پایان نامه با کلمات کلیدی روانشناسی، روانشناسی اجتماعی، کنترل اجتماعی، علوم اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

دیدگاه کنش اجتماعی
رفتار رانندگی به تعبیر ماکس وبر نوعی کنش متقابل اجتماعی است و کنش اجتماعی شامل چگونگی عمل، تفکر و احساساست که خارج از فرد می‌باشد و دارای قوه اجبار و الزام هستند که به برکت آن خود را بر فرد تحمیل می‌کنند (روشه،1379). تحلیل رانندگی پرخطر را میتوان در فرایند کنش متقابل اجتماعی رانندگان با یکدیگر در نظر گرفت. رانندگان با شیوه رانندگی خود با دیگران بطور درونی گفتگو می‌کنند و یا به پلیس نشان دهند که نمی‌تواند جلو آنها را بگیرد و امثال این‌ها. بنابراین، رانندگان دائماً با رانندگان دیگر یا سرنشینان در تعامل اند و نظر آنان را پیش بینی و تفسیر می‌کنند و رفتار مناسب از خود نشان می‌دهند. این معانی ممکن است به نیازهای اجتماعی وی مربوط باشد مانند نیاز به احترام و تایید، رقابت و مقابله یا جبران، احساس برتری یا برابری، احساس موفقیت و… .

دیدگاه کنترل اجتماعی
کنترل اجتماعی دو نوع مستقیم یا بیرونی و غیرمستقیم یا درونی است. افراد به طور طبیعی تمایل به کج‌رفتاری دارند و اگر تحت کنترل قرار نگیرند چنین می کنند (ریکلس185 ، 1973).
کنترل مستقیم زمانی است که نهادهای رسمی مانند پلیس، متخلف را از طریق تنبیه یا جریمه وادار به همنوائی می کنند. نظریه کنترل بیرونی یا مستقیم با نظریه انتخاب عقلانی ارتباط دارد. هومنز186 کنش متقابل اجتماعی را به مثابه کنترل اقتصادی در نظر گرفت زیرا معتقد است افراد هنگام انجام کنش به سود و زیان و عواقب آن می اندیشند و انتخاب عمل زمانی صورت می گیرد که فرد نتیجه محاسبه را مثبت ارزیابی نماید (هومنز، 1958). براساس این نظریه قانون شکنی هنگامی رخ می دهد که افرادی با دو گزینه درست و نادرست مواجه می شوند و گزینه نادرست را برمی گزینند. بر اساس این نظریه می‌توان نتیجه گرفت که هر چقدر احتمال کشف و مجازات تخلف بیشتر باشد تخلف کمتر است. کنترل اجتماعی غیرمستقیم زمانی است که جامعه دارای همبستگی اجتماعی قوی است و فرد احساس تعلق قوی به جامعه دارد و نسبت به جامعه احساس دین می کند (کوزر و روزنبرگ، 1378).
تعهد نسبت به اهداف جامعه و ارزش ها بر اساس کنترل درونی از طریق احساس تقصیر، گناه و شرم افراد را از درگیر شدن در رفتار بزهکارانه باز می دارد (احمدی، 1384).
افرادی که خود کنترلی پایین دارند خودمدارند و نسبت به رنج ها و نیازهای دیگران بی تفاوت و غیرحساس بوده و در مقابل ناکامی ها تحمل کمی دارند. هیرشی معتقد است که ” اعتقاد افراد به اعتبار اخلاقی نظام هنجارهای اجتماعی و رعایت قوانین و مقررات نیز موجب احساس وظیفه اخلاقی نسبت به دیگران می شود و ضعف چنین اعتقادی راه را برای کجرفتاری هموار می کند”(هیرشی187، 1969).

تئوری رفتار برنامه ریزی شده188 و تئوری عمل منطقی189 در تحقیقات علوم بهداشتی:
تئوری رفتار برنامه ریزی شده و تئوری عمل منطقی از تئوری های مهم در تحقیقات مربوط به روانشناسی و سلامت میباشند. تئوری عمل منطقی درسال 1975 توسط آیزن و فیشبین190 ابداع شد.
درسالهای 1985 و 1988 این تئوری توسط آیزن توسعه داده شد و تئوری رفتار برنامه دار ریزی شده نام گرفت. هر دو این تئوری‌ها پیشنهاد می‌کنند که میتوان برای رفتارها، انواع مختلفی از منابع را با تعداد کمی از مفاهیم مرتبط به یکدیگر در داخل یک چهار چوب تئوری قرار داد.
این تئوری ها بخصوص تئوری رفتار برنامه ریزی شده برای حفظ و تغییر رفتارهای بهداشتی بکار برده می‌شود. از سال 1985 که تئوری عمل منطقی بازبینی شد و تئوری رفتار برنامه ریزی نام گرفت تا آوریل سال 2994 درحدود 622 مقاله درج شده در PsychoINFO و تعداد 230 مقاله درج شده در مدل این، از تئوری رفتار برنامه ریزی شده استفاده کرده اند.

زمینه های تاریخی و نظری تئوری رفتار برنامه ریزی شده:
منشاء توسعه و رشد تئوری عمل منطقی و تئوری رفتار برنامه ریزی شده روانشناسی اجتماعی191 است. روانشناسان علوم اجتماعی میکوشند تا چگونگی و چرایی اثر نگرش بر رفتار را توضیح دهند. آنها می‌کوشند تا درباره اینکه چطور و چگونه عقاید افراد بر اعمال آنها تاثیر می‌گذارد، توضیح دهند. بررسی تاثیر نگرش بر رفتار از سال 1872 بوسیله چارلز داروین شروع شد. داروین نگرش را به عنوان حالت فیزیکی یک احساس تعریف نمود.
دراوایل سال 1982 روانشناسان شروع به توسعه تئوری‌هایی نمودند تا چگونگی تاثیر نگرش بر رفتار را توضیح دهند (آیزن،1996). نتیجه مطالعات روانشناسان اجتماعی در زمینه نگرش و رفتار باعث شد که در بین سالهای 1925-1918 تعداد زیادی تئوری جدید پدید آید. توماس و زننیکی اولین روانشناسانی بودند که بیان کردند که نگرش فرآیند ذهنی شخص می‌باشد که تعیین کننده پاسخ های واقعی و بالقوه فرد می‌باشد. در این زمان بود که دانشمندان اجتماعی شروع به بررسی نگرش به عنوان یک پیشگویی رفتار برآمدند. از جمله بررسی‌هایی که در درک رابطه بین نگرش و رفتار موثر بودند عبارتند:
1- در سال 1929 تورستون روشهایی را برای اندازه گیری نگرش با استفاده از مقیاس‌های فاصله‌ای ابداع کرد. به دنبال مقیاس تورستون مقیاس لیکرت ابداع گردید که مشهورتر، علمی‌تر و آسان‌تر بود. این مقیاس امروزه زیاد مورد استفاده قرار می‌گیرد (آیزن، 1980؛ فیشبین،1996).
2-در سال 1935 آلپورت نظر دارد که علی رغم استدلال های قبلی، رابطه بین نگرش و رفتار یک بعدی نمی باشد، بلکه چند بعدی می باشد. نگرش ها به عنوان سیستم پیچیده‌ای می‌باشد که از عقاید افراد درباره شی، احساس فرد نسبت به شی وگرایش فرد نسبت به شی ساخته شده است (آیزن،1980؛ فیشبین، 1996).
3-در سال 1944 لوئیس گوتمن، مقیاس تراکمی (مقیاس گوتمن) را برای اندازه گیری عقاید درباره شی ابداع نمود (آیزن،1980؛ فیشبین،1996).
4-بوب در سال1947 ایده تورستون را پذیرفت که نگرش نه فقط به طور مستقیم با رفتار ارتباط دارد بلکه آن می تواند الگوی کلی رفتار را بیان کند (آیزن،1980؛ فیشبین،1996).
5-در سال1950، دیدگاه چند بعدی بودن نگرش جهانی شد (آیزن،1980؛ فیشبین،1996).
6-روزنبرگ و هولند در سال1960 بیان کردند که نگرش اشخاص نسبت به یک شی بوسیله احساس، شناخت و رفتار افراد فیلتره می شود (آیزن،1980؛ فیشبین،1996).
7-درسال1969 ویکر پس از بررسی های مختلف نتیجه گرفت که علی رغم آنچه به نظر می رسد نگرش ارتباط نزدیکی با رفتار دارد، احتمالاً نگرش با رفتارها ارتباط نزدیکی نداشته باشد یا فقط به طور اندک با رفتارهای آشکار ارتباط داشته باشد (آیزن،1980؛ فیشبین،1996).
به دنبال این پیشرفت ها، آیزن و فیشبین سعی کردند تا روش‌هایی بیابندکه رفتار و پیامد آن را پیشگویی می کند. آنها فرض کردند که افراد معمولاً اشخاص کاملاً منطقی می باشند و آنها از اطلاعات در دسترس خود استفاده سیستماتیک می‌کنند و قبل از اتخاذ تصمیم درباره انجام دادن/یا انجام ندادن رفتار، تمام جوانب آن را در نظر می گیرند. بعد از بررسی تمام مطالعات آنها یک تئوری را پیشنهاد دادند که می توانست رفتار و نگرش را قابل درک و پیشگویی نماید. این تئوری، تئوری عمل منطقی نام گرفت. به نظر می رسید که در این تئوری، قصد رفتاری نسبت به نگرش بیشتر رفتار را پیشگویی می نماید.
بعد از اینکه تئوری عمل منطقی در علوم اجتماعی مورد استفاده قرارگرفت، آیزن و سایر محققین دریافتند که این تئوری کافی نمی باشد و چندین محدودیت دارد. یکی از بزرگترین محدودیت ها برای افرادی بود که آنها احساس می کردند کمترین قدرت را بر روی نگرش و رفتارهایشان دارند. برای رفع این محدودیت، آیزن سومین سازه را که کنترل رفتاری درک شده نام داشت به تئوری عمل منطقی اضافه نمود. وی بعد از اضافه کردن این سازه به تئوری عمل منطقی، نام این تئوری را تئوری رفتار برنامه ریزی نامید (گودین192 ،کوک193، 1996؛ مددن194، الن195، آیزن، 1992).
اساس تئوریک رفتار برنامه‌ریزی شده:
این تئوری از تئوری عمل منطقی منشاء گرفته است که تئوری عمل منطقی نیز کاربرد تئوری دیگری به نام تئوری انتظار-ارزش می باشد (ترنهولم196 ،1986). در اینجا به طور خلاصه تئوری انتظار-ارزش، تئوری عمل منطقی و تئوری رفتار برنامه ریزی شده توضیح داده می شوند.
تئوری انتظار-ارزش197
تئوری انتظار-ارزش از دو ناحیه پژوهشی بوجود آمدند:
1-بررسی های روانشناسی اجتماعی درباره روابط بین نگرش، اعتقادات و رفتار
2-تئوری تصمیم گیری رفتاری.
فرضیه اصلی در تئوری انتظار ارزش اصل نیل به حداکثر است. پاسکال198 به طور رسمی در سال1969 اعلام کرد، ارزش مورد انتظار برای عمل خاص جمع جبری پیامدهای بالقوه یا نتایج آن و ارزش های هر پیامد و ترتیب و توالی آنها می باشد. تئوری انتظار ارزش به دنبال توصیف اینکه چگونه مردم تصمیم می گیرند نمی باشد، بلکه این تئوری روشی برای تعریف عملی و ارزیابی سیستماتیک اجزای تصمیم گیری برای انجام رفتار خاص ارائه می دهند. نتیجه ارزش یا به صورت عینی ارائه می گردد (برای مثال برحسب دلار) یا به صورت ذهنی (مانند خوشبختی). این امر امکان تخمین اثرات نتایج مختلف را در تصمیم گیری فراهم می‌کند. قضاوت های ذهنی ارزش در تئوری تصمیم گیری موسوم به سودمندی و در تئوری عمل استدلالی موسوم به طرز یا تلقی گرایش می باشد. گرایش‌ها قضاوت‌های ذهنی ارزش می باشند که در یک طیف، منعکس کننده تمایل یا عدم تمایل شخص درباره یک موضوع خاص می باشند. این قضاوت های ارزیابی با مقیاسی اندازه‌گیری می شوند که دارای دامنه‌ای از خوب تا بد می باشند. در بررسی‌های روانشناسی اجتماعی که توجه آنها به درک و پیش بینی رفتار معطوف است، ایجاد گرایش موضوع اصلی محسوب می‌شود. درتئوری انتظار ارزش گرایش یا سودمندی می‌تواند جایگزینی برای ارزش و احتمالات ذهنی و اعتقادات جایگزین احتمالات عینی باشد. قاعده تصمیم‌گیری یا اصل نیل به حداکثر به ما می گوید: مردم در انتخاب جایگزین رفتاری معتقدند که حداکثر پیامدهای خوب و حداقل پیامدهای بد را برای آنها خواهد داشت. (تئوری انتظار ارزش فقط در مواردی که مورد کنترل فرد است استفاده می‌شود. رفتارهای اجباری و اضطراری در موقعیت‌هایی که انتخاب برای فرد محدود است، در قلمرو بحث این تئوری نیست) (ترنهلم، 1986).
در مجموع، تئوری‌های انتظار ارزش را می‌توان مدل زنجیرهای وقایع با تفاوت در جزئیات کاربردی هر یک دانست. از این دیدگاه رفتار عبارتست از نقطه پایان وقایع روانشناختی زنجیرهای که با ارزیابی پیامدهای نتایج رفتار مورد نظر شروع می شود. بر اساس این سنجش، تصمیم گیرنده راهی را انتخاب می کند که قصد دنبال کردن آن را دارد. وقایع بعدی با اجرای رفتار انتخاب شده دنبال می شوند. در حالی‌که پیامدهای خاص رفتار مورد نظر کاملاً رابطه متقابل بین پیامدهای رفتاری را مشخص می‌کند و روش علمی برای ادغام ارزیابی‌های مردم از این پیامدها جهت پیش بینی رفتار یا قصد انجام رفتار ارائه می‌دهد اما در اغلب موارد چنین پیامدهایی در چارچوب نظر منظور نشده است. پیامدهای هر رفتاری به طور تجربی در جمعیت هدف بدست می آید در زمینه محتوای مدل، برای استفاده کاربردی این روش ها در تعداد زیادی از رفتارها انعطاف پذیری قابل ملاحظه‌ای وجود دارد. در آموزش بهداشت که رفتارها و همچنین گروههای هدف خیلی متفاوتند، درک مسائل خاصی مربوط به تصمیم گیری افراد و چگونگی این مسائل در زیر گروه ها، وسیله ای قوی برای طرح استراتژی هایی جهت مداخلات موثر فراهم می کند. مرکز توجه تئوری های انتظار-ارزش این می باشد که چطور رفتار افراد با فرایند شناختی افراد مرتبط می‌باشد که این فرایندهای شناختی در ارتباط با ارزشهای ذهنی و انتظارات در نتایج احتمالی یک رفتار ویژه می‌باشند. این تئوری ها بر هویت ساختار شناختی، سبک های شناختی، متمرکز می باشند. هدف نهایی این تئوری‌ها درک و پیشگویی رفتار انسان می باشد (ترنهلم،1986).
افراد تلاش ها و منابع شخصی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی منبع کنترل، پرخاشگری، سبک زندگی، منبع کنترل درونی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی خودکارآمدی، حمایت اجتماعی، تغییر رفتار، منبع کنترل