پایان نامه با کلمات کلیدی روانشناسی، پیامبر (ص)، فلسفه اسلامی، صدرالمتألهین

دانلود پایان نامه ارشد

که جبرئیل در شب معراج تا مراتبی از عروج همراه پیامبر (ص) بود، اما به مرتبهای خاص که رسیدند به پیامبر (ص) عرض کرد که دیگر نمیتوانم همراه شما بالاتر بیایم:
گفت او را هین بپر اندر پیام

گفت رو رو من حریف تو نیام

باز گفت او را بیا ای پرده سوز

من به اوج خود نرفتستم هنوز

گفت بیرون زین حدّ ای خوش فرّ من

گر زنم پرّی بسوزد پرّ من107

گرچه تحقق تام و کامل این قرب از اختصاصات پیامبر اکرم (ص) است، اما مراتب پایینتر آن نیز برای اولیای الهی تحققپذیر است. عرفا معراج را به دو بخش تقسیم میکنند: معراج خاص که اختصاص به پیامبر (ص) دارد و احیاناً همراه با جسم است و معراج عام که قرب معنوی است و ویژه اولیای خداست.
هر دمی او را یکی معراج خاص

بر سر تاجش نهد صد تاج خاص

صورتش بر خاک، و جان بر لامکان

لامکانی فوق و هم سالکان108

از مسئله معراج که بگذریم، قرب الهی برای همه انسانها تحققپذیر است؛ انسان میتواند به جایی رسد که اشتغال به هیچ امر دنیوی حتی به خرید و فروش ـ که از بالاترین مظاهر اشتغالات دنیوی است ـ او را از توجه به خدا باز ندارد:
﴿رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ﴾109 «مردانی که نه تجارت و نه داد و ستدی، آنان را از یاد خدا به خود مشغول نمیدارد.»
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند

بنگر که تا چه حد مقام آدمیت110

با تأمل در فطریات انسان میتوان دریافت که گرچه هر یک از ابعاد سهگانه فطرت انسان (ادراکی، گرایشی و توانشی) دارای مظاهر گوناگون است، اما امری مشترک در هر سه شاخه وجود دارد که آن خداوند متعال است. خداشناسی فطری، خداگرایی فطری و توانایی قرب ربوبی که به اجمال مورد بررسی قرار گرفت، با دلایل و شواهد عقلی، تاریخی، روانشناسی و قرآنی قابل تبیین است که به برخی از آنها اشاره میکنیم.
ریشه عقلی و فلسفی این مطلب اصل معروف «سنخیت علت و معلول» است. گرایش انسان به خدا امری قراردادی نیست که خداوند آن را در سرشت آدمی نهاده باشد. اصل سنخیت میگوید چون انسان آفریده خداوند است، با او نوعی تناسب وجودی دارد؛ چون از اوست، فقط با او آرامش میگیرد؛ دائماً به او میل دارد و در نهایت به او ملحق میشود.
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش

باز جوید روزگار وصل خویش111

از آنجا که اصل انسان از عالم بالاست، در درون خود گرایش اصیلی به آن دارد و از همین رو اگر از خدا فاصله گرفت، هر اندازه در این دنیا دست و پا زند، به آرامش حقیقی نمیرسد. دلیل اصلی ناکامی تبلیغات ضددینی در طول تاریخ به ویژه در دوران معاصر همین گرایش درونی انسان به دین است که در طول تاریخ همراه بشر بوده و خواهد بود. یافتههای تاریخی بیانگر آن است که گرایش به دین و خدا اختصاص به زمان یا مکان خاصی نداشته و همواره ملازم انسان بوده است.
ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن ـ با آن همه مواضع سرسختانهاش در مقابل دین ـ میگوید:
«این اعتقاد قدیمی که دین نمودی است که عموم افراد بشر را شامل میشود، با حقیقت توافق دارد.»112
هنری لوکاس نیز بر همین باور است:
«پیداست همه مردم ابتدایی گونهای اعتقاد دینی داشتهاند … انسان نخستین مانند بازماندگان کنونیش به نیروی رازآلودی که نگهدارنده زمین، آسمان و سراسر زندگی است عمیقاً احساس وابستگی میکرد.»113
در روانشناسی نیز دانشمندان بزرگی بر این مسئله تأکید داشتهاند روانشناس معروف، کارل گوستاو یونگ در این باره میگوید:
«نمیتوان انکار کرد که دین یکی از قدیمیترین و عمومیترین تظاهرات روح انسانی است.»114
حس مذهبی یا بعد چهارم روح انسان عنوان کتابی است که در آن حس مذهبی را مورد بحث قرار داده است. وی میگوید:
«همانگونه که تا پیش از انیشتین گمان میشد جهان ماده سه بعدی است و نظریه نسبیت انیشتین ثابت کرد جهان بعد چهارمی به نام زمان دارد، در مورد روح نیز تا پیش از بحثهای جدید روانشناسی، روح را سه بعدی (حقیقت جو، زیباییطلب و فضیلتخواه) میدانستند، اما اکنون آشکار شده که روح نیز دارای بعد چهارمی به نام مذهب است.»115
حس دنیا نردبان این جهان

حس دینی نردبان آسمان

صحت این حس بجویید از طبیب

صحت آن حس بجویید از حبیب116

ویلیام جیمز، روانشناس معروف آمریکایی ـ که بیشتر تحقیقات خود را درباره دین انجام داده ـ در اواخر کتاب دین و روان میگوید:
«در اینجا من فقط اعتقادات قلبی و فطری نوع بشر را بیان میکنم و آن این است که خداوند وجود دارد.»117
در قرآن نیز آیات بسیاری دلالت بر فطرت الهی بشر دارد؛ مانند این آیه:
﴿فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا﴾118 «پس روی خود را با گرایش تمام به حق، به سوی این دین کن، با همان سرشتی که خدا مردم را بر آن سرشته است.»
در این آیه روی آوردن به دین امری فطری دانسته شده است. خواه دین را به معنای دین اسلام بگیریم که اصل آن تسلیم در مقابل خداست، خواه آن را ارکان اعتقادی دین بدانیم که مهمترین آنها اعتقاد به خداست و یا اینکه برنامه کلی برای سعادت بشر و سیر الیالله قلمداد کنیم، در هر صورت فطری بودن دین به معنای فطری بودن خداوند خواهد بود.
در آیهای دیگر انسان را به وجدان بیدارش ارجاع میدهد تا خودش پاسخگو باشد که آیا در وجود خداوند متعال تردیدی هست﴿…أَفِي اللّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ…﴾119، این مطلب گویای این است که انسان فطرتاً هیچ تردیدی در وجود خدا ندارد. آیاتی که دلالت بر هدایت فطری بشر دارد مثل﴿قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى﴾120، بیانگر گرایش درونی و ذاتی انسان به سوی اوست. از جمله آیاتی که بر فطرت الهی بشر تأکید دارند، آیاتی است که دعوت انبیا به سوی خداوند را «تذکر» میداند؛ یعنی وظیفه انبیا یادآوری بشر و تنبه و بیداری اوست؛ مانند:
﴿فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَكِّرٌ﴾121«پس تذکر ده که تو تنها تذکر دهندهای.»
خداوند در آیاتی دیگر نیز قرآن را ﴿كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ﴾122«تذکره» یعنی وسیله یادآوری معرفی می‌کند در پارهای دیگر از آیات نیز به مسئله توجه به خدا به هنگام بروز حوادث و خطرهای جدی در واقع فطرت پاک الهی بشر در این مواقع بیدار میشود و به سوی مبدأ آفرینش توجه میکند.
خداوند در سوره لقمان میفرماید: «اگر از آنها بپرسی چه کس آسمانها و زمین را آفریده است، مسلماً خواهند گفت خدا.» این آیه نیزبر فطری بودن خداشناسی در انسان دلالت دارد. آیات متعدد دیگری نیز هست که به شکلهایی گوناگون به فطرت الهی بشر اشاره دارد.123
طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق

که در این دامگه حادثه چون افتادم

من ملک بودم و فردوس برین جایم بود

آدم آورد در این دیر خراب آبادم124

اگر انسانها دارای طبیعتی مشترکاند، این همه اختلاف در خلق و خویها، چگونه توجیه می‌شود؟ به بیان دیگر، اگر همه انسانها سرشتی الهی دارند، چرا بسیاری یا به تعبیر قرآن اکثر مردم به کجراهه میروند؟ برای پاسخگویی به اینگونه پرسشها توجه به یک اصل بسیار اساسی، ضروری است و آن اینکه انسان افزون بر امیال و گرایشهای فطری، دارای کششهای غریزی نیز هست که تعارض بین این دو دسته گرایشها موجب نوعی کشمکش درونی میشود. اساساً اراده و اختیار در همین جا معنا مییابد. اینکه در این کشاکش درونی کدام گرایش بر دیگری غلبه کند، بسته به امور مختلفی است، هر انسانی دارای یک نظام فکری است که بر اساس آن امور را ارزشگذاری میکند و سپس در مقام تعارض ارزشها آنچه نزد او با ارزشتر است، برمیگزیند.125
اما نظامهای فکری انسانها چگونه ساخته میشوند؟ در پاسخ باید گفت نظامهای فکری افراد به امور مختلفی چون تعلیم و تربیت، جامعه، خانواده و انتخابهای خود شخص بستگی دارد. اصولاً انسان موجودی است که در اثر عوامل مختلف تغییر میکند، اعمال نیک انسان موجب شکوفایی فطرت پاک و خداگونه او میگردد و اعمال بد او نیز سبب افول فطرتش میشود و چه بسا دل به قدری زنگار بگیرد که دیگر هیچ حقیقتی را درک نکند و به تعبیر قرآن کر و کور و لال شود اگر آینه دل پاک نشود، حقیقت را نمینمایاند. در واقع صفای باطن افراد، برآمده از اعمال نیک آنهاست:
نظر پاک تواند رخ جانان دیدن

که در آیینه، نظر جز به صفا نتوان کرد126

انسان در طول دوران حیات خود دائماً دارای حرکت تکاملی یا تنزلی است و این استعداد را دارد که در اوج قله موجودات امکانی یا در پایینترین سطح آنها باشد. از همین رو، انسان دارای یک رتبه وجودی اولیه است، اما رتبههای وجودی ثانوی، در طول زندگی با توجه به مسیری که برمی‌گزیند و افعالی که انجام میدهد، حاصل میشود.
در فلسفه اسلامی بحثی مطرح است که آیا انسان نوع واحد است یا خیر؟ به دیگر سخن، آیا ماهیت انسان ماهیت واحدی دارد؟ صدرالمتألهین در آخرین جلد اسفار در بحث معاد میگوید: اعمال و ملکات انسانی در نفس او جای میگیرد و موجب تعیین ماهیت او میگردد. در واقع معیار ثواب و عقاب انسان در قیامت مرتبه وجودی همین ماهیتی است که خودش شکل داده است.127 شهید مطهری بر همین اساس قائل است که دو نوع انسان داریم: انسان فطری و انسان مکتسب که ـ چه در سیر صعودی یا نزولی ـ صفات و ملکاتی را کسب کرده است. علامه طباطبایی در المیزان در تفسیر آیه ﴿قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ﴾128 «بگو هر کس بر اساس ساختار [روانی و بدنی] خود عمل میکند.» می‌فرماید: «معنای آیه این است که هر انسانی بر اساس شخصیت روحی خود عمل میکند. مقصود از شاکله نیز آن شخصیتی است که انسان با توجه به اعمال و ملکات خود به دست میآورد. ایشان در ادامه میفرماید: بنابراین شاکله با فطرت اولیه انسان تفاوت دارد.»129
حاصل سخن اینکه، انسان مسئولیت بسیار سنگینی در این دنیا دارد و باید توجه داشته باشد که اعمال او هویتش را شکل میبخشد. او با همان شکل و صورتی که در این دنیا به خود میدهد، در آخرت نیز محشور خواهد شد. خداوند متعال هیچ انسانی را به صورت حیوان در نمیآورد و هیچ بینایی را کور نمیکند بلکه دوست دارد انسان به بالاترین مرتبه کمال و سعادت برسد و همه امکانات و تواناییهای درونی و بیرونی را در اختیارش گذاشته تا به مراتب بالای وجود برسد، پس چگونه خشنود میشود از اینکه انسانی به شکل حیوان محشور شود. انسان در این دنیا با هویتی که به خود داده، زندگی میکند، اما حقیقت خویش را در اینجا نمیبیند، بلکه در قیامت آشکار خواهد شد. البته این هویت هر روز قابل تغییر است بنابراین نه آن که به سوی کمال حرکت کرده، باید مغرور شود و نه آن که به سوی نقص رفته ناامید و مأیوس. این حرکت معمولاً، حرکتی تدریجی است. گرچه در موارد بسیاری انقلابهای درونی به شکل آنی و گوناگون صورت گرفتهاند. این گونه افراد در شرایطی خاص مانند مواجهه با مشکلی، برخورد با انسان وارستهای، مطالعه آیهای و مانند آن ـ قرار گرفتهاند و به ناگاه دگرگون شدهاند.130

فصل سوم:

اسلام و مسئله از خودبیگانگی

شایان ذکر است که بررسی مسئله از خودبیگانگی از دیدگاه ادیان مطرح جهان و اندیشمندان بزرگ جهان بشریت نیاز به مجال و فرصت بیشتری دارد. در این تحقیق برخی از ابعاد آنرا از دیدگاه قرآن و حدیث مورد بررسی قرار میدهیم.
بایستی توجه داشت که نحوه نگاه به بحث انسانشناسی و هستیشناسی تأثیری تام در دیدگاه مکاتب نسبت به موضوع از خودبیگانگی دارد. اما همانگونه که بطور تفصیلی بیان شد، دیدگاه اسلام نسبت به انسان به گونهای است که وی را موجودی دوبعدی دانسته که بعد اصیل و حقیقت واقعی او را روح و روان وی تشکیل میدهد و جسم صرفاً به عنوان ابزاری برای روح بوده که توسط آن بتواند مراحل کمال خود را طی کرده و به سر منزل مقصود نایل گردد.
انسان هویتی از اویی و به سوی اویی دارد ﴿إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ﴾131 «ما از خداییم و به سوی او باز میگردیم.» و زندگی واقعی وی در جهان آخرت شکل

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی کمال مطلق، زیبایی مطلق، امام خمینی (ره)، امام خمینی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی قرآن کریم، دوران جاهلیت، امر به معروف، تاریخ زندگانی