پایان نامه با کلمات کلیدی دلبستگی به مکان، بعد شناختی، روانشناسی

دانلود پایان نامه ارشد

هایی برای دوستی و مبادلات اجتماعی نوجوان با همسالان اشاره نمود.ایجاد محیط هایی که بتواند نیازهای نوجوانان را در رابطه با هم مانند بازیها، کارهای عملی و فنی، مطالعه کردن های گروهی و گفتگو فراهم آورد و در آنجا نوجوانان بتوانند مستقلا و در کنار والدین به فعالیتهای خود بپردازند، زمینه مناسبی را در جهت رشد اجتماعی انان فراهم می آورد. ( طاهری، 1381،ص 136)

3-7-1-2 دلبستگی جمعی به مکان:
در سطح جمعی، دلبستگی شامل معانی نمادین مکانی است، که در بین افراد مشترک می باشد. دلبستگی جمعی به مکان در فرهنگ ها، جنسیت ها و مذاهب مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. فرهنگ افراد را از طریق تجربه های تاریخی مشترک24، ارزشها25 و نمادها26 به مکان ربط می دهد. نویسندگان به این نتیجه رسیده اند که معانی مختلف فرهنگی، از وقایع تاریخی، مذهب و دیگر تجارب جمعی مشترک بین اعضای یک گروه بوجود آمده و این معانی به نسلهای بعد منتقل می شوند.(scannell& Gifford, 2010)
مردمی که در فرهنگهای مختلف پرورش یافته اند همانند بچه ها، بدون هرگونه آگاهی از آنچه انجام می دهند یاد می گیرند تا یک نوع اطلاعات را برجسته کنند، در حالی که توجه دقیقی به دیگر موارد آن نیز دارند.این قبیل الگوهای ادراکی با یکبار یادگیری، ظاهرا به صورتی کاملا پایدار در تمام عمر باقی می مانند.(تی هال، 1376، ص60)

3-7-2 فرایند روانی دلبستگی به مکان
دومین بعد از دلبستگی به مکان مربوط به شیوه ای است که افراد یا گروهها با مکان ارتباط برقرار می کنند. سه جنبه دلبستگی به مکان در تعاریف گوناگون نظری و عملی، عاطفه27، شناخت28 و رفتار29 هستند. بعضی از تعاریف شامل هر سه جنبه بوده و بعضی دیگر فقط روی یکی یا دو تای آنها تمرکز می کنند. ((scannell & Gifford, 2010

3-7-2-1 سطح عاطفی دلبستگی به مکان:
پیوند میان شخص و مکان شامل یک رابطه احساسی عاطفی می باشد. عاطفه با احساس مرتبط است و به دوست داشتن ها و دوست نداشتن ها می پردازد. عاطفه شامل درک ارزشها و شکل گیری نگرش است.(لنگ،1386،ص 106) رلف دلبستگی به مکان را یک پیوند ریشه دار و احساسی با مکانی می داند که نیازهای اساسی انسان را تامین می کند. نوشته هایی که در مورد تغییر مکان30های اجباری به هنگام وقوع بلایای طبیعی،مهاجرت یا جابجایی وجود دارد، اثبات می کند که دلبستگی به مکان ریشه ای احساسی دارد.ناراحتی تنها محدود به از دست دادن یک شخص مورد علاقه نیست، بلکه می تواند در اثر از دست دادن یک مکان مهم نیز پدیدار شود.پیوند عاطفی با مکان میتواند طیفی از احساسات ازعشق و رضایت تا ترس و نفرت را شامل شود. اگر چه تجارب منفی قادر است به یک مکان اهمیتی ویژه دهد اما دلبستگی معمولاً با عبارات مثبت بیان میشود و تمایل برای حفظ ارتباط با مکان تلاشی است برای تکرار تجربههای مثبتی که یک مکان ممکن میسازد. ((scannell& Gifford, 2010
ایجاد رابطه عاطفی با مکان، نوعی از جذبه مكان، انگيزه حضور و گذراندن وقت در آن بوده ، بر پيوندهاي حسي فرد با يك مكان خاص (مثل وجود عناصر خاص در مكان يا تاريخچه آن)تكيه دارد و در طول زمان و با مراجعات مكرر به آن شكل ميگيرد. اين بعد ضمن ايجاد حس تعلق و معنا بخشيدن به زندگي فرد، سبب بروز رفتارهاي پاسخگو و متعهد درقبال مكان گرديده و ميتواند رفتارهاي محيطي را نيز ارتقاء بخشد.این بعد با عنوان تعلق اجتماعی که مبتنی بر معنای مکان بر پایه تجارب و خاطرات مشترک با سایرین می باشد نیز مورد بررسی قرار گرفته است.(دانشپور،سپهری مقدم، چرخچیان، 1388)
یکی ازعواملی که سبب دلبستگی عاطفی افراد به مکان می شود مشارکت آنها در فرایند خلق مکان است.
• عامل مشارکت: حضور افراد در فرایند خلق مکان سبب می گردد تا آنها احساس بیشتر و بهتری نسبت به آن مکان داشته باشند. این امر دلبستگی به مکان، توسعه ارتباطات اجتماعی، حفظ ریشه های تاریخی، احساس آرامش و امنیت در مکان را در پی دارد. فراهم ساختن زمینه های مشارکت در عین حال که انعکاس دهنده انتظارات و نیازهای افراد نسبت به مکان است، تعیین کننده نحوه زندگی آنهادر آینده نیز می باشد. (دانشپور، سپهری مقدم و چرخچیان، 1388).
در گذشته هر گاه فردی می خواست خانه ای بسازد، در یکی از پیچیده ترین و طولانی ترین تصمیم گیریهای زندگی خود، درگیر می شد. از نخستین بحث در این باره در خانواده گرفته تا روزی که آخرین کارگر خانه را ترک می کرد،مالک با سازندگان همکاری داشت، نه الزاما با دستهایش بلکه با پیشنهادها، پافشاریها و نپذیرفتن هایش و از طریق تماس دائم با آنها، مسئولیت شکل نهایی خانه را برعهده می گرفت.

3-7-2-2سطح شناختی دلبستگی به مکان
پیوند بین انسان و مکان شامل نمودهایی شناختی میباشد. خاطرات، اعتقادات، معانی و آگاهی افراد نسبت به مکان، یک مکان ویژه را اهمیتی خاص میدهد.(scannell& Gifford, 2010). روانشناسی شناخت با فراگیری، سازماندهی و ذخیره معرفت سرو کار دارد؛ و بر موضوعاتی چون تفکر، یادگیری، یادآوری،احساس کردن و رشد ذهنی تاکید دارد. (لنگ،1386،ص 106)افراد آن دسته از داده های محیطی که منسجم و قابل پردازش باشند را بصورت اطلاعات شناختی و یا طرحواره های ذهنی31، که شامل آگاهی و بینش راجع به یک شیئ یا خود شخص می باشد،نظم و ساختار می بخشند.
بعد شناختی دلبستگی به مکان شامل ساختار معنایی مکان و پیوند با آن می باشد. مردم از طریق خاطره معنای مکان را خلق کرده و با آن رابطه برقرار می کنند. فولیلاو آشنایی32 با محیط را به عنوان مولفه شناختی دلبستگی به مکان در نظر می گیرد؛ برای دلبسته شدن باید جزئیات محیط را شناسایی و سازمان دهی کرد.نظریه فلدمن پیرامون هویت زیست گاههای انسانی بیان می دارد که افراد به گونه های خاصی از مکان وابسته می شوند. این زمانی حاصل می شود که اشخاص شباهتهایی را بین خود و محیط یافته و شناختی را که از محیط کالبدی بدست آورده اند، شامل خاطرات، اندیشه ها، ارزشها، ترجیحات و رده بندی، با شخصیت خودشان ترکیب کرده و درآمیزند.
از اساسیترین مفاهیم مرتبط با بعد شناختی دلبستگی به مکان «هویت مکان» است، روانشناسان معتقدند که در حالت کلی افراد در راستای هویت بخشیدن به خویش و فهم اینکه «من که هستم؟» با محیط ارتباط برقرار می کنند.(scannell& Gifford, 2010)
آشنایی و خوانایی به عنوان مولفه های اساسی در برقراری تعامل شناختی می باشند :
• آشنایی
آشنایی عبارتست از هماهنگی مکان با الگوهای شناخته شده برای فرد یا همان طرحوارههای ذهنیوی، نظریهپردازان دلبستگی به مکان بر نقش طرحوارهها در پروسه دلبستگی به مکان و آشنایی با مکان تأکید دارند (Fullilove, 1996; Scannell & Gifford, 2010a). همسازی تصویر مکان و طرحوارههای ذهنی ممکن است به سبب ارتباط مکرر با مکان در طول زمان و یا خاطره تجارب قبلی از مکانهای مشابه ایجاد شود. (سلیمی،1389،ص41)پس بررسی دو عامل زمان و خاطره در فرایند آشنایی با محیط ضروری به نظر می رسد.
الف. عامل زمان: طول مدت آشنایی افراد با یک مکان، میزان استفاده از آن و طول مدت سکونت در آن یا همجواری با آن، عاملی است که گاه بدون توجه به سایر ابعاد سبب بروز دلبستگی به مکان در افراد و گروهها می گردد. (دانشپور، سپهری مقدم و چرخچیان، 1388).تصویر ذهنی یک مکان با استفاده مداوم از آن غنی و تصحیح می شود. (لنگ، 1386، ص155)
ب. خاطره : یکی از عوامل موثر در شکل گیری تصاویر ذهنی از محیط های مختلف، خاطرات فردی یا جمعی از آن محیط و محیط های مشابه است.
فضاهای خاطره انگیز، فضاهایی هستند که انسان قبلا آنها را تجربه کرده و با آنها آشنایی دارد. هر چه تعداد فضاهای آشنا در محیط بیشتر باشد، امکان برقراری ارتباط ساده تر خواهد بود. یافتن فضاهای آشنا، باعث احساس امنیت و آرامش در محیط خواهد شد. در مقابل، تغییر و تبدیل یا ازمیان رفتن فضاهای آشنا، حس گم گشتگی، بی ریشه بودن و از دست دادن بخشی از زندگی را در انسان بوجود خواهد آورد. مفهوم خاطره در فضاهای شهری با حس تعلق و هویت همراه و مترادف است. انباشت خاطره در شهر، به سابقه سکونت در آن وابستگی دارد. به همین دلیل ساکنان شهرهای جدید به مکان زندگی خود تعلق خاطر کمتری دارند. (میرمقتدایی-1388)
شکل گیری خاطره مستلزم حدوث یک واقعه یا کسب یک تجربه است. هر اندازه تعداد افراد درگیر در واقعه بیشتر باشد، اهمیت آن افزایش می یابد.اشیا و فضاهای به جا مانده از واقعه نیز دارای ارزش خواهند بود. گاه از یک خاطره فقط اسامی و نامها باقی می مانند. بدین ترتیب فرایند شکل گیری خاطره به صورت زیر است:
واقعه خاطره اشیاء، مکان ها، نام ها (یادآوری/ تداعی خاطره)
مکان به عنوان ظرفی که دربرگیرنده وقایع و حوادث است، می تواند به حفظ خاطرات کمک کند. یک خاطره واضح و روشن، مستقیما به یک مکان مشخص مربوط می شود. به عبارت دیگر، خاطره، مکان محور است یا حداقل به پشتوانه مکانی نیاز دارد.(میرمقتدایی-1388)
خاطره ممکن است جمعی یا فردی باشد. خاطره جمعی را خاطره اجتماعی نیز می نامند. خاطرات اجتماعی ممکن است به وقایعی مربوط شوند که در طول زندگی، یا حتی قبل از تولد فرد رخ داده اند، و به تاریخ خانواده، گروههای قومی، منطقه یا جهان تعلق دارند. در این مورد، آنچه به یاد می آید به تجارب شخصی فرد بستگی ندارد، بلکه به سنت های شفاهی نقل روایت ها و انگیزه شخصی کشف وقایع گذشته مربوط می شود.همانطور که خاطرات جمعی ماهیت اجتماعی دارند، بستر شکل گیری آنها نیز باید محل تعامل اجتماعی باشد. از سوی دیگر، خاطرات جمعی معمولا از نسلی به نسل دیگر منتقل می شوند. در این صورت، سابقه سکونت درشهر، عامل تقویت خاطرات جمعی است. یادآوری خاطرات جمعی از طریق نقل شفاهی خاطرات یا حفظ آثار کالبدی آنها امکان پذیر است. (میرمقتدایی-1388)
براساس آنچه گفته شد شهری دارای هویت مطلوب تلقی می شود، که بستر لازم برا ی شکل گیری، حفظ و یادآوری خاطرات جمعی را فراهم می کند. چنین شهری باید دارای زمینه کالبدی و اجتماعی مناسب برای شکل گیری رویدادهای جمعی بوده، و ساکنان و حاکمان آن، علاقه مند به ثبت و یادآوری آن خاطرات باشند. عواملی مانند امنیت اجتماعی، تنوع قومی، سوابق تاریخی، مراسم و جشن ها، معرف پتانسیل های اجتماعی- سیاسی شهر هستند، و وجود فضاهای عمومی مناسب و فعال، پاتوق ها و مراکز محلات، پتانسیل کالبدی- فضایی شکل گیری رویدادهای جمعی را نشان می دهند.
عواملی مانند ثبات و تداوم سکونت، تعلق و وابستگی به مکان، جایگاه شهر در ادبیات و سینما، معرف زمینه اجتماعی- سیاسی حفظ و ثبت خاطرات شهر هستند و حفظ بناهای تاریخی، اسامی محلات و مکانهای مختلف، مهم ترین شیوه های کالبدی- فضایی تقویت خاطره شهر می باشند. (میرمقتدایی-1388)
• خوانایی
لینچ عناصر ساختار کالبدی شهرها که در شهر وضوح و خوانایی ایجاد می کنند را، راه، لبه، محله، گره و نشانه های شهری معرفی می کند.از دیدگاه وی مردم برای سازمان دادن به تصاویر ذهنی آشنا از این پنج عامل استفاده می کنند. (لنگ، 1386، ص155)
راهها مسیرهای حرکت هستند. لبه ها محدوده هایی هستند که فرم را قطع می کنند یا به موازات آن ادامه می یابند. محله ها محوطه هایی هستند که هویتی قابل تشخیص دارند.محله ها بافت کالبدی و کاربری همگون و لبه یا محیط مرئی تعریف شده ای دارند. گره ها مکان تمرکز فعالیتها هستند. نشانه ها نقاطی هستند که نسبت به مشاهده گر عنصری خارجی و یگانه اند و از نظر بصری به راحتی قابل تشخیص می باشند. تصاویر ذهنی، اجتماعی از عناصر فوق اند. قوانین سازماندهی بصری گشتالت، مشاهدات لینچ در مورد نقشه های شناختی را تایید می کنند. راهها و لبه ها عناصر تداوم دهنده هستند. محله ها می توانند مجاورت و شباهت عناصر را در یک محدوده قابل رویت نشان دهند، در حالی که نشانه ها عناصری دارند که به محیط اطراف خود شباهت ندارند. توضیح و تشریح گره ها از دیدگاه روانشناسی گشتالت مشکل است.(لنگ، 1386، ص158)

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی دلبستگی به مکان، ویژگی های فردی، عوامل فردی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی دلبستگی به مکان، فضای شخصی، شخصی سازی