پایان نامه با کلمات کلیدی روم باستان، حقوق جزا، قتل عمد

دانلود پایان نامه ارشد

مرگ، منحصر به جرم انتحار نبود، بلکه اشخاص، بعلت ارتکاب جرايم ديگري چون (جاسوس و خيانت) هم بعد از مرگ تحت تعقيب قرار گرفته و مسئول شناخته مي شدند. اين محققان، نمونه هاي تاريخي زيادي ذکر کرده اند که بعنوان مثال يکي از آنها اشاره مي کنيم: “در سال 1458 م. در فرانسه شخصي بنام “دوک آلاستون” پس از مرگ، بعلت آشکار شدن جاسوسي او بر عليه فرانسه، در زمان حيات با دادگاه وي را مسئول شناخته و چنين حکم صادر مي کند: منزلش بايد خراب شود، کليه اموالش بايد ضبط گردد و نام عنوان دوکي او حذف گردد. فرزندان و اعقابش از داشتن عناوين و مقام رسمي، و داشتن نسبت با پادشاه محروم شوند.
مسئله مسئوليت مردگان که در ابتدا، بنا به عرف و عادت قضايي دنبال مي شد در سال 1670 بوسيله لوئي چهاردهم پادشاه وقت فرانسه طي فرمان معروفي به نام “آيين کيفري” به رسميت شناخته مي شود و از آن تاريخ به بعد اشخاصي که در زمان حيات خود مرتکب جرايمي از قبيل انتحار، جاسوسي به نفع بيگانگان و جرايمي عليه پادشاه مي شدند و يا کسانيکه با قواي دولتي مقابله مي کردند و در جريان آن کشته
مي شدند. بعد از فوت هم قابل تعقيب بودند، و مسئوليت کيفري آنها باقي مي ماند، تا زماني که دادگاه ها به جرايم آنان رسيدگي مي کنند و اغلب به موجب حکم صادره از جانب محاکم، جسد متوفي روي ارابه اي در شهر و برزن در معرض تماشا قرار مي گرفت و يا به دار آويخه مي شد.
همچنين آقايان “ژرژلواسور و ژان آمبر” در صفحات 202 و 203 کتاب قدرت، قضاوت و مير غضبان، درباره حکمي که براساس آن، در قرن هفدهم در فرانسه، شخصي پس از مرگ از طرف دادگاه به اتهام جرم جاسوسي در زمان حيات خود تحت تعقيب قرار گرفته و مسئول شناخته شده است، نوشته اند: در اوايل قرن هفدهم، يکي از کارمندان دولت فرانسه متهم گرديده بود که اطلاعاتي در اختيار دولت اسپانيا قرار داده است؛ اين شخص تحت تعقيب مقامات قضايي قرار مي گيرد، ليکن موفق به فرار مي گردد و هنگام فرار در آب غرق و خفه مي شود مع هذا دادگاه پاريس پس از مرگش، ضمن احراز بزهکاري وي به جرم جاسوسي و خيانت به مملکت و پادشاه، حکم داده است که اولا: اموال او را ضبط و مصادره کنند. ثانيا: جسد وي را به روي ارابه اي قرار داده، بوسيله اسب در شهر پاريس به حرکت در آورند. سپس در ميدان “کرو” که گويا اکنون ميدان شهرداري ناميده مي شود، جسد بوسيله طناب به چهار اسب در 4 طرف بسته شود و اسبها هر يک، بطرفي حرکت کنند تا جسد، به جهار قسمت تقسيم گردد و بعدا نيز اين جسد تکرو پاره شده، در خيابان هاي پاريس به تماشا گذارده شود. حتي لوئي چهاردهم پادشاه فرانسه در فرمان بزرگ سال 1670 مقررات خاصي در مورد محاکمه اجساد و يادبود آنها مقرر نموده و مجازاتهايي براي مجرميني که خود کشي مي کردند و يا در دوئل به قتل مي رسيدند و يا نسبت به مملکت و پادشاه مرتکب جرائم بزرگ مي شدند و سپس فوت مي کردند، برقرار نمود.
بنابر آنچه اين محققان نوشته اند ، چنين اعمالي کم و بيش تا انقلاب کبير فرانسه ادامه داشته است. به هرحال اين قبيل اعمال نفرت انگيز که تارخ حقوق آنها را به ثبت رسانيده است، در هر دوره اي مورد تنفر و انزجار انسان دوستان و مصلحين قرار گرفته است. چنانکه در کتاب نامه هاي ايراني “منفسکيو” مي خوانيم: قوانين کشورهاي اروپايي نسبت به انتحار کنندگان و بعضي از مردگان بيش از اندازه سختگير که مي توان گفت آنان، انسانها را براي بار دوم مي کشند يعني آنها را بر روي ارابه ها و چرخها مي کشند و غرق تنگ و رسوايي مي سازند.

– چگونگي مسئوليت کيفري حيوانات
مسلماً مذهب کليمي يکي از قديم ترين مذاهب موجود بوده و تأثير فراواني نيز در اغلب مذاهب داشته است. در “سفراحبار” يا “سفرلاوين” که از جمله اسفار خمسه تورات و شامل قسمتي از احکام و قوانين شريعت يهود در باب قتل عمد و قتل فطئي و غيره مي باشد ، چنين آمده است که هرگاه گاو نري انساني را به ضرب شاخ به هلاکت رساند که ان گاو بايد به ضرب سنگ کشته شود و کوشش طعمه
سگان گردد1.
در بندهاي 29 الي 32 همان کتاب آمده است که: هرگاه گاو نري بوسيله ضربات شاخ مرد يا زني را به قتل برساند، بايستي چنين گاوي سنگباران گردد و گوشتش خورده نشود؛ در اين مورد صاحب گاو را مسئوليتي نيست. ليکن هرگاه معلوم گردد که گاو نر قبلا هم سابقه شاخ زدن داشته و صاحب گاو نيز اين موضوع مطلع بوده، ولي مراقبتهاي لازم را در نگهداري گاو به عمل نياورده و اين گاو نر انساني را به قتل رسانيده است، در اين مورد بايد گاو نر سنگباران گردد و صاحب گاو نيز اعدام شود. بدين ترتيب ملاحظه مي شود که نه تنها صاحب حيوان مسئوليت شديد داشته است ، بلکه اشاراتي نيز، مجازات و مسئوليت خود حيوان نيز شده است.
مسئوليت و مجازات حيوانات منحصر به ايام باستاني نبود. در قرون وسطي نيز موارد متعددي از تعقيب و مجازات حيوانات ديده مي شود. از ميان تمام آن داستانها و محاکمات ما يکي را کاملاً جنبه تاريخي دارد انتخاب نموده و بيان مي نمائيم.
در اواخر قرن چهاردهم ميلادي، در زمان سلطنت “ژان لوبون” حکومت قسمتي از خاک فرانسه به نام بورگني به پسر پادشاه که فيليپ لوبل نام داشت واگذار گرديد و به وي لقب “لوگسابورگني” اعطا گرديد در همان ايام در سرزمين تحت حکومت وي، خوک نري به اتفاق سه ماده خوک، خوک چران خود را کشته و بلع مي نمايند. قاضي محل حکم داد که نه تنها چهار خوک قاتل را بايد مورد شکنجه و اعدام قرار گيرند؛ بلکه گله خوکها که با حضور در محل واقعه عملا معاونت در قتل خوک چران نموده اند، نيز بايد اعدام شوند. صاحب گله خوکها از اين حکم به دوگ بورگني شکايت پژوهشي نمود. لوگسا بورگني پس از رسيدگي، حکمي به اين مضمون صادر نمود: “فيليپ دوم فرزند پادشاه فرانسه، لوگسا بروگني، والي و سرپرست مناطق تحت فرماندهي خود چنين مقرر مي دارد که چون متقاضي از ما استدعا نموده با اجراي عدالت درباره چهار خوک گناهکار، مابقي خوکها را از مجازات معاف بداريم ؛ لذا با قبول اين تقاضا دستور مي دهيم که با اجراي عدالت در مورد سه خوک ماده و يک خوک نر، مابقي گله خوکها با اينکه در جريان قتل خوک چران هم حضور داشته اند از مجازات معاف گردند.”
با اينکه محاکمه و مجازات حيوانات از طرف عده از دانشمندان مورد انتقاد قرار گرفته بود معهذا تاز مان انقلاب کبير فرانسه ادامه داشت. حتي در سالهاي اوليه انقلاب نيز نمونه هايي از ان ديده مي شود. مثلا سگي که پاي روزنامه فروشي را مجروح کرده بود در حضور بازرس اداره پليس اعدام گرديد و خود بازرس تيز تير خلاص را در مغز وي خالي نمود. ولي با پيدايش حقوق جزاي مدرن اين امر نيز خاتمه يافت.
يکي ديگر از حقوقدانان ، بنام پرفسور بواريه ، استاد دانشکداه ادبيات ليون، تحت عنوان مسئوليت در عهد باستان مي نويسد: حتي در سال 1668 محاکمه حيوانات تشکيل مي گرديد و براي آنها وکيل مدافع انتخاب مي شد و دادستان هم در محاکمه شرکت مي کرد و ادعانامه او بيشتر يک قصيده اخلاقي شباهت داشت تابيان ادعا عليه يک حيوان.
افلاطون و ارسطو و ديگر دانشمندان، مثالهايي از محاکمه موجودات بي روح نقل کرده اند: “سنگ، شاخ درخت، خنجري که بوسيله آن جرم پدر کشي ارتکاب يافته است همه داراي مسئوليت بوده اند. تا قرن هيجدهم خنجر به دادگاه احضار مي شد و تمام عوامل و اسباب و آلات جرم، محاکمه و محکوم مي شدند1.
به هر حال با آنکه در آن ايام محاکمه حيوانات از طرف عده اي از دانشمندان مورد انتقاد بوده است، معهذا اين امر همچنان ادامه داشت و موافقين مجازات حيوانات استدلال مي کردند و معتقد بودند: در چنين مواردي، در چنين مواردي چون روح خبيث شيطان در جسم حيوان حلول کرده ، باعث بزهکاري او مي شود، راه مبارزه با روح پليد شيطان، به قتل رساندن حيوان است و لذا بايد حيوان را محاکمه و
مسئول دانست.

3- موضوعي بودن مسئوليت
سومين ويژگي مسئوليت در دوران قديم مسئله “موضوعي بودن مسئوليت” است بدين معني که مسئوليت متوجه کسي است که از عمل او آسيب يا خسارتي به بار آمده است و براي مسئول شناختن مرتکب، تنها تحقق عنصر مادي عمل، کافي است و ديگر مسائلي از قبيل عمد و خطا و ساير جنبه هاي اخلاقي مسئوليت مورد توجه نبوده است و به سخن کوتاه تحقق مسئوليت در اين ايام جنبه موضوعي
داشته است.
اينک براي آگاهي بيشتر از موضوعي بودن و ساير ويژگيهاي مسئوليت، به نمونه هايي از طرز تلقي از مسئوليت کيفري، در يونان و روم و ايران باستان با استفاده از آثار ادبي و حقوقي و متون باقي مانده به تفکيک اشاره خواهيم کرد:

– در ايران باستان
بنابر آنچه که در تاريخ تمدن “ويل دورانت” آمده است ، در ايران باستان نيز چون روم و يونان باستان، اصل مسئوليت از اعمال ديگران نسبت به افراد بي گناه يعني فرزندان و بستگان مجرم وجود داشته است و هرگاه نسبت به وجود تقصير يا بي تقصيري متهم شک و ترديدي بوجود آمده يکي از ادله اثبات جرم بوده است که سرنوشت نهايي متهم يعني رهايي يا محکوميت او بوسيله اردلي مشخص مي شده است.
ويل دورانت، در اين باره مي نويسد: “از اينکه ، ممکن است اين رويه در زمان ساسانيان ابداع شده باشد ، دليلي در دست نداريم و بايد گفت از دورانهاي قديم تر ، در ايران “اردالي” معمول بوده، چنانکه در محاکمات دوران هخامنشي، واگذاشتن متهم به اردلي يا (آزمايش ايزدي) مرسوم بوده است؛ آنچنانکه متهم را به کار سختي چون انداختن خويش در رودخانه يا نظير ان وا مي داشتند تا در صورتيکه بي گناه باشد از خطر برهد، و گرنه جان خود را در اين راه از دست بدهد1. بنابراين ظاهراً استفاده از روش اردالي که مبين بي توجهي به مسائلي از قبيل تاثير اراده ، آگاهي، اختيار و ساير اين مولفهاست در ايران باستان نيز رايج بوده است و در ادبيات باقيمانده از آن زمان نيز، آثار اين طرز فکر را مي توان مشاهده کرد چنانکه در داستانهايي چون داستان سياوش پسر کيکاوس (ويس و رامين) وصف اردالي بطور کاملا شاعرانه اي بيان شده است. به نوشته ديگر محققان و حقوقدانان در آن ايام انواع ديگري از اردالي در ايران باستان غير از پريدن از ميان آتش نيز وجود داشته از قبيل، نوشيدن آب گوگود آلوده و يا ريختن سرب مذاب بر روي سينه متهم و نيز يادآور شده اند که اجراي اين مراسم در کتاب ونديداد که بخشي از کتاب اوستا مي باشد، ذکر شده است2.
بطور کلي با توجه به رواج اردالي در ايران باستان ، دليلي در دست نيست که مسئوليت گناه مجرمين، به خويشاوندان و فرزندان نزديک بي گناه آنها، سرايت نکرده باشد در نتيجه، مي توان گفت که در ايران باستان نيز فکر مسئوليت شخصي و انفرادي ، محلي از اعراب نداشته است.

– در روم باستان
يکي از استادان حقوق کشورمان تحت عنوان “عدالت کيفري حمورابي” درباره الواح دوازده گانه
مي نويسد:
مبناي واقعي حقوق روم از الواح دوازده گانه شروع مي شود؛ اين الواح، که مبناي حقوق روم را تشکيل مي دهند، شامل مجموعه قواعد اساسي براي يک جامعه ساده و کشاورزي است و در عين حال، ضوابطي است مربوط به جميع رشته هاي حقوق خصوصي و عمومي و جزايي، اين قواعد بر روي عاج يا مفرغ نگاشته شده بود پس از اينکه حدود 60 سال مورد استفاده مردم آن زمان قرار گرفت، در حمله قومي بنام قوم “گل” به روم باستان از بين رفته و ريز ريز شده است. آنچه که امروز بصورت ناقص موجود است از نوشته هاي حقوقدانان و مورخان و استفاده آنان از قطعات ريز ريز شده و محفوظات ادبا و تتبعات دانشمندان و مصوبات قانون “ژوستي نيني” استمراج شده است.
از مطالعه آثار و متون حقوقي باقيمانده از آن دوران، در مي يابيم که در روم باستان، مرتکب جرم مسئول شناخته مي شد. خواه چنين شخصي عاقل باشد يا ديوانه و خواه مختار باشد و يا مجبور ، خواه آزاد باشد يا بنده؛ اين خصوصيات هيچگونه تاثيري در ميزان مسئوليت مرتکب نمي کرد و اصولا فرقي بين جرايم، از لحاظ عمد و شبه عمد و خطا قائل نبودند و اين استاد براي صحت اظهاراتش به قوانين حمورابي استناد مي کند و مي نويسد بنا به اصول اين

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی آداب و رسوم، ارتکاب جرم، قتل عمد Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی ارتکاب جرم، رفتار انسان، حقوق بشر