پایان نامه با کلمات کلیدی رشد اقتصادی، اقتصاد دانش، نیروی کار، اقتصاد دانش محور

دانلود پایان نامه ارشد

منتخب بعد کنترل برای متغیرهای که در بالا ذکر شد استفاده شدهاست. نتایج از اطلاعات 1992 به عنوان خط مبنا برای مقایسه یافتههای درطول سایرمطالعات به کارمیرود.
ای. اس. ای دیوتویت22(2003)در مقاله ای تحت عنوان (هوش رقابتی در اقتصاددانایی محور: چه چیز در تشکیلات اقتصادی آفریقای جنوبی وجود دارد؟). بیان میکنند که در یک محیط ناپایدار بنگاههای اقتصادی بتدریج درک میکنند که باید تغییرات عمدهای در چگونگی گسترش منابع استراتژیک خود برای رقابت در اقتصاددانایی بوجود آورند. در این مقاله نقش هوش رقابتی در بنگاههای اقتصادی آفریقایجنوبی آزمون میشود، بنابراین تصمیم گرفتهشد که یک مطالعه با هدف تعیین اهمیت هوش رقابتی در پروسههای مدیریتی استراتژیک این شرکتها انجام شود تا دریابند کجا و چگونه شرکتها اطلاعاتی درباره رقبا و استفاده از سیستمهای هوش رقابتی بهدستآورند.
شلمان و پاور23 (2004) با ارائه تعریفی از اقتصاددانایی سه سؤال را مطرح میکند که آیا پیشرفتهای اخیر تکنولوژی، بهرهوری را افزایش میدهد یاخیر؟ چهارچوب جدید کاری خودمختاری کارگران را افزایش داده یا کنترلهای بیشتر مدیریتی راباعث شده؟ پیامدهای توزیعی اقتصاددانایی بنیان که در دستمزدهای نابرابر فزاینده و مشاغل سطح بالا نمود یافته، چگونه است؟ این مقاله بیشتر اهمیت تعاریف و الزامات اقتصاددانایی محور رابیان میکند.
چن و داهلمن24 (2004)در مقاله ای با نام” دانش و توسعه :رویکرد بین کشوری” اثرات دانش بر رشد اقتصادی را ارزیابی کردهاند. رگرسیون آنها به صورت بین کشوری است که 92 کشور را در دوره ی زمانی 1960 تا 2000 مورد مطالعه قرار میدهد. این مطالعه نشان میدهد که دانش عامل مهمی برای رشد اقتصادی بلند مدت است، به خصوص نشان دادهشدهاست که انبارهی سرمایه انسانی و سطح نوآوری داخلی و تطبیق تکنولوژی و سطح زیر ساخت تکنولوژیهای اطلاعات و ارتباطات (ICT)و همگی دارای اثر مثبت و معناداری بر رشد بلند مدت اقتصادی هستند.
در توافق با ادبیات موجود و نتایج این مطالعه نشان میدهدکه سلامت کلی اقتصاد و کیفیت نهادها از عوامل تعیین کننده رشد اقتصادی میباشند، جمعیت خوب آموزشدیده و بامهارت برای خلق،کسب و انتشار و بکارگیری کارای دانش مرتبط لازم وضروری است و باعث افزایش TFPو بنابراین رشد اقتصادی میشود.
برین چی – انگ لین25(2006)در مقاله خود تحت عنوان “یک دید پایدار از اقتصاددانایی و نقد نمایهها ودیدگاههای مسیر اصلی”رشد جاری را که با شرح و توصیف اقتصاددانایی به دست میآید را توضیح میدهد و بر جریان اصلی در دانش و رشد اقتصادی و غفلت از دانش و سایر مسائل مهم (مانند ترویج برابری ثروت و حفاظت محیط زیست)را تأکید مداوم میکند.
فیلیپ شاپیرا وجان و یوتی26(2006)در مقاله خود باعنوان “اقدامات برای توسعه مبتنی بردانش (معرفی تکنیکهای دادهکاوی برای توسعه اقتصادی درایالتهای جنوب آمریکا)”به سهم دانش بر رشد اقتصادی و افزایش رقابت دراین ایالتها توجه خود را جلب کردهاند. انتشارات بیشتر و به آرامی در مجلاتمحلی و منطقهای توسعه در مقابل استفاده گسترده از اقدامات مجموعههایی از نوآوری با تمرکز موضعی در حوزههای مربوط به نوآوری طی سالهای 1963-2005 افزایش یافتهاست و به تحلیل روند اقدامات و اثرات آن بر این ایالتها پرداختهاند که اثرات آن دراقتصاد این ایالتها مثبت ارزیابی کردهاند.
فیلیپ شاپیرا27(2006) در مقاله ای با عنوان”اندازهگیری اقتصاددانایی و مواد و روشها و نتایج و بینش از مطالعه محتوای دانش مالزی” یک مدل مفهومی محتوای دانش را ارائه میکند و متدولوژیها و نتیجههای یک پروژه برای توسعهدادن بخش اندازه گیری محتوای دانش در مالزی از طریق یک نظرسنجی در 1800بنگاه مالزی و در 18ساخت وخدمات صنایع را بیان میکند. سطوح محتوای دانش توسط این بخش اندازه گیری شدهاست. وابستگی مثبت بین نوآوری در تکنولوژی وحداقل یک متغیر محتوایی دانش در همه آنها به جز چهار صنعت وجود دارد.
برین لین در مقاله ای با عنوان “نگاهی جدید به اقتصاددانایی محور”28(2007) بحث میکند که علیرغم اینکه ما در اقتصاددانایی محور زندگی میکنیم، در اکثر کشورها باپدیدههای جدی مانند تخریب محیطزیست و نابرابری فزاینده اقتصادی رو برو هستیم. او در تحلیل خود چنین نتیجه میگیرد که باید در تدوین سیاستهای حامی محیط زیست بکوشیم و از این طریق ارزشهای مردم را به سمت اهداف جدید اجتماعی هدایت کنیم و همچنین در محیطهای دانشگاهی سعی در پیشرفت مشترکات جهانی باشد. اهمیت این مقاله بیشتر معرفی اقتصاددانایی محور و تأکید بر تولید درونزا متناسب با شرایط هر کشور میباشد.
مگیدو نیند، لبنا بوسریه، عبدول بی کامارا29(2007) در بررسی خود با عنوان “اقتصاددانایی محور و تجربه ای از مخارج عمومی بر آموزش در آفریقا”با استفاده از دادههای 52 کشور آفریقایی درطی 30 سال گذشته با بحث و بررسی مسائل کلیدی نتیجه میگیرد که سرمایهگذاری در آموزش و تولید دانش در آفریقا نیاز به توجهدارد تا بازده سرمایهگذاری قاره برای رشد اقتصاددانایی محور را به حداکثر برساند.
پو- کام رنگویون پینگ هو وآنت سینق30 (2007)در مقاله ای باعنوان ( به سمت یک مدل دانشگاه کارآفرین و تأیید اقتصاددانایی محور ، مورد دانشگاه ملی سنگاپور) بیان میکنندکه در عموم مردم با اقتصادهای صنعتی شده جدید (NIES) دیگر در آسیا و سنگاپور در حال حرکت به سمت یک استراتژی دانش محور برای رشد هستند. این مقاله تحلیل میکند که چگونه دانشگاه ملی سنگاپور به چنین دانشگاهی در سنگاپور منجر شدهاست و تغییر نقش آن در اقتصاد سنگاپور به عنوان یک مطالعهموردی که چگونه دانشگاههای شرق آسیا در حال پاسخ به جهان اقتصاد هستند مورد بررسی قرار میگیرد.
مارشال31 (2008)در ابتدای مقاله خود با عنوان ” توسعه در مطالعههای اقتصاددانایی محور فلسفه و دانش” اینگونه میآورد که عبارت اقتصاددانایی محور نیز همانند جهانی سازی تکیه مباحث سیاسی و آموزشی و بخصوص در مورد سیاستهای آموزش شده است. در چنین مباحثی تولید دانش و اطلاعات و مهارتها ارزشمندتر از تولید اولیه و ثانویه است. اما سؤال خود را اینگونه مطرح میکند که در همین ارتباط کارهای زیادی حول این موضوع شکل گرفته که چگونه مؤسسات و تجارت افراد و فعالیتها ساختاردهی میشوندکه مطابق با تئوریهای دانش و مدیریت جدید رفتار کنند، ولی درباره اینکه چگونه باید جوانان آماده شوند تا بتوانند نقش خود را در اقتصاددانایی محور بپذیرند کارهای بسیار اندکی انجام شده است.
چون – چین کووچی های یانگ32(2008)درپژوهش خود باعنوان “سرمایه دانش و سرریزهایی روی رشد اقتصادی منطقه ای؛ تجربه ای از چین” به تحلیل وضعیت چین میپردازد. بررسیهای این مقاله نشان میدهدکه سرمایه دانش و هر دو سرمایه R&Dو واردات تکنولوژی با اثر مشابه با رشد اقتصادی منطقه ای به طور قابل توجهی همکاری کردهاند. همچنین موجودیت سرریزهای R&D به خوبی سرریزهای دانش بین المللی ارائه میکند. علاوه بر این یک قابلیت جذب منطقه ای به عنوان توانایی بحرانی برای جذب کردن منابع دانش داخلی که متضمن در FDI و واردات است ودرنظرگرفته شده است که سپس در رشد اقتصادی منطقه ای شرکت کرده است.
سینگ – فن لیومارچلامیوزووفیلیپ لاردو 33(2010) درمقاله ای تحت عنوان “الگوهای شغلی و تواناییها و ظرفیتهایی ازphd ها در علوم و مهندسی کردن در اقتصاددانایی؛ مورد فارغالتحصیلان از یک دانشگاه انگلستان و مبتنی بر تحقیق”که براساس دادههای جمع آوری شده از طریق یک بررسی ترکیبی دانش و مهندسی فارغ التحصیلان دکترا از دانشگاههای مبتنی بر تحقیق است. اختلاف انواع دورههای زندگی و اختلاف انواع شایستگیهای کسب شده از آموزش دکترا را بررسی میکند و نتیجه میگیرد که به طور معمول مهارتهای قابل انتقال به عنوان بیشترین ارزش در استخدام خارجی از تکنیکهای قراردادی شغلها در نظرگرفته شدهاست. به طور مطلق در اصطلاح مهارتهای تحلیلی عمومی و توانایی حل مشکلات از آموزشهای دکترا کسب شده است و به عنوان ارزش در هرسه نوع دوره زندگی درک میشود.
گابریل ال. سابو34(2010) در پژوهش خود با عنوان( دانش مؤثر و تاثیرگذار،به سوی یک تعریف مجدد اقتصاددانایی محور اتصال به توسعه پایدار) بیان میکند که بیشتر تحلیلهای اقتصادی و اقتصاددانایی محور و توسعه پایدار از چهارچوب تحلیلی که به وسیله اقتصاددانان نئوکلاسیک آماده شده است استفاده میکنند. دسترسی تحولی و معرفتی با عث بینش جدید و تکنیکهایی که به طور اساسی از زیست شناختی تحولی قرض گرفته شدهاست میشود. این مقاله یک تعریف وسیعی از هر دو مفهوم و ارتباط آنها با معانی یک دیدگاه تحلیلی قبلی را ارائه میدهد.
تارلوگ سینگ(1996) در مطالعه ای به اندازه گیری و تجزیه و تحلیل عوامل موثر بر بهره وری کل عوامل تولید در 10 گروه صنعتی هند در طول دوره 1973-1994 پرداخت. در این مطالعه بهره برداری کامل از ظرفیتهای تولیدی، تخصیص بهینه در منابع تولید، استفاده از صرفه جویی های ناشی از میاس تولید، استفاده از تکنولوژی های مدرن تر که بتواند جوابگوی رقابت شدید خارجی باشد، افزایش در مخارج تحقیق و توسعه و افزایش صادرات صنعتی این کشور به خاور دور، از عوامل تاثیرگذار بر شاخصهای بهره وری عنوان شده است.

2-10- جمع بندی و نتیجه گیری فصل دوم

همانطور که مشاهده شد اقتصاد دانایی محور به معنی اقتصادیست که بر پایه علم و دانش باشد و در آن تولید و کاربرد دانش برای یک بخش مهم در رشد اقتصادی و خلق رفاه و ثروت مشارکت دارد. این اقتصاد ویژگیهایی دارد, از جمله: منابع فراوان, عدم موانع مکانی, نیروی کار آموزش دیده در سطح بالا, سطح بالای ثروت سرانه, مهارت و دانش جزو دارایی های اصلی, تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات.بیان شد که اقتصاد دانایی محور شامل محورهای اصلی همچون: آموزش و منابع انسانی, نوآوری, زیر ساختهای اطلاعاتی و رژیم های اقتصادی می باشد.در این فصل دیدگاههای گوناگون مرتبط با بهره وری نیروی کار بیان شده است و در نهایت به پاره ای از مطالعات داخلی و خارجی اشاره شده است.

2-11- منابع فصل دوم

احمدی، محمدرضا (1387) مقایسه تجربی تأثیر مولفه های اقتصاد دانش محور بر بهره وری نیروی کار در کشورهای نفت خیز خاورمیانه و کشورهای جنوب شرق آسیا. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه فردوسی.
امینی،علیرضا(1384)، اندازه گیری و تحلیل روند بهره وری به تفکیم بخشهای اقتصادی ایران، مجله برنامه و بودجه، شماره 93، سازمان مدیریت برنامه ریزی کشور.
بهبودی، داوود، امیری، بهزاد(1389). رابطه بلند مدت اقتصاد دانش بنیان و رشد اقتصادی در ایران. فصلنامه علمی پژوهشی سیاست علم وفناوری،سال دوم ،شماره 4.
جهادبند، فرزانه (1388)، بررسی نقش آموزش پایه در تحقق اقتصاد دانایی محوردر ایران ،پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکده اقتصاد.
حسینی، سیدشمسالدین و چهارمحالی بیغش، اکبر (4 138) اقتصاد دانش و شکاف توسعه در ایران، فصلنامه اقتصاد و تجارت نوین، شماره اول، تابستان.
حیدری، بهزاد(1387). اقتصاد دانش محور و نقش دانش در توسعه اقتصادی ایران. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران.
خالصی,امیر (1384). اقتصاد نوین و بهره وری در ایران، فصلنامه اقتصاد و تجارت نوین، سال 1384، شماره اول، تابستان.
خاوری نژاد، ابوالفضل(1385)، شاخصهای بهره وری اقتصاد ایران، فصلنامه حسابهای اقتصادی ایران، شماره 1، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران.
دانایی فرد، حسن (1383)، اقتصاد دانش محور وحفظ تمامیت نهادی دانشگاه، پژوهش و برنامه ریزی در آموزش عالی،پاییز.
ربیعی، مهناز (1388). اثر نوآوری وسرمایه انسانی بر رشداقتصادی ایران، مجله دانش وتوسعه (علمی – پژوهشی) سال شانزدهم،شماره26،بهار.
شاه آبادی، ابوالفضل، امیری، بهزاد(1389)، تاثیر مولفه های دانش بر بهره وری کل عوامل کشورهای منتخب عضو سازمان همکاری اسلامی، فصلنامه اقتصاد و تجارت نوین،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی نیروی کار، اقتصاد دانش، تحقیق و توسعه، بهره وری کل عوامل Next Entries منابع تحقیق درباره قلام تعهدی، اقلام تعهدی، اقلام تعهدی اختیاری، بازده سهام