پایان نامه با کلمات کلیدی رشد اقتصادی، نیروی کار، اقتصاد دانش، اقتصاد دانش محور

دانلود پایان نامه ارشد

Economic Research, The Hebrew University of Jerusalem.18 p.
Sumanth, D. J. (1997), Total productivity management (TPmgt): a systemic and quantitative approach to compete in quality, price and time, CRC Press. Florida, USA, 424p.

فصل دوم

ادبیات موضوع و پیشینه تحقیق

2 -1- مقدمه

هردوره از زندگی بشری با نامی که معرف فعالیت های آن دوره است مشخص می شود.جامعه کشاورزی،جامعه صنعتی وجامعه اطلاعاتی عناوینی هستند که هرکدام،به یکی ازدوره های زندگی بشری اشاره دارند، دنیل بل معتقد است که آن نوع از کار که همگانی تر باشد به جنبه معرف آن جامعه خاص تبدیل می شود. وی چنین اظهار عقیده می کند که، درحالی که در جوامع ماقبل صنعتی نیروی کار کشاورزی در همه جا به وفور یافت می شد و در جوامع صنعتی کار در کارخانجات به هنجار تبدیل شد، در جوامع فراصنعتی این کار خدماتی است که حکمفرما شده است.
با این اوصاف به نظر می رسد نمود عینی رشد و توسعه علم و دانش و ارتقای تکنولوژی، خود را در عرصه کار با برجستگی بیشتری نمایان می سازد، به همین دلیل تولید، بهره وری و انباشت سرمایه که همگی از خروجی های کار می باشند تعیین کننده ساخت کلی یک جامعه به حساب می آیند. از همین روی مطالعه ویژگی های فنی و تکنولوژیکی کار در جامعه امروزی و تأثیرات آن برکار و بهره وری افراد جامعه از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
در این فصل سعی بر آن است تا در ابتدا به ارائه مفاهیم اقتصاددانایی محور و ابعاد آن و ویژگیهای دانش پرداخته شود. سپس ارائه مفاهیم مربوط به بهره وری نیروی کار و سابقه جایگاه دانش در ارتقای بهره وری نیروی کار و رشد اقتصادی بیان شود و مروری اجمالی به ادبیات موضوع مذکور داشته باشد و در پایان مروری بر برخی مطالعات تجربی خواهیم داشت.

2-2- مفاهیم اقتصاددانایی

اقتصاددانایی محور عنوانی است که در آنجا تولید وکاربرد دانش برای یک بخش مهم در رشد اقتصادی و خلق رفاه و ثروت مشارکت دارد، در حالیکه عوامل سنتی تولید که عبارتند از نیروی کار، سرمایه، مواد خام کارافرینی همچنان با اهمیت باقی میمانند، دانش عامل اصلی است که باعث ایجاد رشد و خلق ارزش جدید برای رقابتیبودن خواهد بود. (NITC ،2011)
ضعف یاحتی فقدان تعریف کامل در واقع در ادبیات فراگیر است، اقتصاددانایی محور یک واژه بسیار لفظی است اما از نظر تحلیلی مفیدتر است. هدف اصلی این بخش بیان تعریف آزمایشی است.
همانطورکه نقش دانش با نقش منابع طبیعی، سرمایه فیزیکی و مهارت پایین نیروی کار که اهمیت بیشتری دارند مقایسه میشوند، اگرچه سرعت آن درتمام اقتصادهای OECD متفاوت میباشد، اما همگی در حال حرکت به سمت اقتصاد دانش هستند (Brinkley,2006)
در این قسمت سعی شده است مروری اجمالی به تعریفهای این نوع اقتصاد جدید داشته باشیم تا با مفهوم آن آشنا شویم. اقتصاد مبتنی بر دانایی، اقتصادی است مبتنی بر تولید، توزیع و کاربرد دانش و اطلاعات به منظور تحقق رشد اقتصادی و افزایش بهرهوری که در این اقتصاد دانش نقش اصلی را در تولید ثروت ایفا میکند، در مورد مفهوم اقتصاددانایی ديدگاههاي متفاوتي وجود داردکه به تعدادي از آنها اشاره ميکنيم.
اقتصاددانش نه تنها توصیفی ازصنایع با تکنولوژی بالا است، بلکه مجموعه ای از منابع جدید فرصت رقابتی را شرح میدهد که میتواند برای تمام بخشها ، شرکتها ، نواحی از صنعت کشاورزی، خرده فروشی تا بیو تکنولوژی و نرم افزار به کار گرفته شود. موفقیت اقتصاد به طور فزاینده ای بر اساس تأثیرات برترکاربرد استفاده ازداراییهای ناملموس مانند دانش، مهارت وپتانسیل نوآوری به عنوان منبع اصلی برای مزیت رقابتی میباشد. (Brinkley,2006)
از نظر کشورهای OECDاقتصاددانایی اقتصادي است که به طور مستقيم بر اساس توليد، توزيع و مصرف دانش و اطلاعات قرار گرفتهاست. در اقتصاددانایی دانش محرک اصلي رشد ايجاد ثروت و اشتغال در تمامي رشته فعاليتها است. بر اساس اين تعريف اقتصاددانایی تنها به تعداد محدودي صنايع مبتني بر فناوري بسيار پيشرفته وابسته نيست بلکه در اين نوع اقتصاد تمامي فعاليتهاي اقتصادي به شکلي بر دانش متکي است، حتي فعاليتهاي نظير معدن و کشاورزي که اقتصاد قديمي خوانده ميشوند، همچنين دانش مورد نياز براي ساختن اقتصاددانایی تنها از نوع فناوري محض نيست و دانش فرهنگي، اجتماعي و مديريتي را در بر ميگيرد (عمادزاده و شهنازی، 1386).
اقتصاد مبتني بر دانش، اقتصادي است که دولت به طور مستقيم بر توليد، توزيع و استفاده دانش متکي است و مردم و سازمانها را به کسب، ايجاد و ترويج و استفاده کارآمد از دانش براي توسعه هر چه بيشتر اقتصادي اجتماعي تشويق ميکند. طبق اين تعريف اقتصاد مبتني بر دانش بر چهار ستون مرکب از فرهيختگان ، نهادهاي اقتصادي مناسب، زير ساختهاي اطلاعاتي وسيع و کارآمد و وجود صنعت دانش پويا استوار است (طائي، 1387)
اقتصاددانایی محور اقتصادی است که درآن خلق دانش و بهرهبرداری از آن نقش غالبی در ایجاد ثروت و رشد اقتصادی ایفا میکند و نه تنها روی گسترش مرزهای دانش تأکید میکند، بلکه استفاده بهتر و کاراتر از تمام انواع دانش درکلیه فعالیتهای اقتصادی را دربر میگیرد. دانش یک کالای عمومی جهانی است و قابلیت گسترش نامحدود را دارد، به عبارت دیگر از دیدگاه مصرف، یک کالای غیررقابتی تلقی میشود (صدیق، 1384، ص5).
در اقتصاددانایی ساختارهاي اقتصادي به طور کلي تغيير ميکند و بخشهاي مرتبط با توليد، توزيع و مصرف دانش و اطلاعات يعني تحقيق و توسعه ، آموزش و توليد فناوري اعم از سخت افزاري و نرم افزاري اهميت مييابد، اين در حالي است که بخشهاي مرتبط با توليد، توزيع و مصرف مواد اوليه و نيز سرمايه گذاري فيزيکي به تدريج اهميت خود را از دست ميدهد.
در اقتصاددانایی ماهيت کار اساساً تغيير ميکند و مهارتهاي زياد جاي مهارتهاي کم را مي گيرد. سازماندهي کار از ساختار سلسله مراتبي بالا به پايين به ساختار شبکهاي و گروههاي نيمه مستقل مرتبط با يکديگر تغيير شکل ميدهد و بخش خدمات رشد سريعي مييابد. (عماد زاده ، شهنازی وشبانی، 1385)
همچنين در مفهوم محدود، اقتصاددانایی به اقتصاد اطلاعات اشاره دارد که در آن فناوري اطلاعات نقش اساسي در تعيين مزيتهاي رقابتي ملتها بازي ميکند و به عنوان ابزاري براي توضيح اقتصاد نوين با سطح بالاي رشد و سطح پايين قيمتها مطرح است. (حسيني و بیغش ، 1384)
همچنين ميتوان گفت صنايع دانش پايه، صنايعي هستند که درآنها سطح بالايي از سرمايه گذاري به ابداع و نوآوري اختصاص يافته، فناوريهاي کسب شده با شدت بالايي مصرف و نيروي کار از تحصيلات عالی برخوردار است. (معمار نژاد عباس، 1384)
ازمنظری دیگر، این نوع توسعه را میتوان به این صورت تعریف کرد: فرایند ارتقای سطح زندگی جامعه در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، دفاعی و بر اساس همافزایی خاص از نهادهای دانشی (ضمنی وصریح )و غیر دانشی(زمین ، سرمایه و. . . ). (فاتح راد، تقی یاری، 1384)

2-3- ویژگیهای یک اقتصاددانایی محور

دانش اطلاعاتی است که توسط تصمیمگیران برای تحقق اهدافشان تفسیر واستفاده شدهاست. دانش، یک کالای عمومی است که در آن هیچ هزینه اضافی وجود ندارد، آن را با سایر کاربران تسهیم میکنیم و دیگران در هنگام خلق آن نمیتوانند از آن محروم شوند. دانش به طور عمومی به دونوع تقسیم شدهاست، به عبارت دیگر دانش درباره تکنولوژی یا دانش درباره نگرشها یا همان دانش پنهان، مورد آخر اشاره به دانشی دارد که از تجربه به دست میآید و منبع مزیت رقابتی است.( NITC،2011)
در اقتصاددانایی محور علم و فناوری، نوآوری و کار آفرینی، ارکان اصلی اقتصاد را تشکیل می دهندکه همگی ریشه در انباشت دانش دارند، از این رو میتوان گفت که اصطلاح اقتصاددانایی محور به دو ویژگی اقتصاد جدید اشاره دارد:
دانش نسبت به گذشته هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی اهمیت بیشتری یافته است.
کاربردهای فناوری اطلاعات وارتباطات محرکههای اقتصادی هستند (دانایی فرد، 1383)
ویژگیهای اصلی اقتصاددانایی را میتوان به صورت زیر بیان کرد:
منابع فراوان دارد: بر خلاف بیشتر منابعی که در هنگام استفاده تهی میشوند، نهاده دانش همچنان با تکنولوژی وخلاقیت افزایش مییابد.
هیچ مانع مکانی ندارد: خلاقیت در تکنولوژی دسترسی به منابع و سازمانهای مجازی را فراهم میکند، همچنین تحرک کارگران وسرمایه را افزایش خواهد داد.
نیروی کار آموزشدیده در سطح بالا: اقتصاددانایی محور شامل افراد مطلع است مانند سرمایههای دولتی که بیشتر توسعه انسانی میباشد. کارگران در نظریهها ، مهارتها و دانش با استفاده از آخرین تکنولوژی مشارکت دارند.
سطح بالای ثروت سرانه: سرمایههای دانش محور ، بازدهی فزاینده نسبت به مقیاس تولید میکنند، بنابراین باعث افزایش ثروت برای همه میشوند.
مهارتها و دانش داراییهای اصلی هستند: مهارتها ودانش داراییهای مهمی برای اقتصاد جهت دستیابی به رقابت شدهاند.
تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات (ICT): ICT جزء ارکان اقتصاددانایی محور هستند. دسترسی به شبکه درکسب و انتشار دانش ضروری است و اینترنت یک عملکننده اصلی ICT ، به خصوص در فعالیتهای دانشمحور که منجربه رویکردهای جدیدی برای انجام عملیات میشود. (NITC ،2011)
به طور کلی میتوان گفت که اقتصاددانایی محور دارای زیرساختها و ویژگیهای خاص خود میباشد، ویژگیهایی که عامل اصلی شکل گیری وتحقق اقتصاددانایی محور میباشند، ازمنظری دیگر نیز این ویژگیها عبارتند از:
استقرار صنایع با فناوری برتر
گستردگی فناوری اطلاعات وارتباطات
اشاعه دانش که مشتمل برآموزش وتحقیق و توسعه میباشد.

نمودار2-1- ویژگیهای اصلی تحقق اقتصاددانایی محور

منبع:عمادزاده و شهنازی و شبانی، 1385

2-4- معرفی محورهای اقتصاددانایی محور

دانش میتواند از جنبههای مختلفی بر بهرهوری و رشد اقتصادی تأثیر بگذارد، در این قسمت محورهای مؤثردانش بر رشد اقتصادی از منظر اقتصاد دانایی محور که شامل چهار شاخص است بیان میشود.

2-4-1-شاخص عملکرد اقتصادی

نظام اقتصادی باید انگیزه لازم را برای کاربرد کارای موجودی دانش به منظور خلق دانش جدید، حذف فعالیت های ناکار آمد و شروع فعالیت های جدید با کار آمدی بیشتر(رونق کارافرینی) ایجاد کند. سیاست های دولت به ویژه سیاست های مربوط به فناوری، صنعت و آموزش، مستلزم توجه بیشتری بوده و زیرساخت ها و ایجاد انگیزه برای سرمایه گذاری و تعلیم و تربیت دارای اهمیت است.
این بخش شامل یک دولت کارا و قابل اطمینان (ثبات سیاستهای دولت) و پایین بودن سطح فساد در این دولت است. در این رژیم همچنین یک سیستم قانونی وجود دارد که از قانونهای اساسی تجارت و حق مالکیت معنوی و مادی حمایت و وجود تحقیق و توسعه و ادامه فعالیتها در این بخش ضروری است. این محور باید منابع را از بخشهای ناکارا به بخشهای کارا هدایت کند و با ارائه مشوقهایی برای استفاده کارا از دانش موجود، کسب دانش جدید و تلفیق کاربرد دانشهای موجود با دانش جدید ، موجب افزایش بهرهوری و رشد اقتصادی شود. (بهبودی وامیری، 1389)

2-4-2- شاخص آموزش

از الزامات اقتصاد دانش محور، جمعیت تحصیل کرده و ماهری است که به خوبی بتواند دانش را خلق و آن را بکار گیرند. آموزش و سرمایه گذاری در نیروی انسانی، سرمایه گذاری بلندمدتی است که بدون آن اقتصاد دانش محور ناپدیدار خواهد بود. لذا در یک اقتصاد دانش محور توسعه یافته، خدمات آموزشی با کیفیتی که در اختیار افراد قرار می گیرد، اولویت اقتصاد و جامعه است.
سرمایه انسانی عمل کننده اصلی رشد در اقتصاددانایی محور خواهد بود و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی نیروی کار، بهره وری نیروی کار، اقتصاد دانش، اقتصاد دانش محور Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی رشد اقتصادی، نیروی انسانی، نیروی کار، کشورهای در حال توسعه