پایان نامه با کلمات کلیدی روابط انسانی، هدایت و رهبری، شناخت انسان

دانلود پایان نامه ارشد

قرارگيرند كه‌ آگاه‌ به ‌علوم‌ و فنون‌ و مهارت‌هاي‌ مرتبط با مديريت‌ آموزشي‌ نباشند. بايستي‌انتخاب‌ مديران‌ براساس‌ يافته‌هاي‌ تجربي‌، علمي‌ و شناختي‌ استوار باشد و برارزش‌هاي‌ جامعه‌ نيز تطبيق‌ نمايد. به‌طور كلي‌ تعيين‌ صلاحيت‌ و شايستگي‌ علمي‌(تخصصي‌) تجربي‌ و مهارت‌هاي‌ فردي‌ (رواني‌) و اجتماعي‌ مديران‌ نخستين‌ و مهم‌ترين‌ قدم‌ در انتخاب‌ و واگذاري‌ مسؤوليت‌ مهم‌ رهبري‌ مدارس‌ است‌.
شيرازي‌ (1373) معتقد است‌ شيوه‌ي‌ انتخاب‌ مديران‌ بستگي‌ به ‌اين‌ دارد كه‌ فرد يا گروه‌ انتخاب‌ كننده‌ خود براساس‌ چه‌ معياري‌ متصدي‌ مشاغل‌ يا عضويت‌شان‌ در گروه ‌شده‌اند. در صورتي‌ كه‌ رئيس‌ يا اعضاي‌ شوراي‌ مركزي‌ ناحيه‌ داراي‌ صلاحيت‌ فردي ‌براي‌ احراز شغل‌ و يا مسؤوليت‌ خود بوده‌اند، هر كدام‌ از اين‌ دو مشترك مي‌توانند مسؤوليت‌ انتخاب‌ مديران‌ مدارس‌ را به ‌عهده‌ بگيرند. هم‌چنين‌ بهرنگي‌ (1374) در اين‌ مورد مي‌گويد: كساني‌ كه‌ خود آشنا به ‌اصول‌ و مفاهيم‌ و مباني‌ و نظريه‌هاي ‌آموزشي‌ نيستند، نبايد حق‌ انتخاب‌ و گزينش‌ مديران‌ مراكز آموزشي‌ را داشته‌ باشند.
براي‌ انتخاب‌ مناسب‌ترين‌ و شايسته‌ترين‌ مدير از طريق‌ آگهي‌ و انتشارات‌ داخلي‌سازمان‌، روزنامه‌ها و مجلات‌ تخصصي‌ مي‌توان‌ افراد علاقه‌مند زيادي‌ از وجود شغل‌ مدير در مدرسه‌ي‌ مورد نظر مطلع‌ كرد و از داوطلبان‌ خواست‌ تا مدارك‌ لازم‌ را ارسال ‌دارند. پس‌ از مطالعه‌ي‌ كامل‌ سوابق‌ و مدارك‌، مناسب‌ترين‌ افراد براي‌ مصاحبه‌ و ارزيابي‌هاي‌ بيشتر به ‌دفتر رئيس‌ ناحيه‌ يا شوراي‌ انتخاب‌ كننده‌ دعوت‌ شوند و سپس ‌به‌ انتخاب‌ نهايي‌ اقدام‌ گردد. چهارده‌ عامل‌ را به‌ عنوان‌ عوامل‌ مهم‌ در انتخاب‌ مديران‌ مي‌توان‌ ذكر كرد و ابزارهايي‌ را نيز براي‌ ارزشيابي‌ اين‌ عوامل‌ در داوطلبان‌ شغل‌ مديريت‌ معرفي‌ نمود كه‌ در ذيل‌ به‌آنها اشاره‌ مي‌شود: (شيرازي‌، 1373).
1. سن‌، تجربه‌ و زندگي‌نامه‌
2. سطح‌ دانش‌ عمومي‌
3. سطح‌ دانش‌ تخصصي‌ در آموزش‌ و پرورش‌
4. تسلط به‌زبان‌ فارسي‌ و توانايي‌ در بيان‌ افكار
5. قابليت‌ اعتماد و اشتياق‌
6. ثبات‌ روحي‌ رواني‌ و ديگر خصوصيات‌ شغلي‌
7. مهارت‌هاي‌ روابط انساني‌
8. علايق‌
9. رفتار مديريتي‌ و خلاقيت‌
10. توانايي‌ عقلي‌ و هوشي‌
11. صلاحيت‌ اخلاقي‌
12. احراز استفاده‌ از بورسيه‌هاي‌ تحصيلي‌
13. الگوي‌ ارزشي‌
14. سلامت‌ و صلاحيت‌ جسماني‌
براي‌ ارزيابي‌ اين‌ عوامل‌ ابزارهايي‌ معرفي‌ مي‌شوند از جمله‌: تعيين‌ دانش‌تخصصي‌، مدارك‌ تحصيلي‌، توصيه‌نامه‌هاي‌ شغلي‌ و تحصيلي‌، مصاحبه‌، آزمون ‌تعيين‌ ارزش‌ها، آزمون‌ موقعيتي‌، آزمون‌ هوش‌ و معاينات‌ پزشكي‌ (شيرازي‌، 1373).
ميرسپاسي‌ (1380) نيز موضوع‌ انتصاب‌ و انتخاب‌ درست‌ را به‌ گونه‌اي‌ ديگر تشريح‌ كرده‌ است‌. وي‌ معتقد است‌، شعار معروف‌ سپردن‌ كار به‌كاردان‌ در مرحله‌ي ‌انتصاب‌ مصداق‌ پيدا مي‌كند. از نظر او انتصاب‌ صحيح‌ در سه‌ گام‌ به‌شرح‌ زير انجام‌مي‌شود:
گام‌ اول‌: مقايسه‌ي‌ مشخصات‌ داوطلب‌ با شرح‌ شغل‌(125) و شرايط احراز شغل‌(126)
گام‌ دوم‌: انتصاب‌ (موقت‌ – دائمي)‌
گام‌ سوم‌: توجيه‌ مقدماتي‌ (آشنا ساختن‌ استخدام‌شوندگان‌ با محيط و شرايط كارجديد)

2-9. مهارت هاي مورد نياز مديران از دیدگاه اندیشمندان جهان
رابرت كاتز (1955) مهارت هاي مورد نياز مديران را به فني، انساني و ادراكي طبقه بندي كرده است.
2-9-1. مهارت ادراكي:
يعني توانائي درك پيچيدگي هاي كل سازمان و تصور همه عناصر و اجزاي تشكيل دهنده كار و فعاليت سازماني به صورت يك كل واحد. به عبارت ديگر، توانائي درك و تشخيص اينكه كاركردهاي گوناگون سازمان به يكديگر وابسته بوده، تغيير در هر يك از بخشها الزاماً بخشهاي ديگر را تحت تأثير قرار مي دهد. آگاهي از اين روابط و شناخت اجزا و عناصر مهم در موقعيت هاي مختلف، مدير را قادر مي سازد كه به طريقي تصميم گيري يا اقدام كند كه موجبات اثربخشي سازمان و رضايت كاركنان آن را فراهم نمايد. اكتساب مهارت ادراكي مستلزم آموزش نظريه هاي علوم رفتاري، به ويژه نظريه هاي سازمان، مديريت و تصميم گيري و كاربرد عملي آنهاست. (علاقه بند، 1380 : 89).
لازمه این نوع مهارت عبارتست از کسب شناخت و اطلاعات در موارد زیر:
– تئوری، تحقیق، علم و عمل
– تئوری های سازمان بویژه بروکراسی
– تئوری های علوم رفتاری
– تئوری های تصمیم گیری
– تئوری سیستم ها،مفاهیم و کاربرد آن
لذا، مدیری که دارای مهارت ادراکی است قادر به تجزیه و تحلیل ذهنی مسائل بوده و بدون توجه به امور جزئی بر مجموعه آنها حتی قبل از وقوع واقعه ،اشراف دارد.(سیدعباس زاده،1381 : 38)
مهارت ادراکی مستلزم جامعیت ذهنی به معنی رهایی فکری از قید امور فوری و محسوس و آشکار و تحجر فکری است. (سیدعباس زاده،1381 : 38)
مهارت ادراكي را نمي توان باطي كردن يك دوره آموزشي كسب كرد زيرا فكر مديران بايد تغيير كند و در واقع، ادراكي فكر كردن به ادراكي عمل كردن تبديل شود.
➢ براي اينكه مديران مدارس به مهارت هاي ادراكي مجهز شوند، لازم است در دو زمينه فكري كار كنند: تفكر سيستمي داشته باشند و به ذهنيت فلسفي مجهز شوند.
الف: تفكر سيستمي: يكي از پايه هاي اساسي مهارت هاي ادراكي اين است كه مدير مدرسه با عناصر و عوامل مدرسه به صورت يك سيستم برخورد كند. سيستم از مجموعه هائي از عناصر و اجزا مرتبط و در حال كنش واكنش متقابل است كه يك كل واحد را بوجود مي آورد. سيستم مدرسه درون دادهايي به صورت دانش آموز، محتوي درسي، برنامه ها، روش هاي تدريس، فرهنگ، معلم و … دارد كه اين دروندادها وارد مدرسه مي شوند و به دو دسته عمل شونده و عمل كننده تقسيم مي گردند. عمل شونده ها دانش آموزان هستند و ساير عوامل كه عمل كننده ها نام دارند، براي ايجاد تغييرات نسبتاً مطلوب در ذهن آنان است.
ب: ذهنيت فلسفي: براي اينكه مديران مدرسه به ذهنيت فلسفي مجهز شوند، بايد ويژگي هاي ذهن فلسفي را بدانند و كم كم خود به آن ويژگي ها مجهز شوند. به طور كلي، فردي با ذهن فلسفي، خصوصياتي را نشان مي دهد كه در سه بعد مرتبط، جامعيت، تعمق و قابليت انعطاف پذيري گروه بندي مي شود. (سیدعباس زاده،1381 : 38).
2-9-2. مهارت انساني:
يعني داشتن توانائي و قدرت تشخيص در زمينه ايجاد محيط تفاهم و همكاري و انجــام دادن كار به وسيله ديگران، فعاليت مؤثر به عنوان عضو گروه، درك انگيزه هاي افراد و تأثيرگذاري بر رفتار آنان. مهارت انساني در نقطه مقابل مهارت فني است؛ يعني كار كردن با مردم در مقابل كار كردن با اشياء داشتن مهارت انساني مستلزم آن است كه شخص پيش از هر چيز، خود را بشناسد، به نقاط ضعف و قوت خود آگاه باشد. عقايد و افكارش برخود او روشن باشد. اعتماد به نفس داشته باشد؛ به عقايد، ارزشها و احساسات آنان احترام بگذارد. مهارت هاي انساني به آساني قابل حصول نيستند و فنون و روشهاي مشخص ندارند. امــروزه، دانش علمي در قلمرو روان شناسي، رواني شناس اجتماعي و مردم شناسي و تجربه و كارورزي در شرايط گروهي و اجتماعي، به طور غير مستقيم زمينه دستيابي به مهارت هاي انساني را فراهم مي سازند. (علاقه بند، 1380 : 89).
با جرات می توان گفت که یکی از مهارت های مهم مدیریت ، مهارت در روابط انسانی به معنی ایجاد محیط مساعد و مطلوب برای کار از طریق جلب مشارکت گروههای انسانی است. به نظر بعضی از متفکرین ، مدیریت می تواند در همین مهارت خلاصه شود زیرا که بیشتر اهداف ، عموما مستلزم جلب مشارکت گروههای انسانی است و اگر مدیر نتواند روابط انسانی صحیح با کارکنان برقرار کند نخواهد توانست در ایفای نقش خود موفق با شد. بنابراین امروزه مهارت انسانیی در درجه اول اهمیت قرار دارد.( هرسی و بلانچارد،1375 : 26).
• مهارت روابط انسانی مستلزم داشتن اطلاعات و شناخت علمی در زمینه های مشابه موارد زیر می باشد:
– ابعاد مختلف انسان
– رفتارهای فردی انسان
– شخصیت انسان
– فرهنگ و جو سازمان
– هدایت و رهبری افراد
– پویایی های گروهی،گروههای کار، کارگروهی
– نیازها، علایق و انگیزه های کارکنان(سیدعباس زاده،1381 : 36).
• پايه هاي اساسي مهارت روابط انساني متشكل از دو مقوله انسان و ارتباط است.
مديران مدارس بايد انسان را خوب بشناسند، اما شناخت انسان مشكلي را حل نمي كند. بلكه به دنبال شناخت بايد تجويز و درمان باشد. يعني مهارت هاي ارتباطي نيز بايد شناخته شوند. پس از شناخت ويژگيهاي جسماني، رواني، اجتماعي انسان ها شناخت مناسبي، الگوها و عناصر ارتباط آنچه كه روابط انساني را غني و معني دار مي كند و هماهنگ سازي در شناخت لازم است يعني بدين معني كه مديران مدارس توانائي و استفاده از مهارت هاي ارتباطي شناخته شده را در برخورد با انسانهايي با زمينه هاي متفاوت پيدا كنند و وقتي اين توانمندي و مهارت ايجاد شد، حاصل آن شكل گيري، تقويت و كاربردي شدن روابط انساني در خود مدرسه و نظام آموزشي است.( هرسی و بلانچارد،1375 : 27).
• ويژگي هاي مديران داراي مهارت انساني قوي:
1ـ تا حد زيادي انعطاف پذيرند: انعطاف پذيري يعني پذيرش منطقي نظريات و آراي ديگران، دوري از مقاومت نابجا و ناروا در زمينه دفاع از نظريات ناصواب، تغيير در نگرشها و عادات گذشته كه نادرست به نظر مي رسند و جهان علم و دانش آنها را تأييد نمي كند از ويژگي هاي يك مدير مستعد است.
مشخصه هاي اصلي انعطاف پذيري مديران داراي مهارت انساني را مي توان به شرح زير بيان داشت:
• نظريات منطقي ديگران را به راحتي مي پذيرند.
• از تحميل نظريات خود به ديگران به شدت دوري مي جويند.
• در مقابل پيشنهادهاي دانش آموزان موضع گيري اصولي مي كنند.
• براي روشن شدن منظور معلمان موضوع را از ابعاد گوناگون مورد سؤال و پرسش قرار مي دهند.
• صحبت هاي منفي و مثبت معلمان را در كنار هم قرار مي دهند و قضاوت مي كنند.
2ـ به خود و ديگران نگرشي مثبت دارند: داشتن نگرش مثبت به خود و ديگران از مقدمات برقراري روابط انساني مطلوب در مدرسه است. وقتي انسان استعدادهاي خود را شناخت، نگرشش نسبت به خود مثبت مي شود و اين نگرش مثبت كمك مي كند كه ديگران نيز به اين شناخت و نگرش مثبت برسند.
مشخصه هاي اصلي مديران داراي اين ويژگي را مي توان به شرح زير بيان داشت:
• در مورد ارزشمند بودن خود مشكلي ندارند و مي توانند همه احساسات و نگرش ها و علائق خود را تجربه كنند. در مقابل احساسات خود حالت دفاعي ندارند.
• در برقراري روابط انساني نه تنها كنترل و تهديد را كارساز نمي دانند. بلكه آنرا مخرب تصور مي كنند.
• برقراري روابط انساني آنان قلبي و واقعي است.
• معلمان و دانش آموزان را دوست دارند.
• احترام را كليد غني سازي روابط مي دانند.
3ـ گوش شنوا دارند: مطالعات گوناگون نشان مي دهد كه مديران 45% تا 43% از وقت خود را صرف شنود مي كنند. در اين زمينه مديراني كه داراي مهارت انساني قوي هستند از اين وقت حداكثر استفاده را مي برند و از آن در جهت پويائي روابط سازماني و غني ساختن آن بهره مي گيرند.
مي توان مشخصه هاي اصلي مديراني را كه خوب گوش مي دهند به شرح زير بيان كرد:
• در گوش دادن به تمام حالات جسمي و روحي معلمان توجه دارند.
• به جاي شنيدن گوش مي دهند.
• هنگام گوش دادن اشتغال ذهني خود را به حداقل مي رسانند.
• در گوش دادن معلم مدار هستند.
• تا مطلب را به طور كامل دريافت نكنند قضاوت نمي كنند.
• هنگام گوش دادن نكات اساسي را يادداشت مي كنند.
• در طول گوش دادن بازخورد ارائه مي دهند.
• هنگام گوش دادن به گوينده نگاه معني دار مي كنند.
• عادت هاي ناپسند گوينده را تحمل مي كنند.
رالف نیکلز می گوید: اساسی ترین نیاز بشر این است که درک کند و دیگران هم او را بفهمند. بهترین راه برای درک دیگران گوش دادن به حرف های آن هاست. اگر مدیر برای کارکنان شنونده خوبی باشد، آن ها هم دوست دارند اوقات بیشتری را با او بگذرانند(جان سی مکسول، 1388 : 168).
4ـ با والدين دانش آموزان به خوبي ارتباط برقرار مي كنند: مديران مدارس

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی آموزش ضمن خدمت، ثبت اسناد، ضمن خدمت Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی فلسفه آموزش و پرورش