پایان نامه با کلمات کلیدی دولت صفوی، نماز جمعه، شاه طهماسب

دانلود پایان نامه ارشد

وجسد شاه را غسل داده وکفن کردند.323
شاه طهماسب برای سید حسین احترام فراوانی قائل بود واز نظر علمی با پدر شیخ بهایی در مساله نماز جمعه وجهت قبله ایران وکفر اهل سنت، اختلاف نظر داشت. شیخ حسین معتقد به وجوب تخییری نماز جمعه در عصر غیبت بود چون اهل سنت در آن موقع شیعیان را متهم به ترک آن کردند. سید حسین در مدت حضورش در ایران نماز جمعه را اقامه می کرد. او علاوه بر اعتقاد به این وجوب تخییری، به اشتراط حضور فقیه جامع الشرایط هم قائل بود. سید، اهل تسنن را کافر ونجس می دانست ودر تعصب علیه آنها مشهور بود ولی شیخ حسین بن عبد الصمد، پدر شیخ بهایی، مسلمان بودن اهل سنت را قبول داشت وسب صحابه را لازم نمی دانست.
قزلباشان، سید را بسیار دوست داشتند وشاه به خاطر همین سرسختی های او با اهل تسنن او را شیخ الاسلام پایتخت کرد وسید پس از مدتی.324 ایران را برای مدتی ترک کرد، چون او بودن در ایران را مساوی با نابودی دنیا وآخرت می دانست، هر چند او از عدم مشروعیت صفویه حرفی نزده است وحتی وقتی به ایران آمد، این دولت را دولت ایمان نامید، اما گفته آخر او حاکی از بی اعتمادی او به صفویان وعدم قبول حقانیت آنهاست.325 میر سید حسین معتقد به لعن وطعن علنی اهل سنت بود وبه همین دلیل در موردش گفته شده است که او وقتی در کوچه وبازار راه می رفت، تبرائیان با او ودر رکابش راه می رفتند وعلنا به سب ولعن شیخین واهل تسنن می پرداختند.326
پس از مرگ شاه طهماسب، پسرش اسماعیل دوم به سلطنت رسید. او گرایشهای سنی گرایانه داشت327 واز لعن نسبت به خلفای راشدین اظهار بیزاری می کرد ودر برابر تبرائیان می ایستاد وآنها را از این کار باز می داشت.328 در این موقع بود که نقش میر سید حسین حساستر وفعالتر شد. او روی قزلباشان بسیار تاثیر گذاشته بود وباعث شده بود که آنها از اسماعیل دوم رویگردان شوند. وسید به مخالفت با اسماعیل دوم پرداخت که همین ایستادگی اش در برابر شاه، مشکلاتی را برای او باعث شد.329 در مقابل شاه اسماعیل دوم هم کمال بی توجهی به میر سید حسین را کرد ودستور داد که همه کتب علمی سید را در خانه ای قرار دهند ومهر کنند واو را از منزلش بیرون کنند. وبه علت اصرار زیاد میر سید در تولا وتبرا وگشت زدن او در بازار همراه با تبرائیان، اسماعیل دوم به او دستور داد که نباید اجازه دهی تبرائیان در رکاب تو حرکت کنند در غیر این صورت دستور قتلت را صادر خواهم کرد که میر سید حسین هم خواسته شاه را نپذیرفت. بعد شاه دستور داد که سید را در حمام داغی زندانی کنند ودر همان شب شاه در اثر نفرین میر سید حسین به طور ناگهانی پس از یکسال حکومت در گذشت.330
سید در اصرار بر تشیع همان راه جد مادری اش یعنی محقق کرکی را می پیمود است ودر آثارش نسبت به اهل سنت مواضع تندی داشته است.
محدث قمی در بیان حالات میر سید حسین در کتاب فوائد الرضویه آورده است که از سید کراماتی نقل شده است از جمله هلاکت شاه اسماعیل دوم با دعای سید که به گونه ای دیگر نقل شده است، به این صورت که شبی شاه همراه با اطرافیانش با حالت مستی در کوچه وبازار می چرخیدند وقبلا هم سید را به خاطر مبارزه اش با سنی ها وحضورش در کوچه وبازار با تبرائیان، ترسانده وتهدید به قتل کرده بود. در آن شب سید علیه اسماعیل دوم نفرین کرد واسماعیل که یکسال ونصف از سلطنتش بیشتر نگذشته بود، ناگهان خفه شد وبه هلاکت رسید.331 مولف تاریخ عالم آرای عباسی در مورد میرسید حسین می گوید: او از فقهای جبل عامل بود که به طور سنتی ضد سنی ها بود وبا شاه اسماعیل دوم در افتاد وشاه که دید قزلباشان از او بسیار تاثیر پذیری دارند، واز او رویگردانی می کنند، به میر سید حسین بدبین شد وبه او بی توجهی کرد. چون سید در تشیع وتبرا بسیار غلو داشت. لذا کتب علمی سید را در خانه گذاشته ومهر کردند واو را از منزلش بیرون کردند وخانه اش را هم خراب کردند.332
از وجوه مبارزات سید علیه اهل سنت وایستادگی در برابر شاه اسماعیل دوم گفته است که شاه، تصمیم گرفت به بهانه اینکه سکه ها به دست یهود ونصارا نیفتد وآنها دست نجس خود را روی آن سکه ها نکشند، نام امامان را از روی سکه ها محو کند. ولی سید حسین گفت: باید به نظر من روی سکه ها چیزی حک شود که هر جا افتاد مشکلی نیاید واین بیت شعر باید نوشته شود:
هر کجا نقشی است بر دیوار ودر لعن بوبکر است وعثمان وعمر
وقتی شاه این سخن سید را شنید، در محضر عموم، جرفش را پس گرفت واین نفوذ سید حسین از زمان شاه طهماسب تا زمان شاه عباس اول وجود داشت.333
سر انجام سید در سال 1001 در قزوین بر اثر ابتلاء به بیماری طاعون، وفات کرد وجنازه اش را به دستور شاه عباس برای دفن به عتبات عراق بردند.334
چهره دیگر این دوره که شاخص بود فرزند خود محقق کرکی بود ونامش عبد العالی ابن علی کرکی بود. او در سال 926 متولد شد ودر سال 993 در اصفهان وفات کرد وکسانی مثل شیخ حر عاملی وافندی از او به بزرگی یاد کرده اند. او شاگرد پدرش ویکی از علمای بزرگ اواخر عهد سلطنت شاه طهماسب وشاه اسماعیل دوم بوده است وافندی او را پشتیبان ورئیس شیعه امامیه پس از پدرش می داند.335 اسکندر بیگ در تاریخ عالم آرای عباسی در مورد او چنین می گوید: ((آغاز جریده فضل ودانش از آن طبقه علیه مجتهد الثانی فرید العصر والزمانی شیخ عبد العال است که خلف صدق مرحمت پناه مجتهد الزمانی شیخ عبد العالی است. در علوم معقول ومنقول سر آمد روزگار بسیار خوش محاوره ونیکو منظر وصاحب اخلاق بود ومن حیث الاستقلال والاستعداد بر مسند عالی اجتهاد تمکن داشت واکثر علما، عصر اذعان اجتهاد آن جناب می نمودند واکثر اوقاف در بلده طیبه کاشان اقامت نموده بدرس وافاده اشتغال می نمود وجمعی را بفیصل قضایای شرعیه واصلاح بین الناس می گماشت. وبه نفس شریف نیز گاهی برای اجراء احکام شریعت غراء متوجه فیصل قضایا می گشت وهر گاه به درگاه معلی تشریف می آورد حضرت شاه جنت مکان در تعظیم توفیر جناب نهایت مبالغه می فرموده اندو همیشه باب سعادت مآبش خواه در اردوی معلی وخواه در کاشان مرجع علما ودانشمندان عصر بود واکثر علما در اصول وفروع بقول او عمل می نمودند واجتهادات آن جناب به تصدیق اکثر علما مقرون بود والحق ذات ملک صفاتش در آن حین، آرایش ملک ایران وجهانیان بود)).336
فرزند محقق کرکی در جریان سیاست مذهبی اسماعیل دوم که گرایشات سنی داشت، با میرزا مخدوم شریفی که سنی بود، به بحث ومناظره درمورد امامت می پرداخت وکتابی هم در این زمینه نوشته است وافندی در ریاض العلما آورده است که شاه اسماعیل دوم تصمیم گرفت شیخ عبد العالی ومیر سید حسین مجتهد کرکی را مسموم کرده وبکشد. به همین دلیل شیخ عبد العالی از قزوین به همدان گریخت ولی سید میر حسین در قزوین ماند ودر همانجا وفات کرد.337 شیخ عبد العالی در مورد نماز جمعه وعدم وجوب عینی آن در عصر غیبت رساله نوشته است.338
3: مبارزه با صوفیه
صوفی گری یکی از امور بسیار مطرح در عصر صفویه بود که البته علما با آن مخالفت کردند وما در اینجا قبل از بیان نحوه مخالفت علما با آن به توضیح سابقه تصوف در ایران می پردازیم.
الف: سابقه تاریخی تصوف ورواج آن در ایران
از قرن هفتم به بعد، تصوف در تمامی جهان اسلام اوج گرفت که دو عامل داشت:
1: اختلافات مذهبی مخصوصا شافعی وحنفی واشعری ومعتزلی که همه را از مناظرات وبحثهای عقل گرایی خسته کرده بود وبه سوی اندیشه ها وافکار عارفانه وصوفیانه کشانده بود؛
2: خشونت ها وخونریزی ها وجنگ ودرگیریهای زیادی که همه را به انزوا کشانده بود ومایل به خانقاه وصوفی گری کرده بود؛ درگیریهای زمان انقراض امپراطوری سلجوقی ودرماندگی وپریشانی مردم به خاطر بودن زیر سلطه مغولان.
از موارد بارز ظهور صوفی گری وتصوف، وجود خانقاههای فراوان ومشایخی بود که در این خانقاهها حضور داشتند واین مشایخ مریدانی داشتند که دور آنها جمع می شوند واین مشایخ اگر زنده ودر قید حیات نبودند، در همان خانقاه مدفون می شدند که مزارشان باعث ادامه رونق خانقاه می شد وتشکیلات عظیمی حول وحوش این خانقاهها وجود داشت وپس از گذشت دو قرن از پیدایش خانقاهها، دولت صفوی از دل یکی از این خانقاهها پدید آمد. پس قرن هفتم تا دهم، قرن سلطه همه جانبه تصوف بر جهان اسلام بوده است وفقط از جانب علمای شام ندای مخالفت با تصوف برمی خاست ودر میان شیعیان هم کسانی بودند که با تصوف مخالف بودند مثل مولف کتاب “تبصره العوام” که کتابش را درباره ملل ونحل نوشته است.339
همه علمای شیعه در قدیم، مذاهب صوفیه را جزء مذاهب سنیان گرفته اندو اکثر سنیان هم قبول دارند که صوفیان از ایشان هستند وصاحب کتاب “بیان الادیان”، محمد بن نعمه الله که تقیه می کرده است، صوفیه را از طوایف سنی گرفته است وصوفیان هم خود را از اهل سنت می دانند340 وباید گفت: عثمان بن شریک کوفی که مشهور به ابوهاشم کوفی بود، در اواخر حکومت بنی امیه، این مذهب واین طریقه را وضع کرد واو اولین صوفی بوده است. چون او مثل رهبانان لباسهای پشمی درشت می پوشیده ومثل نصاری هم به حلول واتحاد قائل بوده است وگاهی هم پیروان او را عثمانیه یا سفیانیه یا ثوریه ویا هاشمیه می خوانند. چون سفیان ثوری هم طریقت او را ادامه داد وتشبیه وتجسیم را بر مذهب او افزود وعرضه این مذهب باطل را وسعت داد وبعد پیروان او را به ابویزید بسطامی نسبت داده اندو نامشان یزیدیه یا بسطامیه است وبرخی آنها را به منصور حلاج نسبت داده اند که به منصوریه یا حلاجیه نام گرفته اندو چون اهل غلو هم بوده اند ومشایخ خود را تا مقام خدایی قبول داشتند به آنها غلات وغالیه هم گفته شده است. وبه علت مکر وخدعه ومردم فریبی شان، خداعیه هم خوانده می شوند وچون مذهبی را اختراع کردند که مشتمل بر رهبانیت ونصرانیت بود وکفر واسلام در آن آمیخته بود، امامان آنها را مبتدعه خواندند وچون منافق وریا کار بودند، مرائیه هم خوانده می شدند وهمه صوفیه از مخالفین ائمه هستند واز ائمه احادیث زیادی در طعن آنها وارد شده است وآنها را لعن کرده اند.341
ب: پیوند تصوف با تشیع
در فصل دوم در بحث بنیانگذاران دولت صفوی، آمد که وقتی مبارزات خاندان شیخ صفی رنگ سیاسی پیدا کرد، معلوم شد که عالم تصوف ومراد ومریدی به دور از حوادث سیاسی، دیگر قابل الگو بودن نیست. چون این مسلک وروش با عزلت وگوشه نشینی همراه بود. به این صورت تفکر شیعی که در این خاندان ومریدان علوی اش در آسیای صغیر سابقه وزمینه داشت، فرصت بروز پیدا کرد وبرای حکومت صفوی که سلطه بر جامعه مسلمانان داشت، قوانین فقهی ووجود شرع وفقیه وقاضی لازم بود واین کارها هم از صوفی وتصوف ساخته نبود در واقع، دولت صفویه از نظر سیاسی، نخستین تشکیلات است که توانست بین تصوف وتشیع اتحاد برقرار کند، اما این اتحاد تشیع با تصوف که در آغاز کار به ایجاد وتوسعه حکومت صفوی کمک می کرد، در عمل نتوانست مدت زیادی دوام بیاورد؛342 به همین دلیل مذهب شیعه رسمی اعلام شد واولین کتاب مدون فقهی در عصر شاه اسماعیل، کتاب “قواعد الاسلام” علامه حلی بود که در کتابخانه قاضی نصر الله زیتونی بدست آمد.
در مرحله بعد، حضور علما وفقهای اصیل شیعه در این پیوند نقش مهمی داشت. چون آنها تشیع را بدون آمیختگی با تصوف ترویج می کردند ودعوت دولت صفویه از علمای جبل عامل وقدرت یافتن این عالمان ونفوذشان در امور فکری واعتقادی مردم باعث شد که تصوف در قشر محدودی بر جای مانده وکار اداره فکری جامعه از دست صوفیان خارج شود وکم کم تصوف فقط به خانقاهها محدود شد. شهید مطهری در مورد نقش علما در این زمینه می گوید: ((فقهاء جبل عامل نقش مهمی در خط مشی ایران صفویه داشته اند. چنانکه می دانیم صفویه درویش بوده اندو راهی که آنها ابتدا بر اساس سنت خاص درویشی خود طی می کردند، اگر با روش فقهی عمیق فقهای جبل عامل تعدیل نمی شد، واگر بوسیله آن فقها حوزه فقهی عمیقی در ایران پایه گذاری نمی شد، به چیزی منتهی می شد نظیر آنچه در بین علویهای ترکیه ویا شام هست. این جهت تاثیر زیادی داشت در اینکه اولا روش عمومی دولت وملت ایران از آن گونه انحرافات مصون

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی شاه طهماسب، نماز جمعه، دولت صفوی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی دولت صفوی، آسیای صغیر، فرهنگ ایرانی