پایان نامه با کلمات کلیدی رشد اقتصادی، نیروی انسانی، نیروی کار، کشورهای در حال توسعه

دانلود پایان نامه ارشد

که حمایت های قانون از قوانین مالکیت معنوی به منظور بازگشت هزینه های تحقیق و توسعه و ادامه فعالیتها در این بخش ضروری است. این بخش باید منابع را از بخش های ناکارا به بخش های کارا هدایت کند و با ارائه مشوق هایی برای استفاده کارا از دانش موجود، کسب دانش جدید و کاربرد دانش های موجود با دانش جدید، موجب افزایش بهره وری می شود(بایر و همکاران(2006)،کابوبو ماریرا(2003)، (اشمیتز(1997).
از این مقطع استفاده از این الگوی رشد و توسعه اقتصادی مبنای برخی تصمیمگیریها و برنامهریزیها قرار گرفت و به تدریج در بین تصمیمگیران کشورهای مختلف جایگاه مناسبی یافت. امروزه همه کشورها درصدد آن هستند که به شیوه مطلوبی از این الگوی بهرهمند شوند. اقتصاددانایی محور تمامی زمینههای تجارت، ساختار اقتصادی، بهرهوری، مدیریت و مانند اینها را متحول میکند و ویژگیهایی همچون آزادسازی تجارت و جهانی شدن بازرگانی، فناوری اطلاعات و ارتباطات، مدیریت دانش، تغییر ساختاری در اقتصاد، تغییرات در محل و نیروی کار، افزایش حق انتخاب مصرف کنندگان، کوچک شدن دولت و کسب و کار الکترونیکی را همراه دارد. (عمادزاده وشهنازی، 1386).
در بحث سیر تحول اقتصادها ابتدا به این نکته میپردازیم که نقش دانش در اقتصاد، امر جدیدی است یا از گذشته در تئوریهای اقتصادی به آن اشاره میشدهاست؟
آدام اسمیت حدود 220 سال قبل، یعنی در سال1776 کتاب خود را تحت عنوان “تحقیق در باب ماهیت و علل ثروت ملل ” نوشت. او به نقش دانش در رشد اقتصادی واقف بود که نه تنها آیندهنگری دارند بلکه با تولید دانشی که به لحاظ اقتصادی مفید است به رشد اقتصادی کمک میکنند. انقلاب صنعتی حدود 200سال قبل در انگلستان، که علت تحولات و رشد و توسعه اقتصاد جهانی بوده است، چیزی جز ظهور دانش در فناوری نبوده است. صد سال بعد از اسمیت اقتصاددان آلمانی فردریک لیست بر اهمیت زیر ساختها و نهادهایی تاکید میکند که موجب توسعه نیروهای تولیدی هستند و فردریکلیست، منشا این زیر ساختها و نهادها را تولید دانش و توزیع مناسب دانش در اقتصاد میداند. هگل هم عامل توسعه و تحول نظامهای اجتماعی و اقتصادی را تضاد بین نهادهای موجود با ادراکات رشد یافته میداند که خود از رشد متأثر است. مارکس نیز حدود صد سال بعد از اسمیت موتور محرکه تغییر نظام اقتصادی را تضاد بین نیروهای تولیدی با روابط اجتماعی تولید میداند و تحول نیروهای تولیدی را نیز برونزا فرض میکند زیرا رشد نیروهای تولیدی را حاصل رشد دانش و توسعه علوم میداند که برونزا است. لذا عامل اصلی در تحولات نظامهای اقتصادی و تحول به سوی نظام برتر یعنی سوسیالیسم علمی را چیزی جز رشد دانش و توسعه علوم و کاربرد آن در صنعت یعنی پیشرفت تکنولوژی نمیداند. در مراحل بعدی شومپیتراقتصاددان اتریشی به جایگاه ویژه نوآوری و ابداعات در رشد اقتصادی توجه ویژه و تاکید زیادی بر سهم دانش در نوآوریها و ابداعات فنی و لذا در رشد اقتصادی کردهاند. (درخشان، 1384)و(احمدی، 1387)
پژوهش والترز و رابینسون3 (1983)حاکی از آن بودکه گسترش آموزش تأثیر مهمی بر تولید داشته، امادر مقایسه با مطالعات قبل، مقدارآن کمتر بودهاست. همچنین سطوح تحصیلات عالی با وقفه زمانی اثرمثبت بر تولید داشته است نتایج بررسی شیهان وتیگارت 4(1998)حاکی از آن بود که در دادههای تجاری بهتر میتوان تغییرات و رشد دانش وفناوری را مشاهدهکرد. در تجارت کالاها وخدمات، صادرات کالاهای دانشبر، رشد سریعی داشتهاست. پاویت5(2001) استدلال میکند که سرمایهگذاری در تحقیق برای کشورهای در حال توسعه مهم است زیرا:
اولاً میتواند بسیاری از مشکلات کاربردی راحل کند.
ثانیاً تحقیقاتاساسی یا پایه نمیتوانند بدون هزینه وبه آسانی از مرزها عبورکنند، لذا کشورهای در حال توسعه نمیتوانند به آنچه در کشورهای پیشرفته ایجاد میشود تکیه کنند.
مطالعات اقتصاد سنجی بون وایجکن(1997) روی آمارهای 173 مؤسسه هلندی نمایانگر تأثیر و اهمیت آموزش به عنوان یکی از ورودیها است. در سطح کلان، بن حبیب واشپیگل در سال1994 به بررسی اثر سطح آموزش روی نرخ رشد نیروی تولید هنگامی که بحث درباره ابداع و نوآوری است، پرداخته و آن را مثبت ارزیابی نمودند. ماسکل و مالمبرگ (1999)، بیان نمودندکه در اثر تغییر در اقتصادبین الملل پایههای رقابت صنعتی از رقابت ایستایی قیمتی به رقابت بر اساس نوآوری و بهبود دینامیک تبدیل شدهاست و در این فاز جدید، بنگاهی ممتاز و دارای مزیت رقابتی تلقی میشود که قادر به ایجاد سریعتر دانش از رقبای خود باشد یعنی سریعتر یادبگیرد و سریعتر فراموش کند.
آبراموتیز ودیوید (1996)نشان دادهاند که قرن جدید با رشد شدید استفاده از دانش در سیستم تولید مشخص میشود، تحلیلهای ساختاری OECD از این نتیجه حمایت میکند. OECD نشان داده است که بخشهایی که نهادههای دانش یعنی از نیروی انسانی تحصیلکرده وماهر بیشتر استفاده کنند به طور فزاینده رشد میکنند. از نظر لاندول6(2000)، در اقتصاد جدید عمده توجه به ایجاد دانش، محصولات وخدمات جدید است نه بر تخصیص منابع موجود و به همین جهت برای افراد وبنگاهها غیرعقلایی خواهد بود اگر ظرفیتهای فکری خود را در جهت تخصیص مجدد منابع به کار گیرند، زیرا میتوانند از ظرفیتهای فکری خود برای ایجاد ایدههای جدید استفاده کنند، از دیدگاه لاندول دانش منبع اساسی اقتصاد مدرن و یادگیری یک فرایند بسیار معتبر است.
عملکرد نوآوری یک کشور در حد وسیعی به ماهیت و چگونگی رابطه بین عاملین بستگی دارد، که عبارتند از بنگاههای خصوصی و عمومی، دانشگاهها ومؤسسات تحقیقاتی، امروزه فعالیتهای اقتصادی بسیار دانش بر شدهاند. رشد در صنایع با تکنولوژی پیشرفته بسیاربالاست. تقاضای صعودی برای افراد بسیار ماهر وجود دارد و در نهایت، سرمایه گذاری در دانش، موتور رشد اقتصادی و افزایش اشتغال شناخته شده است. (صادقی وآذربایجانی، 1385)
جهان با ورود به قرن 21 به پیشرفتهای بزرگ فناورانه، همگرایی بیشتر بازارها، جهانی شدن ورقابت شدید همراه با تولید و استفاده گسترده از دانش نائل گشته که نیاز به یک پارادایم نو و کاملتری از توسعه را ضروری ساخته است. پارادایم اقتصاددانایی محور به مانند تمام تئوریهای موجود مراحل گذاری را ازمرحله خام تا پختگی طی کردهاست. (Sharma & Gupta,2004)
همچنين ميتوان سير تحول اقتصادها را به گونه اي ديگر نشان داد، ميتوان گفت اقتصاد دنيا با سه نوع کشاورزي، صنعتي و اطلاعاتي (دانش) متحول شدهاست که هر کدام ويژگيهاي مربوط به خود را دارند. در جامعهاي با اقتصاد کشاورزي دادههاي در دسترس، نيروي کار، زمين و سرمايه و فرایند توليد کشت و زراعت ميباشد که در نهايت به توليد مواد کشاورزي ميانجامد. نوآوريهايی در مراحل مختلف آن، از جمله بکارگيري حيوانات جهت تسهيل امور کشاورزي و زراعت و تاحدي استفاده از ماشين جهت توليد رخ ميدهد. (عماد زاده و همکاران 1385)
در مرحله دوم که مر حله ورود به اقتصادهاي صنعتي است به دادههاي توليد علاوه بر نيروي کار، زمين، سرمايه که جزیی از دادههاي اقتصاد کشاورزي نيز بودند، کارآفريني و فناوري اضافه ميگردد، که طي يک پروسه پردازش و کارخانه اي در نهايت ستاده آن که تجهيزات سرمايهاي، صنعت و توليدات فيزيکي هستند به دست ميآيد. نوآوريهاي مورد استفاده در اين مرحله استفاده از فرآيند ماشينيشدن و تحقيقات علوم و فناوري است.
مرحله سوم اقتصاداطلاعات و دانش است، در اين مرحله اطلاعات و دانش به دادههاي اوليه اقتصاد اضافه گرديده و نتيجه آن توليدات دانش، صنايع و خدمات دانایی و سرمايه دانش است. نوآوريهاي اين اقتصاد عبارتند از شبيهسازي و ايجاد شبکههاي اطلاعاتي و مجازي جهان. (همان)
برای تعریف اقتصاددانایی محوربه گونه ای دیگر میتوان تفاوت اقتصاد کشاورزی، صنعتی، و اقتصاددانایی محور، مشخص شود. در شکل زیر این تفاوتها نشان داده شده است.

شکل2-1- سیر تطور اقتصاد جهانی

منبع: دانایی فرد، 1383
فرایندتحولات درتاریخ جهان با توجه به مطالبی که دربالا گفته شد نشان میدهدکه اندازه رشد و مراحل جهش اقتصادها درنتیجه موتورهای محرک رشد در هر دوره ازتاریخ متفاوت است. برای توسعه وگسترش اقتصاددانایی محور وفعالیتهای اقتصادی آن، تولید وبهرهبرداری از دانش به عنوان موتور رشد اقتصادی در اقتصادهای بازاری توسعه یافته عنصر محوری است، به گونه ای که سبب تغییر و دگردگونی درتمامی ابعاد توسعه و توافقات اجتماعی بشریت شدهاست. توافقات اجتماعی که در سالهای پایانی قرن بیستم حاصل شدیک چهارچوب نظری جدیدی رابرای رشد و توسعه در قرن21 در قالب پارادایم اقتصاددانایی محور فراهم آورد. (عماد زاده، شهنازی وشبانی 1385).

-6-2تعاریف و مفاهیم بهره وری

واژه بهره وری برای اولین بار در سال 1776 توسط کیوزنی7 به کار برده شد. در سال 1883 لیتره8 بهره وری را قدرت و توانایی تولید معرفی کرد. سازمان بین المللی کار9 نیز بهره وری را اینگونه تعریف کرده است: محصولات مختلف با ادغام چهار عمل اصلی (زمین، سرمایه،کار و سازماندهی) تولید میشود. رابطه بازدهی سه عامل از این عوامل در ترکیب با عامل چهارم، مشخص کننده میزان بهره وری می باشد.(ولی زاده زنوز،1388)
از دید آژانس بهره وری اروپا10، بهره وری درجه استفاده موثر از هر یک از عوامل تولید است. مرکز ملی بهره وری ژاپن11، بهره وری را حداکثر استفاده از منابع فیزیکی، نیروی انسانی و سایر عوامل تولید به روشهای علمی تعریف کرده است به طوری که بهبود بهره وری به کاهش هزینه تولید، گسترش بازارها، افزایش اشتغال و بالا رفتن سطح زندگی همه آحاد ملت، منجر می شود.(همان)
مرکز ملی بهره وری ژاپن از زمان تاسیس (1955) نهضت ملی افزایش بهره وری در این کشور را تحت سه اصل افزایش اشتغال، همکاری بین نیروی کار و مدیریت و توزیع عادلانه نتایج بهره وری در میان مدیریت، نیروی کار و مصرف کنندگان مورد هدف قرار داده است.
سازمان بهره وری سنگاپور12، بهره وری را توسعه عادت به سازی رفتار و نگرش افراد بیان کرده است یعنی هر کس باید به این موضوع بیندیشد که چگونه می تواند کاری را که به عهده گرفته است به بهترین وجه انجام دهد.
باید توجه داشت که بهره وری به صورتی مجرد قابل حصول نیست. زیرا تابعی است از تعداد نیروی انسانی، کیفیت نیروی انسانی، شرایط اقلیمی، اقتصادی و جغرافیایی منطقه حجم سرمایه گذاری ها و سطح انگیزش افراد که این سطح انگیزش نیز متاثر از محیط کار، سطح دستمزدها و پاداشها، ارزشهای دریافتی از کار انجام شده و میزان رشد و پیشرفت شخصی می باشد.(همان)
در کنار تعاریف مختلف سازمانها و نهادهای بین المللی، تعریفهای دیگری نیز ارائه گردیده است. این تعاریف عبارت است از:
استیگل13:نسبت میان بازده به هزینه عملیات تولیدی.
ماندل14: بهره وری به مفهوم نسبت بین بازده تولید به واحد منبع مصرف شده است که با سال پایه مقایسه می شود.
دیویس15: بهره وری تغییر بدست آمده در مقدار محصول در ازای منابع مصرف شده می باشد.
طبق تعریف مرکز ملی بهره وری ایران، بهره وری شامل دو مولفه کارایی و اثر بخشی است. اثر بخشی درجه و میزان نیل به اهداف تعیین شده می باشد و در واقع چگونگی تحقق اهداف را می سنجد و کارایی نحوه استفاده از منابع برای دستیابی به اهداف را نشان می دهد. در واقع اثر بخشی مرتبط با عملکرد و کارایی مربوط به استفاده صحیح از منابع است. در بررسی تفاوت بهره وری و کارایی می توان گفت که یک بنگاه ممکن است به لحاظ فنی کارا باشد یعنی با استفاده از نهاده های به کار گرفته شده به حداکثر تولید دست یابد ولی در شرایط بهره وری کل قرار نداشته باشد، زیرا یک بنگاه می تواند بهره وری خود را با استفاده از صرفه های ناشی از مقدار افزایش دهد. بنابر این با توجه به اینکه تغییر مقیاس تولید، در بلندمدت امکانپذیر است،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی رشد اقتصادی، سرمایه انسانی، نیروی کار، فناوری اطلاعات Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی نیروی کار، رشد اقتصادی، بهره وری نیروی کار، سرمایه انسانی