت. (روحانی، ص 19)
فلسفى با حزم و دورانديشى دريافته بود كه بايد از عالمان دين حمايت كرد؛ چراکه انديشه اسلام منهاى روحانيت پى آمدهاى سوئى به دنبال خواهد داشت و تحقق آن را از آرزوهاى رژيم شاه مى دانست و نگران اين بود كه رژيم تحت پوشش اسلام منهاى روحانيت كم كم مردم را از روحانيون جداساخته و كنترل مساجد را در دست گيرد. ازاين رو معتقد بود كه امور مساجدو منابر بايد بر عهده روحانيون باشد؛ چنان‌که گويد:
يكى از موضوعاتى كه می‌توانست زمينه ساز جريان اسلام منهاى روحانيت شود و من در مقابل آن ايستادم، دعوت از افراد غير روحانى در مساجد بود كه مثل اهل منبر عهده دار سخن رانى مذهبى شوند. علت مخالفت من اين بود كه می‌گفتم: اگر بخواهيم در مسجد و يا در مجلسى منبر برويم كه فردى باكت و شلوار بيايد و قبل يا بعد از ما صحبت كند به‌مثابه آن است كه خود حربه به دست رژيم بدهيم تا زمينه گرفتن مساجد از دست روحانيت فراهم شود؛ زيرا قبلاً دولت تمام شئون مربوط به روحانيون را از آن‌ها سلب كرده بود. اسناد معاملات مردم در محضر شرع مطاع، توسط روحانيون نوشته می‌شد؛ ولى دفتر رسمى جاى آن را گرفت. بعد قضاوت را از روحانيون سلب كردند. لذا تنها شغل اجتماعى براى روحانيون -كه پل ارتباط بين مسلمانان و روحانيت به شمار می‌رفت- فقط منبر و محراب بود. اگر آن را هم از بين مى بردند ديگر چه براى روحانيت مى ماند؟ چه چيزى جاى گزين روابط بين مردم و روحانيت براى استفاده از احكام الهى مى گرديد؟ در آن صورت، عملاً به تعاليم اسلامى خاتمه داده می‌شد.
اين بزرگ‌ترين دليل بود كه همراه با افراد غير روحانى منبر نمی‌رفتم و به آقايان وعاظ هم می‌گفتم: مراقب باشيد؛ اين قضيّه خطرناكى است؛ امر مسجد و منبر بايد با لباس روحانيت انجام گيرد. (روحانی، ص 306و307)
رژیم پهلوی و ترور شخصیت فلسفی: گسترش فعالیت‌ها و مبارزات فلسفی رژیم پهلوی را بر آن داشت كه درصدد هتك حرمت و ترور شخصیت وی برآیند و برای رسیدن به این مقصود به انتشار عكس و اعلامیه و ساخت برنامه‌ای جهت تقلید صدای وی … پرداختند. به گونه‌ای كه در مكاتبه ساواك با اداره دوم اطلاعات و ضد اطلاعات ستاد بزرگ ارتشتاران در خصوص توزیع و چاپ عكس‌های مبتذل از ایشان آمده است: «برابر خبر رسیده… تعدادی عكس واعظ فلسفی در بعضی منازل انداخته شده كه نامبرده در حالت برهنگی با زنان … به‌صورت مستهجن نشان می‌دهد و معمولاً این عكس‌ها را منازل وعاظ انداخته به‌طوری‌که شنیده شده در خارج این‌طور استنباط گردیده كه این كار توسط سازمان اطلاعات و امنیت كشور به خاطر خراب كردن موقعیت نامبرده كارگردانی گردد.» در گزارش ساواك كردستان آمده است كه امكان دارد كمونیست‌ها و مخالفان ایشان در چاپ و انتشار این عكس‌ها دست داشته باشند و در گزارش دیگر بیان شده این عكس‌ها ساختگی و عكس فلسفی را به‌جای مردی در كنار زن دیگر قرارداده‌اند. بنا بر گزارش ساواك محمدتقی فلسفی در واكنش به چاپ این عكس‌ها بیان می‌كند: «این تازگی ندارد و مال دیروز قبل و مربوط به گندكاری دولت است….» رژیم پهلوی از هر راهی برای تخریب و سركوب مخالفان استفاده می‌نمود و محمدتقی فلسفی از آغاز نهضت امام تا پیروزی انقلاب به مدت 15 سال تحت نظر و كنترل و بازداشت و ممنوع‌المنبر بود. به دلیل طولانی شدن ممنوع‌المنبر ایشان، برخی مقامات نزد شاه رفته و خواستار رفع ممنوعیت وی شدند، اما شاه در جواب آن‌ها می‌گوید خیال كنید فلسفی مرده است او را رها كنید و از این حرف‌ها نزنید. ازآنجاکه رژیم پهلوی یك حكومت وابسته بود، در گزارشی آمده است كه منع منبر فلسفی به دستور آمریكایی‌ها صورت گرفته است. به هر حال فلسفی از آغاز نهضت امام تا پیروزی انقلاب، غالب اوقات یا تحت تعقیب و كنترل و بازداشت یا اینكه ممنوع‌المنبر بود. خلاصه اینكه محمدتقی فلسفی پس از سال‌ها مبارزه و مجاهدت و افشاگری‌ علیه رژیم پهلوی به مقصود و هدف خود رسید و آن هدف پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی بود. (تمری، ص1)
پس از پیروزی انقلاب اسلامی
فلسفی پس از انقلاب اسلامی نیز به سخنرانی‌های آتشین خود ادامه داد؛ وی در مراسم اربعین شهادت استاد مطهری که به دعوت جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و در مدرسه ی فیضیه و با حضور امام خمینی و علماء و فضلا و عده بسیاری از مردم برگزار شد، سخنرانی مهمی‌کرد. چون در آن زمان عده‌ای از غرب زده ها درصدد بودند كه نقش دین و روحانیت در جامعه کم‌رنگ شود و یا اساساً اسلام منهای روحانیت بر پا شود، حجه الاسلام فلسفی بعد از شرح نهضت تحریم تنباكو، مشروطیت و ملی شدن نفت، افزود: مرحوم آیه الله العظمی میرزای شیرازی قیام كرد و استعمال دخانیات را محاربه با امام عصر ـ عجل الله تعالی و فرجه الشریف ـ معرفی نمود، درنتیجه مردم اطاعت كردند و قراردادی كه با اجانب بسته شده بود، لغو شد … قیام امام كه قبل از پانزده خرداد 1342 آغاز گردید، از اول به نام خدا بود، ازاین‌رو تمام مردم مسلمان اعم از روحانیون، دانشگاهیان و سایر اقشار شهری و روستایی با رهبر بزرگ انقلاب همصدا شدند و توانستند سرانجام انقلاب اسلامی را به پیروزی برسانند. (روحانی، ص 355)
حجه الاسلام فلسفی با آن‌که در زمان طاغوت، از منتقدان مهم و برجسته مسائل اجتماعی بود اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در منبر و سخنرانی لب به انتقاد از حكومت اسلامی نگشود زیرا این كار را به مصلحت نمی دانست. او خود در جواب عده‌ای از اهل فضل، چنین گفت:
“ آقایان! بله من در زمان شاه انتقاد می كردم. انتقاد من به ضرر شاه و به نفع رسول اكرم ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ و دین خدا بود اما الآن انتقاد نمی كنم برای این كه انقلاب ما اسلامی است. اگر از سوء اعمال بعضی ها به نام » دولت” انتقاد كنم چیزی حاصل پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ نمی‌شود، ولی آمریكا استفاده می كند و من نمی خواهم كه به نفع آمریكا سخنرانی كنم. وظیفه ام را به‌طور خصوصی انجام می دهم. آن فردی كه باید به‌واسطه سوء عملی كه داشته مورد انتقاد قرار گیرد با تلفن به او می گویم كه … شما باید عمل خود را اصلاح كنید و تغییر روش دهید.»
حجه الاسلام فلسفی این مطلب را با امام خمینی نیز در میان گذاشت و ایشآن‌هم نظر جناب فلسفی را تأیید كردند و فرمودند شما انتقاد نكنید … در حكومت پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ نیز برخی كارهای ناشایست را افرادی مرتكب می‌شدند كه تك تك بد بود ولی دولت پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ بر اساس اسلام بود، بنابراین شروع انتقاد در منابر مصلحت نیست. (همان، ص 234)
حجه الاسلام فلسفی بعد از حدود هفتاد و پنج سال خدمت خالصانه به اسلام ناب محمدی ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ در 93 سالگی در روز جمعه 27/9/1377 ش. برابر با 18 شعبان سال 1419 درگذشت و در جوار حرم مطهر حضرت عبدالعظیم حسنی ـ علیه السلام ـ آرمید. (فلسفی، ص 25)
فهرست عناوین سخنرانی‌ها

1- شرح دعای مکارم اخلاق
2- اخلاق و خودسازی
3- فن سخن
4- معاد؛ سکرات مرگ
5- صحنه قیامت
6- میزان اعمال
7- خوف‌ورجا
8- کوشش در گناه
9- تجسم اعمال
10- صراط مستقیم
11- شفاعت
12- رحمت حق
13- ملک الموت
14- آثار اعتقاد به معاد
15- تناسخ
16- انقراض علم
17- سرنوشت جهان
18- آفرینش مجدد
19- معاد جسمانی
20- احیاء اموات
21- عظمت قیامت
22- خودکشی
23- دیدگان فرشتگان
24- روح
25- عالم برزخ
26- خودسازی
27- یوم الفصل
28- یوم الحساب
29- عذاب قبر
30- نیت نیک و بد
31- دقت حساب
32- شناخت زمان
33- خلقت انسان
34- تربیت در اسلام
35- حیات مادی و معنوی در انسان
36- حق والدین
37- ویژگی‌های دشمنان اهل‌بیت (ع)
38- تجلیل از شهدا
39- اسلام و زن
40- جهاد
41- عزت نفس
42- نیروهای انقلاب
43- استقلال
44- انسانیت مرده است
45- عزت و انصاف در اسلام
46- امنیت
47- پیامبران و عدل
48- آزادی

4.1.1. رویکردشناسی منبر فلسفی
ويژگى سبك و روش منبر حجة الاسلام فلسفى نسبت به روش منبر معاصران و قدماى خود توجه به مسائل و حوادث سياسى، اجتماعى، فرهنگى و اخلاقى جامعه بود. اين توجه و هوشيارى نسبت به مسائل ياد شده به‌صورت انتقادهاى سياسى و اجتماعى در همه منابر ايشان از آغاز دهه بيست بدين سو ديده می‌شود: مبارزه با غرب زدگى و از خود باختگى فكرى و فرهنگى، انحرافات اخلاقى، جريان الحادى در جامعه و به نحو مشخص كمونيسم، رشد و نفوذ بهائيان در دستگاه هاى حساس ادارى، سياسى، اقتصادى و نظامى كشور، اجحاف و ستم مأموران دولتى و مقامات به مردم ازجمله زمينه هاى انتقادى منبرهاى ايشان از آغاز دهه بيست تا اوايل دهه چهل و به مدت بيست سال بود. در طول اين سال‌ها، موضع گيرى ها و نقطه نظرات سياسى و اجتماعى ايشان مورد تأييد كامل مراجع وقت، ازجمله آيةالله بروجردى و ديگر مراجع و علماى معروف كشور قرار داشت. پس از رحلت آيةالله بروجردى نيز فرآیند انتقادات آقاى فلسفى ادامه داشت و با آغاز نهضت امام عمدتاً جهت سياسى يافت و علاوه بر مسائل گذشته، مبارزه با صهيونيسم و اسرائيل و توسعه طلبى آمريكا به مجموعه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی انقلاب اسلامى، رویکرد محتوایی، ارزش هاى انسانى، آیات و روایات Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی افکار عمومی، اخلاق اجتماعی، مدیحه سرایی، مخاطب شناسی